RE: چه طور حد تعادل رو به همسرم یاد بدم؟
سلام پریماه جان
زیارتت قبول عزیزم
منم مشکلات تورو زیاد دارم ولی می دونی فرق منو تو چیه
تو رفتار همسرامونه
منم دلم می خواست همسرم عین همسر تو درکم می کرد و حق به من می داد و ارومم می کرد ولی اون جبهه گرفت مقابل من
من فقط یه همراهی و دلداری می خواستم نه هیچ چیز دیگه ای
وگرنه من رفتار پدر شوهر و مادرشوهرمو که 30 سال از من بزرگترند رو نمی تونم و نمی خوام که تغییر بدم
دیروز زنگ زدم به مادر شوهرم از اول تا اخر حال و کار و بار پسرشو می پرسه یه نپرسید تو چی کار می کنی تو کی از سر کار اومدی ؟!!!!!!
مثل این پسر ندیده هااااا
در صورتی که ظهرش با پسرش حرف زده بود ولی با من دو روزی بود حرف نزده بود!!
ولی من دارم رو خودم کار می کنم که خانواده همسرمو به فراموشی بسپارم و فقط گاهی به خاطر همسرم باهاشون در ارتباط باشم
دلم نمی خواد هیچ وقت رفتارشون برام مهم باشه
دلم نمی خواد هیچ وقت ازشون توقعی به عنوان عروس داشته باشنم
دلم نمی خواد حتی کلمه ای در مورد پدر و مادر همسرم با همسرم حرف بزنم تا دلخوری پیش بیاد و برگرده به من بگه هدفم تو زندگیم خدمت به پدر و مادرمه!!!
دلم خیلی شکسته
صحرای عزیزم بابت حرفات ممنونم چند باری خوندمش
ازتون می خوام بهم کمک کنید حساسیتمو کم کنم
[color=#FF0000]گفت: عزیزم میدونم حق با تو هست.اما داری خودتو اذیت میکنی بخاطر چیزایی که قرار نیس تاثیری روی زندگیمون داشته باشه و فقط خودتو اذیت میکنی و زندگیمونو تلخ...سعی کن خودتو بزنی به بیخیالیییییییییی....[/color]
حرف قشنگو خوبیه که ادم اگه از همسرش بشنوه دیگه هیچ غمی تو دلش نمیمونه
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)