واقعا از نظر شما حرف زدن من با يه همكار مرد جوابش اين بود كه تا سر حد مرگ منو عذاب بده . پس بخشش كجا رفته . مگه من با اون همكارم چي گفتم مگه باهاش دوست شدم يا عاشقش بودم .
به خدا آدم قتلم مرتكب مي شه بعد از اين همه شكنجه دادن بالاخره مي بخشنش . چرا نتونست ببخشه . من خيلي وقتا بهش محبت مي كردم خيلي وقتا بهش نشون مي دادم عاشقش بودم ولي اصلا انگار فقط بديهاي منو ديد و رفت .
عين خواب مي مونه واسم ديشب رفتم خونه مادرمينا خوابيدم صبح كه بلند شدم فكر مي كردم خواب مي بينم فكر مي كردم اين دعواها اين همه كشمكش ها تو خواب بوده بعد يه كم فكر كردم گفتم پس تو خونه مامانت چيكار مي كني . بعد به خودم اومدم ديدم خواب نيست عين واقعيته . ولي كاش خواب بود . كاش .
خدا گناهاي منو نبخشيد . من بدجوري تاوان گناهامو پس دادم . گوت تنم آب شد . روحم داغون شد . قلبم شكست . كافي نبود حتما بايد خدا اونم از من مي گرفت تا مي فهميدم عذاب يعني چي ؟
الان بهشش اس ام اس دادم كه يه كم فرصت بهم بده تا آرومتر بشم . بهش گفتم حتما بره و تمام وسايلشو ازخ ونه ببره بيرون . بهم گفت اينكارو مي كنه و گفت تو با اين كش دادن هات انقدر خودتو غذاب مي دي اگه همون يه ماه پيش كه مي گفتم طلاق مي يومدي براي طلاق نه تو انقدر عذاب مي كشيدي نه من . نه خانواده هامون . حالا بازم داري كشش مي دي . من به خاطر تو يه كمي هم صبر مي كنم ولي صبرم حدي داره . خودتو زودتر جمع و جور كن .
اين زندگي به هيچوجه دوباره شروع نمي شه . من اگه مجبور بشم برگردم به اون زندگي خودمو مي كشم . پس بهتره واقع بين باشي و ببيني كه زندگي ادامه داره و بري سراغ زندگي خودت . و من رو هم فراموشكني . بخدا مي شه . همونجور كه من تو رو فراموش كردم . تو فكر مي كني من آدم نبودم فقط تو آدمي . نه بخدا منم آدم بودم ولي ببين الان فراموش كردم و هيچ احساسي بهت ندارم . پس بدون تو هم عادت مي كني . طلاق آخر زندگي نيست . براي من وو تو يه فرصته براي يه انتخاب بهتر و زندگي شيرين تر .
با عينك بدبيني بهش نگاه نكن . تموم مي شه و مي گذره . خودتو اذيت نكن .
انقدر راحت اين حرفا رو ميزنه كه آدم احساس خفه شدن بهش دست مي ده . احساس آشغال بودن و اضافي بودن . احساس اينكه تو رو با اين همه احساس قشنگ و عاشقونه مثل يه آشغال پرتت كردن بيرون .
من مشاور خوبي رو انتخاب نكرده بودم . خود شوهرمم به شوهر خواهرم گفته بود اين مشاوره خيلي داغون بود فقط مي شينه اونجا پول مي گيره هيچ نقشي نداره . بهش بگو مشاورشو عوض كنه وگرنه فايده اي نداره. راست مي گه خودمم از همون روز اول كه رفتم پيش اون مشاور همچين حسي رو داشتم وقتي بعد از يه ساعت توضيحات من . فقط بهم يه جمله گفت كه خب طلاق بگير فهميدم هيچ نقشي نخواهد داشت ولي نمي دونم چرا نرفتم سراغ يه مشاور بهتر . شايد اگه مشاور ديگه اي بود شوهرمو راضي مي كرد و نمي دونم . همه اينها قسمت بود و بايد اتفاق مي افتاد .
نمي دونم شايدم بازم اشتباه من بود نه قسمت . شايد من بايد اول يه مشاور خوب انتخاب مي كردم بعد به اون مي گفتم بره پيشش . همه چيز مثل خوره افتاده به جونم . اين شايد ها اين كاش ها اين اشتباهات . همه و همه منو از پا انداخته ديگه .
ديدين وقتي بهتون گفتم با صبر كردن من اون بر نمي گرده من اونو مي شناسم .
شوهر خواهرم خيلي ديشب باهاش صحبت كرد تلفنو گذاشته بود رو آيفون . بهش گفت همين كه شنيدي داره خودشو مي كشه و نگران شدي يعني يه كمي دوسش داري برگرد سعي كن با هم زندگي گنيد بريد پيش مشاوره . اين دختر كه انقدر شاد بود و همه بهش حسوديشون مي شد الان مثل يه گل پژمرده شده . اگه مي خواستي درس عبرت بگيره گرفته اون ديگه به اشتباهاتش پي برده . چرا عين بچه ها لج مي كني .
مي دونين چي گفت . گفت چرا همتون به اون حق مي دين كه زندگيشو انتخاب كنه و به من نه . من فقط و فقط از روي وجدان انسانيم گفتم نذارين خودشو بكشه وگرنه من هيچ احساسي و مسئولتي نسبت به اون ندارم . خودشو بكشه چيكار كنم اين تصميم خودشه براي زندگي خودش من كه اونو مجبور نكردم خودكشي كنه به هيچوجهم من مسئول نيستم . به من چه ربطي داره . منم اگه بخوام مجبورم كنيد كه دوباره با اون زندگي كنم خودمو مي كشم .
من همون يه شب بعد اينكه از خونه رفتم بيرون قيدشو براي هميشه و هميشه زدم . الان 30 روزه گذشته چرا فكر مي كنين برمي گردم . من ديگه حتي يك اپسيلونم به اين زندگي فكر نمي كنم . ديگه هم بي خود فكر و ذكر خودتونو مشغول نكنين . من خيلي خوشبختم و دارم به آيندم فكر مي كنم و هر لحظه خودمو خوشبخت تر از قبل حس مي كنم . و تا حالا حتي يه ذره هم پشيمون نشدم . چون واقعا تازه مي فهمم زندگي خوب و با فكر راحت يعني چي .
من به آيندم خيلي اميدوارم و با درسي كه از زندگي اولم گرفتم مي دونم كه بهترين زندگي رو براي خودم درست مي كنم. اونم الكي داره خودشو عذاب مي ده .
خودكرده را تدبير نيست من بارها بهش فرصت دادم كه خودشو اصلاح كنه نكرد . و ديگه هم نمي دم . حتي اگه به قيمت جونم تموم شه .
ديدين كه خوب شناخته بودمش . ديدين گفتم اون اگه يه روز از خونه بره بيرون بمونه ديگه به زندگي فكرم نمي كنه . خيلي مغروره خيلي و هميشه رو تصميمي كه مي گيره به هر قيمتي وايميسته .










علاقه مندی ها (Bookmarks)