
نوشته اصلی توسط
ماه چهره
اينم بگم كه اصلا رابطه من وهمسرم ديگه مثل قبل نيست همش بهش مي پرم مي خوام ازش جدا شم و بعد حقيقتو بگم از بس ديوونه بازي در اوردم اونم خسته شده مي گه چته بريم پيش روانشناس؟؟؟
.....
حتي از خونوادم كمك خواسته
سلام ماه چهره
به همدردی خوش آمدی
چقدر خوبه که شما و همسرت همدیگر را عاشقانه دوست دارید . و می دانم در چه شرایط سختی هستی . درک می کنم چقدر باید شکسته و رنجور باشی و احساس بن بست کنی . اما اینرا بدان خدایی که ناظر اعمال همه ما هست یار مظلومان هست .
بهتره قبل از هرچیز آرام باشی و هیچ اقدام عجولانه ای نکنی . مطمئن باش خدا بزرگتر از مسائل و مشکلات هرچند بزرگ ما هست . به او توکل کن و آرام باش تا با هم راه حل مناسب مسئله را پیدا کنیم .
درسته همسرت به برادرش اعتماد دارد اما اشکالش این است که حفظ حریم هیچ ارتباطی به اعتماد ندارد و در هیچ شرایطی بین نامحرمان نباید حریمها را شکست حتی اگر فاصله سنی زیاد باشد .
همسر شما به علت اعتمادسازی برادرش و فاصله سنی تصور چنین شرایطی را نمی کرده و ..... اما اینطور نیست که در موقعیت مناسب و به شکل منطقی و درست که بهش قضیه گفته بشه باز هم از برادرش دفاع کند .
حالا که خودش پیشنهاد رفتن نزد روانشناس را داده و به سلامتیت اهمیت میده ، از این فرصت استفاده کن و برو با روانشناس مطرح کن ، روانشناس خودش میدونه به چه شکلی و از چه راهی وارد شه و موضوع رنج روحی شما و علت آنرا به همسرت بگه و ابتدا هم او را خواهد سنجید و متناسب با ظرفیتش وارد خواهد شد.
پیشنهاد می دهم ابتدا خودت با روانشناس صحبت کن و وضعیت را شرح بده ، تا او در جریات باشد و سپس به همراه همسرت در جلسات شرکت کنید
خلاصه :
بنا به توصیه همسرت با هم نزد روانشناس بروید . مطمئن باش نتیجه خوبی خواهی گرفت
.
علاقه مندی ها (Bookmarks)