سلام ازاده جان
تایپیکت و دنبال کردم اوایل برات می نوشتم اما مدتیه می بینم دوستان خیلی بهتر راهنمایی کردن و من سکوت کردم .
نمی خوام زیر سوال ببرمت شرایطت و درک می کنم از این دوری خسته ای رفتارای شوهرت بیشتر ازارت می ده و احساس تنهای میکنی و ......
درکت می کنم ودرکت می کنیم.......
اما هر کدوم از ماها که اینجا برات می نویسیم واقعا دلمون می سوزه.
متاسفانه مثل یک نهال نازک می مونی که هر حرفی از جانب ما یا شوهرت یا خانوادت یا دوستانت و .... مثل بادی تو رو به هر طرف خم می کنه. از خودت ثباتی نداری.
بیشتر از این که لازم باشه مادر یا همسر خوبی باشی باید یاد بگیری انسان باشی انسانی که برای خودش ارزش قائله.
از این وابستگی خارج شو. خودت یه بار تایپیکت و تایپیک قبلیت و بخون. ببین چقدر وابسته ای. تو وقتی وابستگیت و به همسرت کم کنی و باور کنی خودت به تنهایی هم انسانی اون وقت حتی می تونی تصمیم بگیری این اقا همسر خوبی هست یا نه.
البته من وضعیت اون اقا رو هم درک می کنم به این بدی که نشون می ده نیست فقط خستس. از کارای تو خستس.
از گیر دادنات از بچه بازیات از لوس بازیت از کم صبریات ....خستس.....
می خواد خودش باشه میخواد ازاد باشه. چون ازاده برخلاف اسمش هم خودش ازاد نیست هم دست و پای اطرافیانش و بسته.
ازاده جان بچه بازی هم حدی داره. شوهرت دوست هم سن و سالت نیست که می گی تک بزن سه بار می زنم و .....
یه کم مثل یک خانم متشخص رفتار کن سادگی خوبه اما این رفتاری که شما داری و سادگی نمی گن ساده لوحی می گن (قصد توهین ندارم ببخشید)
مدام باهاش در مورد رفتاراش حرف نزن او میدونه که هر بار به تو زنگ بزنه باید مثل شاگرد از معلمش چیزی بشنوه و باید یک چشم هم بگه
یعنی چی که هر بار زنگ می زنه بهش یاداوری می کنی این طوری رفتار کن بیا اون طوری رفتار کنیم و......
محکم و صبور باش تو یک ماه دیگه بر می گردی اما نه این ازاده بلکه یک ازاده محکم و قوی . فردی که بدون همسرش هم یک انسانه. اون وقت مراحل بارداریت و طی می کنی و بچه را هر جا که خوواستی به دنیا می اری بعدش باز بر می گردی و وقتی دیدی رفتارای همسرت همینه که الان تعریف می کنی تصمیم اخر و می گیری که باید باهاش بمونی یا باید ازش جدا شی.
ببخشید که دارم برات از جدایی می نویسم من به هیچ کس توصیه جدایی نکردم و نخواهم کرد به شما هم چنین توصیه ای ندارم فقط می خوام این غولی که از جدایی ساختی بشکنه. اگه جدا بشی هیچ اتفاقی نمیفته روزای اولش سخته و بعد تو دوباره می شی همون ازاده قبل دنیا ادامه داره و تو هم باید زندگی کنی پس کنار میای.
البته امیدوارم که همسرت رفتارش بهتر بشه و زندگی شما ادامه پیدا کنه و وقتی شما به سن 30-35 رسیدی به این روزای خودت هم می خندی و هم گریه می کنی که چرا روزای این چنینی و خوبی رو با بچه بازیات خراب کردی.
افرین تو به هیچ جا نباید وابسته باشی نه به این سایت نه به همسرت و نه به هیچ کس و چیز دیگه تو یک انسانی پس قبل از هر چیز خودت و دوست داشته باش و به خودت وابسته باش
امیدوارم تونسته باشم منظورم و بهت برسونم.
موفق باشی.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)