یکی تیغ داند زدن روزگار
یکی را قلم زن کند روزگار
تشکرشده 116 در 62 پست
یکی تیغ داند زدن روزگار
یکی را قلم زن کند روزگار
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
يا آن نشين كاو روشن است ،كز دل سوي دل روزن است
خاك از چه ورد و سوسن است ؟- كش آب هم مسكن شده
در همنشين حق شوي ، جان خوش مطلق شوي
يارب ، چه با رونق شوي ! اي جان جان من شده
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
هردم از روی تو نقشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چه ها می بینم
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
من غلام قمرم ،غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
وا شدن از خویشتن هست ز ماسوره سهل
چونک سر رشته یافت خصم ز ماسوره ای
جسم که چون خربزه ست تا نبری چون خورند
بشکن و پیدا شود قیمت لاهوره ای
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
يارب ! يارب! كه چه سان مي كند
دلبر بي كفو مكافات من
طاعت و ايمان كند آن كيميا
غفلت و انكار و جنايات من
تشکرشده 116 در 62 پست
نخست موعظه ی پیر صحبت این حرفست
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دم زدن ماهیان آب بود نی هوا
زانک هوا آتشیست نیست حریف تری
بنگر در ماهیی نان وی و رزق او
بحر بود پس تو در عشق از او کمتری
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
یار مرا ،غار مرا ، عشق جگر خوار مرا
یار تویی ،غار تویی، عشق جگر خوار تویی
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
يك دمي خوش چو گلستان كندم
يك دمي همچو زمستان كندم
يك دمم فاضل و استاد كند
يك دمي طفل دبستان كندم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)