سلام امید زندگی
من عضو این سایت نبودم. این تاپیکو که خوندم عضو شدم تا نظرمو به عنوان به مرد متاهل بگم ایشالله کمک کنه.
اول اینکه این حرف شوهرت که میگه همه عذابایی که کشیدی به اندازه یه اپسیلون عذاب اون نیست رو باور کن.
دوم از چیزایی که نوشتی به نظرم میاد شوهرت دوستت داره
سوم زمان مهم هست ولی مهمتر از اون(البته از اوایل این قضیه که بگذریم) اینه که شوهرت حس کنه که پشیمونی. نه به خاطر بچه نه به خاطر زندگی مشترک بلکه به خاطر کاری که کردی پشیمونی. بنابراین خنده ها و شادیهای تو ممکنه این حسو بده که پشیمونیت برای اینه که میخوای بالا سر بچت باشی یا آبروت نره یا ...
سعی کن حس پشیمونیتو درک کنه. سعی کن با خنده های اون بخندی. شادی اون فقط تو رو به وجد بیاره. (یه جورایی که حس کنه فقط با اجازه اون شکفته میشی)
چهارم و آخر اینکه این حقو بهش بدی که همیشه نرمال نباشه. وقتی این حقو بهش بدی ناراحتی هاش رو درک میکنی و غیر نرمال بودنشو تحمل میکنی. البته طبیعتا تو هم ناراحت میشی فقط تنها کاری که نباید بکنی هیستریک شدنته.






علاقه مندی ها (Bookmarks)