دوش سودای رخش گفتم بیرون کنم
گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم
تشکرشده 3,584 در 906 پست
دوش سودای رخش گفتم بیرون کنم
گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم
تشکرشده 3,584 در 906 پست
ما بیغمان مست دست دل از دست داده ایم
همراز عشق و هم نفس جام باده ایم
تشکرشده 37,361 در 7,159 پست
من خمش کردم به ظاهر لیک دانی کز درون
گفت خون آلود دارم در دل خون خوار خود
درنگر در حال خاموشی به رویم نیک نیک
تا ببینی بر رخ من صد هزار آثار خود
این غزل کوتاه کردم باقی این در دل است
گویم ار مستم کنی از نرگس خمار خود
مدیرهمدردی (سه شنبه 28 اسفند 86)
تشکرشده 222 در 118 پست
دردم از یار است و درمان نیز هم
تشکرشده 222 در 118 پست
مستی نه از شراب و نه از خم شروع شد
از جاده سه شنبه شب قم شروع شد
السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)
تشکرشده 303 در 128 پست
دردا که زیک همدم آثار نمیبینم
دل باز نمی یابم دلدار نمیبینم
تشکرشده 2,234 در 570 پست
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
سرقت ادبی از واگویه های جناب" مدیر همدردی "
اشتباه نشه نگفتم شاعر ، گفتم واگویه
تشکرشده 59 در 29 پست
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
تشکرشده 3,584 در 906 پست
سلام طاهره جون
خوشمان امد اگر در روز روشن سرقت می کنید پیشاپیش اعتراف می کنید
دلی دیرم خریدار محبت
کز و گرمست بازار محبت
:P
تشکرشده 303 در 128 پست
تو را گم می کنم هرروز و پیدا می کنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو معنا می کنم هر شب
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)