به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 72 از 73 نخستنخست ... 22324252626364656667686970717273 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 711 تا 720 , از مجموع 730
  1. #711
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    کاملیا جان ساعت 7:45 صبحه.
    حال بد چرا؟ حیف نیست روز به این زیبایی از اول تا آخر شعرت گفتی حال ما بد است؟

    یک صبح دیگر است و همی حال ما خوش است
    تقویم نا نوشته ی هر سال ما خوش است

    صبحی دگر رسیده و لطف خداست این
    اصلا عجیب نیست که احوال ما خوش است

    اصلا عجیب نیست که لبریز عشقیم
    وقتی که صبح زیبه و احوال ما خوش است

    تعبیر فال ما به اشعار حافظ است
    انقدر خوش است آن که احوال ما خوش است

    تعبیر دیگر اینکه خدا هست هر زمان
    صبح و شب و تمام نفس های ما خوش است

    دارم به حال و روز دلم فکر میکنم
    شاعر شدیم رفت، بس احوال ما خوش است

    خوب تحریف کردم؟ ببین اگه حالت خوب باشه مثل من شاعر میشی
    صبح به این قشنگی، وقت طلب رزق و روزیست از خدا، چه مادی، چه معنوی. حیف دلت نیست؟ گناه داره، برخیز و شادش کن.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
    ویرایش توسط عشق آفرین : چهارشنبه 14 آبان 93 در ساعت 08:36

  2. 10 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 14 آبان 93), fariba s (چهارشنبه 14 آبان 93), paiize (چهارشنبه 14 آبان 93), گوش ماهی (جمعه 16 آبان 93), مصباح الهدی (چهارشنبه 14 آبان 93), آرام دل (چهارشنبه 14 آبان 93), تیام (شنبه 17 آبان 93), سوده 82 (چهارشنبه 14 آبان 93), شیدا. (شنبه 17 آبان 93), صبا_2009 (چهارشنبه 14 آبان 93)

  3. #712
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    دلم بسی گرفته است...
    غمگینم...دلم هوای گریه داره...
    یکی از دوستای پدرم که جانباز شیمیایی هم هستند حالشون به هم خورد...


    بار اولی نیست که خون بالا میاره اما من هر دفعه که متوجه میشم قلبم آتیش می گیره...


    دخترش امروز صبح بهم sms داد ، زنگ زدم به گوشیش گریه امونشو بریده بود...میگفت بابا داره زجر میکشه براش دعا کن...


    بیشتر از بابا،دختر بابا داره زجر میکشه من خودم دختر جانبازم درکش میکنم...اونم دختری که باباییه و تحمل درد کشیدن پدرشو نداره...


    من درکش میکنم چون وقتی حالتای عصبی پدرم پیش میومد هیچ کسی جلودارش نبود !! فقط گریه و دعا...
    هنوزم که هنوزه بابام داره زجر میکشه اما من گاهی وقتا خیلی کم تحمل میشم درکش نمی کنم...ولی من عاشق بابام


    دوست بابا رو عمو سردار صداش میکنم...همیشه به شوخی بهش میگفتم عمو انشاالله شهادت نصیب تون بشه می خندید و میگفت خدا از دهنت بشنوه...


    براش دعا کنید...برای سلامتی همه جانبازان و برای زیاد شدن صبر خانواده جانبازان دعا کنید...


    التماس دعا

  4. 13 کاربر از پست مفید آرام دل تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 14 آبان 93), khaleghezey (جمعه 16 آبان 93), paiize (چهارشنبه 14 آبان 93), parsa1400 (پنجشنبه 15 آبان 93), reihane_b (چهارشنبه 14 آبان 93), گوش ماهی (جمعه 16 آبان 93), مصباح الهدی (چهارشنبه 14 آبان 93), بی نهایت (شنبه 17 آبان 93), سوده 82 (چهارشنبه 14 آبان 93), شیدا. (شنبه 17 آبان 93), شمیم الزهرا (شنبه 17 آبان 93), عشق آفرین (چهارشنبه 14 آبان 93), صبا_2009 (چهارشنبه 14 آبان 93)

  5. #713
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 22 بهمن 95 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-30
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    4,750
    سطح
    43
    Points: 4,750, Level: 43
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    10

    تشکرشده 916 در 198 پست

    Rep Power
    36
    Array
    ممنونم عشق آفرین عزیز
    اومدم دانشکده، هیچکس نیست...
    به همه مرخصی میدن جز ما...
    دندان ما پس از جراحی بسیار عفونت کرده و حال جسمی خوشی نداریم...
    حال و روزمان به سری گرفتار می ماند که هردم بپتکی بر آن می کوبند.

    شعر گفتن مستلزم زیاد شعر خوندنه.
    وقتی فرصتشو نداشته باشی همین میشه که مجبوری تفعلی بزنی به شعرای دیگه. اونوقت اگه یه بیت هم بگی، به دلت نمیشینه و خطشون می زنی.
    چه زیبا:

    تعبیر دیگر اینکه خدا هست هر زمان
    صبح و شب و تمام نفس های ما خوش است

    تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن
    در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن


  6. 11 کاربر از پست مفید Kamelia-94 تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 14 آبان 93), khaleghezey (جمعه 16 آبان 93), paiize (چهارشنبه 14 آبان 93), parsa1400 (پنجشنبه 15 آبان 93), مصباح الهدی (چهارشنبه 14 آبان 93), آرام دل (چهارشنبه 14 آبان 93), تیام (شنبه 17 آبان 93), سوده 82 (چهارشنبه 14 آبان 93), شیدا. (شنبه 17 آبان 93), عشق آفرین (چهارشنبه 14 آبان 93), صبا_2009 (چهارشنبه 14 آبان 93)

  7. #714
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام...دوستان خوب خودم
    تنهادوستان زندگیم!!!که بی نهایت به من لطف دارن
    کمی بی حوصله ام اماجای نگرانی نیست
    اینقدرهوای این روزهای پاییزدلچسب هستن که طولی نمیکشه سرزنده میشم
    شعری دیدم که وصف حالم بود..خوشم اومدگفتم بزارم اینجا....
    .
    .

    از صبح پردهء بی حوصلگی
    از پنجره ها آویزان بود
    از سر کوچه نیز
    - بی حوصلگی -
    صاعقه بار می بارید
    پیرمردی که هنوز
    سلامش طعم دیروز داشت
    آدرس از
    جیب خاطره هایش بیرون می آورد
    که جوان دور شد
    و پیرمرد چه ناباورانه
    به رد پای دورشدهء
    سالهای خاک خورده می نگریست
    :
    :
    :
    این روزها
    در شلوغی افکارمان
    سلام هامان ،
    بی رمق شده ....
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  8. 10 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    khaleghezey (جمعه 16 آبان 93), parsa1400 (پنجشنبه 15 آبان 93), reihane_b (چهارشنبه 14 آبان 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 15 آبان 93), آرام دل (پنجشنبه 15 آبان 93), تیام (شنبه 17 آبان 93), رزا (شنبه 17 آبان 93), سوده 82 (چهارشنبه 14 آبان 93), شیدا. (شنبه 17 آبان 93), عشق آفرین (پنجشنبه 15 آبان 93)

  9. #715
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام دوستان

    امیدوارم که اوقات به کام تون باشه و اگر نیست هر چه زودتر راه حل مناسبی برای حل مشکلاتتون پیدا کنید.
    منم خوبم، بد نیستم. در واقع یک روز برنامه ها طبق میلم انجام میشه و خوبم و یک روز کنترل شرایط از دستم خارج میشه و خوب نیستم.... ولی در کل بد نیستم.....
    یک ماه پیش خیلی شاد نبودم چون در بخشی کاراموزی می کردم که خیلی سر در نمی اوردم و خیلی به اطلاعاتم اضافه نمیشد و خیلی هم سوال نمی کردم تا مشکلی پیش نیاد!.... ولی هفته پیش خیلی خوشحال بودم چون وارد بخشی شدم که تا حدودی اشنایی دارم و هر روز مطلب جدیدی را یاد می گیرم و یکی از بخشهای مورد علاقم... ولی دیروز خوشحالیم تبدیل به نگرانی شد! عجله کردم! در واقع در حال تمرین افزایش سرعت عمل بودم که نزدیک بود اسیب ببینم و سلامتیم به خطر بیوفته، ولی خدا را شکر به خیر گذشت.
    باید از این به بعد خیلی بیشتر دقت کنم....
    از طرف دیگه بازهم دشارژ شدم... ازمایشات جدید خواهرم پیشرفت بیماری را نشون میده.....
    و بدتر از ان اینه که دارویی که در اولویت اول و بهتر هست را فعلا در کشورمون نداریم....
    هنوز نمی دونم چگونه باید با این موضوع کنار بیام....
    میدونید دلم چی می خواد؟ اینکه کشورمون یک کشور پیشرفته بشه....
    خیلی بد که از علم روز دنیا عقب هستیم و امکاناتی که کشورهای پیشرفته دارند را نداریم.....

    به امید پیشرفت بیشتر کشورمون و همینطور بقیه کشورها


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg

    ویرایش توسط salehe92 : جمعه 16 آبان 93 در ساعت 13:48

  10. 12 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (جمعه 16 آبان 93), love less (جمعه 16 آبان 93), paiize (شنبه 17 آبان 93), parsa1400 (جمعه 16 آبان 93), sanjab (جمعه 16 آبان 93), گوش ماهی (جمعه 16 آبان 93), آرام دل (جمعه 16 آبان 93), آزرم (جمعه 16 آبان 93), تیام (شنبه 17 آبان 93), رزا (شنبه 17 آبان 93), شیدا. (جمعه 16 آبان 93), صبا_2009 (جمعه 16 آبان 93)

  11. #716
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دوستان

    انصافا حیفم اومد ننویسم.وقتی میگن آقا امام رضا طلبیده اینجاست ایشالله قسمت همه دوستان بشه از جمله خود من انصافا سالی 5بارم برم مشهد بازم سیر نمیشم خیلی لذت داره

    مادرخانومم دوستش اومده بود با شوهرش خونشون با هم از بچگی دوست هستن البته فامیل ما هم حساب میشن.میخواستن راه بیوفتن برن مشهد 2نفر بیشتر نبودن بلاخره پدرخانومم رضایت داد برن مادرخانومم و برادر خانومم امروز صبحی راه افتادن تا خواستن از شهر خارج بشن مادرخانومم یادش افتاد ای دل غافل قرار بود زنعموی خانومم صبحی بیاد خونشون هیچی دیگه بهش زنگ زد ما نیستیم و صبح نیا و زنعمو خانومم گفت چرا مگه میخوای کجا بری؟گفتش داریم میریم مشهد همین لحظه دوستش گفتش بگو یکجای خالی داریم تو هم دوست داری بیا بریم مشهد یکهو زنعموی خانومم گفتش باشه آقا منم میام!!!جالبیش اینه که دوست مادرخانومم مشهد خانه دارن از خودشان و ساکن مشهد هستن.

    یعنی خدایی قسمتو ببین خود آقا بطلبه اینجوری میشه ماشین و خانه جفتشو خودش جور میکنه به همین راحتی فقط باید بخواد.ایشالله قسمت همه بشه برن مشهد


    پ.ن:دفعات قبلی که نشد ایندفعه برم روی مخ پدرخانومم شاید زنگ زد رستوران چلوکباب بختیاری بخوریم گرچه من که میدونم شانس نداریم اخرشم باید کتلت سیب زمینی بخورم و املت
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  12. 8 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 17 آبان 93), paiize (شنبه 17 آبان 93), گوش ماهی (شنبه 17 آبان 93), آرام دل (شنبه 17 آبان 93), تیام (شنبه 17 آبان 93), رزا (شنبه 17 آبان 93), شیدا. (شنبه 17 آبان 93), صبا_2009 (شنبه 17 آبان 93)

  13. #717
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array
    چند روز پیش به خاطر گاز گرفتگی داشتم میرفتم اون دنیا. خونه پیک نیک روشن بود منم خواب بودم. البته دست گل شخص خودم بود. بخاریمون خراب شد خواستم کرسی درست کنم.یادم

    نبود که با بخاری برقی درست میکنن. به مدت دو روز سر درد و حالت تهوع داشتم. خدا رو شکر نمردم!!!

    اما دست گل امروز صبحم!!!!نرفتم سر کار، اومدم انباری خونمون یه چیزی درست کنم. گفتم بذار پیک نیک روشن کنم یه ذره هوا گرم شه، روشن کردم نشستم زمین بعد گفتم این جوری

    نمیشه بذار برم بالا میز بشینم بلکه پاهام یخ نزد، واااای که چه دسته گلی!!! مثل خنگا پاچه شلوارم گیر کرد به پیک نیک و آتیش گرفت، حالا من این ور و اون ور که چیکار کنم آتیش

    گرفتم هیچی پیدا نکردم دستامو با روسری گذاشتم رو آتیش سوووووختمااااا آی سوختم کباب شدم، هم پام سوخت هم دستام ولی آتیش خاموش شد. خدا رو شکر کم بود و سریع خاموش

    کردم وگرنه .... انباری مون پر رنگ و تینره ، ببین بردم کجا پیک نیک روشن کردم. من حواسم پرته!!!! بد جوری حواسم پرته!!!! دقتم کم شده نمیدونم چرا تمرکز ندارم.

  14. 11 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 18 آبان 93), khaleghezey (شنبه 17 آبان 93), love less (شنبه 17 آبان 93), meinoush (شنبه 17 آبان 93), paiize (شنبه 17 آبان 93), فرهنگ 27 (شنبه 17 آبان 93), گوش ماهی (شنبه 17 آبان 93), آرام دل (شنبه 17 آبان 93), رزا (شنبه 17 آبان 93), شیدا. (شنبه 17 آبان 93), صبا_2009 (شنبه 17 آبان 93)

  15. #718
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    تیام چرا مراقب خودت نیستی آخه !!!
    آتیش بازی خیلی دوست داری!؟
    من که تا پارسال آتیش بازی می کردم

    مثلا کبریتو میگرفتم یکیو روشن میکنم میزنم به بقیه همه یهویی روشن میشه

    هنوزم یواشکی این کارو میکنم
    فکر کنم پیش فعالی دارم

    گلم مراقب خودت باش کی با پیک نیک گرم شده آخه!!!
    الآن چطوری؟ رو محل سوختگی پماد بزن...
    ویرایش توسط آرام دل : شنبه 17 آبان 93 در ساعت 16:14

  16. 9 کاربر از پست مفید آرام دل تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 18 آبان 93), khaleghezey (شنبه 17 آبان 93), meinoush (شنبه 17 آبان 93), paiize (شنبه 17 آبان 93), فرهنگ 27 (شنبه 17 آبان 93), تیام (شنبه 17 آبان 93), رزا (شنبه 17 آبان 93), شیدا. (شنبه 17 آبان 93), صبا_2009 (شنبه 17 آبان 93)

  17. #719
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array
    ممنون آرام جان، نه پماد نزدم، آخه فک کردم همین جوری بمونه حقمه!!!

    خیلی ممنون پرسیدی ولی جاش میسوخت، صب تقریبا 8 بود الان بهتره.
    حالا دو سه سال پیش چهارشنبه سوری داشتم کل خونه رو میفرستادم هوا یه کتکی هم از بابام خوردم اساسی!!!

    آقای love less عزیز هر کاری کردم نشد پیام خصوصی بدم،ببخشید مشکل از سرعت نور اینترنت منه نمیدونم از صب چشه!!! الان حالم خوبه. ممنون که پرسیدین.

  18. 7 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 18 آبان 93), khaleghezey (شنبه 17 آبان 93), meinoush (شنبه 17 آبان 93), paiize (شنبه 17 آبان 93), آرام دل (شنبه 17 آبان 93), رزا (شنبه 17 آبان 93), شیدا. (شنبه 17 آبان 93)

  19. #720
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    تیام برو دکتر

    اگه سطحیه و فقط قرمز شده اما پوست کاملا سالمه

    سفيده تخم مرغ نيز براي درمان سوختگي موثر است.

    * برگ هاي تازه آلوئه ورا را روي محل سوختگي بگذاريد. (ژل آوورا)

    * پس از خوب شدن، محتويات کپسول ويتامين e را روي قسمت مذکور بريزيد تا از ايجاد لکه جلوگيري کند.

    - - - Updated - - -

    پماد زینک اکساید هم می زنن

    اما اگه سطحی نیست حتما برو دکتر
    ویرایش توسط meinoush : شنبه 17 آبان 93 در ساعت 17:02

  20. 9 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 18 آبان 93), khaleghezey (دوشنبه 19 آبان 93), paiize (شنبه 17 آبان 93), sanjab (شنبه 17 آبان 93), آرام دل (شنبه 17 آبان 93), تیام (شنبه 17 آبان 93), رزا (شنبه 17 آبان 93), شیدا. (شنبه 17 آبان 93), صبا_2009 (شنبه 17 آبان 93)


 
صفحه 72 از 73 نخستنخست ... 22324252626364656667686970717273 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.