یاری که دلم رستی در بر رخ ما بستی
غمخواره ی یاران شد بادا چنین بادا
تشکرشده 2,234 در 570 پست
یاری که دلم رستی در بر رخ ما بستی
غمخواره ی یاران شد بادا چنین بادا
تشکرشده 2,234 در 570 پست
آنکس که تورا شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند
تشکرشده 2,234 در 570 پست
دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
تشکرشده 239 در 119 پست
دنبال چشمه می گردم
آشنای اشک و بارون
چشم به آسمون می دوزن
دستای سبز دعامون
تشکرشده 715 در 251 پست
نغمه دل بس که حزین بود و بد
بر دل بی صاحب ما لطمه زد
آه که امشب دل من چون کشید
چونکه نبود شیوه گریه بلد!!
اثر آتنای دل گرفته
تشکرشده 537 در 283 پست
دلا شبها نمي نالي به زاري
سر راحت به بالين مي گذاري
تشکرشده 715 در 251 پست
یادم آید که شبها هم نمی خوابم هنوز
ای بدا حالم که شبهایم چو روز
ای بسا غمها که در دل کرده ام انبار و لیک
آتش افروزد دلم از اینهمه غمها و سوز
تشکرشده 239 در 119 پست
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چاره گر از چارسو ببست
تا هر کسی ببوی نسیمی دهند جان
بگشود نافه و در آرزو ببست
تشکرشده 2,234 در 570 پست
ترسیدن ما چونکه هم از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلائیم
تشکرشده 2,234 در 570 پست
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)