آقاي santatian عزيز از همراهي همدليتون متشكرم حداقل بعداز چند روز ره آوردي از سفر به اين دنياي مجازي نصيبم شد بازهم از ادامه دوستي با شما مسرور و شادمان خواهم ماند.باسپاس بسيارنوشته اصلی توسط santatian
تشکرشده 0 در 0 پست
آقاي santatian عزيز از همراهي همدليتون متشكرم حداقل بعداز چند روز ره آوردي از سفر به اين دنياي مجازي نصيبم شد بازهم از ادامه دوستي با شما مسرور و شادمان خواهم ماند.باسپاس بسيارنوشته اصلی توسط santatian
تشکرشده 885 در 224 پست
برادر گرامی من اصلا قصد توهین و تحمیل چیزی به شما را نداشتم .ظاهرا شما آنقدر حساس شده اید که تنها دوست دارید چیزهایی بگوییم که شما دوست دارید آنها را بشنوید.برادر عزیز شما آنقدر بزرگ شده اید که بدانید مقصود همه کسانی که اینجا از شما می خواهند بخشنده باشید و کینه ها را دور بریزید نتها اینست که شما کودکی دارید که هنوز برای چشیدن طعم بی پدری یا مادری بسیار کوچک است اگر تاپیک مرا بخوانید می بینید که 9 سال است بدترین شرایط را تحمل کرده ام و خودم را با آن وفق داده ام و بارها و بارها بخشیده ام نتها بخاطر اینکه کودکم کمی بزرگ شود و قدرت تشخیص شرایط را پیدا کند که هنوز هم احساس می کنم به آن سن نرسیده است پس هنوز باید صبور باشم بدون اینکه اجازه دهم کودکم کوچکترین نگرانی مرا احساس کند.زندگی همین است ما برای خودمان زندگی نمی کنیم زندگی ما وقف فرزندانمان است چون که ما آنها را به این دنیا آورده ایم و این مسولیت کمی نیست .و زندگی همه ما هم بالا و پایین دارد.من هنوز هم احساس می کنم که تمام رشته های زندگی شما پاره نشده است هر چند که خوب می دانم دادگاه رفتن های مکرر همسر شما پرده های حرمت ها را پاره کرده است اما باز هم کمی فکر کنید.شاید توانستید با کمک هم زندگیتان را از نو بسازید.شاید همسرتان هم در این مدت تجربه های جدیدی بدست آورده باشد مطمین باشید او هم زن است و تابع اخساسات.
اینقدر نگران دخترتان نباشید او جایش خوب است و اگر قرار باشد از بین شما دو نفر یکی انتخاب شود مسلما در سنی است که مادرش بیشتر نیازهایش را بر آورده می کند و اگر شما او را واقعا دوست دارید باید به رضایت کودکتان راضی باشید مگر اینکه خود همسرتان او را نپذیرد شما حتی در صورت جدایی هم می توانید هر ان اراده کنید او را ببینید و هیچ قدرتی نمی تواند مانع شما باشد ضمن اینکه آن کودک هم شدیدا به این مساله نیاز دارد مخصوصا طی سالهای آینده.مرا ببخشید اگر شما را آزردم امیدوارم که موفق و موید باشید.همه ما در زندگی بحران هایی را تجربه می کنیم امیدوارم که سالهای آینده زندگیتان شیرین تر باشد.ضمن اینکه باز هم خواهش می کنم برای جدایی عجله نکنید.
[size=medium]بهترین راه برای پیش بینی آینده خلق آنست.[/size][size=large][/size]
تشکرشده 0 در 0 پست
هميشه طلاق برام تابوي بزرگي بوده كه نتيجه اش را بدبختي و فلاكت براي همه طرفهاي درگير اون ميدونستم.اما بعداز قرار گرفتن تو اين زندگي باصطلاح مشترك كه براي من هم روزي با عشق واميد و آرزوها و آمال بيشمار آغاز شده بوددركي متفاوت از طلاق پديد آمد.امروز طلاق را نعمتي از نعمات خداوند براي دوري از نكبت و سرافكندگي و تحقير ميدانم و اين واژه ثقيل و سرشار از بار منفي را به عنوان لقبي رهايي بخش ميپذيرم.انگ مرد زن طلاق داده را به انگ مرد زن ذليل بيشتر ترجيح ميدهم.البته واژه زن ذليل را نه بمعناي عامش بلكه بطور خاص با ديد از زاويه زندگي توام با ذلالت و خواري و عداوت مد نظر دارم.اگر پاي آن فرشته معصوم و بيگناه در ميان نبود در پايان اين انتقام جويي يك عمر بلاتكليفي را برايش به يادگار گذاشته و از ديده اش طوري پنهان ميشدم كه هرگز با كمك ابزار قانوني هم قادر به يافتنم نميشد.كه اين نه بمعناي فرار از او بلكه با استفاده از بستر قوانين مزخرف باصطلاح مردسالارانه حداقل تا 5سال او را بلاتكليف و بي سرپناه و بي ياور رهايش ميكردم تا فيلمنامه با قهرماني قهرمانش پايان پذيرد.اما افسوس و صد افسوس كه دختركم رشته اي ناتوان است كه من و او را با وجود تنفر بسيارمان از يكديگر بهم پيوند داده و كوچكترين تلاشم برا جدايي ازو موجب گسستن اين رشته نحيف و نونهال ميگردد.در فيلمهاي زيادي كه تاكنون با محوريت طلاق ديده ام جنبه هاي مختلف اين پديده بظاهر شوم را از زواياي گوناگون مشاهده كرده و بيم آن دارم در آينده عذاب وجداني ابدي را بواسطه اين كار با خود همراه سازم.ساده عرض كنم من اصلا؛ قادر به توضيح و توجيه فرزندم براي علت اين جدايي نيستم.و از اين جهت نسبت به آينده واهمه اي جدي دارم.من حتي بخاطر دخترم حاضرم او را در منزلي مشترك پذيرفته و وفقط در قالب يك زوج در زير يك سقف زندگي كنيم اما او بي توجه به همه اين ماجراها بازهم چهار نعل در حال تاخت و تاز است و بي توجه به همه نتايج رقت بار اعمالش در گذشته بازهم قدمهايش را در همان راه ناهموار گذاشته و با تكرار همان اشتباهات به اين راه پر مخاطره ادامه ميدهد.اصلا؛ نميدانم آيا در وجودش چيزي به اسم خرد هم وجود دارد يا خير؟
آيا به نتايج اعمالش و مسئوليتي كه در آينده نسبت به اين رفتارها دارد توجه ميتنمايد ياخير؟خدا عالم است.
تشکرشده 33 در 29 پست
رضا جان اگر قادر به کاری نیستید تازه با بقیه انسانها مشترکید! یاد بگیرید. این زندگی اگر فقط به خاطر دخترتون با این حجم نفرت ادامه پیدا کنه نتایج خوبی رو نداره. بهترین کار یک مشاوره. شاید مشکلات قابل حلی هم در زندگیتون باشه. اگر چیزی قابل حل نبود روشهای بسیاری برای متقاعد کردن و آرامش دادن به دخترتون وجود داره.
تشکرشده 281 در 126 پست
الحمداله در و تخته خوب با هم جور شدند...
خوب تبریک می گم بهتون آقا رضای عزیز که بالاخره نتیجه گرفتین....!
تشکرشده 59 در 40 پست
آقاي رضاي محترم
من كل نظرات جديد رو خوندم بر خلاف برخي ،آقاي santatian درست مي گويند شما در اين تاپيك راه به جايي نمي بريد براي بار چندم عرض مي كنم مكشل شما قدري گسترده تر و پيچيده تر از مشكلات ديگر دوستان است
بهتر نيست دست از نظر خواهي برداريد و به نزد يك مشاور برويد.
معذرت مي خوام كه رك و راست نظر مي دم اما شما - شايد به دليل شرايط بد روحي- پذيراي نظرات درست نيستيد.
همه دوستان تلاش ميكنند شمارا از طلاق و جدايي منصرف كنند يا اينكه هر كداممان كه اغلب هم خانم هستيم با توجه به تجربيات روحي خويش اشتباهات گذشته رو به شما ياد آوري كنيم و كمك كنيم در جهت بهبودي
اما ناموفقيم چرا؟ چون رضاي عزيز مسرانه تنفر مي ورزد و هدفش را انتخاب كرده -من از زنم بدم مي ياد به خاطر دخترم باهاش زير يه سقف زندگي مي كنم هر چند دختركم در اين بلبشو پر پر شود - يا اينكه - نظر من همين است كه هست-
اي كاش كل تاپيك را از اول مرور مي كردي . ببخش من رو اما شما تنها كاري كه مي كني وقتي به بطالت مي گذراني تا كليه نظرات ما را تفسير كنيد و البته به ديد خودتان .
اگر در زندگي هم اينچنين رفتاري داشته باشيد و بخواهيد جز به جز مو از ماست آن هم به نفع خودتان بيرون بكشيد كه فاتحه زندگيتان حتي روح و احساس خودتان خوانده شده .
برادر گرامي سعي كن بدون غرض به نظرات نگاه كني سعي كن واقع بين باشي
موفق باشيد.
تشکرشده 498 در 242 پست
شما با این طرز تفکر چگونه توقع زندگی مشترک موفق را دارید؟
درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور
نکرده است\"
تشکرشده 33 در 29 پست
رضا جان عطف به سخنان قبلی خودم" دنبال چی تو کجا!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟ می گردی. مطمئنی برای همدردی!! جای درستی رو انتخاب کردی؟"
تو فکر می کنی من یکی هستم خوشی زیر دلم زده. من کل این تالارو زیر رو رو کردم بهت می گم اگر می خوای ذره ای آرومتر شی این دفعه آخری باشه که تالار میای. برو با یک مشاور صحبت کن.
یا علی
تشکرشده 281 در 126 پست
سلام خوبین اقای santatian. دوباره که عصبانی شدین.
مگه قرار نبود با آرامش صحبت کنید. اگه تالار بده و خیلی یک طرفه است پس چرا وقت گرانبهاتونو می ذارین و می یاین توش.
قرار شد نظر های سازنده بدون عصبانیت بدین تا ما هم از تجربه هاتون استفاده کنیم. یادتون رفت ؟؟؟؟![]()
تشکرشده 657 در 204 پست
آقا رضا هم شما هم خانومتون تو شرایط روحیه فوق العاده بدی هستین
من نمی دونم شما تصمیم به جداییتون جدی هست یا نه ولی برادر گرامی سعی کنین یه مقدار خودتونو آروم کنین تو این شرایطی که شما هستین هیچ تصمیم عاقلانه ای نمی تونین بگیرین
اول خودتونو پیدا کنین یکم به خودتون فرصت بدین تا بتونین مسایل رو درست ببینین به نظر من یه مدت اجازه بدین این آتیشی که بلند شده بخوابه شاید هردو طرف یه کم آروم بشین
اون موقع با فکر باز تری تصمیم می گیرین
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)