مطلب طاعت و پیمان درست از من مست
که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
تشکرشده 191 در 101 پست
مطلب طاعت و پیمان درست از من مست
که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 116 در 62 پست
تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
شب این روز آن باشد فراق آن وصال این
قدح در دور می گردد ز صحت ها و بیماری
گرت نبود شبی نوبت مبر گندم از این طاحون
که بسیار آسیا بینی که نبود جوی او جاری
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
يك دو جامم دي سحر گه اتفاق افتاده بود
وز لب ساقي شرابم در مذاق افتاده بود
از سرمستي دگر با شاهد عهد شباب
رجعتي مي خواستم ليكن طلاق افتاده بود
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دید قبا رفته خمارش نماند
دید زیان کم شد سودای سود
دیدش ساقی که در آتش فتاد
جام گرفت و سوی او شد چو دود
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
در ازل هر كو به فيض دولت ارزاني بود
تا ابد جام مرادش همدم جاني بود
من همان ساعت كه از مي خواستم شد توبه كار
گفتم اين شاخ از دهد باري پشيماني بود
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
درده می پیغامبری تا خر نماند در خری
خر را بروید در زمان از باده عیسی دو پر
در مجلس مستان دل هشیار اگر آید مهل
دانی که مستان را بود در حال مستی خیر و شر
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
روي خاكي و نم چشم مرا خوار مدار
چرخ فيروزه طربخانه از ين كهگل كرد
آه و فرياد كه از چشم حسود مه چرخ
در لحد ماه كمان ابروي من منزل كرد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
در موج دریاهای خون بگذشته بر بالای خون
وز موج وز غوغای خون دامانشان ناگشته تر
در خار لیکن همچو گل در حبس ولیکن همچو مل
در آب و گل لیکن چو دل در شب ولیکن چو سحر
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
وز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)