به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 71 تا 71 , از مجموع 71

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    مشکل من در مشورت با خانواده در مورد خواستگار

    سلام.
    من یه مشکلی دارم که واقعا نمیدونم چه جوری باید حلش کنم.

    برای هر دختری توی موقعیتی که خواستگار داره، بهترین و امین ترین افرادی که میتونه باهاشون مشورت کنه، خانوادشه.

    مخصوصا پدرش.
    اما من امکان مشورت با پدرم رو ندارم.
    بخاطر دلایل زیادی که براتون میگم.

    یه دلیلش اینه که پدرم اصلا من و سلیقه های منو نمیشناسه. و وقتی بخوام براش توضیح بدم که من اینجوری میپسندم، میخواد همه ی شخصیت و سلیقه من رو ببره زیر سوال. و سعی میکنه نطر من رو برگردونه به سمت نظر خودش.

    دلیل دیگه اینکه دوس داره همه ی حرفایی که با خواستگار زدم رو از اون اول تا اون آخر بهش مو به مو بگم. میگه من باید بدونم. تو نمیتونی خودت بفهمی چه شخصیتی داره.
    و جالبش اینجاست که از واو به واو حرفای من ایراد میگیره!
    معتقده که اگه نظرت با نظرش مخالفه نباید رو کنی! باید یه جوری بهش جواب ندی و بعدا اگه نخواستی ردش کنی!
    به شدت میترسه که "نکنه همه ی عقاید تو رو متوجه بشه. نکنه شرایط و جیک و پیک خونه ی ما رو بدونه. آدم نباید ساده باشه و همه چی رو بگه!"

    خب من با این اخلاقی که پدرم داره، قید مشورت باهاش رو زدم.
    یعنی خیلی نظراتش اشتباهه و من نمیتونم و نمیخوام عقیده ش رو اصلاح کنم.
    اما توقعاتش رو چیکار کنم؟
    اینکه توقع داره حرفامون رو بهش بگم و تا من یه واو از دهنم در میاد، ازم ایراد میگیره که چرا اینو اینجا گفتی؟ اصلا چرا گفتی؟ و...

    البته پدرم انقدرا هم مودبانه با بنده صحبت نمیکنه. متوجه میشید که چی میگم؟! اینه که صحبت کردن با پدرم به شدت اعصابم رو تحلیل میبره و نمیذاره روی موردی که هست خوب تمرکز کنم.

    لطفا من رو راهنمایی کنید.




  2. 6 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (شنبه 26 آذر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.