به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 144
  1. #71
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    با تشکر از شما دو بزرگوار عزیز به خاطر لطفتون ممنون .
    خانم انی عزیز یه سوال داشتم و اون اینکه من هم می تونم از اداب گفتگو استفاده کنم و در مورد مسائل مالی با همسرم صحبت کنم و درخواستم و بگم یا اینکه چیزی نگم ؟؟ بهتره ؟ و اگر بگم بازی شروع میشه یا این فرق می کنه ؟

  2. 2 کاربر از پست مفید جان سخت تشکرکرده اند .

    جان سخت (سه شنبه 06 دی 90)

  3. #72
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    اگر این زمانی و این مکانی حرف بزنی مشکلی نیست تو هم قطعا باید بر سر مسائل مالی زندگی ات حرف بزنی و طبیعی است که با گام ها و حرکت های کوچک باید شروع کنی تا انشالله به گام های بلند برسی . چرا که نه ؟!

    در وادی احساسات نرو . خصوصا احساسات منفی .

    اما این زمانی و این مکانی یعنی چه ؟

    1- ابدا سر فرمانت به سمت گذشته کشیده نشود
    2- همسرت را با هیچ کس مقایسه نکنی
    3- پای مامانم اینا و مامانت اینا را وسط نکشی
    4- دستش را نگیری و به آینده های دور و رویا های شیرین نبری
    5- تصویر سازی زندان و آخر و عاقبت کارهایش را وسط نکشی


    و اما چگونه حرف بزنی


    - کلماتی که نشان دهند تجزیه و تحلیل و بررسی هست. ( تجزیه و تحلیل احساسات منظورم نیست . )

    مثل :

    - چرا ؟ چه ؟ کجا ؟ کی ؟ چطور ؟ چقدر ؟ از چه طریق ؟ ( منظورم این است که با استفاده از این کلمات او را به وادی سوال و جواب بکشانی تا با ذهن خودش نتیجه گیری کند . تو جواب را در دهانش نگذار . استدلال خودش مهم ست

    - استفاده از قیودی مثل : تا حدی ، احتمالا

    - کلماتی که انعطاف فرد را نشان می دهد: به نظر من ، .............من فکر می کنم....................به نظر تو ..................؟ تو فکر می کنی .....................؟

    - کلماتی که نشان دهنده تامل و صبر است؟ تا فردا بررسی می کنم . صبر کنم بیشتر ارزیابی کنم. تا فردا برسی کن . صبر می کنم تا تو بیشتر ارزیابی کنی


    در پایان جوابهایی که مسئولانه ادا می شود حتما تشویق و تائیدش کن . اما به هیچ عنوان زیاده رو ی نکن .
    مثل درست می گویی
    حرفت کاملا منطقی است


    از کلمات
    خواهش می کنم .............
    لطفا ..........

    به حد نیاز نه به افراط استفاده کن







  4. 10 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (پنجشنبه 05 بهمن 91), barani (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  5. #73
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    سلام جناب sci
    راستش همسرمن بیشتر اوقات منفعل در مورد مسائل من برخورد می کنه و نظر خودشو نمی گه البته دلیلش ناراحتی و بحث هایی که ممکنه پیش بیاد
    مثالی می زنم تا بهتر سوالمو پرسیده باشم
    5 شنبه یه همسرم پیشنهاد رفتن به جایی رو دادم هی به بهانه های مختلف قضیه رو عقب می نداخت (مثل زنگ می زنم یا خبر می دم بهت) خلاصه منم همین طور بلاتکلیف بودم
    بهش زنگ زدم گفتم من اصلا ناراحت نمی شوم اگه فلان جا نریم اگه دوست نداری بریم بگو اونم با کلی اصرار من گفت آره راستش حوصله ندارم بریم ولی حوصله هم ندارم تو ناراحت بشی و .......
    با اینکه اون روز خیلی ناراحت شدم از نرفتن به جایی که پیشنهاد داده بودم ولی پذیرفتم مسئله رو و به نظر همسرم احترام گذاشتم
    این مسئله دیروزم پیش اومد و اون از اینکه دوباره پیشنهاد منو برای مسئله ای بپذیره واهمه داشت و با دل و جرات دادن من نظر خودشو گفت
    راستش دو تا سوال پیش می اد
    1. چه طوری خودمو برای پذیرفتن جواب رد همسر قانع کنم و ناراحت نشم
    2.وقتی همسرم نمی تونه نظرشو بگه و الارغم میلش اون کار انجام بشه حس نامیدی و حس اینکه فرد تصمیم گیری تو زندگیمون نیست بهش دست می ده چه طور به همسرم در این زمینه کمک کنم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  6. 6 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (شنبه 27 اسفند 90)

  7. #74
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    2,107
    سطح
    27
    Points: 2,107, Level: 27
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 501 در 152 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    سلام به همه عزيزاني كه مخلصانه در حال كمك‌ به انسان‌هايي هستند كه شايد تنها راه حل مشكلاتشون از اين طريق مي‌باشد.

    من در تاپيك جداگانه‌اي مشكلم را عنوان كردم. در اينجا فقط يك راهنمايي مختصر مي خوام؛
    اينكه در صورتيكه كه اشتباه بزرگي از خود بنده سر زده باشه و به خاطر آن همه حق و حقوق اوليه خودم توسط همسرم بلوكه شده باشه من چطور مي‌تونم:
    1- با رفتار جراتمندانه مشكلم را با اين محدوديت ها و حقوق از دست رفته كه خيلي برام آزار دهنده هست، مطرح كنم. به طوري كه نه اون جبهه‌گيري كنه و فكر كنه كه من اشتباهم را خيلي كمرنگ مي‌بينم و يا اشتباهم را نپذيرفتم.
    2- رفتارهام تأثيرگذار باشه. روش فكر كنه.
    3- احساس انفعال و بي‌عرضگي به خودم دست نده.

    جناب آقاي sci من به راهنمايي‌هاي ارزشمند شما بسيار احتياج دارم. اگر لطف كنيد در تاپيكم نظر دهيد كه بي‌اندازه سپاسگذار خواهم بود. اگر نه كه در همين جا هم مختصري من را راهنمايي بفرماييد.
    با تشكر

  8. 6 کاربر از پست مفید omid- zendegi تشکرکرده اند .

    omid- zendegi (سه شنبه 05 اردیبهشت 91)

  9. #75
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    129
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    میشه توضیح بدین اعتبار سازی چیه و چطور انجام میشه؟

  10. 3 کاربر از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده اند .

    گلنوش67 (شنبه 27 اسفند 90)

  11. #76
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط eghlima
    سلام جناب sci
    راستش همسرمن بیشتر اوقات منفعل در مورد مسائل من برخورد می کنه و نظر خودشو نمی گه البته دلیلش ناراحتی و بحث هایی که ممکنه پیش بیاد
    مثالی می زنم تا بهتر سوالمو پرسیده باشم
    5 شنبه یه همسرم پیشنهاد رفتن به جایی رو دادم هی به بهانه های مختلف قضیه رو عقب می نداخت (مثل زنگ می زنم یا خبر می دم بهت) خلاصه منم همین طور بلاتکلیف بودم
    بهش زنگ زدم گفتم من اصلا ناراحت نمی شوم اگه فلان جا نریم اگه دوست نداری بریم بگو اونم با کلی اصرار من گفت آره راستش حوصله ندارم بریم ولی حوصله هم ندارم تو ناراحت بشی و .......
    با اینکه اون روز خیلی ناراحت شدم از نرفتن به جایی که پیشنهاد داده بودم ولی پذیرفتم مسئله رو و به نظر همسرم احترام گذاشتم
    این مسئله دیروزم پیش اومد و اون از اینکه دوباره پیشنهاد منو برای مسئله ای بپذیره واهمه داشت و با دل و جرات دادن من نظر خودشو گفت
    راستش دو تا سوال پیش می اد
    1. چه طوری خودمو برای پذیرفتن جواب رد همسر قانع کنم و ناراحت نشم
    2.وقتی همسرم نمی تونه نظرشو بگه و الارغم میلش اون کار انجام بشه حس نامیدی و حس اینکه فرد تصمیم گیری تو زندگیمون نیست بهش دست می ده چه طور به همسرم در این زمینه کمک کنم
    سلام اقليما،
    اول ببينيد كه با توجه با تاپيكهاي قبلي شما، همسر شما از عدم اعتماد به نفس كافي مثل بسياري از مردان جوان،‌ رنج مي بره و اين رو شما در بسياري موارد احساس كرده ايد،‌ موضوع ديگه اينه كه همسر شما اجتناب مي كنه! اجتناب موضوعي است كه بسيار علاقه مند هستم پيرامونش صحبت كنيم! اگر بتونيم اين الگوي مخرب روابط رو پيداش كنيم،‌ مي تونيم مشكل رو حل كنيم!

    اجتناب يا كناره گيري Withdrawal , Avoidancer، يكي از الگوهاييه كه مي تونه يك گفتگو رو تخريب كنه! يكي از الگوهاي خطرناك، به معني واقعي خطرناك كه مي تونه رابطه بين دو نفر رو تخريب كنه و از بين ببره!
    اجتناب يعني يكي از همسران، با رفتارهايي نسبت به ادامه گفتگو بي ميلي نشون مي ده، اين رفتارها مي توانند بسيار ظريف باشه مثل:
    - پشت گوش انداختن،
    - حال گيري كردن
    - طفره رفتن
    - سكوت كردن
    - بي تفاوت نگاه كردن
    و يارفتارهاي آشكاري مثل ترك كردن محيط گفتگو باشه...
    فردي كه كناره گيري مي كنه علاقه منده كه:
    - چيزي نگه و خاموش باشه
    - معمولا با حركات صورت جواب مي ده و اظهار بي تفاوتي كنه
    - با پيشنهاد شما،‌براي خاتمه بحث موافقت كنه بدون ايكه واقعا تصميمي گيرفته باشه و يا قصد و منظوري براي موافقت داشته باشه!
    - معملوا فرد دوست نداره كه بحث شروع بشه، لذا اجازه نمي ده كه صحبتي رو شروع كنيد و يا از ادامه اش امتناع مي كنه
    مثالي كه شما ( اقليما|) زديد و به وفور در همدردي ديده مي شه مي تونيم بگيم مشكلاتي هستند كه ناشي از همين اجتناب مي باشند. گاهي همسر،‌ ( چه زن و چه مرد) گله مي كنه كه شوهرم هيچ بابي رو براي گفتگو باز نمي كنه و همه درها رو بسته، من نمي تونم با او گفتگو كنم و اين همان اجتنابه!
    اين الگو زماني بسيار مخرب هست و البته بسبار شايع كه مساله اي در تعارض بين زن و مرد مطرح مي شود،‌ يك همسر مي خواهد مساله رو حل كند و ديگري اجتناب مي كند و سناريوي حاصل به آزردگي مي انجامد... مي توانيد مثالي كه اقليما زده اند رو بخونيد!
    معمولا ادامه الگوي اجتناب، موجب سير نزولي صميميت در بين همسران مي شه و شيب اين سير نزولي معمولا خيلي تند هست...
    اين الگوي ارتباطي همسران دو قطب داره
    اول: ارتباط خواه يا پيگير ارتباط
    دوم: كناره گير و اجتناب كننده
    چرخه منفي اين الگو زماني آغاز مي شه كه همسر ارتباط خواه،‌ بيشتر بيشتر پيگيري مي كنه و كناره گير، بيشتر كناره گيري! هر چه ارتباط خواه جلو مي آيد كناره گير،‌ با اجتناب بيشتر عقب تر مي رود!
    حالا بايد چي كار كرد؟
    اولين كاري كه براي اين الگوي مخرب بايد در نظر داشته باشيد اينه كه بدونيد هر كاري مي كنيد و هر چه مي گوييد عكس العملي خواهد داشت و بر عكس! بنابراين بهتره هر دو نفر براي اين تغيير كمك كنند...
    اما اگر فكر كنيد كه با تغيير در شيوه پيگيري، يا پيگيري بيشتر و يا به تعبيري جرات مندانه پيگيري سازنده،‌ كناره گيري ها خاتمه خواهند يافت و يا كاهش پيدا مي كنند سخت در اشتباهيد!!!

    راههاي مقابله با اين الگوي مخرب،
    * استفاده صحيح از تكنيكهاي شنونده خوب و گوينده خوب و مهارتهاي رفتار جرات مندانه
    * استفاده از تكنيك " شروع ملايم " است. اين تكنيك كه معجزه اي در سطوح ارتباطي است موجب مي شود اجتناب و كناره گيري به حداقل خود برسد . مثلا وقتي ابراز نگراني همسر( بويژه زن) با خشم و ناراحتي و تن صدايي منفي و بدون انرژي همراهه، مي تونه نتيجه گفتگو رو خيلي سريع به سمت اجتناب ببره! اگر صحبت و گفتگوي شما،‌ ملايم، با الفاظ مثبت،‌ در زمان مناسب، با استفاده از تكنيكهاي گوينده خوب بودن،‌ آرام و شيرين شروع شود، حتي اگر انتقاد باشد، گفتگو با احتمال كمتري با اجتناب كشيده خواهد شد. پس حواستون باشه كه شروع بسيار مهمه و تقريبا تمام يك گفتگو رو تعيين مي كنه
    * عدم سرزنش : دقت كنيد كه چرا يك فرد اجتناب مي كند؟ بسياري از مواقع فرد به دليل ذهن خواني و اينكه فكر مي كند مورد سرزنش قرار مي گيرد، اجتناب مي كند! خب كاري نداره قواعد ذهني اش رو به هم بزنيد و سرزنشش نكنيد!
    * دادن فرصتهاي ابراز عقيده: با همسرتون تمرين كنيد تا ايشون عقايدشون رو ابراز كنند اما نكته بسيار مهم اين تمرين اينجاست، كه اگر ايشون عقايدي رو ابراز كردند و خلاف عقايد شما بود چي؟؟؟ شما منفعلانه عقب نشيني كنيد؟ به هيچ وجه اينطور نيست و بايد با ظرافت اين تمرين رو انجام بديد.. فرد اجتناب كننده بايد بدون اينكه بترسد عقايد خود را ابراز كند و اين رو بداند كه شما هم عقايد خودتون رو ابراز خواهيد كرد و به عقايد او نيز احترام خواهيد گذاشت. مثالي مي زنم: فرض كنيد كه مريم مي خواهد به اتفاق مادر و همسرش براي خريد مهمي بيرون برود، همسرش طفره مي رود و نظرش رو نمي گويد، مريم با تكنيك " شروع ملايم" نظر همسرش رو جويا مي شود و همسرش مي گويد كه نمي آيد! حالا دو وضعيت بوجود مي آيد يا مريم مي گويد من هم نمي روم پس و منفعلانه مي نشنيد گوشه خانه و .... يا مي گويد: عزيزم، من مزاحم تو نمي شوم و با مادر مي روم و خريد مي كنم... اگر تو هم حوصله داشتي تماس بگير شام رو باتفاق بخوريم... دوستت دارم!
    يعني در اين تمرين مريم نشان مي دهد كه هر كدام اين دو فرد مستقل هستند و نتيجه ابراز عقيده شوهر، نتيجه خسارت آور احساسي و عاطفي براي او نيست.. ضمن اينكه هنوز اعتبارش را حفظ كرده است!
    * پيگيري نكنيد! سبك گفتگو رو تغيير دهيد
    وقتي اين الگوي غلط حاكم است، هر گونه پيگيري بيشتر، درخواست جرات مندانه و ... موجب اجتناب خواهد شد... پس با استفاده از تكنيكهاي گفتگو،‌ سبك ارتباطي رو تغيير دهيد
    * استفاده از "جملات من" ( قبلا خيلي صحبت كرده ايم)
    * خود افشاگري و دادن اعتماد به نفس : در مثال بالا،‌مريم با شروع ملايم،‌ نظر همسرش را جويا مي شود، همسرش مي گويد من الان خسته ام و نمي تونم بيام! مريم: بسيار خوبه! اما به نظرت چه كنيم؟ همسر: فردا زمان بهتري نيست؟ مريم: بسيار خوبه! من هم دوست نداشتم امروز بريم... وقت كافي هم نداريم! مي ذاريم براي فردا!
    * اعتبار سازي كنيد!

    بحث خيلي مفصله،‌ اما فكر مي كنم با همين تمرينها جلوي خيلي از الگوهاي نا مطلوب گرفته مي شه...
    سوالي بود بپرسد.. موفق باشيد




    نقل قول نوشته اصلی توسط omid- zendegi
    سلام به همه عزيزاني كه مخلصانه در حال كمك‌ به انسان‌هايي هستند كه شايد تنها راه حل مشكلاتشون از اين طريق مي‌باشد.

    من در تاپيك جداگانه‌اي مشكلم را عنوان كردم. در اينجا فقط يك راهنمايي مختصر مي خوام؛
    اينكه در صورتيكه كه اشتباه بزرگي از خود بنده سر زده باشه و به خاطر آن همه حق و حقوق اوليه خودم توسط همسرم بلوكه شده باشه من چطور مي‌تونم:
    1- با رفتار جراتمندانه مشكلم را با اين محدوديت ها و حقوق از دست رفته كه خيلي برام آزار دهنده هست، مطرح كنم. به طوري كه نه اون جبهه‌گيري كنه و فكر كنه كه من اشتباهم را خيلي كمرنگ مي‌بينم و يا اشتباهم را نپذيرفتم.
    2- رفتارهام تأثيرگذار باشه. روش فكر كنه.
    3- احساس انفعال و بي‌عرضگي به خودم دست نده.

    جناب آقاي sci من به راهنمايي‌هاي ارزشمند شما بسيار احتياج دارم. اگر لطف كنيد در تاپيكم نظر دهيد كه بي‌اندازه سپاسگذار خواهم بود. اگر نه كه در همين جا هم مختصري من را راهنمايي بفرماييد.
    با تشكر
    اميد زندگي،‌
    ببينيد رفتار جرات مندانه،‌ يك سبك،‌ الگو و ساختار رفتاريه كه بايد در شما نهادينه بشه و عملا يك تكنيك نيست! توصيه مي كنم حتما پستهاي قبلي اين تاپيك رو بخونيد... اگر سوالي بود بپرسيد

    پ.ن: لينك تاپيك مربوطه رو بگذاريد، حتما نگاه مي كنم


    گلنوش،
    در اينباره قبلا زياد صحبت كرده ايم اما دوباره مي گويم چرا كه بسيار مهم است، اما چون بحث اين تاپيك " چگونه منفعل نباشيم" است من از بي اعتبارسازي مي گويم تا به اعتبار سازي برسيم،
    بي اعتبار سازي، مثل اجتناب،‌ يكي از الگوهاي رفتاري است كه محترمانه يا غير محترمانه،‌ مستقيم يا غير مستقيم،‌ افكار،‌ احساسات، تجربيات، و يا شخصيت طرف مقابل تحقير شود، كم اهميت جلوه داده شود،‌ مورد بي توجهي قرار گيرد!
    وقتي همسر شما از دست برادر شما ناراحته،‌ و شما براي آرام كردنش مي گوييد: " نه عزيز دلم،‌ مي فهمم چي مي گي ولي اون واقعا منظوري نداشت و خيلي تو رو دوست داره! " عملا بي اعتبارسازي كرده ايد! به همين راحتي در كمال احترام و البته عاشقانه!!! هر چند قصد شما واقعا بي اعتبارسازي نبوده،‌ و دوست داشتيد همدردي كنيد و دلدار او باشيد، اما احساسات او را اشتباه و كم اهميت و غير واقعي بر شمرده ايد!!! دقت كرديد؟؟
    اما مي توانستيد طور ديگري باشيد و اعتبار سازي كنيد مثلا بگوييد:
    عزيزم، مي فهمم چي مي گي و دقيقا درك مي كنم چقدر آزرده شدي... در مورد احساست بيشتر برام بگو! گاهي من هم از اين نوع رفتارها،‌ حتي در محيط كار هم آزرده هستم...
    ورق بر مي گردد! شما اعتبار سازي كرديد! باز هم به همين سادگي! در كمال احترام و عاشقانه!!!
    به عبارتي شما وقتي اعتبار سازي مي كنيد كه با تمام وجود نگراني همسرتان رو مي شنويد، و به آن احترام مي گذاريد!
    دقت كنيد! توجه كنيد! براي اعتبار سازي،‌ شما لازم نيست با همسرتون موافقت كنيد،‌ كارش رو تاييد كنيد،‌ شما فقط با دقت مي شنويد و به احساس، تجربيات،‌ عواطفي كه آن لحظه تجربه كرده،‌ احترام مي گذاريد!
    سوالي بود بپرسيد

  12. 14 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 07 فروردین 92), sci (سه شنبه 15 فروردین 91), باران بهاری11 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92)

  13. #77
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci

    بي اعتبار سازي، مثل اجتناب،‌ يكي از الگوهاي رفتاري است كه محترمانه يا غير محترمانه،‌ مستقيم يا غير مستقيم،‌ افكار،‌ احساسات، تجربيات، و يا شخصيت طرف مقابل تحقير شود، كم اهميت جلوه داده شود،‌ مورد بي توجهي قرار گيرد!
    وقتي همسر شما از دست برادر شما ناراحته،‌ و شما براي آرام كردنش مي گوييد: " نه عزيز دلم،‌ مي فهمم چي مي گي ولي اون واقعا منظوري نداشت و خيلي تو رو دوست داره! " عملا بي اعتبارسازي كرده ايد! به همين راحتي در كمال احترام و البته عاشقانه!!! هر چند قصد شما واقعا بي اعتبارسازي نبوده،‌ و دوست داشتيد همدردي كنيد و دلدار او باشيد، اما احساسات او را اشتباه و كم اهميت و غير واقعي بر شمرده ايد!!! دقت كرديد؟؟
    اما مي توانستيد طور ديگري باشيد و اعتبار سازي كنيد مثلا بگوييد:
    عزيزم، مي فهمم چي مي گي و دقيقا درك مي كنم چقدر آزرده شدي... در مورد احساست بيشتر برام بگو! گاهي من هم از اين نوع رفتارها،‌ حتي در محيط كار هم آزرده هستم...
    ورق بر مي گردد! شما اعتبار سازي كرديد! باز هم به همين سادگي! در كمال احترام و عاشقانه!!!
    به عبارتي شما وقتي اعتبار سازي مي كنيد كه با تمام وجود نگراني همسرتان رو مي شنويد، و به آن احترام مي گذاريد!
    دقت كنيد! توجه كنيد! براي اعتبار سازي،‌ شما لازم نيست با همسرتون موافقت كنيد،‌ كارش رو تاييد كنيد،‌ شما فقط با دقت مي شنويد و به احساس، تجربيات،‌ عواطفي كه آن لحظه تجربه كرده،‌ احترام مي گذاريد!
    سوالي بود بپرسيد

    پيرو صحبتهاي شما آقاي sci من يه سوال دارم .


    اين سوالمو با يه مثال مي گم كه در مورد خودم خيلي اتفاق ميافتاد . همسرم با يكي از برادرام خيلي مشكل داشت و بي ربط و با ربط ازش انتقاد مي كرد و با اينكه من اونموقع چيزي از اعتبار سازي نمي دونستم ولي خدا رو شكر هميشه سعي مي كردم با همسرم همدردي كنم و حق رو به همسرم ميدادم و حتي نمي گفتم كه برادرم منظوري نداشت . فكر مي كنم با اون مطالبي كه از شما ياد گرفتم همدردي و هم حسي خوبي با همسرم مي كردم ولي مشكل ديگه اي پيش ميومد كه براتون مي گم .

    مثلا وقتي من مي خواستم برم خونه پدر و مادرم كه طبيعتا برادر مجردم هم اونجا بود همسرم از اومدن امتناع مي كردن به دليل وجود برادرم در اون خونه و اگه هم بر فرض من مي گفتم كه باشه شما اگه ناراحت ميشي نيا من خودم ميرم چون به هر حال خونه پدر مادرم اونجا بود و من بايد به اونها سر مي زدم خيلي خيلي ناراحت ميشدن و مي گفتن رفتن تو به اونجا يه نوع بي احترامي به منه و فكر مي كنم حس مي كرد همه همدردي ها و هم حسي هايي كه باهاش مي كردم دروغ بوده چون عملا من باز مي خواستم برم خونه پدر و مادرم و اون انتظار داشت كه اگه من باهاش هم حسي مي كنم و حق رو به اون ميدم ديگه نبايد ارتباطي با برادرم داشته باشم .

    در اين شرايط بايد چه رفتاري داشته باشيم كه نه همسرمون آزرده بشه و نه اينكه ارتباطمون با خانوادمون محدود بشه ؟

    ممنون ميشم اگه راهنماييم كنين .


  14. 4 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (سه شنبه 05 اردیبهشت 91)

  15. #78
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    سبكتكين،
    اعتبارسازي، به معني دادن حق به كسي نيست! اعتبار سازي صرفا اينه من مي فهمم چقدر احساس تو از اين بابت بده و من به اين احساس تو احترام مي گذارم! نه اينكه حق با تو هست و برادرم نمي فهمه! يا هر چيز ديگه اي...
    چون اينكه حق با چه كسي است به شما كه بيرون از آن فضا هستيد،‌ ارتباطي نداره و نمي تونيد قضاوت كنيد! اما مي توانيد همدلي كنيد! نه همدردي! شما نمي تونيد همدردي كنيد چون نه مي تونيد جاي ايشون باشيد... نه جاي برادرتون! پس مي تونيد همدلي كنيد به همراه اعتبار سازي! يعني به احساسات و تجربيات ايشون از اتفاق، احترام بگذاريد!
    رفتار جرات مندانه به شما حكم مي كنه كه وقتي ايشون از رفتن شما ممانعت مي كنه،‌ بهشون بگيد، با احترامي كه براي شما قائلم، اما بايد به پدر و مادرم سر بزنم و خيلي احساس بهتري خواهم داشت،‌ اگر شما با من همراهي كني!
    اگر ايشون نخواست بياد،‌ مشكل شما نيست!
    اما گاهي لازمه كه شما درخواستي جرات مندانه، براي همراهي ايشون انجام دهيد چون لازمه كه همراه شما بيان، در اين شرايط، در سه گام درخواست مي كنيد با شرط زمان:
    شرط زمان: هرگز درخواست رو همون لحظه اي كه مي خواهيد اجرا شود، مطرح نكنيد! يعني وقتي مي خواهيد يه سر بريد به منزل پدر، نگيد من مي خوام الان برم، مياي بريم؟؟ اين به هيچ وجه موثر نخواهد بود!
    گام اول: اعتبار سازي كنيد/ نسبت به نكات مثبت فرد توجهش رو جلب كنيد و چند نكته مثبت او رو بگيد! ( در چند كلمه و كشش ندهيد) حتما مثال بزنيد كه بدونه داريد واقعيت رو مي گيد
    گام دوم: درخواستتون رو صريحا بيان كنيد
    گام سوم: اگر لازم بود پيامدهاي مثبت و منفي رد درخواست رو بگيد!
    هميشه اين رو بدونيد كه طرف مقابل حق داره كه درخواست شما رو رد كنه!
    مثلا (اين جملات نسبت به ادبيات كلامي افراد تغيير مي كنه و صرفا اين مثاله) : عزيزم، هميشه احساس خوبي داشتم كه حمايتم مي كني مثلا اون روز كه از برادرم ناراحت شدي و به خاطر من هيچي نگفتي، احساس كردم يه پشتيبان فهميده و محكم دارم، فردا بعد از ظهر مي خواستم بريم منزل مادر و پدرم، خيلي احساس خوبي دارم اگر همراهيم كني... بي شك اونها هم خيلي خوشحال مي شوند!
    منتظر جواب فوري نباشيد... بگذاريد فكر كند و جواب بدهد

    اميدوارم جواب داده باشم
    سوالي بود بپرسيد

  16. 7 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 07 فروردین 92), sci (سه شنبه 05 اردیبهشت 91)

  17. #79
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    اعتبارسازي، به معني دادن حق به كسي نيست! اعتبار سازي صرفا اينه من مي فهمم چقدر احساس تو از اين بابت بده و من به اين احساس تو احترام مي گذارم! نه اينكه حق با تو هست و برادرم نمي فهمه! يا هر چيز ديگه اي...

    ببخشيد آقاي sci من مفهوم اين جملات رو كامل متوجه نميشم . وقتي من دوباره برم خونه پدر و مادرم اين نشون دهنده اينه كه به احساسات همسرم احترام گذاشتم ؟ در مورد خودم اگه اين اتفاق ميافتاد شخصا فكر مي كنم كه همسرم بهم احترام نميزاره اگه دوباره پاشه بره خونه پدر و مادرش و احساس منو درك نميكنه و هر چي كه باهام همدلي كرده و گفته احساسات منو درك مي كنه دروغ گفته .از نوع حرف زدن و جواب دادن همسرم هم همين واكنش رو حس مي كردم .

    من مسئله زمان رو هميشه سعي مي كردم رعايت كنم . در مورد گام اول كه گفتين اعتبار سازي كنين هم مواردي كه اين اتفاق مي افتاد و من بقول شما چند تا خصوصيت مثبت برادرم رو مي گفتم ايشون هم در مقابله با من نكات منفي ايشون رو مي گفتن . و يه نوع تقابل و لجبازي شروع ميشد . البته الان اينو ياد گرفتم كه بايد در چند كلمه اعتبار سازي كنم و كشش ندم اونموقع اينو بلد نبودم ولي اگه اين اتفاق افتاد و ايشون هم شروع به اتقاد از برادرم كرد بهتر بود چه واكنشي نشون بدم ؟با مطالبي كه از خود تالار ياد گرفتم فكر نمي كنم درست باشه كه در اين موقعيت ازبرادرم دفاع كنم .پس رفتار درست چيه ؟

    من به ايشون حق ميدادم كه اصلا دلش نخواد بياد خونه پدر و مادرم به خاطر رفتارهاي برادرم و اين رو مي تونستم تحمل كنم ولي مشكل اينجا بود كه ايشون با رفتن من هم مخالفت مي كردن و راضي نبودن كه من به خونه اونها برم و اگه من عليرغم ميل ايشون به خونه پدر و مادرم ميرفتم پيامدهاي خيلي بدتري در انتظارم بود . ايشون قهر ميكردن و تا من پا پيش نميذاشتم ايشون به هيچوجه با من حرف نميزدن و حتي اگه پا پيش نميذاشتم تا ماهها اين قهر طول ميكشيد و اين براي من خيلي آزار دهنده بود و حتي يكي دو مورد هم كه اين اتفاق پيش اومد چون فكر مي كردم تقصير من نبوده و من كار بدي نكردم تصميم گرفتم پا پيش نذارم و ببينم تا كي مي خواد قهرشو ادامه بده و وقتي مثلا يه زمان طولاني ميگذشت و با هم سر سنگين بوديم ايشون اين مسئله رو مطرح مي كردن كه بهتره بريم طلاق بگيريم چون ما اصلا زندگي نمي كنيم . فقط همديگرو تحمل مي كنيم و تو اين مواقع هم طبق معمول من از طلاق مي ترسيدم و پا پيش ميذاشتم براي آشتي و اگه هم پا پيش ميذاشتم ايشون به اين شرط قبول ميكردن با من آشتي كنن كه ديگه خونه پدر و مادرم نرم . در اين شرايط بايد چطور رفتار مي كردم ؟


  18. 2 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (چهارشنبه 16 فروردین 91)

  19. #80
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 اردیبهشت 92 [ 17:11]
    تاریخ عضویت
    1390-7-17
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    1,939
    سطح
    26
    Points: 1,939, Level: 26
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    472

    تشکرشده 475 در 135 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    سلام

    در راستاي سوال سبكتكين من هم سوال مشابهي دارم
    مثلا همسر من ميگه من خونه عموي تو نميام چون نگاهاشون مغرضانه است ( حالا نيستا)
    من اعتبار سازي ميكنم اما نهايتا ميخواهم ايشون بفهمن كه ديد خودش اشتباهه و خونه عموي من بياد ...
    اگه اعتبار سازي كنم ميگه آها ديدي پس قبول داري ...اصلا دو تايي نميريم
    اعتبار سازي نكنم ميگه خودت برو من نميام همين كه گفتم
    من بايد تو ايم مورد چي كار كنم؟

  20. 2 کاربر از پست مفید yekta_b تشکرکرده اند .

    yekta_b (چهارشنبه 16 فروردین 91)


 
صفحه 8 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.