به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 108

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مهر 95 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1395-6-27
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    924
    سطح
    16
    Points: 924, Level: 16
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 76
    Overall activity: 86.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    81

    تشکرشده 56 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط روياي آبي نمایش پست ها
    من هم بخاطر همين موضوع نظر فرشته مهربان را خواستار شدم. چون خودم ١٠سال تمام جنگيدم تا نظر خانواده همسرم را مثبت كنم. با تمام تحقيرهايي كه شدم اصلا قطع رابطه نكردم. شايد از ته دل ديگر علاقه اي به آن ها نداشته باشم ولي بخاطر همسرم كه ناراحت نشود تحمل كردم. من رها نكردم. سعي كردم تا شرايط را تغيير دهم. اكر الان همسرم من را حمايت مي كند بخاطر تمام آن تلاش هاست. بله حق با شماست خيلي از مادرشوهرها عروسشان را هوو خود مي دانند. خيلي ها رفتارقشنگي ندارند ولي چه كسي فرزندش رابيشتر از يك مادر دوست دارد. من عاشق پسرهايم هستم. الان هم عاشق همسرم هستم ولي اين را يقين دارم كه مادرش نيز عاشق اوست. من تمام اين سختي ها را بخاطر او تحمل كردم. الان هم موفق نشدم. هنوز هم حرف ها بسيار زياد است. ولي پيش وجدانم راحتم. و اين را اصلا اقتدار و مردانگي نمي دونم كه همسرم بخاطر من با خانواده اش رفت و آمد نكند. البته آقا شهروز مي فرمايند كه رفت و آمد خواهند كرد. همسر من هميشه مي گويد مدارا كن. جواب نده و كاري نكن تا آن ها به خودشان اجازه دهند كه به تو چيزي بگويند. من هميشه پيش همسرم با خانواده اش تلفني صحبت مي كنم. بدون او هيچ وقت به منزلشان نمي روم تا هيچ حرفي از دهان من گفته نشود. ولي معتقدم براي يك خانواده سخت است از دست دادن فرزند. يا حس كردن اينكه فرزندشان را دارند از او جدا مي كنند. ما به عنوان عروس بايد اين حس را ايجاد كنيم كه همسرمان اول پسر آن هاست. وبعد از آن همسر ما.


    شما برای احساس گناهی که سرتاپای وجودتون رو فرا گرفته حتما فکری کنید.اگر شما با زجر و اجبار همسر یه رابطه این شکلی رو تحمل میکنید پسر شما در آینده مجبور نیست تحقیرو توهین به خودش و زنش رو تحمل کنه.فرزندتون عزیزهست که هست چطور الان شما انتظار دارید همسرتان حمایت کنه از شما و نمیکنه و ناراحتید بعدا از پسر شما هم به همین نسبت حمایت میخوان.این چرخه است و میچرخه. بحای اینکه عاشق پسرهایتان باشید عاشق شوهرتان باشید که آمال و آرزوهای از دست رفته تون رو توی وجود زندگی پسرهای بدبخت پیاده نکنید.قرار نیست پسرها تاوان رابطه نداشته و کج روی شماو شوهرتان رو بدهند.
    خدایی این زنها چه موجوداتی هستند ای خدا....

  2. 2 کاربر از پست مفید shahrouz تشکرکرده اند .

    sahar67 (دوشنبه 05 مهر 95), نیکیا (یکشنبه 04 مهر 95)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 اردیبهشت 96 [ 11:33]
    تاریخ عضویت
    1393-4-29
    نوشته ها
    89
    امتیاز
    2,403
    سطح
    29
    Points: 2,403, Level: 29
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 58 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ازدواج غير پزشک با خانم پزشک اشتباه است.
    آقا شهروز عزيز ، اگه شما از زندگي با عشق صحبت مي کني، چرا توي اون کتک زدن همسر و خط و نشون کشيدنه؟؟
    اول همه چيز گل و بلبله بعدا دادگاه و 110.
    آفرين بر نيکتا.
    ما مردهاي مزخرف رو همين زنهايي بزرگ کردن و تحويل جامعه دادن!!!!!

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مهر 95 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1395-6-27
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    924
    سطح
    16
    Points: 924, Level: 16
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 76
    Overall activity: 86.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    81

    تشکرشده 56 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. مرسی از دوستان بابت نظرات بعضی ها واقعا قابل تامل بود مثل خانم میشل و بعضی ها بسیار ناخوشایند .خانم های محترم خانمی که درباره ایشون مینویسید همسر من هست و این طرز بیان و به کاربردن الفاظ اصلا زیبنده یک خانم متشخص نیست!

    دوستان چندروز پیش نوشتم با همسرم صحبت کردم قبول کرد تنهایی برم دیدن خانواده من وقتی همسرم هم راضی نبود خانوادم رو که دور نینداخته بودم. پدرومادر رو هفته ای یک مرتبه رو حداقل دیدنشون میرفتم.کنار آنها که نمیتونستم زندگی کنم وقتی متاهلم و زندگی جدا دارم.
    کتک کاری برای چندماه قبل بود از اون وقت سعیم این بود جبهه گیری رو کنار بگذارم متوجه شدم حالت تدافعی همسرم کمتر شده.خیلی کمتر. فهمیدم شاید ترس از دست دادن من باعث شده بود حالت تدافعی بگیره الان خیالش همه جوره راحت شده من کنارش هستم نرمتر برخورد میکنه.
    من کجا و کی خانوادم رو فروختم؟ از رفتار برادرم ناراحتم میزان ناراحتی و رفت و آمد با برادر من رو شما که نمیتونید مشخص کنید.هرکس مختاره نوع روابطش رو با توجه به شرایط انتخاب کنه.این موضوع اصلا ربطی به همسرم نداره.
    من نه بچه ام نه خام و ساده و توسری خور و جوگیرو متوهم و بی اراده و بی عرضه و.... ممنونم از الفاظ و القابی که خانم های محترم به من نسبت دادند.اگر چیز دیگری رو از قلم انداختید اصلا تعارف کنید!

    اگر مردی زنش رو دوست داشته باشه و بخواهد برای زندگیش بجنگد و تلاش کند و با گذشت زمان بین خانواده و همسرش دوستی و آرامش را برقرار کند این الفاظ مناسب شرح حالشه؟

    شما چرا هر موضوعی رو به سن خانم من ربط میدید؟ اون مردهایی که زن هایشان سن پایینتری دارند چه گلی به سر آقا زدند که زن من نزده؟ یا برعکس! والا من هرچه میبینم اطرافم و میشنوم و میخوانم همه مثل سگ و گربه هستن.پس این موضوع از نظر من رد شده است.
    کار اشتباهم این بود با خانمم برخورد فیزیکی داشتم بعد از آن برخورد بود گفت نباید رفت و آمدکنم.
    ایشون وقتی آشنا شدیم 28 ساله بود 32 ساله نبود بالاخره موردهای ازدواجی خوبی داشت من به چشمم میدیدم .... روی دست مادرش نمونده بود بخاطر دوست داشتنش دوسال صبرکرد من موقعیتم رو مهیا کنم کدام دختری این کار رو انجام میده؟ اونم با موقعیتی که همسرم داشت.
    اتفاقا خیلی دختر با احساس و مهربانی هست من اصلا جوگیر نشدم وقتی با هم هستیم خوشحالم، شاد و زیباست ، دوست داره پیشرفت کنم خیلی تشویقم میکنه برای آزمون وکالت بخوانم ،چرا دوستش نداشته باشم؟؟؟
    درباره گرفتن جهیزیه من به عنوان یک مرد وظیفه تامین نیازهای همسرم رو دارم مگر غیر از این هست؟
    در آن شرایط صلاح دیدم با مقدار پولی که تهیه دیدم این کار رو انجام بدم.دلایل زیادی داشت یکی از دلایلم این بود به خانمم نشان بدم از طرف من حمایت میشه.درک این موضوع آنقدر سخته؟؟؟؟
    بله من زنم رو در مغازه ها و پاساژها بردم گفتم هر چی دوست داری برای زندگیمون انتخاب کن.اون برق شادی و رضایت رو توی چشمانش و لبخندش دیدم و اینکه دست و بازوی من رو از خوشحالی فشار میداد وقتی وسایل رو میگرفتیم غرور من رو ارضا کرد. اگر شما قادر به درک این موضوع نیستید مشکل من نیست!
    برای یک مرد چه افتخاری بالاتر از این بتونه نیازهای زنش یا بچه هایش رو تامین کنه و شرمنده نباشه!مگر چیزی جز این هست؟
    زندگی ما اتفاقا با تفکر و علاقه ایجاد شد نه مثل بوکسورها و زورو و....
    وقتی خانمم میگه بعد از پدرم فکرنمیکردم هیچ مردی رو بتونم آنقدر دوست داشته باشم و تکیه کنم خدا من رو خیلی دوست داشته تو رو سر راه من قرارداده خدارو شکرمیکنم.
    این ها چیز کمی نیست یک مرد باید خیلی تلاش کند همچین حرفهایی رو از زنش بشنوه و مطمئنم خیلی از زوج ها همچین حرفهایی بین آنها رد و بدل نشده چون به همچین توازن وحسی توی زندگی نرسیدن.
    من انتظار ندارم مردی که واقعا تا الان زنی رو قلبا دوست نداشته و حمایت نکرده یا خانمی که تا بحال تحت حمایت و دوست داشته شدن واقعی مردی نبوده حرفهای من رو درک کنه.
    زندگی ما کم و کاستی هایی داره میدونم مادرم حق داره میدونم همسرم مزاجش تنده میدونم همه اینها رو میدونم اگر من نمیگفتم شما متوجه نمی شدید... جز این هست؟ پس آنقدر این مسائل رو چماق نکنید توی سرم

  5. 8 کاربر از پست مفید shahrouz تشکرکرده اند .

    Amina (شنبه 03 مهر 95), maryam.mim (شنبه 03 مهر 95), sahar67 (دوشنبه 05 مهر 95), sphinx (یکشنبه 04 مهر 95), فرشته اردیبهشت (شنبه 03 مهر 95), نیکیا (شنبه 03 مهر 95), میشل (شنبه 03 مهر 95), خانم مهندس (شنبه 10 مهر 95)

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 آذر 95 [ 11:32]
    تاریخ عضویت
    1395-2-09
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    2,947
    سطح
    33
    Points: 2,947, Level: 33
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    179

    تشکرشده 278 در 136 پست

    Rep Power
    44
    Array
    متاسفانه خانواده ی ایرانی از اساس مریضه. این تصور عمومی وجود داره که "بچه عصای دسته" و خیلی از پدر و مادرها با این فکر بچه بزرگ می کنند و وقتی که بچه بزرگ می شه استقلال فرزند و تشکیل خانواده اش براشون خیلی سخته. اینکه بچه عقیده و دیدگاه متفاوتی از اونها داشته باشه پذیرفتنی نیست و... و بچه ی بیچاره می مونه با یک دنیا فشار و احساس گناه به جرم زندگی کردن!

    از نظر من بچه دار شدن با این طرز فکر خودخواهی محضه و باعث همین مشکلاتی می شه که تو این تاپیک می بینیم. نباید نسبت به بچه ها احساس مالکیت داشت. به قول جبران خلیل جبران:

    فرزندان شما از آن شما نیستند ، آنها دختران و پسران زندگی اند.
    آنها از طریق شما به دنیا گام نهاده اند ، نه از شما .
    وهر چند با شما هستند ، به شما تعلق ندارند.
    شما شاید بتوانید عشقتان را به آنها بدهید ، ولی فکرتان را نمی توانید .
    زیرا آنها افکار خودشان را دارند .
    شما شاید بتوانید برای جسمهای آنها مسکن فراهم آورید ، ولی نه برای روح آنها .
    زیرا روح انها در خانه فردا مسکن دارد ، فردایی که شما قادر نیستید آن را ببینید.
    حتی در رویاهایتان .
    شاید شما تلاش کنید که مثل آنها شوید ، ولی از آنها نخواهید که مثل شما شوند .
    زیرا زندگی به عقب باز نمی گردد و با دیروز سرو کار ندارد.
    شما کمان هستید و فرزندانتان تیرهای زندگی اند ، که از این کمان پرتاب می شوند .
    آن که کمان را آفریده است مسیر را به نیکی می شناسد .
    و با مشیت خود شما را تا آنجا خم می کند که تیرها در کمال آرامش ، اما تا حد نهایت خود بپرند .
    بگذارید سازنده کمان شما را در مسیر شادی و شادمانی خم کند .
    بگذارید تیرها رو به جانبی که او می پسندد پرواز کنند .
    و بدانید که او کمان را نیز استوار و محکم می پسندد.

  7. 5 کاربر از پست مفید Amina تشکرکرده اند .

    maryam.mim (یکشنبه 04 مهر 95), nardil (شنبه 03 مهر 95), shahrouz (یکشنبه 04 مهر 95), sphinx (یکشنبه 04 مهر 95), نیکیا (یکشنبه 04 مهر 95)

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 آذر 95 [ 16:34]
    تاریخ عضویت
    1393-3-18
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    2,315
    سطح
    29
    Points: 2,315, Level: 29
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 55 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من فكر مي كنم شما اصلا مطالب من رو نخوانيد. كدام احساس گناه. كسي احساس گناه مي كنه كه فرزندي را از ديدن مادرش محروم كنه. همسر من به شدت از من حمايت مي كنه آن هم به اين دليل كه براي به دست آوردن دل خانواده اش هر كاري انجام دادم. نه با اولين سخني كه از آن ها شنيدم بگويم حق رفت و آمد نداري. توهين به شما ؟جالب است من در هيچ جاي اين تاپيك نديدم خانواده تان به شما توهين كرده باشند. حالا بر فرض كه مادرتان بگويد پسرم موقعيت ازدواج زياد داشته. همسرتان چرا بايد بهشون بر بخورد؟شما كه خودتان مي گوييد ايشان خيلي موقعيت داشته. كار خواهر شما قشنگ نبود ولي نگفت كه اون دستبند را بده به من كه همسرتان كل خانواده اش را تارك شدند. گفت در دوران عقد بده. خيلي هم حرف نامربوطي نزده
    يك مورد ديگر اينكه شما كه حق را به همسرتان مي دهيد پس براي چي اين تاپيك را زديد ؟حق با ايشون است. خودتان هم به تنهايي به ديدن خانواده تان برويد. دنيا همان چرخه اي است كه خودتان مي گوييد. يك روز شما در آن مي چرخيد. خدايي اين مردها چه موجوداتي هستند.

  9. 2 کاربر از پست مفید روياي آبي تشکرکرده اند .

    sarvenaz (یکشنبه 04 مهر 95), shahrouz (یکشنبه 04 مهر 95)

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 آبان 00 [ 02:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-25
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    17,344
    سطح
    83
    Points: 17,344, Level: 83
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,156

    تشکرشده 742 در 286 پست

    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط روياي آبي نمایش پست ها
    من فكر مي كنم شما اصلا مطالب من رو نخوانيد. كدام احساس گناه. كسي احساس گناه مي كنه كه فرزندي را از ديدن مادرش محروم كنه. همسر من به شدت از من حمايت مي كنه آن هم به اين دليل كه براي به دست آوردن دل خانواده اش هر كاري انجام دادم. نه با اولين سخني كه از آن ها شنيدم بگويم حق رفت و آمد نداري. توهين به شما ؟جالب است من در هيچ جاي اين تاپيك نديدم خانواده تان به شما توهين كرده باشند. حالا بر فرض كه مادرتان بگويد پسرم موقعيت ازدواج زياد داشته. همسرتان چرا بايد بهشون بر بخورد؟شما كه خودتان مي گوييد ايشان خيلي موقعيت داشته. كار خواهر شما قشنگ نبود ولي نگفت كه اون دستبند را بده به من كه همسرتان كل خانواده اش را تارك شدند. گفت در دوران عقد بده. خيلي هم حرف نامربوطي نزده
    يك مورد ديگر اينكه شما كه حق را به همسرتان مي دهيد پس براي چي اين تاپيك را زديد ؟حق با ايشون است. خودتان هم به تنهايي به ديدن خانواده تان برويد. دنيا همان چرخه اي است كه خودتان مي گوييد. يك روز شما در آن مي چرخيد. خدايي اين مردها چه موجوداتي هستند.
    رویا جان همیشه از اینکه برم تاپیکهای یه کاربر رو بخونم و ازش آتویی در بیارم متنفر بودم...
    این چیزی که میگم هم به خاطر صاحب این تاپیک و بیشترش به خاطر وجود نازنین خودته
    رویای عزیز برو و آخرین تاپیکی که خودت شروع کردی رو بخون
    رفتارهای مادرشوهرت و خواهرشوهرت رو بعد از ده سال احترام گذاشتن های یک طرفه ی خودت ببین...
    خواهرشوهرت بعد از این همه احترامی که گذاشتی جواب تلفنت رو نمیده و مادرشوهرت هم با یه کوک کردن دخترش رابطه اش رو باهات قطع میکنه...
    تو مجبوری جلوی شوهرت با خانواده اش تلفنی حرف بزنی تا مبادا از حرفات چیزی در بیارن و پشت سرت پیش شوهرت حرفی بزن!!!
    واقعا فکر میکنی من و خانوم آقای شهروز بک همچین اعصاب فولادینی داریم؟؟؟
    اگر شوهر شما توی همون چند ماه اول زندگیتون حریمها رو مشخص میکرد و به خانواده اش اجازه ی بدگویی و دخالت رو نمیداد الان اسم آخرین تاپیک شما این نبود که هر روز از دست خانواده ی شوهرم گریانم...
    بعد از ده سال احترام گذاشتن باز هم هروز از دستشون گریانی اونوقت انتظار داری صاحب این تاپیک هم همین بلا رو سر زنش بیاره که ده سال دیگه همسرشون هر روز از دست خانواده ی این آقا گریه کنه؟
    رویا جان اگر شما هم از همون اول قاطعیت نشون میدادی و همسرت رو با خودت همراه میکردی الان خواهرشوهرت انقدر پر رو نمیشد که جواب تلفنت رو نده و مادرشوهرت از اینکه چرا بعد از عهدی رفتید مسافرت و ایشون رو نبردید با شما قهر نمیکرد...
    هیچکس این آقا رو به بیاحترامی به خانواده اش تشویق نکرده... همه ی حرف ما اینه که حریمها رو مشخص کنن و به هیچ کسی( چه خانواده ی خودشون و چه خانواده ی همسرشون) اجازه ی دخالت و بی احترامی ندن
    گفتن این حرفها برای من خیلی سخت بود باصبر زیادی که شما از خودتون به ما نشون دادید امیدوارم خوندنش برای شما سخت نباشه

  11. 2 کاربر از پست مفید نیکیا تشکرکرده اند .

    shahrouz (یکشنبه 04 مهر 95), میشل (یکشنبه 04 مهر 95)

  12. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مهر 95 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1395-6-27
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    924
    سطح
    16
    Points: 924, Level: 16
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 76
    Overall activity: 86.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    81

    تشکرشده 56 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط روياي آبي نمایش پست ها
    من فكر مي كنم شما اصلا مطالب من رو نخوانيد. كدام احساس گناه. كسي احساس گناه مي كنه كه فرزندي را از ديدن مادرش محروم كنه. همسر من به شدت از من حمايت مي كنه آن هم به اين دليل كه براي به دست آوردن دل خانواده اش هر كاري انجام دادم. نه با اولين سخني كه از آن ها شنيدم بگويم حق رفت و آمد نداري. توهين به شما ؟جالب است من در هيچ جاي اين تاپيك نديدم خانواده تان به شما توهين كرده باشند. حالا بر فرض كه مادرتان بگويد پسرم موقعيت ازدواج زياد داشته. همسرتان چرا بايد بهشون بر بخورد؟شما كه خودتان مي گوييد ايشان خيلي موقعيت داشته. كار خواهر شما قشنگ نبود ولي نگفت كه اون دستبند را بده به من كه همسرتان كل خانواده اش را تارك شدند. گفت در دوران عقد بده. خيلي هم حرف نامربوطي نزده
    يك مورد ديگر اينكه شما كه حق را به همسرتان مي دهيد پس براي چي اين تاپيك را زديد ؟حق با ايشون است. خودتان هم به تنهايي به ديدن خانواده تان برويد. دنيا همان چرخه اي است كه خودتان مي گوييد. يك روز شما در آن مي چرخيد. خدايي اين مردها چه موجوداتي هستند.

    من مطالب شما و دیگر دوستان رو تک به تک چندمرنبه میخوانم ولی چیزی که از نوشتار شما دستگیرم شده شما فقط یک حق مادری رو میدانید و اینکه مادر عاشق فرزندش هست و هیچکس به اندازه مادر فرزندش رو دوست ندارد.همه انتظارات رو پشت نقاب مادری پنهان کردید.من البته کاری به موارد شما ندارم ولی این طرز نگرش درباره همه زندگی ها جواب نمیده.تایپیک ایجاد کردم راهنمایی بگیرم چطوری زنم و خانوادم رو آشتی بدم رابطه برقرار باشه.من با حرفهای خانوادم نظرم درباره خانمم عوض نشد معلومه با چند تا پست اینجا نظرم برنمیگرده!شما انگار درست مطالب رو نمیخونید خواهرم دستبند رو قایم کرد تا آخرشب نه اینکه فقط بگه الان دستبند رو نده.باید آبروی من رو میبرد؟
    تا حالا از شکستن غرور یک مرد پیش زنش توسط خانوادش چیزی شنیدید؟وقی خانواده زنت رو بی حرمتی میکنه جلوی چشمت و تو خورد میشی.من دنده پهن نیستم شاید ایرادم این باشه.وقتی به زنم توهین میکنن من رو بی حرمت میکنند.فقط موضوع دستبند نبود خواهرم خیلی موارد شاید ده بیست مورد به خانمم بی احترامی کرد.توهین دیگه چیه چطوری باید توهین به من میکردند
    وقتی توی جمع ده بیست نفره بعد شام به زن من میگه پاشو کمکم ظرفها رو بشور.چشم غره رفتم خودش رو جمع کرد.نفرمایید از روی صمیمیت بوده چون اصلا نبوده چنین چیزی.مگر زن من کلفت تو و شوهر و خانواده شوهرتو هست که ظرفهای شما رو بشوره؟خواهر من تو که خانه ما اومدی زن من نگذاشت دست به چیزی بزنی ظرفها رو توی ماشین گذاشت مبادا کسی اذیت شه چطور به خودت اجازه چنین رفتاری میدی.میخواهی پیش خانواده شوهرت و دامادت بگی من روی برادرم و زنش حرفم برو داره؟چی رو میخواهی ثابت کنی.
    موارد این شکلی زیاده نمیخوام مثال بزنم خیلی زشته این مورد و دستبند رو گفتم شما خانمید شاید بهتر درک کنید.خانمم از خواهرم رنجیده خاطر است.
    ویرایش توسط shahrouz : یکشنبه 04 مهر 95 در ساعت 02:56

  13. کاربر روبرو از پست مفید shahrouz تشکرکرده است .

    میشل (یکشنبه 04 مهر 95)

  14. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    با سلام
    آقای محترم صاحب تاپیک

    اندکی صبر داشته باشید این رابطه الان گل و بلبل نمیشه کمی صبر کنید
    من راه شما رو قبول دارم اینکه اجازه بی احترامی رو نمیدید و ای کاش همه آقایون این بی احترامی ها رو درک میکردن و کاری نمیکردن ایام جوانی خانمها به تلخترین دوران زندگی تبدیل بشه یک خانم برای اینکه کمی آرامش داشته باشه توی فرهنگ ما باید صبر کنه تا پدر مادر همسرش انقدر پیر بشن که دیگه توان آزار اذیت نداشته باشن و خواهر شوهرها هم دارای عروس داماد بشن و سرشون بند زندگی خودشون بشه بلکه دست از سر عروس بدبخت بردارن ولی این پروسه زمان بر هست و شاید تا بیش از 50 ساله شدن آدم طول بکشه شاید اصلا رسیدن به این شرایط اون موقع دیگه ارزشی نداشته باشه

    احترام پدر مادرتون واجب هست و کسی در این موضوع شک نداره ولی به نظرم اگر حرف نابجایی با بغض و کینه میزنن گوشزد کردن اشتباه بودن حرفشون با یک زبان خوش نه با پرخاشگری و بی احترامی، ضروری هستش

    و البته کمی صبر کنید وقتی آتش خشم همسرتون فروکش کرد ازشون بخواین مثلا در حد تبریک عید صرفا به دیدن پدر مادر شما بیان و در صورتی که جو منزل شما اجازه میده از مادرتون بخواین کمی رسمی تر و بدون عنوان این صحبتها که پسر ما طرفدار زیاد داره و .. صحبت کنن میتونید بهشون بگید که همسرتون کمی حساس هست و این موضوعات رو پیش نکشن
    اگر روابط خوب پیش رفت در حد ماهی یک بار این افراد رو با هم روبرو کنید
    تا اون موقع روابط تلفنیتون رو صرفا با پدر مادر افزایش بدید و بهتره این تلفنها جلوی همسرتون نباشه که حساس تر نشه و در حد سر زدن گاهی به دیدنشون برید
    اگر نیاز به رفت و آمد رو بخواین برای همسرتون توضیح بدید بهتره در این قالب باشه که میترسید روزی پدر مادر شما از این دنیا برن و شما عذاب وجدان داشته باشید که چرا آخر عمر اصلا به دیدارشون نرفتید و در مورد وابستگی عاطفی به اونها حرفی نزنید و البته به خانمتون حتما بگید که بی احترامی ها رو تا الان درک کردید و بهشون حق می دید ناراحت باشن ولی به خاطر شما هم که شده یه مدت زمان کوتاه در حد سر زدن اون فضا رو تحمل کنن البته وقت گفتن این حرفها الان نیست کمی که زمان گذشت و همه چیز کمرنگ شد

    در پاسخ به کاربر محترمی که اشاره به جهیزیه کرده بودن بگم که جهیزیه اصلا به عهده دختر نیست و اگر خانواده ای اون رو به دخترش بده صرفا لطف کرده نه اینکه وظیفشو انجام داده و این خانم هم که با توجه به صحبتهای این آقا دندانپزشک هست فکر می کنم با درآمد کمتر از 5 ماهش بتون یک جهیزیه کامل تهیه کنه پس بهتره نگاه یک فلاکت زده رو نسبت به ایشون نداشته باشید
    خطاب به کاربر محترمی که نوشته بودن یک دختر 32 ساله به احتمال زیاد روابط دوستی زیاد با پسرها داشته هم بگم اون مربوط به دخترهایی که هدفمند هستند نمیشه، خیلی ها ممکن هست تا 20 سالگی هم چندین دوست پسر داشته باشن و خیلی ها ممکن هست تا 35 سالگی هم دست به چنین روابطی نزنن و یا نهایتا با کسی که مناسب هست و واقعا قصد ازدواج داره وارد یه رابطه آشنایی بشن
    که البته خانم ایشون جزو افراد هدفمند بوده کسی که کلا فکرش توی این روابط باشه به هیچ وجه نمیتونه درس یا هدف مناسبی متمرکز باشه

    در مورد قطع رابطه یک خانم با خانوادش هم بگم که این موضوع هم زیاد ممکنه اتفاق بیفته که یک خانم در صورت دیدن بی احترامی به همسرش با یکی از اعضای خانوادش مدتی قطع ارتباط کنه چرا فکر می کنید این اتفاق محال هست به هر حال خانواده اول هر زن و مردی همسرش هست و این موضوع رو تا کسی رعایت نکنه نمیتونه خوشبخت باشه یا کسی رو خوشبخت کنه
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  15. 2 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    shahrouz (یکشنبه 04 مهر 95), میشل (یکشنبه 04 مهر 95)

  16. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 آبان 95 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    326
    امتیاز
    4,077
    سطح
    40
    Points: 4,077, Level: 40
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,507

    تشکرشده 858 در 268 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    47
    Array
    سلام جناب شهروز
    چقدر نظرات متفاوته ،من فكر كنم همسر شما اتفاقا بسيار خانوم عاقل و صبوري هستن و همينطور خود شما ،پس قدر همو بدونيد ،من يك لحظه خودمو تصور كردم كه اگه برادر همسرم از آب گل آلود رابطه ي ما ميخواست واسه خودش ماهي بگيره چيكار ميكردم ،هيچ تفاوتي هم نداره كه اون زمان دوست داداششون بودم يا همسرش،شك نكنيد هرگز توي جايي كه اون آدم حضور داشته باشه نميرم جالبه از همسرمم پرسيدم گفت كسي كه به انتخاب من نظر داشته باشه دليلي براي رابطه باهاش ندارم ،جز موارد ضروري،پس به نظر من خانومتون خيلي محجوب و صبور هستن .

    خانواده ي محترم شما وقتي به انتخابتون به همسرتون ارزش نميذارن به نظر من نشونه دوست داشتن نيست ،چون خدايي نكرده همين دخالت ها و بي احترامي هاي خانواده هاست كه ممكنه يك زندگي از بپاشه ،نميدونم چه جذابيتي داره روي زندگي دو تا آدم بالغ بخوان تسلط داشته باشن .
    سعي كنيد براي برطرف كردن دلخوري بين خودتون و همسرتون تلاش بيشتري كنيد ،زندگي كه با عشق شروع شده ارزش همه نوع تلاشي داره ،احترام خانواده هاتون رو نگه داريد ولي براي همه ي آدمهاي زندگيتون مرز بذاريد قرار نيست براي راضي نگه داشتن همه اينقدر انرژي بذاريد ،مگه شما چند بار فرصت زندگي كردن داريد؟مگه چند بار سالهاي اول ،دوم و ... ازدواجتون تكرار ميشه ؟پس ضمن حفظ احترام به خانواده هاتون اجازه نديد آرامش زندگيتون از بين بره ،قدر تك تك لحظاتي كه باهم هستيد رو بدونيد،به همسرتون هم كمك كنيد كه اگه دلخوري داره از خانواده تون فراموش كنه و توي زياد دامن نزنيد به بي احترامي ها يا رفتارهاي هر دو خانواده ،چون هرچي بيشتر صحبت كنيد تبديل ميشه به كينه ،براي هر دوي شما.فقط با رفتار درست و محترمانه در برابر خانواده هاتون هميشه كنار همسرتون باشيد و از ايشونم بخوايد كه اينطور باشه .
    در پناه خدا خوشبخت و موفق باشيد .

  17. 2 کاربر از پست مفید asemaneabi222 تشکرکرده اند .

    shahrouz (یکشنبه 04 مهر 95), میشل (یکشنبه 04 مهر 95)

  18. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 مهر 95 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1395-5-01
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    282
    سطح
    5
    Points: 282, Level: 5
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 20 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شيدا خانم واقعا متاسف و متعجب شدم از پست هات. حداقل به دليل سابقه عضويتي كه داري، انتظار ميره يه مقدار پخته تَر و مادبانه نظر بديد. اين همه قضاوت و توهين شما و خانم سروناز باعث تاسف هست و چه حركت زشتي كردي كه عين خاله زنكا مينويسي خانم Amina كه فلان نظر رو ميده، خودش تو تاپيكش فلان حرف رو زده !!!
    چطور به خودت اجازه ميدي اين قدر با اطمينان ديگران رو قضاوت كني؟ خيلي راحت به اين اقا ميگي مطمئنا اولين تجربه زنش نبوده؟! ميگي مطمئني كه خود اين اقا جريان دستبند رو به خانمش گفته؟! با يه استدلال ابكي ميگي خانمش خاستگار بهتر نداشته؟ اين همه توهم باهوشي از كجا مياد؟ اين اولين يا دومين باري نيست كه ايقدر زود قضاوت ميكني و صاحب تاپيك رو ازرده خاطر ميكني. (من اصلا كاري به نظرت ندارم و فقط در مورد زود قضاوت كردنت صحبت ميكنم). در ضمن هر كي نظرش مخالف شما هست دليلش اين نيست كه حتما با خانواده همسرش مشكل داره.




    من نميدونم چرا بعضيا فكر ميكنن اگه پسري با دختر بزرگتر از خودش ازدواج كنه حتما گول خورده، اين طرز تفكر توهين هست به فهم شعور يه اقا. ايشون يه فرد عاقل و بالغ هستن كه با چشم باز همسرشون رو انتخاب كردن و راضي هم هستن ولي بعضي خانواده ها با دلسوزي و دخالت بي جا زندگي عزيزاشون رو خراب ميكنن.
    از نظر من دليلي نداره آدم جايي بره كه بهش توهين ميشه و بعدشم قراره يه عالمه اعصاب خوردي داشته باشه !!!
    خانواده شما اگه شما رو ميخوان بايد به انتخاب شما احترام بزارن. تا زماني كه همسرتون از خانوادتون بي احترامي ميبينه بهتره كه نياد و شما خودت تنهايي بري. اگه بدون رضايت قلبي بخواد همراهيتون كنه و دوباره بي احترامي ببينه مطمئن باشيد اگه همونجا بحثي پيش نياد حتما بعدش مشاجره يا ناراحتي داريد. مگر كه همسرتون خيلي تو دار باشه و هر چي بي احترامي ميبينه رو بريزه تو خودش ولي ممكنه اثارش يه جور ديگه بروز كنه.
    هر عروسي با هزار اميد و ارزو ميره خونه بخت و ابتدايي ترين انتظاري كه از خانواده همسرش احترام ببينه. بر أساس گفته هاي خودتون، من حق ميدم كه همسرتون فعلا تمايلي به ديدنشون نداشته باشه.
    سعي كنيد به همسرتون كمك كنيد تا كم كم اين دلخوري هارو فراموش كنه يا بهتره بگم ببخشه چون براي خودشم بهتره كه تو دلش كينه اي نداشته باشه. در عين حال با رفتارتون ثابت كنيد كه به كسي اجازه توهين و دخالت نميديد. از طرفي هم در عين حفظ ارتباط با خانوادتون ازشون بخواين كه به انتخابتون احترام بزارن.
    فكر نكنيد چون يه زنم، دارم متعصبانه نظر ميدم. در شرايط برعكس هم همين نظر رو دارم.

  19. 3 کاربر از پست مفید سپيده دم تشکرکرده اند .

    shahrouz (یکشنبه 04 مهر 95), sphinx (یکشنبه 04 مهر 95), میشل (یکشنبه 04 مهر 95)


 
صفحه 8 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میل به ازدواج در کنار ترس از آن ، راه حل چیست ؟
    توسط یه آدم در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 تیر 94, 15:02
  2. همسرم پشت من نیست
    توسط hamdard20 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 مرداد 93, 09:00
  3. چک لیست بهداشت روانی = چک لیست مسلمانی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن دین و روانشناسی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 خرداد 93, 03:00
  4. در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 مرداد 90, 10:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.