دوست گرامی: لیلا موفق
نمی دونم شما بر چه اساسی دارید راهنمایی می کنید!
تحصیلاتش رو دارید؟ تجربه مشاوره دارید؟ به عواقب راهنماییتون واقفید؟
تشکرشده 4,314 در 675 پست
دوست گرامی: لیلا موفق
نمی دونم شما بر چه اساسی دارید راهنمایی می کنید!
تحصیلاتش رو دارید؟ تجربه مشاوره دارید؟ به عواقب راهنماییتون واقفید؟
تشکرشده 2,035 در 738 پست
سلام آويژه عزيز
ببين عزيزم نسخه من خوبم همه خوبند براي همه جواب نمي ده. اين را بايد قبول كرد.
شما سرگذشت اين خانم عزيز را با دقت بخونين. ببينين چه برداشتي دارين؟ اگه خودتون جاي ايشون بودين چه مي كردين؟؟؟ آيا به اون آدم ظالم باز هم محبت مي كردين؟؟؟؟
ليلا موفق (یکشنبه 20 شهریور 90)
تشکرشده 4,314 در 675 پست
سلام دوست گرامی.
یک زندگی که یک روزه خراب نمی شه که با یه "دوستت دارم" درست شه. مدت ها می گذره. کدورت ها روی هم تلنبار می شه. عصبانیت ها نا گفته می مونه. جای زخم ناراحتی ها مرهم گذاشته نمی شه و ....
از یه جایی به بعد همه چی انفجاریه. و بعد هم که دو طرف عادت می کنن به شرایط و فکر می کنن پیش فرض زندگیشون همین آشفته بازاره.
منطقیه که این انبوه اشتباه رو یه روزه نمی شه درست کرد. باید وقت گذاشت. سختی کشید. صبوری کرد. باید چندین و چند ماه تلاش کرد و امیدوارنه ادامه داد تا تغییر مثبت و مطلوب کم کم اتفاق بیفته.
مهربان برای پایان دادن به یه زندگی همیشه وقت هست. ولی واسه درست کردنش ... نه!
آویژه (سه شنبه 14 تیر 90)
تشکرشده 2,035 در 738 پست
آويژه عزيزم
من از ايشون نخواستم زندگيش را پايان بده فقط خواستم براي زندگي و آينده اش محكم بايسته نه ترسان
ليلا موفق (سه شنبه 14 تیر 90)
تشکرشده 4,314 در 675 پست
حق با شماست. اما خیلی وقت ها یک قهر میشه آخرین قهر اون زندگی ... مخصوصا قهری که با ترک خونه همراه باشه ...
تشکرشده 110 در 52 پست
دوستای خوبم ممنون که برام وقت میزارین... اما حقیقت اینه که ادامه این زندگی یعنی مرگ من..
تشکرشده 4,314 در 675 پست
فرناز جان:
من دانش کمک به شما رو ندارم. متاسفم و ببخش که برای مشکلت کاری ازم بر نمیاد.
امیدوارم همیشه موفق باشی و دلشاد![]()
آویژه (سه شنبه 14 تیر 90)
تشکرشده 768 در 239 پست
لیلا موفق عزیز،
گلچین های پست 73 درست. ولی اینها نکته هایی هست که خیلی جای سوال داره. سوالاتی که دوستان پرسیدند و این خانم جواب ندادند. درست در نقاط کلیدی این چراها ؟؟؟؟
منظورم این نیست که باید جواب می دادند. اسرار زندگیشون را که نمی تونند روی سایت بنویسند. اما می خوام بگم با آویژه موافقم. یک زندگی یک شبه به اینجا نمی رسه. یک زندگی به این سادگی به این جا نمی رسه. چیزهایی هست که من و شما خبر نداریم. یک طرف این مشکلات مردی هست که ما حتی یک کلمه هم ازش نشنیدیم. مردی که نبوده که بگه چرا این رفتارها را داره؟ پس به خاطر اون مسایل نمی شه راحت نظر داد.
شاید بهتره به فرناز عزیز بگیم که برن مشاوره، از بزرگترهای فامیل کمک بگیرن و انشالله که مشکلشون حل بشه.
فرناز خانوم،
قهر نکن. بگو یه مدت مرخصی دارم می رم خونه مامانم اینا کمی استراحت کنم. از نظر روحی روانی خیلی خسته ام. بهش بگو و برو. یا اگر مستقیم نمی تونی بگی یه نامه بنویس و برو. منظورم اینه که یه جای برگشت بذار. نه برای خودت، که برای همسرت. اگر حس کنه قهر نکردی راحت تر با مشکل کنار می آد.
اونجا فکرهات را بکن و سعی کن یه راه حل پیدا کنی.![]()
شب نم (شنبه 29 مرداد 90)
تشکرشده 115 در 42 پست
فقط بنویس که دوباره میتونی و داری میخندی..![]()
تشکرشده 5,967 در 1,568 پست
به نظر منم علاوه بر اینکه به همسرتون می گید که برای استراحت و فکر کردن رفتید ( تا راه برای برگشت بذارید) برید پزشک قانونی یواشکی و اگر اثر کبودی روی صورتتون هست یک پرونده اونجا داشته باشید تا خدای نکرده اگر بعدا نیاز شد مدرک برای سوء رفتار همسرتون داشته باشید. البته خیلی خصوصی اینکارو بکنید و مطمئن بشید کسی متوجه نشه. چون اگر کسی بفهمه راه برگشتتون سخت تر می شه اگرم همسرتون بخواد خودشو اصلاح کنه اگر بفهمه بد می شه.
مراقب خودتون باشید.
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
deljoo_deltang (یکشنبه 20 شهریور 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)