سلام چرا اسمون ابی ؟ چرا ماشین 4چرخ دارد؟چرا چرا
منم می خوام بیام صندلی داغ ؟؟؟؟![]()
تشکرشده 46 در 36 پست
سلام چرا اسمون ابی ؟ چرا ماشین 4چرخ دارد؟چرا چرا
منم می خوام بیام صندلی داغ ؟؟؟؟![]()
خاطره* (سه شنبه 08 اردیبهشت 88)
تشکرشده 216 در 84 پست
به به سلام رویا جون چه عجب از این طرفا![]()
1. خوبی؟
2. چه خبر؟
3. چه طوری میشه در زندگی پیشرفت کرد؟
4. اگه یه هدفی داشته باشی و چند بار برای رسیدن بهش شکست بخوری چی کار میکنی؟ (مثل کنکور)
5. اگه الان 100 میلیون تومان بهت بدم و بگم 24 ساعت برای خرج کردنش وقت داری میتونی خرجش کنی؟ اگه میتونی چی کار میکنی؟
6. مهمترین معیارت برای ازدواج چیه؟
8. اگه یه پسره خیلی خیلی خوب بیاد خواستگاریت اما قدش کوتاهه و کچله قبول میکنی؟ (آره یا نه)
7. یه راه برای کنترل خشم بهم یاد بده.
8. چه طور نقطه ضعف ها رو از بین ببریم؟ اصلا میشه این کار رو کرد؟
دوستت دارم مواظب خودت باش![]()
مثل من (سه شنبه 08 اردیبهشت 88)
تشکرشده 476 در 164 پست
سلام دوست عزيزنوشته اصلی توسط مثل من
خانم بلاخره اين شتريه كه در خونه ي همه ي ما ميخوابه حالا يكي زودتر يكي دير تر ، هرچي كه قسمت باشه :D
خيلي ممنون خانمم ، آره خيلي خوبم ، خداروشكرنوشته اصلی توسط مثل من
سلامتي تن و روحنوشته اصلی توسط مثل من
به نظرم با تعيين هدف بر اساس توانايي هايي كه داريم ( يعني واقع بينانه و در حد توان ) و نهايت سعي و تلاشمون براي رسيدن به اوننوشته اصلی توسط مثل من
راستش بستگي داره كه هدفم چي باشه ، و چندبار شكست بخورم ؟؟؟نوشته اصلی توسط مثل من
با توجه به شكست اول و دومم ، نقطه ضعف هايي كه باعث شكستم شده رو بررسي ميكنم و سعي ميكنم برطرفشون كنم ، اگه همه ي تلاشمو به كار بگيرم ولي باز هم نتونم بهش دست پيدا كنم ، ديگه بشتر از اون هزينه و وقتم رو تلف نميكنم ، چون توان هركس يه حد و حدودي داره و بلند پروازي هم گاهي باعث هدر دادن وقت ها و اميد بيهوده ميشه
مثلا من براي كنكور ارشد برنامه اي كه دارم اينه : كنكور سال اول رو زماني ميدم كه هنوز در حال تحصيلم و وقت چنداني ندارم براي خوندن درسهام ، بنابر اين كنكور سال اول رو براي آشنايي با سوالات ميدم ، و همه ي تلاشمو براي كنكور سال دوم ميكنم ، اگر اين بار موفق نبودم ، سعي ميكنم علت شكستم رو بررسي كنم و نهايت تلاشم رو براي قبول شدنم و رفع نقطه ضعف هام انجام بدم ولي اگه سال سوم هم نتونم قبول بشم ديگه سراغ كنكور نميرم چون اصولا من به اين اعتقاد دارم كه اگه من همه ي تلاشم رو بكنم و نقطه ضعفهامو برطرف كنم ولي بازهم موفق نشم ، ترجيح ميدم كه به هدف پايين تري فكر كنم يا سراغ هدف ديگه اي برم
من اين رو نقض نميكنم كه خواستن توانستن است ولي چه خواستني ؟ بله اگر خواستني باشه كه مطابق با واقعيات و توانايي ها باشه ، و نهايت تلاش براي رسيدن به اون انجام بشه ، اگه خدا بخواد ، حتما به توانستن منجر ميشه
خودم تنهايي كه نميتونم خرجش كنم چون سرم كلاه ميره :Dنوشته اصلی توسط مثل من
اگه نميشه كه توي بانك گذاشتش ، ترجيه ميدم سرمايه گذاري كنم مثلا سهام بخرم يا .... وبعدا آروم آروم خرجش كنم ولي اگه اينها قبول نيست منظور به خرج كردن باشه ، اونم ظرف يك روز ، اول به عنوان هديه يه ماشين ميخرم براي خواهرم ( چون خيلي دوست دارم كه خوشحالش كنم ) ، يكي هم براي خودم ، بعدش ميرم اگه پولم برسه يه ميكروسكوپ الكتروني ميخرم ( ديوونگيه ولي خيلي دوست دارم يه ميكروسكوپ الكتروني داشته باشم :D) ( البته فكر نميكنم كه پولم برسه )
مهم ترين معيارم اينه كه اخلاق داشته باشه و تحت هيچ شرايطي خيانت نكنهنوشته اصلی توسط مثل من
اگه يك كلام بهتون بخوام جواب بدم اينه : نه !! چون هرچقدر هم كه اخلاقش خوب باشه بايد بتونم از نظر ظاهري بپسندمش و قابل قبول باشه برام ، چون به نظرم مهر و محبت بين دوطرفي كه جذابتي براي هم ندارن معمولا ايجاد نميشه ، البته نه اينكه ملاكم زيبايي باشه براي زندگي ولي بايد در حدي باشه كه بتونم قبولش كنم و بپسندمش اينم بگم اگه ببينم طرفم خيلي خوشگله هم قبولش نميكنم چون ديگه آسايش ندارم توي زندگينوشته اصلی توسط مثل من
اگه كسي بلده به من هم ياد بده :D ولي اونجور كه ميگن اينه كه سعي كنين توي اين زمان سكوت كنين و چشماتونو ببندين و تا مثلا 10 بشمارين و يك ليوان آب هم بخورين .... يه روش بهتر به قول استادمون : اگه ديدين بازهم تخليه نميشين ، مثل امام علي كه سرش رو در چاه ميكرد و داد ميزد ، شما هم برين و توي بيابوني ، جايي ، داد بكشين و مطالعات نشون داده كه اين روش در تخليه ي رواني خيلي موثره ( البته اين استادمون اونقدر شوخه كه الان شك كردم كه همه رو جدي گفت يا طنز هم قاطي اش كرده ) :Dنوشته اصلی توسط مثل من
راستش به نظر من درصورتي ميشه اين نقطه ضعف هارو برطرف كرد كه كسي راهنمايي كنه كه چگونه ميشه اين كار رو كرد ، كه البته يك اراده ي قوي ميخواد و خواست قلبينوشته اصلی توسط مثل من
به نظرم راه از بين بردن نقطه ضعف ها مختلفه ، هم فرد به فرد و هم مشكل به مشكل
من هم همچنين ، شما هم موفق باشين دوست نازنينمنوشته اصلی توسط مثل من
سلام بر مدير محترم تالارنوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
واقعا هم سوالاتون داغه !! خوب اصولا روانشناس ها دست ميذارن روي .... :Dنوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
مدير جان ، آخه من غيبتم براي قبل از صندلي داغ بود ، اگه ميدونستم به صندلي داغ دعوت ميشم كه خداحافظي ميكردم :D ، راستش محيط تالار رو ديگه دوست ندارم ، كلا بگم يه جوري شده كه همش به حاشيه پرداخته ميشه و ديگه بهم آرامش نميده !!!نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
اگه ميخواستم ديگه نيام ، خداحافظي ميكردم و ميرفتم ولي غيبت كردم كه بتونم برگردم ، ولي الان اكثرا در اكثر تاپيك ها غايبم و شايد بشه اينجوري اسمش رو گذاشت ، غيبت از تاپيك ها :Pنوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
چه آمار دقيقي دارين شمانوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
:P
راستش الان ديگه چيزي بين من و عرفان نيست !!!
ولي اگر م ( برفرض محال ) بخواد چيزي باشه ، شايد بتونم براش 3 سال صبر كنم ولي با اطلاع خانواده ها و رضايت اونها !!! به نظرم ريسكه كه سه سال براي كسي صبر كني اونم بدون اطلاع خانواده ها و بدون تعهد !!
اين سايت خيلي در تغيير نظرم بهم كمك كرد ، فهميدم زندگي اون چيزي نيست كه من توي روياهام فكر ميكردم
زندگي واقعيته و گاهي هم تلخ و اكثرا سخته !!!
الان ديگه به دوستي طولاني مدت و صبر كردن بدون اطلاع خانواده ها اعتقادي ندارم چون به نظرم هم يك ريسكه ،هم باعث آسيب روحي ميشه ( در صورت نرسيدن ) ، هم باعث استرس در زندگي فرد ميشه ( ترس از به هم نرسيدن ، تر س از مخالفت خانواده ها ، ترس از ....) ، هم باعث از دست دادن موقعيت هاي خوب ميشه و حسرت از دست دادن اين موقعيت ها بعد از يك مدت ميشه ( اونم زماني بيشتر ميشه كه يا به هم نرسن يا اگه ميرسن تصوراتشون از هم غلط از آب در بياد )
خلاصه اگه الان عرفان بياد بگه كه باهام بمون تا سه سال ديگه ، من بهش ميگم اول خانواده ات رو راضي كن و بيا خواستگاري و بعد صبر .... گرچه با شناختي كه الان از عرفان به دست آوردم اگه بخوام عاقلانه رفتار كنم ديگه حتي اگه پيشنهادي هم بده قبول نميكنم چون ميدونم نميتونم با همچين آدمي زندگي كنم حالا هرچقدر هم كه دوستش داشته باشم
توجيهش اينه كه مامانم ميخواد مواظبم باشه كه من خودمو توي دردسر نندازم ، از يك طرف به خاطر خودشون و از يك طرف به خاطر مننوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
راستش چون اين اتفاق زياد نميوفته ( مثلا هر يك ماه يك بار ) باهاش كنار ميام چون اكثرا در حد حرف هستش .... جديدا كنجكاوي هاي مامانم هم كم شده ، شايد چون من ديگه چندان سعي در قايم كردن يا قطع كردن كارم وقتي مادرم مياد ندارم و اون هم كمتر فكر ميكنه كه من دارم كار خلاف ميكنم
راستش من هنوز نميتونم خيلي احساس صميميت با مادرم داشته باشم ( به اون حدي كه هرچي ميشه بهش بگم ) ولي خوب يه كمي بهتر شدم ....نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
گرچه هنوز هم نظرم در مورد اين عوض نشده كه نميشه به كسي چندان اعتماد كردو همه ي رازهاي دل رو بهش گفت !! بعضي چيزها رو نميشه به كسي گفت ، براي همين براي گفتن اونها براي من اينترنتي بهترين راه حل بوده !!!
راستش دليل اينكه من نميتونم با مادر و پدرم صميمي بشم به خاطر نقاط منفي اونهانيست ، به خاطر اينه كه اين احساس صمميميت رو ندارم !!! از نظر فكر كردن و عاطفي بودن اصلا به اونها شبيه نيستم .نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
من ميتونم نقاط منفي رو بپذيرم ولي نميتونم با هركسي صمميمي بشم !!! اگه دليل صميمي نشدن با پدر و مادرم اين بود خوب شايد در آينده در برخورد با همسرم مشكل دار ميشدم ولي من به خاطر حس و احساسمه كه با كسي صمميمي ميتونم بشم ، حالا هرچقدر هم كه نقاط منفي داشته باشه !!! ولي يك نفر ممكنه نقاط مثبت زياد داشته باشه ولي چون از نظر عاطفي احساس نزديكي بهش نميكنم ، نميتونم باهاش صميمي بشم
و من براي ازدواج با كسي ازدواج ميكنم كه بتونه جذبم كنه و بتونه باهام صميمي بشه وگرنه نميتونم زندگي خوبي داشته باشم
آقاي مدير اميدوارم هميشه موفق باشينو ممنونم بابت سوزاندنتون :D
حنان (چهارشنبه 09 اردیبهشت 88)
تشکرشده 37,362 در 7,160 پست
سلام
ببخشید اگر سئوالاتم زیادی داغه؟!
1 - چرا تا فهمیدی صندلیش خیلی داغه، گفتی محیط تالار رو دوست نداری و غیبت كردی؟!
2 - اگر غیبت كردی، پس چرا باز هم توی تالار هستی؟!
3 - بعد از حدود 8 ماه كه در تالار تجربه افراد و نظرات را شنیدی هنوز هم اعتقاد داری باید 3 سال برای عرفان صبر كنی؟!
4 - آیا توانستی برای توجه ها و كنجكاوی های مادرت در كارهایت توجیه منطقی و قانع كننده ای بیابی و باش كنار بیایی؟!
5 - آیا نظرت در مورد اینكه «نباید زیادی با خانواده ات و دوستان نزدیكت صمیمی بشی» ،عوض شد؟!
فكر نمی كنی اگر تجربه صمیمیت و پذیرش نقاط مثبت ومنفی پدر و مادرت و ... را نداشته باشی، با همسرت نیز در آینده دچار مشكل بشی؟
مدیرهمدردی (سه شنبه 08 اردیبهشت 88)
تشکرشده 59 در 40 پست
سلام رويا
بزرگترين آرزوي مادي ات چيه
بزرگترين ضعف خانم ها در مقابل زندگي چيه
دختر بچه ها رو دوست داري يا پسربچه ها رو؟
توي بچه گي هات كدوم شخصيت كارتوني رو دوست داشتي
دلت مي خواد همين الان كي زنگ در خونه اتون رو بزنه
تا حالا از فرط حسادت زير آب كسي رو زده اي حتي اگر بشه يه غيبت كوچولو كه طرف رو تخريب كني![]()
N.DELNAZ (سه شنبه 08 اردیبهشت 88)
تشکرشده 476 در 164 پست
سلام دلناز جاننوشته اصلی توسط N.DELNAZ
مادي ؟؟؟ اگه منظورت غير روحيه !! خوب آرزو كه زياد دارم ، ولي مهم ترينشون سلامتيه براي خودم و خانوادمنوشته اصلی توسط N.DELNAZ
راستش سوال سختيه به نظرم ، حرص و جوش خوردن اونها باشه كه باعث ميشه سريع پير بشن و توجه زيادشون به ماديات :D( گرچه فرد به فرد فرق ميكنه )نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
كلا بچه هارو دوست دارم ولي ترجيحا نوزاد هارونوشته اصلی توسط N.DELNAZ
كه نميتونن نه راه برن و نه اذيت كنن و تازه پر توقع نيستن ، به خاطر يك شكلات هم نميفروشنت :D خيلي تمايل به چلوندن بچه ها دارم
دوست داشتم جاي سوباسا توي كارتون فوتباليست ها باشم .نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
به مدت هم عاشق دروازه بان تيمشون بودم ، در زمان بچه گيم خيلي به نظرم جذاب بود و خوش اخلاق و دلم ميخواست كاشكي واقعيت بود تا بتونم وقتي بزرگ شدم باهاش ازدواج كنم :D
آخه خوشگلم ، اين سواله كه ميپرسي ؟ يه دختر دم بخت بيشتر دوست داره كي زنگ در خونشون رو بزنه ؟؟؟:D ( شوخي بودا ، جدي نگيرين )نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
هميشه دوست دارمم خواهرم باشه ولي الان كه خواهرم اينجاست دوست دارم كه يكي باشه با خبر خوش !!!
راستش من اهل زير آب زني نيستم چون عذاب وجدان ميگيرم شديد و در خاطرم نيست كه زيرآب زني كرده باشمنوشته اصلی توسط N.DELNAZ
ولي غيبتمتاسفانه چرا ، غيبت كردم ، اونم گاهي ، يعني زماني كه خيلي ناراحتم از طرفم ، ولي اكثرا وقتي ببينم يه جايي داره خيلي به نا حق در مورد كسي بد گفته ميشه نميتونم طاقت بيارم و ازش دفاع ميكنم ( اينو جدي ميگم ) ، چون فكر ميكنم اگه من جاي فرد مورد غيبت واقع شده بودم ، چقدر ناراحت ميشدم ....
خانمي اميدوارم كه هميشه موفق باشي![]()
تشکرشده 94 در 50 پست
سلام رویا جونم
بهترین فیلم خارجی و ایرانی که دیدی چی بوده ؟
بهترین کتابی که خوندی چیه؟
چه فصلی رو بیشتر از همه دوست داری ؟
اگه خدایی نکرده یکی از دوستات به یه دلیلی تو رو مسخره کنه چه عکس العملی نشون میدی و چه جوری باهاش برخورد میکنی ؟
موسیقی دوست داری (اگه اره چه سبکی)
چه تفریحی رو بیشتر از همه دوست داری؟
اگه سوال دیگه ای به ذهنم رسید دوباره میام:D
کاترین (سه شنبه 08 اردیبهشت 88)
تشکرشده 375 در 164 پست
سلام روياي گل
اول از همه بگيد حالتون كه خوبه
1- حال امروزتون را برامون توصيف كن
2- امروز چه رنگيه ، ديروز چه رنگي بود ، فردا چه رنگي خواهد بود
3- يكم راجع به خودت بگو (شخصيتت، چيزهايي كه دوست داري ، كارت ، ...)
4- به نظرت رويا همان آرزو است
5- رويا را مي شه توي واقعيت بهش برسي
6- چاي بيشتر دوست داري يا قهوه
7- قهوه را با شير و شكر مي خوري يا تلخ
8- اگر يه فنجان قهوه تلخ بهت بدن چكارش مي كني
9- با ورزش چطوري
10- گردش توي طبيعت را بيشتر دوست داري يا رفتن به پاساژها و ديدن مغازه ها رو
اگر يه روز از دست كسي ناراحت بشي چكار مي كني ، ميشيني گريه مي كني ، بهش مي فهموني ناراحتت كرده ، تلافي مي كني ، فراموش مي كني ؟
ممنون اگر وقت بگذاري و روي اين صندلي كه برات خيلي داغش كردن مي شيني و توي اين گرما جواب سوالها را ميخواي بدي حالا بفرما بستني شربتي چيزي بخور بعد جواب بده :D
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
sayehhaye_mah (سه شنبه 08 اردیبهشت 88)
تشکرشده 476 در 164 پست
سلام دوست عزيزنوشته اصلی توسط sayehhaye_mah
خيلي ممنون دوست عزيز، خيلي خوبمنوشته اصلی توسط sayehhaye_mah
توصيف خاصي نميتونم براي امروزم داشته باشم ولي خوشحالم چون هم دانشگاه خوب بود و هم ميخوام فيلم مورد علاقه ام رو ببينمنوشته اصلی توسط sayehhaye_mah
امروز آبيه ( چون هوا خيلي خوبه و بهاري و بارون و ...) ديروز قرمز بود ( چون توي آزمايشگاه خون دادم واسه اين ميگم قرمز بود :D فردا هم فعلا سفيده ( تا چي پيش بياد )نوشته اصلی توسط sayehhaye_mah
من 21 سالمه و ترمهاي آخر دانشگاه رو دارم ميگذرونم ، زود رنج هستم و خيلي حساس ، به ورزش شنا علاقه مندم و اسكيت ، خيلي دوست داشتم در ضمينه ي موسيقي فعاليتي داشته باشم ولي متاسفانه هيچ چيز از موسيقي نميدونم ، و همچنين يك دانشجوي بيكار هستم :Dنوشته اصلی توسط sayehhaye_mah
دقيق نميدونم ولي فكر ميكنم كه اين دو يه فرقهايي با هم دارن ، مثلا يكيش ميتونه اين باشه كه آرزو در مورد چيزهايي هستش كه اميدي براي به وقوع پيوستنش وجود داره ، يعني بايد يك شانسي براي وقوعش داشته باشي ولي رويا ميتونه در مورد هرچيزي باشه ، چيزهايي كه گذشته و ديگه درست نميشه يا چيزهايي كه دوست داري در آينده برات اتفاق بيوفته !!!نوشته اصلی توسط sayehhaye_mah
مثلا اگه توي افكارت خودت رو با فرد مورد علاقه ات ميبني كه زندگي مشتركتون رو آغاز ميكنين و خوشبختين و .... در صورتي كه فرد مورد نظر شما ازدواج كرده باشه خوب اين ديگه يك آرزو نيست بلكه فقط يك روياست و شانسي براي به وقوع پيوستنش وجود نداره
يعني : آرزو زير مجموعه اي از روياست !! هر آرزويي يك �8
تشکرشده 476 در 164 پست
با سلام خدمت همه ی شما دوستان عزیزم
راستش من الان دانشگاهم و نمیتونم جوابتون رو بدم چون خیلی کار دارم و الان کلاس دارم ولی بعد از دانشگاه حتما میام که جواباتون رو بدم ، البته فکر کنم جواب دادن به شما خیلی طول بکشه ، پس اگه میبینین که تا الان نیومدم که جوابتون رو بدم نگران نباشین چون شب حتما به حضورتون میرسم
آقای مدیرشما چقدر داغش کردین !! بابا سوختم !!:D
موفق باشین
حنان (سه شنبه 08 اردیبهشت 88)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)