آقا محمد! شما چرا اینقدر بحث میکنید راجع به احساساتتون؟ چرا اینقدر حرفها و کلمات احساسی همسرتون رو دائم بهش یادآور میشید که فلان روز؛ فلان شب این حرف رو تو نبودی که به من میزدی؟
آخه! پسر خوب! یه دختر خانم به خودی خود مغروره؛ مخصوصا هم که توی دوران عقد باشه. خوب؛ ناز داره و شاید هم از سر غرورشه و اینکه دوست داره مدام شما بهش ابراز دوست داشتن بکنید، داره این حرفها رو به شما میزنه!
شما میتونید وارد بازی ایشون نشید؛ خیلی مردونه و عاشقونه ابراز احساسات کنید.
همون جوری که توی پست قبلی گفتم شما میتونید با زبان بدنتون همسرتون رو بدون اینکه خودش بفهمه عاشق خودتون بکنید. بدون هیچ بحثی. بعد هم عشقی که به تدریج پیش بیاد دوام و قوامش خیلی بیشتر از عشقی هست که یکدفعه اومده باشه.
یه کم زرنگ باش، جلوی خانواده ات احترامش کن. تحویلش بگیر. بیار و ببرتش. براش چیزهایی رو که دوست داره بگیر مثل خوراکی هایی که دوست داره. هر بار موقع بیرون رفتن سعی کن شوخ طبع باشی و باهاش شوخی کنی.
وقتی ناراحته، بغلش کن و بهش اطمینان بده که مثل کوه پشتش هستی. میدونم وقتی میگه من یه موقع بهت احساس خاصی ندارم چقدر برات سخت و سنگینه. اما شما میتونید عاقلانه تر رفتار کنید و مدیریت کنید زندگی تون رو.
باید ناخودآگاه روشهای جذب کردن یه خانم رو یاد بگیرید.
وقتی بحث از احساسات میشه شما از احساسات خوب خودتون بگید و حال خوشی که از دوست داشتنش دارید.
بهتون قول میدم که چنان عاشقتون بشه که حتی خودتون هم باور نکنید. در ضمن وابستگی خانم ها بعد از ازدواج چندین برابر آقایون میشه.
------------------------------
و در مورد روزی هم که میخواید برید خونشون، سعی کن خیلی خوب به خودت رسیده باشی. بعد هم با یه دسته گل و شیرینی میری خونشون و اگر اومد استقبالت که هیچی؛ اگر نیومد با روی خوش و صدای بلند( یه جوری که شادی توی صدات پر باشه) با مادرخانمت احوال پرسی میکنی و میشینی. یه چند دقیقه بعدش، بلند داد میزنی که پس کو این عروس خانوم ما؟ حتی خودت بلند میشی میری به سمت اتاقش و در میزنی و میگی: .... جان! واقعا که! با اینکه خودم گل بودم اما واسه شما خانم خانم ها، یه گل خوشگل هدیه آوردم.
بعد اگر خانمت اخم کرد؛ میری توی اتاق و دستات رو دور بازوهاش حلقه میکنی و به چشماش نگاه میکنی و میگی: خیلی میخوامت. بعد هم یه بوسه از پیشونیش میکنی و میای بیرون.
منتظر میشی که بیاد. بعد از اومدنش با همون حالت روی خوشت؛ شروع میکنی راجع به موضوعات متفرقه حرف زدن. اگه خانومت خواست مساله رو به مسائل چند روزه قبل بکشونه؛ میگی: عزیز دلم، از این به بعد تصمیم گرفتم مسائل بین مون رو فقط خودمون دوتایی بدونیم و دوتایی حلش کنیم. شب که قرار شد با هم بریم بیرون، حتما راجع به مسائل مون هم با هم حرف میزنیم. باشه؟
لبخند فراموشت نشه و حالا اگر خواستی واسه ناهار موندی که هیچ! اگر نه؛ سعی کن توی اون لحظاتی که توی جمع هستید، ابراز احساسات رفتاریت بیشتر باشه. گاهی جات رو عوض کن . کنارش بشین و دستاش رو بگیر. از رنگ لباسش تعریف کن و سریع رد شو.
از دستپخت مامانش تعریف کن. سعی کن حرفهای متفرقه رد و بدل بشه و صحبت راجع مسائل دیگه بمونه واسه بعد. توی اون لحظات هم رفتارها و حرکات عشقولانت بیشتر از ابراز کلامیت باشه.
یعنی نگاه های عاشقانه و تحسین برانگیزت. دستهای پرمهرت. تنه های عاشقانه ات. خنده هات.
همه میتونه معجزه کنه واسه یه شروع خوب.
بعدش هم اگر خواستی شب ببرش بیرون و باز براش شوخ طبعی کن و خواسته های دلت رو با گرمی و آرامی از زبان خودت و با کلمه ی " من دوست دارم. من دلم میخواد" شروع کن و بهش بگو.
مطمئنم که براش اثر میکنه. به شرطی که بخوای این راه رو ادامه بدی. به هیچ عنوان هم حرفی از مهریه نزن. اگر همسرت هم حرفی زد؛ بگو: تو کنارم باش. تو همدم باش. تو بهم عشق و آرامش رو بده. پول چیه؟ حاضرم بخاطرت هر کاری بکنم.
این حرفها رو از ته قلبم میزنم.
- - - Updated - - -
منتظرم ببینم که چیکار میکنید ها!!!!!!!!!!!!!


آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
من
برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
و امروز
من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
منه انسان
چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)