به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 144

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 اردیبهشت 92 [ 17:11]
    تاریخ عضویت
    1390-7-17
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    1,939
    سطح
    26
    Points: 1,939, Level: 26
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    472

    تشکرشده 475 در 135 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    سلام

    در راستاي سوال سبكتكين من هم سوال مشابهي دارم
    مثلا همسر من ميگه من خونه عموي تو نميام چون نگاهاشون مغرضانه است ( حالا نيستا)
    من اعتبار سازي ميكنم اما نهايتا ميخواهم ايشون بفهمن كه ديد خودش اشتباهه و خونه عموي من بياد ...
    اگه اعتبار سازي كنم ميگه آها ديدي پس قبول داري ...اصلا دو تايي نميريم
    اعتبار سازي نكنم ميگه خودت برو من نميام همين كه گفتم
    من بايد تو ايم مورد چي كار كنم؟

  2. 2 کاربر از پست مفید yekta_b تشکرکرده اند .

    yekta_b (چهارشنبه 16 فروردین 91)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    خيلي ممنون آقاي sci
    ‌من از هر دو طرف دفاع مي كردم و مي خواستم نقش واسطه رو بازي كنم بينشون كه الان فهميدم كارم اشتباه بوده . معني همدلي رو الان خيلي بهتر فهميدم . البته همون موقعش هم احساس ايشون رو هم انكار نمي كردم ولي فكر مي كنم خيلي بهتر مي تونستم باهاشون همدلي كنم و نكردم .

  4. 2 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (پنجشنبه 17 فروردین 91)

  5. #3
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    سبکتکین عزیزم

    یک نقد بهت دارم و ببخشید که در این تاپیک عنوان می کنم که البته بی ارتباط هم نیست

    این نقد از نگاه شخصی من است

    واقعا این حس کنجکاوی و سوال و جواب ها رشد دهنده است و sciعزیز هم انصافا پاسخ های فوق العاده ای به تو می دهند که واقعا کمک کننده است . که همه ی اینها فوق العاده است و واقعا جای تقدیر و تشویق خیلی زیاد دارد .

    اما نقد و اشکال از نگاه من در نبش قبر کردن است . این حرف یعنی چه ؟

    اگر تو معنی همدردی را مثلا نمی دانی و sci عزیز دستت را می گیرند و گام به گام برایت توضیح می دهند یعنی تو این مشکل را در جای جای زندگیت با افراد دیگر هم تا همین امروز داشتی و داری چرا در مثالهایت از این مرد و خاطرات گذشته و نبش قبر گذشته استفاده می کنی ؟

    نظرم بر انکار گذشته نیست اما فکر می کنم در یک انتخاب اشتباه خیلی از مسائل اشتباه است . خشت اول کج بوده در نتیجه خیلی از مسائل سرجای خودش نیست و نبوده ( از هر دو طرف ) .

    تو رفتار خودت را در مورد فردی که حضور ندارد و دیگر بر صحنه ی زندگیت نقش ندارد تحلیل می کنی . این نگاه رو به گذشته از نگاه من جای نقد داره .

    چرا که بازتاب هر عملی عکس العملی است که تو و همسر نسبت به هم در آن زمان نشان می دادید . اگر خودت را تحلیل می کنی تحلیل سبکتکین امروز نیست این تحلیل ها مال سبکتکین دیروز است در مقابل آن آدم .

    عمر سوگواری بر سنگ قبر آن زندگی را با نبش قبر طولانی نکن . حق توست که بدانی چه اتفاقی افتاده و چرا زندگیت چنین سرانجامی یافت .با توجه به زمانی که از جدائیت می گذارد تجربه ای بود در دیروز . تمام شد . آدم های امروز زندگیت و رفتارهای خودت در قبال آنها را تحلیل کن . از آنهامثال بیاور .

    روش مثال آوردن از آدم های جدید امروز ، برای سلامت روانی امروز و فردایت کمک کننده است عزیزم .


  6. 13 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (سه شنبه 05 اردیبهشت 91), barani (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    من هم سوالی داشتم در زمینه منفعل بودن.

    راستش معمولا همسر من برای اینکه به نتیجه خاصی برسد با یک بهانه دعوایی را راه می اندازد و تا به نتیجه ای که می خواهد نرسد انرا تمام نمی کند حتی اگر چندین روز ادامه داشته باشد. اوایل من همدلی می کردم و سعی در احترام گذاشتن به خواسته های او داشتم ولی نظری متفاوت داشتم و مساله پرخاشگری همسرم انقدر طول می کشید تا من تسلیم شوم. ولی حالا من برای اینکه مساله تمام شود و خانه متشنج نشود چاره ای برای خودم جز منفعل رفتار کردن و تن به خواسته همسرم دادن نمی بینم. اگر خواستید مثال نیز می اورم. در این موارد من باید چه کنم و چطور می توانم منفعل نباشم ولی از شر پرخاشگری نیر اسوده باشم؟

  8. 4 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (شنبه 19 فروردین 91)

  9. #5
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    خانم دلجو،
    لطفا چند مثال بزنید

  10. 5 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 07 فروردین 92), sci (دوشنبه 21 فروردین 91)

  11. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    ابتدا عذر می خوام که با تاخیر پاسخ میدم.

    و اما مثالها:

    1- قرار بود ما برای دیدار به مدت 4 هفته به ایران بیاییم. من و همسرم از دو شهر مختلف و دور از هم هستیم. و برای همین قبلش برای اینکه چه روزهایی در کدام شهرها باشیم خواستیم برنامه ریزی کنیم.
    همسرم: خوب اول می رویم شهر شما و بعد شهر ما و در اخر بر می گردیم شهر شما تا بعد برویم فرودگاه و برگردیم.
    من : خوبه. منم موافقم. خوب بهتره روزهایی که هر شهر هستیم هم مشخص کنیم تا بهتر بتونیم از زمانهامون استفاده کنیم.
    همسرم با خنده: خوب 20 روز شهر ما و 10 روز شهر شما.
    من با خنده: باشه.
    همسرم: خوب به نظر شما چطور باشد؟
    من: به نظر من اول یک هفته شهر ما بمونیم تا خستگیمون در بیاد. بعد دو هفته شهر شما و بعد هفته اخر برگردیم شهر ما.
    همسرم با خنده: زرنگ باشی.

    این گفتگو ظاهرا اینجا با خوشی تمام شد. بعد از چند روز پدرم روز تعطیل زنگ می زند و می خواهد با همسرم صحبت کند ولی همسرم خانه نیست. به من بگوید که اگر زحمتتان نیست برای من فلان وسیله را تهیه کنید . اگر نتوانستید مهم نیست. من هم می گویم چشم.

    همسرم به خانه می اید و من به همسرم می گویم پدرم گفتند اگر زحمتتان نیست این وسیله را برای من تهیه کنید.
    همسرم: اخمهایش در هم می رود. یعنی چه؟ خوب چرا به خود من نگفت.
    من: می خواستند با شما صحبت کنند اما شما نبودید.
    همسرم: می توانست دوباره شب تماس بگیرد. پدرت باید بداند که من تصمیم گیرنده در این خانه هستم. (کم کم همسرم عصبانی می شود)
    من : بله بالاخره آقای ما شمایید. من هم احساس خوبی ندارم اگر کاری مربوط به من باشد و به شما بگویند.
    همسرم با صدای بلند: پس چی؟ باید به پدرت بگویی به من بگوید. اصلا اگر تو ضوهرداری بلد نیستی به خاطر این است که پدر و مادرت فلان و .....
    در این زمان همسرم می رود در فاز توهین و عصبانیت شدید و اجازه صحبت به من نمی دهد و بعد از دو ساعت داد و فریاد در آخر می گوید:
    تو انتظار داری از من دو هفته خانه شما باشم. من یک روز هم انجا نمی مانم . تو هم حق نداری انجا باشی. یک روز می روی و انها را می بینی و بعد اگر انها خیلی دلشان برایت تنگ شد بیایند تو را خانه ما ببینند.
    من : من هم خیلی دوست دارم که زمان زیادی می توانستیم ایران بمانیم تا بتونیم دلتنگیهامون رو برطرف کنیم.
    همسرم: اول که رفتیم ایران دو روز می مانی پیش خانوادت و بعد میایی شهر ما تا روز اخر.
    من : خوب می توانیم اول برویم شهر ما و شما بعد از دو روز که خستگیت برطرف شد برگردی شهر خودتان . و من هم بعد از چند روز میایم شهر شما. و در اخر هم من زود تر از شما بر می گردم. شما هم بیشتر بمان.
    و همسرم کمی ناراحتی می کند و در اخر از با رفتارش من عذر خواهی می کند .

    و این بحث فرسایشی باز چند روز دیگر سر هر مساله ای با یک بهانه شروع می شود. تا رسیدن به ایران. در ایران نیز با کوچکترین عمل از خانواده من : مثلا چرا من در ماشین عقب در فرودگاه نشستم و شما در ماشین جلو و با هر بهانه ای گوشت من باید بلرزد تا چند روز اقامت ما در شهر ما تمام شود و بعد برویم شهر همسرم (بعد از دو یا سه روز). و باز در انجا همسرم خیلی شاد میشود. و باز برای زمان برگشتن ببه خانه ما دوباره این قضایا تکرار می شود و در اخر ایران امدن برای من تلخ می گذرد و همسرم به هدف خودش که بیشتر در شهر خودشان البته با من بماند(20 روز و ده روز) با پرخاشگری می رسد. و من هم تمام این مدت از یکماه قبل از امدنمان تا اخر سفر برای اینکه این پرخاشگریها حداقل شود و جلوی دخترم و خانواده ام نباشد تسلیم خواسته های همسرم می شوم.

    مثال دوم را هم می زنم. اما چون مثالهایم طولانیست. لطفا نظرتان را دراین باره بدهید تا بقیه را بنویسم.

    راستی در مورد مثال که زدم یادم رفت که بگم من احتمالا برای اینکه این مسائل تکرار نشه دفعه بعد هم که بخواهم به ایران بیایم نظر همسرم رو بی چون و چرا قبول می کنم تا حداقل همان چند روز که پیش خانواده خودم هستم خوش باشم (هر چند کم باشه) و دائم نگران نباشم.(باز هم منفعل بودن)

  12. 5 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (پنجشنبه 31 فروردین 91), مهرااد (یکشنبه 10 شهریور 92)

  13. #7
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang
    ابتدا عذر می خوام که با تاخیر پاسخ میدم.

    و اما مثالها:

    1- قرار بود ما برای دیدار به مدت 4 هفته به ایران بیاییم. من و همسرم از دو شهر مختلف و دور از هم هستیم. و برای همین قبلش برای اینکه چه روزهایی در کدام شهرها باشیم خواستیم برنامه ریزی کنیم.
    همسرم: خوب اول می رویم شهر شما و بعد شهر ما و در اخر بر می گردیم شهر شما تا بعد برویم فرودگاه و برگردیم.
    من : خوبه. منم موافقم. خوب بهتره روزهایی که هر شهر هستیم هم مشخص کنیم تا بهتر بتونیم از زمانهامون استفاده کنیم.
    همسرم با خنده: خوب 20 روز شهر ما و 10 روز شهر شما.
    من با خنده: باشه.
    همسرم: خوب به نظر شما چطور باشد؟
    من: به نظر من اول یک هفته شهر ما بمونیم تا خستگیمون در بیاد. بعد دو هفته شهر شما و بعد هفته اخر برگردیم شهر ما.
    همسرم با خنده: زرنگ باشی.
    شما : ؟؟؟؟

    این گفتگو ظاهرا اینجا با خوشی تمام شد.

    ببينيد اين گفتگو هيچ اشكالي ندارد جز اينكه شما به نتيجه نرسيده ايد! خطاهاي شما مشخص شده اند.. سكوت شما در پايان گفتگو، به نوعي اجتناب از بحث بشمار مي ره كه يكي از خطاهاي رايج در تخريب گفتگوي همسران مي باشد
    ________________________________
    بعد از چند روز پدرم روز تعطیل زنگ می زند و می خواهد با همسرم صحبت کند ولی همسرم خانه نیست. به من بگوید که اگر زحمتتان نیست برای من فلان وسیله را تهیه کنید . اگر نتوانستید مهم نیست. من هم می گویم چشم.

    خب ببينيد شما اشتباه كرده ايد و بايد عواقب اون رو قبول كنيد! شما نبايد مي گفتيد چشم! چون پدر شما مي خواست با همسر شما صحبت كند،‌ پس جواب جرات مندانه اين بود كه پدر وقتي ايشون اومدند، مي گويم با شما تماس بگيرند!نه اينكه بگوييد چشم! اينكه شما گفتيد چشم چند اشكال دارد:
    1. به حقوق فردي همسرتون احترام نگذاشتيد و عملا ايشون رو بي اعتبار كرديد!
    2. منفعلانه رفتار كرديد.
    3. در نزد پدر ايجاد توقع كرديد
    4. با توجه به اينكه تجربه مي گه شوهر شما در اين مواقع احساس خوبي نداره، شما نسبت به عواطفش بي توجه بوده ايد و موقعيت بد رو ايجاد كرده ايد! به جاي اينكه موقعيت خوب رو ايجاد كنيد!


    همسرم به خانه می اید و من به همسرم می گویم پدرم گفتند اگر زحمتتان نیست این وسیله را برای من تهیه کنید.
    خواهر بزرگوارم! دقت كنيد! شما در اين مقطع،‌ داريد يك درخواست مطرح مي كنيد! اين درخواست بايد جرات مندانه مطرح شود... درخواست موثر باشد! درخواست شما چند اشكال دارد:
    1. تقاضا نيست! تقاضا وقتي مي كنيم حتما بايد شرايط طرف مقابل رو در نظر بگيريم!‌اعتبار سازي كنيم، و حتما از كلماتي مثل لطفا، مي تونم خواهش كنم، استفاده كنيم!
    2. درخواستي در كار نيست! يك صورت دستور محترمانه است كه ابلاغ مي شود
    3. جرات مندانه نيست و احتمال اينكه طرف مقابل نه بگويد بسيار زياد است
    4. در زمان مناسبي مطرح نشده است
    5. از جملات "من" استفاده نكرده ايد و تقريبا شما نقش ايميل رو بازي كرده ايد! هيچ احساسي شما نداريد از گفتن اين پيام! خب مي گذاشتيد خود پدرتون اين درخواست رو انجام بدهند
    باز هم تاكيد مي كنم، كه بهتر بود مي گفتيد: عزيزم، در صورت امكان، با پدرم تماس بگير.. با شما كاري داشت!

    همسرم: اخمهایش در هم می رود. یعنی چه؟ خوب چرا به خود من نگفت.

    من: می خواستند با شما صحبت کنند اما شما نبودید.
    ( نبايد توجيه مي كرديد! بايد اشتباه خودتون رو قبول مي كرديد و بحث رو خاتمه مي داديد تا تشديد اتفاق نيوفتد!!!)
    اگر در اين مقطع،‌ خانم اعتبار سازي كند،‌ تشديد اتفاق نمي افتد و اوضاع آرام مي شود


    همسرم: می توانست دوباره شب تماس بگیرد. پدرت باید بداند که من تصمیم گیرنده در این خانه هستم. (کم کم همسرم عصبانی می شود)
    همسر، ناراحت است چون احساساتش ناديده گرفته شده! ايشون از پدر ناراحت نيستند! اما چون احساساتش ناديده گرفته شده و عواطفش هنوز در خانه مبهم است و كسي نمي داند، عصباني مي شود! از طرفي چون نمي تواند منظور خود را واضح بگويد... بيشتر عصباني ست!

    من : بله بالاخره آقای ما شمایید. من هم احساس خوبی ندارم اگر کاری مربوط به من باشد و به شما بگویند.
    خواهرم،‌اين اعتبار سازي نيست! همدلي هم نيست! بيشتر شبيه همدردي است... جواب نمي دهد و موجب عصبانيت طرف مقابل مي شود!

    متاسفانه تشديد شروع مي شود!!!
    همسرم با صدای بلند: پس چی؟ باید به پدرت بگویی به من بگوید. اصلا اگر تو ضوهرداری بلد نیستی به خاطر این است که پدر و مادرت فلان و .....
    در این زمان همسرم می رود در فاز توهین و عصبانیت شدید و اجازه صحبت به من نمی دهد و بعد از دو ساعت داد و فریاد در آخر می گوید:
    تو انتظار داری از من دو هفته خانه شما باشم. من یک روز هم انجا نمی مانم . تو هم حق نداری انجا باشی. یک روز می روی و انها را می بینی و بعد اگر انها خیلی دلشان برایت تنگ شد بیایند تو را خانه ما ببینند.
    من : من هم خیلی دوست دارم که زمان زیادی می توانستیم ایران بمانیم تا بتونیم دلتنگیهامون رو برطرف کنیم.
    همسرم: اول که رفتیم ایران دو روز می مانی پیش خانوادت و بعد میایی شهر ما تا روز اخر.
    من : خوب می توانیم اول برویم شهر ما و شما بعد از دو روز که خستگیت برطرف شد برگردی شهر خودتان . و من هم بعد از چند روز میایم شهر شما. و در اخر هم من زود تر از شما بر می گردم. شما هم بیشتر بمان.
    و همسرم کمی ناراحتی می کند و در اخر از با رفتارش من عذر خواهی می کند .

    در اين مثال بانو، سعي در همدلي و شناسايي احساسات و عواطف طرف مقابلش نكرده است،‌ اعتبار سازي هم نمي كند! شما اگر به عنوان بي طرف اين قصه رو مرور كنيد، متوجه خواهيد شد كه بانو،‌ هرگز تلاش نكرده است كه موقعيتي را ايجاد كند... و همه موقعيتها اتفاق مي افتند!!! ايجاد نمي شوند... مگر موقعيتهاي بد!!!

    و این بحث فرسایشی باز چند روز دیگر سر هر مساله ای با یک بهانه شروع می شود. تا رسیدن به ایران. در ایران نیز با کوچکترین عمل از خانواده من : مثلا چرا من در ماشین عقب در فرودگاه نشستم و شما در ماشین جلو و با هر بهانه ای گوشت من باید بلرزد تا چند روز اقامت ما در شهر ما تمام شود و بعد برویم شهر همسرم (بعد از دو یا سه روز). و باز در انجا همسرم خیلی شاد میشود. و باز برای زمان برگشتن ببه خانه ما دوباره این قضایا تکرار می شود و در اخر ایران امدن برای من تلخ می گذرد و همسرم به هدف خودش که بیشتر در شهر خودشان البته با من بماند(20 روز و ده روز) با پرخاشگری می رسد. و من هم تمام این مدت از یکماه قبل از امدنمان تا اخر سفر برای اینکه این پرخاشگریها حداقل شود و جلوی دخترم و خانواده ام نباشد تسلیم خواسته های همسرم می شوم.

    مثال دوم را هم می زنم. اما چون مثالهایم طولانیست. لطفا نظرتان را دراین باره بدهید تا بقیه را بنویسم.

    راستی در مورد مثال که زدم یادم رفت که بگم من احتمالا برای اینکه این مسائل تکرار نشه دفعه بعد هم که بخواهم به ایران بیایم نظر همسرم رو بی چون و چرا قبول می کنم تا حداقل همان چند روز که پیش خانواده خودم هستم خوش باشم (هر چند کم باشه) و دائم نگران نباشم.(باز هم منفعل بودن)
    بي شك شما بايد تمام اين تاپيك رو با دقت بسيار زيادي بخونيد و روشها و راهكارها رو جديتر دنبال كنيد... مشكل شما، واقعا جدي نيست! اما اگر به اين شيوه ادامه دهيد، حتما جدي خواهد شد.
    توجه كنيد اين نوشته من به معني آن نيست كه شوهر شما،‌ پرخاشگر نيست و هيچ ايرادي به ايشان وارد نيست.. اما براي اينكه چرخه منفي در زندگي شما متوقف شود،‌ بهتره شما تغييراتي ايجاد كنيد!

  14. 10 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 07 فروردین 92), sci (سه شنبه 05 اردیبهشت 91), باران بهاری11 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    2- ما به تازگی به دلیل کار همسرم به شهر جدیدی نقل مکان کرده ایم. من هم کارم را رها کردم و با همسرم امدم. اما در اینجا به دنبال کار هستم. نظر من این است که تا جایی که ممکن است به دنبال کاری مرتبط با تخصصم باشم حتی اگر مدتی بیکار بمانم و اگر پیدا نشد به دنبال کاری دیگر. اما همسرم نظرش این است که من باید هر چه سریعتر کار پیدا کنم و فرقی نمی کند که چه کاری. حال برای اینکه نظرش را به من تحمیل کند چند روز یکبار یک بهانه پیدا می کند و یک بحث ساختگی و بعد خواسته اش را با زور بیان می کند. مثلا دیروز صبح به بهانه اینکه چرا ظرفهای خانه همان زمان که کثیف می شود شسته نمی شود بهانه گیری را اغاز کرد.
    همسر: چرا ظرفها را جمع می کنی و .....
    من : ببخشید . بله آشپزخانه کثیف به نظر می رسد و بهتر است .... ممنون که تذکر دادی.
    همسرم: تو در همه کارهایت همینطور هستی . نیمه کاره کارها را رها می کنی.
    من : سکوت
    همسرم: واقعا فلانی حق داره که جواب ایمیلتو نمیده و
    از اینجا باز همسرم بعد از 1 ساعت پرخاشگری خواسته اصلیش را بیان می کند که
    الان بعد از 2 ماه که اومدیم تو هنوز بیکاری . و تو فلانی و بهمانی و....
    من: من هم خیلی ناراحتم و دوست دارم زودتر کاری پیدا کنم. خیلی خوشحال میشم که از تجربیات شما استفاده کنم. ممنونم ازت که برای من نگرانی.
    همسرم: نه اوندفعه هم همینو گفتی اما باز داری کار خودتو می کنی. هیچ پیشرفتی نکردی . فلان خانم و ... همه دارند تلاش می کنند اما تو اصلا برات مهم نیست. اگر برات مهم بود تا حالا کار پیدا کرده بودی.
    من: خوب فکر می کنی الان باید چیکار کنم؟
    همسر: به فلان شخص ایمیل بزن و بگو می خواهی باهاشون همکاری کنی.
    من: آخه کارش به من نمی خوره.
    همسرم دوباره عصبانی میشه و بعد از یک عالمه پرخاشگری به روش خودش عذر خواهی می کنه . و البته اینکارو در چند هفته پیش 3 بار تکرار کرده و من فکر می کنم تا وقتی به خواسته اش عمل نکنم باز ادامه داره.

  16. 5 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (سه شنبه 05 اردیبهشت 91)

  17. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    بسیار ممنون از تحلیل خوبتون. سعی می کنم کل تاپیک رو با دقت بخونم. فکر می کنم شما خیلی خوب اشکال کار من رو پیدا کردید. تا اونجا که فهمیدم من باید موقعیت هایی که می تونم مساله ذهنیم رو به طور جرات مندانه مطرح کنم شناسایی کنم و قبل از اینکه همسرم بخواد مساله ای که در ذهنش جوابی پیدا نکرده رو به صورت بهانه گیری بیان کنه و موقعیت رو ایجاد کنه خودم پیش قدم بشوم و سعی در خلق اونها به صورت خوشایند داشته باشم. به نظر شما درست متوجه شدم؟

    البته فکر می کنم پیدا کردن گره های ذهنی همسرم که ممکنه موقعیت های بد رو بوجود بیاره کمی کار وقت گیری برای من است. آیا شما راهکاری برای پیدا کردن اونها دارید؟

    ممنون می شوم اگر به این دو سوال من هم جواب بدهید.

    در مورد اینکه گفتگو چطور به پایان رسید بعد از اینکه همسرم گفتند: زرنگ باشی. من هم از همسرم در اخر نظر خواستم که به نظر شما آیا این برنامه خوبه؟ و او هم در اخر تایید کرد که عادلانه است. اما من تک تک جملاتی که بیان شد رو خوب به یاد نمیارم.

    باز هم ممنون از وقتی که می گذارید.

  18. 4 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (شنبه 02 اردیبهشت 91)

  19. #10
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang
    [color=#0000CD]
    البته فکر می کنم پیدا کردن گره های ذهنی همسرم که ممکنه موقعیت های بد رو بوجود بیاره کمی کار وقت گیری برای من است. آیا شما راهکاری برای پیدا کردن اونها دارید؟
    ممنون می شوم اگر به این دو سوال من هم جواب بدهید.
    بله تا حدي درست متوجه شديد،‌ من به اين كار نمي گم پيدا كردن گره هاي ذهني!!! بهش مي گم شناسايي عواطف همسر! قبلا هم جايي توضيح دادم... دوباره مي نويسم:
    اين راهكارها احتياج به توجه،‌ تمرين و دقت داره! اما هر كدوم اين كارهاي ساده، مي توانند معجزات عاشقانه اي رو در زندگي شما رقم بزنند...
    يه كاغذ برداريد و هر احساس و عواطفي كه از همسرتون دريافت مي كنيد بنويسيد
    يك طرف كاغذ احساسات و عواطف منفي و يك طرف كاغذ احساسات و عواطف مثبت
    هر طرف سه ستون لازمه، ستون اول احساسات، ستون دوم تفكر، ستون سوم موقعيت
    اصلي كه اين سه ستون رو به هم پيوند مي زنه اينه كه هر احساس و عاطفه اي، نتيجه يك تفكره، و هر تفكري، تفسير يك موقعيت!
    مثلا مي بينيد كه شوهرتون ناراحته! خب ناراحتي يك احساسه! شما نمي تونيد كنترلش كنيد... مي تونيد باهاش همدلي كنيد! اما چي كار كنيد كه ناراحت ديگه نشه!!
    پس در ستون اول مي نويسيد : ناراحتي
    ستون دوم( فكر كنيد ببينيد اين ناراحتي نتيجه چه فكري بوده): فكر كرده كه من بهش اهميت ندادم... و احساس بد ناديده گرفته شدن داشته!
    ستون سوم ( فكر كنيد كه اين فكر حاصل و تفسير چه موقعيتي بوده؟ ) : چون بدون در نظر گرفتنش به پدرم جوابي داده بودم كه به او مربوط بود نه به من!
    همين در مورد احساس خوشحالي هم مصداق داره
    و كلا هر نوع احساس مثبت و منفي
    حالا در مثال بالا اگر بخواهيد كه شوهرتون ديگه ناراحت نشه! مي تونيد موقعيت رو كنترل كنيد! نمي تونيد؟؟؟
    ساده است.. شروع كنيد! حوصله،‌صبر،‌ وقت،‌پشتكار...
    سوالي بود بپرسيد

    پاسخ به "يك زن اميدوار" پست 91:
    ببينيد، شما منفعلانه برخورد كرديد! و البته شوهر شما هم اشكالات رفتاري دارند...
    اينكه شما بارها، سكوت كرديد، صبر كرديد و اجتناب كرديد، علامتهاي روشن انفعال شما بوده و البته اين به آن معني نيست كه بايد فرياد مي زديد و پرخاش مي كرديد!
    درخواست جرات مندانه شما، ابتدا بايد با اعتبار سازي آغاز بشه همراه با مثال،‌ مثل اينكه بگيد : من از اينكه ار حمايتهاي تو برخوردارم واقعا احساس خوبي دارم.. اون روز رو يادت مي آد ( مثالي سريع مي زنيد)،‌ بهت افتخار مي كنم، (درخواستتون رو صريحا عنوان مي كنيد) خيلي خوشحال مي شم اگر مبلغي كه قرار بود واريز كني رو قبل از روز سه شنبه به حساب من بريزي ( گاهي لازمه عواقب عدم رعايت اون رو هم بگيد) اگر واريز نكني من منبعي براي تامين اين پول ندارم و اون موقع در وضعيت بسيار بدي قرار مي گيرم.
    شما در اينصورت از جملات " من " استفاده كرده ايد و ديالوگهاي شما موثر تر خواهد بود. معمولا در مقابله با چنين رفتارهايي فرد مقابل در صورتيكه پرخشاگر باشد، يا منفعل رفتارهاي متفاوتي خواهد داشت و شايد با كلماتي مثل " تو خيلي پولكي هستي!" قصد هل دادن شما رو به موضع انفعال يا پرخاش داشته باشد، اين نوع رفتارها رو بشناسيد و به موضع انفعال يا پرخاشگري وارد نشويد... دوباره درخواستتون رو مطرح كنيد! كمي طول مي كشه تا ايشون هم عادت كنه...

    پاسخ به اقليما پست‌ 92:
    اين درخواست كاملا امري مطرح شده و به هيچ وجه قابل قبول نيست و ذاتا اشتباه است... درست ترين حالت به نظر من اينه كه ايشون مي گفتند:
    پدرم تماس گرفتند و مي خواستند با شما صحبت كنند و گويا وسيله اي مي خواستند، مي شه لطفا، با ايشون تماس بگيريد؟

    اما چون بحث درخواست جرات مندانه مطرح است كمي بيشتر بنويسم بد نيست! توجه داشته باشيد مهم نيست مرد باشيد يا زن باشيد... مهم اينه كه درخواستي از همسرتون داريد!
    قبلا شيوه صيحيح و صريح درخواست رو گفتم... اما هميشه در مورد درخواست دقت كنيد:
    - عواطف همسرتون رو شناسايي كرده ايد! بايد اين كار رو انجام بديد! پس در هنگام درخواست به هيچ وجه،‌ به هيچ وجه،‌ احساسات منفي ايشون رو تحريك نكنيد!
    كاري نكنيد و چيزي نگوييد كه همسر شما احساس كنه شما موضع گيري منفي مي كنيد و لجبازي مي كنيد! مثلا فكر كنيد كه دوست داريد در منزل بمانيد و به منزل مادر پدر همسرتون نرويد و نهار رو در منزل ميل كنيد! به جاي اينكه بگيد : " من خونه مادر پدرت نمي ام! " مي تونيد بگيد: " اگر نهار رو خونه خودمون بخوريم احساس بهتري دارم"

    - درخواستتون رو صريح بيان كنيد... از شك د و دو دلي اجتناب كنيد.. پس اول تمرين كنيد و جوانب درخواستتون رو بررسي كنيد!

    - زمان درخواست حياتي ترين قسمت درخواست شماست،‌ ببينيد شما هميشه نمي تونيد درخواست كنيد! مثلا در مثالي كه در بالا زده شد،‌ وقتي همسرم به منزل آمد!!! اصلا زمان مناسبي نيست!!!! بسياري از افراد،‌ به محض اينكه فكري به ذهنشان خطور مي كند، بدون درنگ، بر زبان جاري مي كنند و درخواستشون رو مطرح مي كنند! اين اصلا خوب نيست!

    - كجا درخواستتون رو مطرح كنيد؟ گاهي مطرح كردن درخواست بطور خصوصي صحيح است، گاهي هنگامي كه همسرتون شما رو آغوش كشيده بهترين مكان است، گاهي در جمع درخواست كردن بهتر است،‌ گاهي صبح هنگام صبحانه،‌ گاهي هنگام خواب در اتاق خواب! هميشه يك موقعيت خوب براي تقاضا وجود دارد كه احتمال رد شدن آن حداقل خواهد بود

    - التماس نكنيد!!!! هميشه التماس احساس بسيار احساس بدي رو به طرف مقابل منتقل مي كند! وقتي با ناله درخواستتون رو مطرح مي كنيد جواب "نه" رو گارانتي كرده ايد!

    - زياد توضيح ندهيد.. كش دار صحبت نكنيد و طفره نرويد! به جاي اينكه هي مثال بزنيد و توضيح بديد... كه مبادا ناراحت بشه، درخواستتون رو صريح مطرح كنيد!

    - جواب مثبت رو كش ندهيد! وقتي تمام تمهيدات رو بكار گرفتيد تا جواب مثبت بگيريد... از جواب مثبت ذوق بيش از حد نكنيد و گير ندهيد... از كلماتي مثل :‌پس منظورت اينه كه اشكالي نداره؟ برم؟؟ اشكالي نداره؟ برم ناراحت نمي شي؟ بخورم قصه نمي خوري؟؟؟ جواب مثبت يعني تمام شدن درخواست شما! تشكر كنيد و به كارتون برسيد!!!

  20. 13 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    *پرستو* (شنبه 30 شهریور 92), barani (چهارشنبه 07 فروردین 92), sci (پنجشنبه 05 بهمن 91)


 
صفحه 9 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.