تا سر زلم تو در دست نسيم افتاده ست
دل سودا زده از غصه دو نيم افتاده ست
چشم جادوي تو خود عين سواد سحر است
ليكن اين هست كه آن نسخه سقيم افتاده ست
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
تا سر زلم تو در دست نسيم افتاده ست
دل سودا زده از غصه دو نيم افتاده ست
چشم جادوي تو خود عين سواد سحر است
ليكن اين هست كه آن نسخه سقيم افتاده ست
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
تو صافان بین که بر بالا دویدند
به دردی کان به بن بنشست منگر
جهان پر بین ز صورت های قدسی
بدان صورت که راهت بست منگر
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
روزها گر رفت ،گو رو باک نیست
تو بمان ، ای که چون تو پاک نیست
فرشته مهربان (یکشنبه 13 اردیبهشت 88)
تشکرشده 657 در 204 پست
ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر بعالم سمر شود
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
دلی دارم خریدار محبت
کز او گرم است بازار محبت
*
فرشته مهربان (یکشنبه 13 اردیبهشت 88)
تشکرشده 166 در 85 پست
تا شمع دلم نگشته خاموش هرگز نكنم تو را فراموش
اگر دیدی تو را كردم فراموش بدان شمع امیدم گشته خاموش
مینا 22 (یکشنبه 13 اردیبهشت 88)
تشکرشده 1,607 در 499 پست
چو رخت خویش بر بستم از این خاک همه با ما اشنا بود
ولیکن کس ندانست این مسافر چه گفت وبا که گفت واز کجا بود
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
ديده دريا كنم و صبر به صحرا فكنم
و ندرين كار دل خويش به دريا فكنم
از دل تنگ گنهكار برآرم آهي
كاتش اندر گنه آدم وحوا فكنم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی
به بوسیدن چنان دستی ز شاهنشاه سلطانی
بدیدن بامدادانی چنان رو را چه خوش باشد
هم از آغاز روز او را بدیدن ماه تابانی
تشکرشده 45 در 28 پست
یاد دارم که روزگاری بود که مرا پیش غمگساری بود
با لب یار و در بر دلدار هر زمانیم کار و باری بود
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)