به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 19 نخستنخست 123456789101112131415161718 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 190

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    سلام

    بلو اسکای عزیز من از خوندن تاپیک های شما و این مسیج های رد وبدل شده بین شما و همسرتون به عنوان شخص سوم اولین چیزی که به ذهنم میاد اینه که شما, شوهرتون و خانوادشون رو دشمن اساسی خودتون میدونید و هدفتون اینه که این مساله رو به هر قیمتی شده اثبات کنید.
    نقش دشمن این فرد و خانوادش رو هم بخوبی بازی میکنید حتی اگر ناخودآگاه و بدون منظور بوده باشه.

    تو حرفاتون و رفتارتون هیچ ردپایی از دوستی و مهر و مصالحه نیست.
    واسه هر عمل ما عکس العملیست این یه قانون فیزیک هست واکنش هایی که از همسرتون و خانوادش میبنید به نظر من زیاد هم غیر طبیعی نیست.

    بیشتر دقت کن دوست عزیز


  2. 5 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (شنبه 28 آبان 90)

  3. #2
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    آنی و صبای عزیز ممنون از توجهتون

    میشه لطف کنید که پست 1،5و78 من رو بخونید. (ببخشید که وقتتون گرفته میشه)

    آنی جان من تو حریم شخصی خانواده شوهرم دخالت نمی کنم و اصلا هم قصدش رو ندارم و برام جالب هم نیست. ولی می خوام از حریم شخصی زندگی خودم دفاع کنم. شوهر من متعلق به کدوم حریمه؟
    شما نمی دونید چقدر توی جمع نسبت به من توهین و تحقیر می کنن! باور کنید تا حالا جواب ندادم بهشون!
    مادرش می خواد جلوی برادرش خودشیرینی کنه، از زندگی من و شوهر من مایه می ذاره که بیا فلانی رو فلان جا برسون و ...
    اولین باری که شهرستان رفتیم، مادرشوهرم مستقیم گفت که تا حالا حرف تو بوده و حالا باید حرف من باشه. شما نباید امروز برگردید و باید فردا برگردید و همه ما رو برسونید. حالا من شاغل بودم و برای روز بعدش اصلا مرخصی نداشتم و قبلا با شوهرم به توافق رسیده بودیم سر تاریخ برگشت! من نمی فهمم چرا باید روان پسرش و زندگی اون رو بهم بریزه، فقط برای اینکه نشون بده این پسر باید به حرف من باشه نه تو؟!
    بابا هرکی یه زندگیه مستقل داره و بنا به معذورات همون زندگی تصمیم می گیره!!
    چقدر شوهرم من رو ول کرده به امون خدا و رفته سراغ رفع و رجوع کارهای خانوادش!
    تازه اونروز که گفت در مورد دیگران بد قضاوت کردی، من فکر نمی کردم ربطش بده به خانوادش!

    فکر نمی کنی خانوادش دارن وارد حریم شخصی من میشن؟!
    بخدا غیبتم رو می کنن و ذهن شوهرم رو نسبت بهم خراب می کنن و اگه من متقابلا حرفی ازشون بزنم، شوهرم می گه دروغ می گی.

    صبا جون حقیقتش خوب در حقم دشمنی کردن. گاهی حتی به ذهنم می رسه که شوهرم من رو نمی خواد ولی از پس دادن مهریه هم بر نمی یاد. می خوان عاصیم کنن که بگم مهرم حلال، جونم آزاد!

    قرار بود گذشته رو فراموش کنیم و از نو زندگی رو شروع کنیم. من تمام سعیم رو کردم. ولی مدتیه مدام گذشته رو به رخ می کشه. خوب منم مجبور شدم که دوباره تمام گذشته رو به خاطر بیارم که بتونم از خودم دفاع کنم.

    شوهر من هم اشتباه داره فکر می کنه ولی نه فرصت می ده و نه قبول می کنه که توضیح بدم که برداشتش غلطه!

    شوهر من میاد بعضی وقایع رو اونجور که دوست داره تعریف می کنه و بعد می گه به هرکی گفتم میگن حرفت منطقیه!!

    اولا چرا واقعیت رو نمی گه و همه چی رو مطابق میل خودش و به نفع خودش تعریف می کنه؟
    ثانیا اصلا چرا باید حرف زندگیمون ببره بیرون خونه و برای دیگران تعریف کنه؟
    ثالثا چرا بجای بدست اوردن دل زنش و نجات زندگیش دنبال تایید حرف مردمه؟

  4. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    [!

    شوهر من میاد بعضی وقایع رو اونجور که دوست داره تعریف می کنه و بعد می گه به هرکی گفتم میگن حرفت منطقیه!!

    اولا چرا واقعیت رو نمی گه و همه چی رو مطابق میل خودش و به نفع خودش تعریف می کنه؟
    ثانیا اصلا چرا باید حرف زندگیمون ببره بیرون خونه و برای دیگران تعریف کنه؟
    ثالثا چرا بجای بدست اوردن دل زنش و نجات زندگیش دنبال تایید حرف مردمه؟


    عزیزم جواب این سوالها رو باید در اعمال خودت جستجو کنی. جواب همه این چراها فقط یک جمله است که قبلا هم بهت گفتم. "همسرت احساس مقبولیت در کنار شما نداره."اینو تو تک تک پستهات میشه فهمید. اینکه شما اونو قبول ندارید و ازش تعریف نمی کنید و به اندازه کافی تاییدش نمی کنید. حتی اگر به زبون هم اینکارو بکنید که بعید میدونم ( بر طبق این اس ام اس ها و حرفهایی که قبلا گفتی) باز تو دلت اصلا کارهاشو قبول نداری و مورد تاییدت نیست. این مساله ایه که هر مردی رو به زندگی سرد می کنه و به دنبال تایید از بیرون خونه میکشونه.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  5. 2 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (پنجشنبه 13 مرداد 90)

  6. #4
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang
    عزیزم جواب این سوالها رو باید در اعمال خودت جستجو کنی. جواب همه این چراها فقط یک جمله است که قبلا هم بهت گفتم. "همسرت احساس مقبولیت در کنار شما نداره."اینو تو تک تک پستهات میشه فهمید. اینکه شما اونو قبول ندارید و ازش تعریف نمی کنید و به اندازه کافی تاییدش نمی کنید. حتی اگر به زبون هم اینکارو بکنید که بعید میدونم ( بر طبق این اس ام اس ها و حرفهایی که قبلا گفتی) باز تو دلت اصلا کارهاشو قبول نداری و مورد تاییدت نیست. این مساله ایه که هر مردی رو به زندگی سرد می کنه و به دنبال تایید از بیرون خونه میکشونه.
    دلجو جان این حرفت رو کاملا قبول دارم و فکر می کنم مصداق عملی تو زندگی ما داشته باشه. چراکه گاهی شوهرم هم این رو از من خواسته.
    این حدستون درست بوده

    اما...
    حقیقتش رفتار و کردار شوهرم و روشی که برای زندگیش پیش گرفته اصلا مورد تایید من نیست! خوب چطور تاییدش کنم وقتی دارم می بینم که داره خطا می کنه؟

    البته بنظرم می رسه که بگردم و کارهای مثبتش (هرچند کم) رو پیدا کنم و بابت اونها تشویقش کنم! (؟)

    نقل قول نوشته اصلی توسط سابینا
    بلو جان شاید بهتر است تو هم مدتی به خودت استراحت بدهی ، به بازسازی اعتماد به نفس و شادمانی خودت بپردازی، برای گل پسرت خرید کنی، تا آرامش کافی را برای ادامه راه به دست بیاوری...
    راستی بلو اسکای همیشه دوست داشتم اینو بگم چون شارژ ندارم مجبورم اینجا بگم ، شنیده ام که دعای زن باردار برآورده می شود،لطفا از ته دل همه ما رو دعا کن که کسایی که زندگیشون شیرینه شیرین تر بشه و کسایی که مشکل دارن مشکلشون برطرف بشه و خدا برای همه زن ها موقعیتی بوجود بیاره که طعم شیرین مادر بودن را بچشند
    بنا به توصیه خاله سابینای عزیز، پسر گلم گفتش که بریم خرید. من عاشق گلم. برای پسرم یه دسته گل خوشگل خریدم و اوردم خونه که فضای خونه عوض شه.

    در مورد دعاکردن هم اگه قابل باشم، حتما همگی دوستان گلم رو هم دعا می کنم.
    انشاءا.. به زودی مادر شدن سابینا رو هم جشن بگیریم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط صبا_2009
    بلواسکای عزیز نگاه شما به دنیا و آدمهاش خیلی منفی هست .

    از دید شما همه آدمای جامعه یه خصومتی با شما دارند و میخوان یه جوری بهتون آسیب بزنند . از محل کار و مشاور املاک و خانواده خودتون و همسرتون و خانواده همسرتون و ... و در تمام این موارد انگشت اشاره و اتهامتون به سمت بقیه هست و تقلاهای شما برای اثبات دشمنی دیگران مثل کسی می مونه که گوشاشو گرفته و مرتب در حال فریاد زدنه که کمک کنید اینا دشمنم هستند. متاسفانه انتقال حس نفرت و بی اعتمادیتون به دیگران هم از درجه بالایی برخورداره.

    خودتون رو جای کسانی تصور کنید که توقع مهر و مهربانی از شما دارند ولی بجاش خشم و نفرت و ادله دشمنی دریافت میکنند. در هر فرصتی میخواین بهشون ثابت کنید که خودشون یا مرتبطینشون در حق شما بد کردن.
    صبا جان من این قسمت از پستتون رو به تاپیک "چگونه بپرسم چراگ که آدرسش در لینکم هست می برم و ازتون دعوت می کنم که یه سری به اونجا بزنید و از راهنماییهاتون من رو در اون تاپیک هم مستفیض کنید.

  7. 3 کاربر از پست مفید هستی تشکرکرده اند .

    هستی (شنبه 28 آبان 90)

  8. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    [quote=blue sky]
    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang
    عزیزم جواب این سوالها رو باید در اعمال خودت جستجو کنی. جواب همه این چراها فقط یک جمله است که قبلا هم بهت گفتم. "همسرت احساس مقبولیت در کنار شما نداره."اینو تو تک تک پستهات میشه فهمید. اینکه شما اونو قبول ندارید و ازش تعریف نمی کنید و به اندازه کافی تاییدش نمی کنید. حتی اگر به زبون هم اینکارو بکنید که بعید میدونم ( بر طبق این اس ام اس ها و حرفهایی که قبلا گفتی) باز تو دلت اصلا کارهاشو قبول نداری و مورد تاییدت نیست. این مساله ایه که هر مردی رو به زندگی سرد می کنه و به دنبال تایید از بیرون خونه میکشونه.
    دلجو جان این حرفت رو کاملا قبول دارم و فکر می کنم مصداق عملی تو زندگی ما داشته باشه. چراکه گاهی شوهرم هم این رو از من خواسته.
    این حدستون درست بوده

    اما...
    حقیقتش رفتار و کردار شوهرم و روشی که برای زندگیش پیش گرفته اصلا مورد تایید من نیست! خوب چطور تاییدش کنم وقتی دارم می بینم که داره خطا می کنه؟

    البته بنظرم می رسه که بگردم و کارهای مثبتش (هرچند کم) رو پیدا کنم و بابت اونها تشویقش کنم! (؟)

    نقل قول نوشته اصلی توسط سابینا
    عزیزم می دونم اعمال همسرت مورد تاییدت نیست و من هم هیچ کدوم نظرات و اعمال همسرم مورد تاییدم نبود . اینم می دونم که شاید عمل کردن به نوشته های من برات سخت باشه اما این روشی که من در مورد شوهرم اجرا کردم و تا حدودی جواب داده که در دو پست قبلم برات نوشتم.

    شما نه تنها در مورد خصوصیات مثبت همسرتون بلکه در مورد همه کارهایی که همسرتون می کنند باید ایشون رو تایید کنید. شاید بگید اگر من تاییدش کنم فکر می کنه کار درستی کرده و بیشتر انجام می ده اما مساله اینه که بعد از یک مدت که همسرتون رو تایید کنید ذهنیت همسرتون در بلند مدت نسبت به شما عوض می شه و چیزی که تو ذهنش می مونه اینه که همسرم منو دوست داره و نظرات من براش در ارجحیته پس منم نظرات اونو در ارجحیت قرار بدم.

    دقیقا کاری که با یک بچه انجام می دید رو باید با همسرتون انجام بدید. من دو مثال از رفتارم با همسرم و فرزندم میارم تا به شما بگم چطور می شه همسرتون رو تحت تاثیر قرار بدید:

    در مورد فرزندم: اون می خواد که از خیابون رد بشه و دست منو نمی گیره. وقتی بهش میگم خیلی خطرناکه باید دست مامان رو بگیری بدتر لج می کنه و خودشو وسط خیابون میاندازه زمین یا می پره وسط خیابون. اما اگر بهش بگم عزیزم بیا دست منو هم بگیرببر اونور خیابون این کار رو با کمال میل انجام میده چون فکر میکنه اون داره به من کمک میکنه و من اونو تایید می کنم.

    در مورد همسرم . همسرم در مورد دیگران تو خونه حرف می زد. اوایل من می گفتم این کار درست نیست یا بهتره در مورد خودمون حرف بزنیم یا حرف رو عوض می کردم. اینجا بود که همسرم عصبانی می شد و می گفت تو فکر می کنی پیامبر خدایی و من ادم بدیم و .... اما بعد از اموختن سیاست لازم بهش می گفتم : اره راست می گی ادم ناراحت می شه اگر اینجوری به ادم بگن یا .... درکت می کنم. منم بودم ناراحت می شدم. جالا که همسرم فهمیده من درکش کردم دیگه وقتی منم حواسم نباشه و یه حرفی در مورد کسی بزنم شروع می کنه حرف رو عوض کردن یا تذکر دادن و دیگه خودش در مورد هیچ کس حرف نمی زنه. در واقع با این سیاست تربیت چندین ساله همسرم در خانوادش ( که این رسم خونوادگیشون بود ) رو عوض کردم. و خیلی چیزهای دیگه که اگر خواستی برات می نویسم.

    پس همیشه سعی کن تاییدش کنی و اگرم دیدی نمی تونی تاییدش کنی باهاش همدلی کن و هیچ وقت تکذیبش نکن ( برای یک مدت نسبتا طولانی ) تا ذهنیت همسرتون نسبت به زندگیش عوض بشه و دیگه هیچ جایی جز خونش براش ارامش نداشته باشه. ( در مورد تایید کردن هم بحتهای اعتبار سازی اقای sci رو هم بخونی کمکت می کنه)

    موفق باشی

    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  9. 4 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (شنبه 28 آبان 90)

  10. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 24 مرداد 93 [ 22:12]
    تاریخ عضویت
    1390-1-04
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    3,467
    سطح
    36
    Points: 3,467, Level: 36
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکرها
    386

    تشکرشده 356 در 119 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    بلو اسکای عزیز سلام
    امیدوارم به برکت این ماه عزیز هم مشکل شما حل بشه و هم ارامشی رو که باید به دست بیاری
    بلو جان حرفهای دلجو دلتنگ رو کاملا تایید میکنم چون نمونه ی بارز همسر شما پدر خود من هست و دقیقا رفتاری که شما اعمال میکنید رفتاری است که مادرم سی سال اعمال کرد و نتیجه ای نگرفت
    علت اینکه برات پست میزارم این هست که من با این رفتارها یک عمر زندگی کردم
    بلوجان همسرت رو بپذیر باهمه ی اشتباهاتش تاییدش کن و اصلا به دنبال این نباش که بهش اثبات کنی داره راه رو اشتباه میره که نتیجه این میشه که همسرت مصرانه ترمیخوادحرفش رو به کرسی بنشونه
    اصلا دور از جونت خودت رو به کری و کوری بزن در مقابل کارها و رفتارش ، بزار یه مدتی حرف اون باشه تا این حساسیت ایجاد شده میان شما از بین بره
    شما که به قول خودت همه راهها رو رفتی یه مدتی هم اینو تمرین کن
    راستی یکی از پستهای قبلی بالهای صداقت هم خیلی کاربردیه :
    [color=#1E90FF]سعی کن منابع شارژ دیگری مثل رابطه داشتن با دوستان برای خودت پیدا کنی
    موفق باشی خانومی

  11. 3 کاربر از پست مفید سبزه تشکرکرده اند .

    سبزه (شنبه 15 مرداد 90)

  12. #7
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    توجه كن عزيزم

    من نمي گويم كه حق با آنهاست و آنها بي اشكال هستند اما حق با تو هم نيست . آنها كه در دسترس ما نيستند تو هستي و ما صداي تو را مي شنويم . تو دنبال راه حلي .

    بعد اينكه چرا دنبال قاصر و مقصر مي گردي . هر مشكلي دو سر دارد . وقتي مشكل به وجود مي آيد قطعا دو طرف عدم مهارت و ...دارند . اگر حتي يك طرف درست عمل كند داستان به اين جاها نمي رسد .

    تو و همسرت هر دو آدمهاي باهوشي هستيد اينكه بخواهيد در اختلافات هوش و ...همديگر را هدف بگيريد كار خراب تر مي شود .

    چرا فكر نمي كني كه زاويه ي ديد و نگاه تو و تحليل هايت و....بر مبناي همان زاويه ديد شخص خودت هست و همسرت هم صاحب يك زاويه ديد و زوم لنز و تحليل و...است . هر كدام از شما از زاويه ي ديد خود به ماجرا نگاه مي كنيد و نقد و بررسي مي كنيد . خودت را بگذار جاي همسرت از زاويه ي ديد او به ماجرا نگاه كن .

    چرا فكر مي كني نقدهاي تو مبني بر اينكه مادر شوهر ت قصد دخالت دارد درست است؟! ( اين حرف به معني طرفداري از او و درست بودن شيوه هايش نيست ) خودت را از جايگاه او ببين حتي تا پائين ترين حد و بيسواد و بي مهارت ترين آدم !!! خواهي ديد كه او را درك مي كني اما بعد از درك وي چه خواهي كرد ؟! قطعا با روشهاي بهتر مي توان اين آدم را كنترل كرد . قطعا مي داني كه ما نمي توانيم توقع داشته باشيم كه همسرانمان قيد خانواده را بزنند همانطور كه آنها نمي توانند . ( آنها هم مثل ما از زير بوته عمل نيامده اند )‌. مي بيني كه ما در انتخاب خانواده هاي خود نقشي نداريم پس بايد راه سازگاري و مصالحه را ياد بگيريم . دور انداختني هم نيستند .

    اينكه فكر مي كني خانواده ي همسرت غيبت تو را مي كنند متاسفانه از نگاه من ، بر مي گردد به اعتماد به نفس تو . در خودت چه ضعفي مي بيني كه اينطور فكر مي كني ؟! گيرم كه غيبتت را كردند ! خوب ......! كه چي ؟! چه توانايي بار حرف آنها دارد كه تو فاقد آن هستي كه زندگيت را از راه سازنده حفظ كني و خلاف آنچه كه آنها دم گوش همسرت زمزمه مي كنند نشان دهي .

    توهين و تحقير چيست ؟! به غير از يك سري بايد و نبايد كه براي من و تو تعريف شده . شايد اين چيزها براي تو معني توهين مي دهد و براي آنها نه .


    به اين خاطره توجه كن .

    در خيابان راه مي رفتم دو نفر با هم دعوايشان شده بود يكي از پسرها به ديگري فحش مادر داد ! پسر ديگر عصباني به وي حمله كرد و....دعوا بالا گرفت .


    به نظر تو مادر آن پسر ي كه به وي ( اتيكتي ) چسبانده شده بود واقعا زني خراب و هرجايي بود و يا با اين حرف هر جايي مي شد كه نياز بود پسرش از ناموس مادر دفاع كند به قيمت زخمي كردن يكي ديگر و كشيده شدن كار به پليس و .....

    اما يك روز ديگر در كوه

    از همين دست صحنه ها ديدم . يكي به ديگري فحش داد تا جنگ را راه بيندازد مي داني واكنش پسرديگر چه بود ؟! مي خنديد و از كنارش رد شد و به ما كه رسيد شنيدم مي گفت : ديوانه !!!

    خوب ؟! مادر اين پسر با مادر آن ديگري چه فرقي داشت ؟آيا واكنشهاي متفاوت آنها چهره هاي آن ها را متفاوت نمي كرد ؟! كدام راحت تر زندگي مي كرد ؟ و....

    تو و همسرت مشكلتان اين است كه تمبرهاي طلايي باحالي از همديگر جمع كرده ايد كه خوب هم به سر همديگر مي كوبيد و خرج مي كنيد . تو كوتاه بيا. جور ديگر ديدن را تجربه كن . زندگي ميدان رزم نيست . لازم نيست همه چيز را معني و هجي كني . از اين كار دست بردار .


  13. 12 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (شنبه 28 آبان 90)

  14. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    سلامی دوباره

    من خیلی کوچکتر از اونی هستم که بخوام به کسی مشاوره بدم ولی چیزایی که میبینم رو میگم امیدوارم جسارت نشه

    بلواسکای عزیز نگاه شما به دنیا و آدمهاش خیلی منفی هست .

    از دید شما همه آدمای جامعه یه خصومتی با شما دارند و میخوان یه جوری بهتون آسیب بزنند . از محل کار و مشاور املاک و خانواده خودتون و همسرتون و خانواده همسرتون و ... و در تمام این موارد انگشت اشاره و اتهامتون به سمت بقیه هست و تقلاهای شما برای اثبات دشمنی دیگران مثل کسی می مونه که گوشاشو گرفته و مرتب در حال فریاد زدنه که کمک کنید اینا دشمنم هستند. متاسفانه انتقال حس نفرت و بی اعتمادیتون به دیگران هم از درجه بالایی برخورداره.

    خودتون رو جای کسانی تصور کنید که توقع مهر و مهربانی از شما دارند ولی بجاش خشم و نفرت و ادله دشمنی دریافت میکنند. در هر فرصتی میخواین بهشون ثابت کنید که خودشون یا مرتبطینشون در حق شما بد کردن.

    چند روز جای خودتون و همسرتون رو عوض کنید شاید به دلیل رفتاراشون پی ببرید!

    من نمیگم خانواده همسرتون یا همسرتون معصوم هستند ولی رفتاراشون خیلی هم بی دلیل و دور از تحریکات و واکنش های شما نیست.

  15. 4 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (شنبه 15 مرداد 90)

  16. #9
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    در تائيد صحبت هاي صبا ي عزيز

    اگر هر فردي با بيش از دو الي نهايتا سه نفر مشكل ارتباطي داشته باشد اشكال در افراد مقابل نيست بلكه در خود فرد است .



    بي اعتمادي ( ديگران بد - من خوب ) و نقد و قضاوت و برجسب زدن و تمبر جمع كردن - اعتماد به نفس پائين ومعنا دار كردن حرفها و آلودگي هاي مختلف و وابستگي و كنترلگري و حق و حقوق ديگران را نديدن و ...از مباحثي است كه بايد روي آن كار كني و مشكل توست .

  17. 5 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (شنبه 15 مرداد 90)

  18. #10
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    ضمن تشکر از صبا و آنی عزیز، چند نکته رو لازم می بینم که یادآور بشم تا تاپیک و روند مشاوره گرفتن بی نتیجه و عبث نشه؛

    - دوستان گلم من این تاپیک رو باز کردم، صرفا به این خاطر که تاثیر تصمیمات و نوع زندگی خانواده شوهرم که بسیار متمایز از من هست را در زندگی خودمون به حداقل برسونم.
    من هرگز نگفتم خانواده شوهرم بد مطلق و من خوب مطلق هستم. می گویم ما متفاوت هستیم. در پست دومم همین را با مثال متذکر شدم.
    چرا ما باید برویم با دل خوش حلقه عروسی بخریم و بعد خواهرشوهرم نظر خودش را در ذهن همسرم القا کند و شوهرم با من دعوا راه بیاندازد و ارزش کار خودش را هم از بین ببرد؟
    چرا ما باید در خلوت خودمان توافق کنیم که به مالزی برویم ولی فردای آنروز خانواده اش چون مسافرت خارج را در اماکن زیارتی خلاصه می بینند، دخالت کنند و برنامه ما را بهم بزنند؟
    و بسیاری از این دست چراها...

    من می خواهم یاد بگیرم که به شوهرم تفهیم کنم که ما می توانیم ضمن احترام کامل به خانواده اش و در عین حال خانواده ام، حفظ حریم شخصی و استقلال زندگیم را بکنیم و مطابق رضایت همدیگر و نه دیگران، تصمیم بگیریم و زندگی کنیم.

    صبا جان سعی کردم هدفم را از ایجاد این تاپیک مجددا مشخص کنم. پس خواهش می کنم بحث تاپیک های دیگر را اینجا نکشانید چون روند تاپیک منحرف می شود. بحث یکی از مشاورین املاک از بین دهها فرد که قصد و نظر سوء داشت، کاملا قضیه ای متفاوت است و من هرگز اجازه نخواهم داد از ترس برچسب بدبین بودن و سوء ظن داشتن، احدی به حرمت خانم بودن من اهانت کند.
    موضوع محیط کارم نیز اگر کمکی به ذهنتان می رسد بر سر بنده منت بگذارید و در تاپیک "چگونه بپرسم چرا" یا " احساس شکست می کنم" راهنماییم کنید. صبا جان من و امثال من در آنجا بازیچه دست یک مشت سیاست مدار قدرت طلب شدیم که تا قدرتشان را در خطر دیدند از شرف دیگران خرج کردند.
    خواهش می کنم بحث یا کمکی در این رابطه به ذهنتان رسید، در تاپیک خودش بنده را مستفیض کنید.

    - آنی گرامی ضمن احترامی که برای شما و نظراتتان قائل هستم، اجازه دهید یک انتقاد هم بنده نسبت به شما بکنم؛
    همانقدر که یک فرد سوم در یک اختلاف از در حمایت از فرد حاضر برآید و اشتباهات او را بخاطر خوشایندش پنهان کند، هیچ کمکی به او نخواهد کرد نقطه مقابلش هم درست است. اگر شما یکسره شخص حاضر را نقد کنید و گناه تمام مشکلات را به گردن شخص حاضر بیاندازید، باز هم کمکی به او نخواهید کرد و صرفا عزت نفس و اعتماد به نفس او را هدف می گیرید.
    من با جاری بزرگم هیچ مشکلی نداشتم، شوهرم مستقیم حتی صحبت تلفتی با او را قدغن کرد! با زن عمویش تازه آشنا شده بودم و صحبت می کردیم. خواهرشوهرهایم و حتی شوهرم خودشان را کشتند که با او حرف نزنم و بارها مستقیم جلوی جمع گفتند که بیا این طرف بشین! ظاهرا من با همه مشکل ندارم ولی نباید خودم باشم و باید بشوم برده زرخرید آنها که برای مکان نشستن، نحوه برخورد با دیگران و .... برایم تصمیم بگیرند!

    - در انتها بی دل محترم فکر می کنم من و شما سنگهایمان را واکنده بودیم و قرار بود نه من پستهای شما را بخوانم و نه شما پستهای من را و ایضا در تاپیکهای هم شرکت نکنیم. من کاملا بخاطر می آورم، شما چرا فراموش کردید؟
    مسلما وسعت همدردی آنقدر زیاد است که جا هم برای درددلها و مشکلات من باشد و هم شما.
    من نمی خواهم بخاطر شاد نشدن دل شما، بیایم و صرفا از خوشیهای با همسرم بگویم که مسلما روزهای خوش هم داشتیم و اگر چنین نبود نیازی نمی دیدم که دنبال راه حل برای کاستیهایمان بگردم. همسر من این ارزش را دارد که نقاط ضعفش را برطرف کند و بشویم بهتر همسران و پدر و مادر برای فرزندمان.
    بیا مثل دو انسان جوانمرد بر سر توافقمان پایدار بمانیم.

    مجدد که پستم را خواندم، احساس کردم لحن نوشتارم کمی تند است. بابت این موضوع هم عذرخواهی می کنم و هم خواهش می کنم که آنرا با لحن مهربانانه بخوانید.

  19. 3 کاربر از پست مفید هستی تشکرکرده اند .

    هستی (شنبه 28 آبان 90)


 
صفحه 9 از 19 نخستنخست 123456789101112131415161718 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.