در رفتار منفعلانه ، من برای خودم ارزشی قادل نمیشم ، به خودم احترام نمیذارم ، ابراز وجود نمی کنم تا نکنه طرفم ناراحت بشه ، اعتماد به نفس ندارم.
در ناخودآگاهم "من خوب نیستم - تو خوبی" جای گرفته.
ممکن است اینطور باشد اما بطور قطعی نه! چه بسا ممکن است خودم را هم خیلی دوست داشته باشم و خیلی هم خودم را قبول داشته باشم و اتفاقا آدم مقابل را صد در صد بد بدانم. اما رفتار انفعالی من از روی "ترس" باشد یا از روی ناتوانی و جرات مند نبودن و ...
در حالیکه وقتی صبر می کنم ، دارم تمرین می کنم که جلوی عصبانیتهام رو بگیرم ، مراقب هستم رفتار پرخاشگرانه بروز ندم.
نکته: اما نکته ظریف اینجاست که تفاوت است بین صبری که از روی جرات هست و صبری که از انفعال نشات میگیره!






مثلا گاهی اوقات شما فردی رو می بخشی اما از روی ضعف ، که اگر ضعف شما مقابل او نبود دوست داشتید به بدترین نحو ممکن واکنش نشون بدید ، مثلا کله ش رو قلفتی بکنید !!!
این اسمش "بخشش" نیست. بخشش در درون اتفاق میافتد. اینکه ما در ظاهر کاری نمیکنیم معناش لزوما این نیست که بخشیدیم. بخشش نمیتواند از روی ضعف یا ترس صورت بگیرد. بخشش یک چیز کاملا درونی است و عملکرد ناشی از ضعف ما، ممکن است در ظاهر حاکی از بخشش باشد در صورتیکه اصلا بخششی در درون اتفاق نیافتاده باشد.
اما گاهی اوقات می بخشید ، اما از روی قدرت. یعنی توانائی مقابله با او را دارید ، ابزارش رو دارید ، اما بزرگواری می کنید و می بخشید. [/color]
در هر دو صورت بخشیده اید ، اما این کجا و آن کجا:
میان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمین تا آسمان است[/size]
علاقه مندی ها (Bookmarks)