به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 17 نخستنخست 12345678910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 162
  1. #61
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام دوباره دوستان

    دوستان عزیز نمیدونین چقدر از حضورتون خوشحالم و حس کردم ادمهای دنیای مجازی چقدر با صفا تر از ادمهای دنیای واقعی هستن....

    امروز بعده 5 روز یکم غذا خوردم و دو تا شیرینی که جز محالات بود تقریبا..عطش شدید دارم و تو این سرما بطری بطری اب میخورم تو خیابون.انرژیم کمه و کم حوصله شدم.امروز رانندگی نتونستم بکنم.ماشین رو روشن کردم .یهو یه اهنگ غمگین پخش شد و حسابی عنقم کرد.داشتم فکر میکردم تو این یکساعتی که قراره رانندگی کنم این اهنگا دیوونه ام میکنن.مثل یه ادم متمدن !! خاموش کردم ماشینو و با مترو رفتم سرکار.برای روحیه ام خوب بود.چند تا ادامس برای خودم خریدم و شاید یه کار بدی کردم و یک بلوز شلوار نوزادی خریدم از مترو...خانومه فروشنده بهم گفت دختره یا پسر.گفتم نمیدونم.گفت واسه بچه خودت میخوای؟گفتم نمیدونم.یه سکوت چند ثانیه ای بینمون به وجود امد....یهو گفتم اره برای بچه خودمه.این خوشرنگ رو میخوام.اینکه توش پر از گل های رنگ و وارنگه...و خریدمش.
    همونجا یه خانومی بلند شد و گفت تو که بارداری که نباید بایستی.اگر بزنن تو شکمت بلایی سر بچه ات بیاد چی.بیا بشین دخترم....وقتی نشستم چادرمو کشیدم تو صورتم و زیر چادرم گریه کردم اروم اروم....

    اویژه جان
    درسته تقریبا یکماه و نیمه..امروز انواع و اقسام ازمایش ها رو دادم که قراره هفته اینده جواب قطعی رو بهم بدن اما اینطور که از ظواهر امر پیداست همه شون نظرشون به سقطه و فقط یکی از دکترها گفت شاید 5 درصد امید داشته باشیم....گلومپ گلومپ بامزه بود..خنده ام گرفت.من مادر کلی بچه یتیم هستم که هر هفته میرم بهشون سر میزنم و فردا دارم میرم و براشون کلی میوه و شیرینی و اسباب بازی دارم میبرم فقط به نیت اینکه خدا نذاره بچه من از مادر یتیم بشه....

    امین اقا
    برادر خوبم...ممنون که بهم سر زدینو برام نوشتین.از همدلی تون یک دنیا ممنونم...

    خانم دلجو دلتنگ
    دقیقا نقش معلم هایی رو بازی کردین که با یک جمله کوتاه عمق مطلب رو بهم فهموند...ممنونم.

    بارن عزیزم
    ممنونم ازت.حتما پیگیری میکنم.
    فکور جان
    خیلی سخته برام بذارم ادمهای دیگه برای بچه ام تصمیم بگیرن...نمیدونم انگار لجباز شدم.چه مرگم شده نمیدونم.دلم نمیخواد بلایی سرش بیاد.دکتر میگفت قطعا بچه قوی به دنیا نمیاری..راستش منم خودم 7 ماهه به دنیا امدم و بچه قوی نبودم و مادرم خیلی عذاب کشید سره من...وقتی فکر میکنم باید با پای خودم برم بچه ام رو بکشن دلم خالی میشه..حالت اضطراب شدید بهم دست میده..پس معجزه چی میشه؟؟؟؟چرا من نباید منتظر معجزه باشم ؟ چرا باید بسپرم به بنده خدا و علم و ..؟؟؟؟

    شیده جان
    امروز اشک های همسرمو دیدم...دست و پامو میبوسید که بخاطر خدا راضی بشو و من نمیخوام بلایی سرت بیاد...باورم نمیشد اینجوری اشک میریخت...من دل سنگ شدم.بدجنس و خودخواه شدم.میگفت اگر التماست کنم و خاک زیر پات بشم راضی میشی سقط کنی...باور کن اصلا صداشو نمیشنیدم.الان دارم مرور میکنم.اصلا باهاش گریه نمیکردم.منکه از یه زخم دستش دلم اشوب میشد امروز فقط نگاهش کردم.و اون گریه کرد..یه مرد گریه کرد....

    بی نهایت جان
    چقدر در پست قبلیت خوشحال شدم که حمایت کردی فکرمو...در واقع فکر کردی و احساس رو کنار زدی و منطق رو اوردی جلو....اینو خوب میفهمم.ایا منم میتونم مثل تو به این نقطه برسم؟

    این دوستتی که این پیام رو فرستاده تا بهم برسونی نمیدونم کیه ولی هرکی هست ادم عجیبیه که دقیقا روزیکه من جواب ازمایش گرفتم تو فکرش بودم....هرکی هست ازش ممنونم و خواهش میکنم بیشتر برام دعا کنه.

    سلام پوی عزیزم
    حرفات عالی بودن...یک دنیا ممنونم ازت دوست خوبم.انا لله و انا الیه راجعون...

    تولد ارزوی عزیز
    دوست دارم منم خیلی پاک زندگی کنم...از اون روز که جواب ازمایشم رو گرفتم چقدر حساسیتم به بعضی چیزا کم شد یهو.مثلا اگر میدیدم شاگردام درس نخوندن حسابی دعواشون میکردم .امروز دیدم بازم درس نخوندن اما نصیحتشون کردم به جای دعوا کردن...


    راستی در اخر ممنونم از مدیرای همدردی که منو ابی پر رنگ کردن...امروز تازه متوجه شدم.یک دنیا ممنون.
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  2. 13 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    Erica (پنجشنبه 09 آذر 96), Glut.tiny (جمعه 10 آذر 96), hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), nasimmng (پنجشنبه 09 آذر 96), nazaninIT (یکشنبه 12 آذر 96), paiize (پنجشنبه 09 آذر 96), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 09 آذر 96), بی نهایت (پنجشنبه 09 آذر 96), بارن (پنجشنبه 09 آذر 96), زن ایرانی (چهارشنبه 08 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (چهارشنبه 08 آذر 96)

  3. #62
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    سلام مريم جان. خبر مغموم كننده اى بود. بسيار متاثر شدم. شايد نتونيم حال و احساست رو به خوبى درك و لمس كنيم، ولى مطمئن باش همه ما دوستات تو همدردى كنارتيم و براى بهبود هرچه سريعتر حالت دعا مى كنيم. قوى باش عزيزم و توكلت به خدا.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  4. 10 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    Erica (پنجشنبه 09 آذر 96), hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), maryam123 (پنجشنبه 09 آذر 96), mohamad.reza164 (جمعه 10 آذر 96), paiize (پنجشنبه 09 آذر 96), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 09 آذر 96), بارن (پنجشنبه 09 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (پنجشنبه 09 آذر 96)

  5. #63
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام مریم خانم عزیزم

    من و دوستان برات دعا میکنیم ولی پیش خدا که عزیزتری ... هر لحظه در هر حالی کنارت هست و حواسش هست با تمام اقتدار و تماما لطف و مهربانی ...


    مریم جان درمانت رو پیگیری کن مخصوصا از طریق طب سنتی ایت الله تبریزیان
    ولی در کنارش روحت رو محدود به علم بشر نکن میدونی که رحمت و قدرت خدا تا جایی هست که برای بنده اش بخواهد

    "من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لم یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی قدرا"


    اگر دوست داشتی سوره کهف رو بخون مخصوصا قسمت حضرت موسی و خضر اون موقع میبینی که چقدر واقعیت و حقیقت میتونن متفاوت باشند چیزی که ما میبینیم کجا و چیزی که اصلش هست کجا ؟!


    مطمانا طی درمانت سختی میکشی ولی صبور باش تحملت رو زیاد کن و کم نیار کافیه جلوی بیماری کم بیاری که ...

    از خدا بخواه که اگر صلاحته بهت عمر طولانی بده تا بیشتر به طرف خودش رشد کنی .
    مطمان باش میشنوه و اجابت میکنه...

    مریم عزیز با چیزهایی که نوشتی به نظر میاد طی زندگیت خیلی سرت شلوغ بوده خیلی دویدی پیشرفت کردی و...
    یکم به خودت استراحت بده ارام باش و خلوت کن

    باور کن هییت علمی انگلستان شدن چیزی نیست که الان بخاطرش افسوس بخوری خودت رو دریاب.

    وقتی گفتی چادرم روکشیدم رو صورتم وگریه کردم چقدر اون لحظه دوست داشتنی شدی . مریم با چادر

    قبل ازینکه تاپیکت رو ببینم یکی از دوستانم بهم گفت که بارداره و اون روز کل فکرم رفت به سمت تولد انسان که واقعا چیزی جز معجزه نیست ولی برای ما عادی شده و کسی از شنیدن خبر تولد یک انسان شگفت زده نمیشه.و بعد که اومدم سایت و پستات رو دیدم و...

    همون خدای خالق ادم میتونه شفای تو رو هم بده

    امیدوارم خدا به بهترین نحو راهنمایی ات کنه به سمت کاری که خودش راضیه.


    میدونی بعضی وقت ها نباید به این فکر کنیم که چرا چطور چی میشه ؟ فقط بپرسیم "کاری که من باید انجام بدم و تکلیفم چیه؟ "
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : پنجشنبه 09 آذر 96 در ساعت 13:15

  6. 10 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), maryam123 (پنجشنبه 09 آذر 96), mohamad.reza164 (جمعه 10 آذر 96), paiize (پنجشنبه 09 آذر 96), tavalode arezoo (جمعه 10 آذر 96), گیسو کمند (یکشنبه 12 آذر 96), بی نهایت (پنجشنبه 09 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (پنجشنبه 09 آذر 96)

  7. #64
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام دوستان عزیزم

    امروز حالم بهتر بود اما گریه های همسرم ناراحتم میکنه.عذابم میده.عذا نخوردناش...بی محلیاش...تندی هاش....امروز بهش گفتم ببین چقدر قشنگ میشه اگر فلان لباس رو تنش کنیم.گفت انشالله من نیستم اون موقع که ببینم.انشالله خدا مرگ منو میرسونه تا قبل اینکه اتفاق بدی بیفته....اولین باره که فقط نگاهش میکنم.واقعا نمیفهمم چی میگه...انگار داره به زبون دیگه ای حرف میزنه.جدیدا هم به زور داره متوسل میشه و میگه خودم میبرمت و به زورم که شده سقط میکنی و تمام! امروز حرف عجیبی زد.اونم اینکه اگر لازم باشه توی گوشت هم میزنم و میبرمت.تو حرف ادمیزاد حالیت نیست.....بازم نگاهش کردم .خودم دیگه گریه نمیکنم.انگار حالم از غم و غصه سوق پیدا کرده به سمت سنگ دلی و خشونت...
    هیچی نمیخوام جز اینکه بچه ام رو نگه دارم.همین.

    عشق افرین عزیز
    منون که برام نوشتی.حضور شما فقط خدا میدونه چقدر منو اروم کرد....

    فرشته اردیبهشت عزیز
    زندگی بیشتر بهم روی سختش رو نشون داد.روزهایی که با ارامش طی کردم خیلی کم بوده و شاید انگشت شمار.اصلا یادم نمیاد...ایا روزی بوده که من شاد روزم رو شروع کرده باشم و شاد به پایان رسونده باشم؟؟؟؟

    بخاطر چیزهایی که از دست دادم ناراحت نیستم.بخاطر چیزهایی که خدا داره به زور ازم میگیره ناراحتم...بچه ام، سلامتیتم، ظاهرم،و ....دقیقا مشکلم اینه که نمیدونم الان باید چکار کنم...این بدترین دو راهی زندگی یه ادمه...یا خودش یا بچه اش....اگر خودمو انتخاب کنم تا اخر عمر خودمو نمیبخشم و اگر بچه مو انتخاب کنم
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  8. 7 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), nasimmng (پنجشنبه 09 آذر 96), paiize (جمعه 10 آذر 96), فکور (جمعه 10 آذر 96), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 09 آذر 96), بی نهایت (جمعه 10 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96)

  9. #65
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 12 مهر 98 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1394-1-17
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,231
    سطح
    56
    Points: 7,231, Level: 56
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 119
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    411

    تشکرشده 310 در 114 پست

    Rep Power
    44
    Array
    سلام مریم عزیز و دوست داشتنی....
    شاید من اولین نفری بودم که تاپیکتو دیدم و راستش جا خوردم...نمیدونستم چی بگم و الان هم نمیدونم چی بهت بگم.من اونقدری خودم قوی نیستم ولی واقعا حرفهای قشنگ تو رو دوست داشتم.فقط ازت خواهش میکنم با این حرف هایی که توی پست های اخیرت دیدم حرف های مریم ما نیست... بارداری الان فقط نشانه ایه از طرف پروردگارمون که نشون بده معجزه هست. ولی اگر لازمه برای سقطش اقدام کن و میدونم تو مثل همیشه سربلند خواهی بود عزیزم...
    من الان چیزی ندارم که بگم ولی برات یک دعا میذارم.دعای هفتم صحیفه سجادیه.... با دقت بخونش که بسیار زیباست و هم اینکه نقل از امام رضا ع است که این دعا رو هرکسی که بخواند ما از او دستگیری میکنیم.... ولی واقعا دعای بینظیریه من خودم تازه پیداش کردم ولی میدونم خدا در لطفش رو بهت باز میکنه شک ندارم....
    متن دعای شریف(نسخه صحیفه سجادیه)

    يَا مَنْ تُحَلّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ، وَ يَا مَنْ يَفْثَأُ بِهِ حَدّ الشّدَائِدِ، وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ.
    ذَلّتْ لِقُدْرَتِكَ الصّعَابُ، وَ تَسَبّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَى بِقُدرَتِكَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِكَ الْأَشْيَاءُ.
    فَهِيَ بِمَشِيّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِإِرَادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ.
    أَنْتَ الْمَدْعُوّ لِلْمُهِمّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمّاتِ، لَا يَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلّا مَا كَشَفْت‏
    وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبّ مَا قَدْ تَكَأّدَنِي ثِقْلُهُ، وَ أَلَمّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ.
    وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيّ وَ بِسُلْطَانِكَ وَجّهْتَهُ إِلَيّ.
    فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُيَسّرَ لِمَا عَسّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ.
    فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْتَحْ لِي يَا رَبّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ، وَ اكْسِرْ عَنّي سُلْطَانَ الْهَمّ بِحَوْلِكَ، وَ أَنِلْنِي حُسْنَ النّظَرِ فِيمَا شَكَوْتُ، وَ أَذِقْنِي حَلَاوَةَ الصّنْعِ فِيمَا سَأَلْتُ، وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِيئاً، وَ اجْعَلْ لِي مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً.
    وَ لَا تَشْغَلْنِي بِالِاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِكَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنّتِكَ.
    فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِي يَا رَبّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَيّ هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى كَشْفِ مَا مُنِيتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِيهِ، فَافْعَلْ بِي ذَلِكَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ، يَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِيمِ....نسخه کفعمی این مقدار را اضافه دارد ---> (وانت القادر یا ارحم الراحمین آمین رب العالمین )

    *آیت الله کمیلی در پاسخ به سوالی فرمودند نسخی کفعمی را بخوانید
    معنی

    اى كسى كه گره‏هاى سختيها بوسيله تو گشوده مى‏شود، و اى كسى كه تندى و سورت شدائد بتو مى‏شكند، و اى كسى كه بيرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبيده مى‏شود. دشواريها به قدرت تو هموار شده و سلسله اسباب به لطف تو بر قرار گشته، و قضا به قدرت تو جريان يافته و اشياء بر وفق اراده تو روان شده‏اند، پس همه چيز به مجرد خواست توبى‏گفتنت فرمان پذيرند، و به محض اراده تو بدون نهى كردنت، باز داشته شده‏اند. توئى خوانده شده براى حل مشكلات و توئى پناه در بليات. جز بلائى كه تواش دفع كنى بلائى دفع نمى‏شود، و غير از آنچه تواش بر طرف سازى بر طرف نمى‏گردد هم اكنون، اى پروردگار من بلائى بر من فرود آمده كه سنگينيش مرا به زانو در افكنده و گرفتاريئى به من رو آورده كه تحملش مرا از پا در آورده، و آن را تو به قدرت خود وارد آورده‏اى و به اقتدار خود بر من متوجه ساخته‏اى، پس براى آنچه تو وارد كرده‏اى برگرداننده‏اى، و براى آنچه تو پيش آورده‏اى تغيير دهنده‏اى، و براى آنچه تو فرو بسته‏اى گشاينده‏اى، و براى آنچه تو مشكل ساخته‏اى آسان كننده‏اى، و براى آنكه تو خوار كرده‏اى، يارى دهنده‏اى نيست، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به رحمت خود در آسايش را اى پروردگار من به رويم بگشاى، و به قوت خود سلطان غم را از هجوم بر من منهزم ساز، و مرا در شكوايم به توجه كامل نائل فرماى، و در آنچه مسئلت كرده‏ام شيرينى احسان خود را به من بچشان، و از نزد خود رحمت و گشايش آسان ارزانى دار، و از لطف خود نجات و خلاصى سريع مقرر ساز و مرا به سبب غلبه غم از رعايت واجبات و به كار بستن مستحبات خود باز مدار زيرا كه من اى پروردگار به علت آنچه برسرم آمده بى تاب و توان شده‏ام و قلبم از تحمل آنچه بر من رخ داده لبريز از غم شده است و تو بر رفع گرفتارى من و دفع آنچه در آن افتاده‏ام قادرى. پس قدرتت را در باره من به كار بر، اگر چه از جانب تو سزاوار آن نباشم. اى صاحب عرش عظيم

    شک ندارم که خبرهای خوبی برامون میاری

    - - - Updated - - -

    سلام مریم عزیز و دوست داشتنی....
    شاید من اولین نفری بودم که تاپیکتو دیدم و راستش جا خوردم...نمیدونستم چی بگم و الان هم نمیدونم چی بهت بگم.من اونقدری خودم قوی نیستم ولی واقعا حرفهای قشنگ تو رو دوست داشتم.فقط ازت خواهش میکنم با این حرف هایی که توی پست های اخیرت دیدم حرف های مریم ما نیست... بارداری الان فقط نشانه ایه از طرف پروردگارمون که نشون بده معجزه هست. ولی اگر لازمه برای سقطش اقدام کن و میدونم تو مثل همیشه سربلند خواهی بود عزیزم...
    من الان چیزی ندارم که بگم ولی برات یک دعا میذارم.دعای هفتم صحیفه سجادیه.... با دقت بخونش که بسیار زیباست و هم اینکه نقل از امام رضا ع است که این دعا رو هرکسی که بخواند ما از او دستگیری میکنیم.... ولی واقعا دعای بینظیریه من خودم تازه پیداش کردم ولی میدونم خدا در لطفش رو بهت باز میکنه شک ندارم....
    متن دعای شریف(نسخه صحیفه سجادیه)

    يَا مَنْ تُحَلّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ، وَ يَا مَنْ يَفْثَأُ بِهِ حَدّ الشّدَائِدِ، وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ.
    ذَلّتْ لِقُدْرَتِكَ الصّعَابُ، وَ تَسَبّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَى بِقُدرَتِكَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِكَ الْأَشْيَاءُ.
    فَهِيَ بِمَشِيّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِإِرَادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ.
    أَنْتَ الْمَدْعُوّ لِلْمُهِمّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمّاتِ، لَا يَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلّا مَا كَشَفْت‏
    وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبّ مَا قَدْ تَكَأّدَنِي ثِقْلُهُ، وَ أَلَمّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ.
    وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيّ وَ بِسُلْطَانِكَ وَجّهْتَهُ إِلَيّ.
    فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُيَسّرَ لِمَا عَسّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ.
    فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْتَحْ لِي يَا رَبّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ، وَ اكْسِرْ عَنّي سُلْطَانَ الْهَمّ بِحَوْلِكَ، وَ أَنِلْنِي حُسْنَ النّظَرِ فِيمَا شَكَوْتُ، وَ أَذِقْنِي حَلَاوَةَ الصّنْعِ فِيمَا سَأَلْتُ، وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِيئاً، وَ اجْعَلْ لِي مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً.
    وَ لَا تَشْغَلْنِي بِالِاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِكَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنّتِكَ.
    فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِي يَا رَبّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَيّ هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى كَشْفِ مَا مُنِيتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِيهِ، فَافْعَلْ بِي ذَلِكَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ، يَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِيمِ....نسخه کفعمی این مقدار را اضافه دارد ---> (وانت القادر یا ارحم الراحمین آمین رب العالمین )

    *آیت الله کمیلی در پاسخ به سوالی فرمودند نسخی کفعمی را بخوانید
    معنی

    اى كسى كه گره‏هاى سختيها بوسيله تو گشوده مى‏شود، و اى كسى كه تندى و سورت شدائد بتو مى‏شكند، و اى كسى كه بيرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبيده مى‏شود. دشواريها به قدرت تو هموار شده و سلسله اسباب به لطف تو بر قرار گشته، و قضا به قدرت تو جريان يافته و اشياء بر وفق اراده تو روان شده‏اند، پس همه چيز به مجرد خواست توبى‏گفتنت فرمان پذيرند، و به محض اراده تو بدون نهى كردنت، باز داشته شده‏اند. توئى خوانده شده براى حل مشكلات و توئى پناه در بليات. جز بلائى كه تواش دفع كنى بلائى دفع نمى‏شود، و غير از آنچه تواش بر طرف سازى بر طرف نمى‏گردد هم اكنون، اى پروردگار من بلائى بر من فرود آمده كه سنگينيش مرا به زانو در افكنده و گرفتاريئى به من رو آورده كه تحملش مرا از پا در آورده، و آن را تو به قدرت خود وارد آورده‏اى و به اقتدار خود بر من متوجه ساخته‏اى، پس براى آنچه تو وارد كرده‏اى برگرداننده‏اى، و براى آنچه تو پيش آورده‏اى تغيير دهنده‏اى، و براى آنچه تو فرو بسته‏اى گشاينده‏اى، و براى آنچه تو مشكل ساخته‏اى آسان كننده‏اى، و براى آنكه تو خوار كرده‏اى، يارى دهنده‏اى نيست، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به رحمت خود در آسايش را اى پروردگار من به رويم بگشاى، و به قوت خود سلطان غم را از هجوم بر من منهزم ساز، و مرا در شكوايم به توجه كامل نائل فرماى، و در آنچه مسئلت كرده‏ام شيرينى احسان خود را به من بچشان، و از نزد خود رحمت و گشايش آسان ارزانى دار، و از لطف خود نجات و خلاصى سريع مقرر ساز و مرا به سبب غلبه غم از رعايت واجبات و به كار بستن مستحبات خود باز مدار زيرا كه من اى پروردگار به علت آنچه برسرم آمده بى تاب و توان شده‏ام و قلبم از تحمل آنچه بر من رخ داده لبريز از غم شده است و تو بر رفع گرفتارى من و دفع آنچه در آن افتاده‏ام قادرى. پس قدرتت را در باره من به كار بر، اگر چه از جانب تو سزاوار آن نباشم. اى صاحب عرش عظيم

    شک ندارم که خبرهای خوبی برامون میاری

  10. 7 کاربر از پست مفید donya. تشکرکرده اند .

    Erica (جمعه 10 آذر 96), hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), maryam123 (جمعه 10 آذر 96), paiize (جمعه 10 آذر 96), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 09 آذر 96), بی نهایت (جمعه 10 آذر 96), زن ایرانی (پنجشنبه 09 آذر 96)

  11. #66
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123 نمایش پست ها
    سلام دوستان عزیزم

    امروز حالم بهتر بود اما گریه های همسرم ناراحتم میکنه.عذابم میده.عذا نخوردناش...بی محلیاش...تندی هاش....امروز بهش گفتم ببین چقدر قشنگ میشه اگر فلان لباس رو تنش کنیم.گفت انشالله من نیستم اون موقع که ببینم.انشالله خدا مرگ منو میرسونه تا قبل اینکه اتفاق بدی بیفته....اولین باره که فقط نگاهش میکنم.واقعا نمیفهمم چی میگه...انگار داره به زبون دیگه ای حرف میزنه.جدیدا هم به زور داره متوسل میشه و میگه خودم میبرمت و به زورم که شده سقط میکنی و تمام! امروز حرف عجیبی زد.اونم اینکه اگر لازم باشه توی گوشت هم میزنم و میبرمت.تو حرف ادمیزاد حالیت نیست.....بازم نگاهش کردم .خودم دیگه گریه نمیکنم.انگار حالم از غم و غصه سوق پیدا کرده به سمت سنگ دلی و خشونت...
    هیچی نمیخوام جز اینکه بچه ام رو نگه دارم.همین.

    عشق افرین عزیز
    منون که برام نوشتی.حضور شما فقط خدا میدونه چقدر منو اروم کرد....

    فرشته اردیبهشت عزیز
    زندگی بیشتر بهم روی سختش رو نشون داد.روزهایی که با ارامش طی کردم خیلی کم بوده و شاید انگشت شمار.اصلا یادم نمیاد...ایا روزی بوده که من شاد روزم رو شروع کرده باشم و شاد به پایان رسونده باشم؟؟؟؟

    بخاطر چیزهایی که از دست دادم ناراحت نیستم.بخاطر چیزهایی که خدا داره به زور ازم میگیره ناراحتم...بچه ام، سلامتیتم، ظاهرم،و ....دقیقا مشکلم اینه که نمیدونم الان باید چکار کنم...این بدترین دو راهی زندگی یه ادمه...یا خودش یا بچه اش....اگر خودمو انتخاب کنم تا اخر عمر خودمو نمیبخشم و اگر بچه مو انتخاب کنم
    سلام دوباره مریم جان
    در مورد بند اخری که نوشتی
    که مرددی برای سقط یا نه

    من بعد ازین که پست بی نهایت عزیز مبنی بر عدم سقط جنین رو لایک کردم
    رفتم نظر مراجع رو خوندم که نظرشون این بود که در صورتی که وجود جنین برای زندگی مادر ضرر داشته باشه میتونن سقط کنند.

    خودت با مشاوره هایی که با پزشکات داری بهتر حال و اوضاعت رو میدونی
    مریم جان احساساتت رو بزن کنار و منطقی باش
    اگر واقعا وجود جنین برات مضره و پزشکهات مجرب هستن بهتره که درست تصمیم بگیری
    و با مرجعت هم مشاوره کنی.

    عزیزم سعی کن اوضاع رو اروم کنی فکر کن همسرت حالش از تو هم بدتره
    و چقدر غمگینه ...ترس از دست دادن!

    اول اروم باش بعد مشورت کن یک دندگی نکن بعد هم توکل به خدا و در اخر عمل کردن به تصمیمی که فکر میکنی درسته.
    این چیزیه که خدا ازمون خواسته .

    مریم گلی الان باید هنر ارامشت رو نشون بدی..
    زندگی یک روز هم باشه باید زندگی کرد
    غذاهات رو مرتب با اشتیاق بیشتر از قبل دونستن بیماریت بخور
    نذار همسرت اینقدر بی تابی کنه
    بهش بگو من سرخود تصمیم نخواهم گرفت این هم یک بحرانه و دو تایی با توکل بایدحلش کنیم.

    تو چه میدونی چه اتفاقایی قراره بیفته!

    ببخش مریم جان .. من دوست ندارم جملات نصیحتی برای کسی بنویسم بویژه خودت که دیگه همه چی تمومی.
    فقط جهت یاد اوری:)

  12. 9 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    Erica (جمعه 10 آذر 96), hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), maryam123 (جمعه 10 آذر 96), nazaninIT (یکشنبه 12 آذر 96), paiize (جمعه 10 آذر 96), tavalode arezoo (جمعه 10 آذر 96), گیسو کمند (یکشنبه 12 آذر 96), بی نهایت (جمعه 10 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96)

  13. #67
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    117
    Array
    مریم گرامی،امیدوارم احساسات بهتری رو تجربه کنی. قراربود دکترهای جدید رو ببینی، برامون بگو که چطور پیش رفت.
    چقدر خوبه که الان یک همسر عاقل و فهمیده کنارت هست که مثل ما احساساتی نمیشه و قاتی نمی‌کنه! همسرت دقیقا داره درست می‌گه، من جات بودم همین الان می‌رفتم بغلش می‌کردم و بهش می‌گفتم «چقدر بچه دوست دارم، اما خودمو و سلامتی اون بچه رو بیشتر از همه چیز دوست دارم».
    دوستانی که شما رو به نگه‌داشتن بچه تشویق کردند و از اتفاقاتی گفتند که برای آشنایان یا خودشان پیش آمده، در جریان دقیق مشکل شما نیستند. حتی تصور نزدیکی هم ندارند، صرفا نتوانسته‌اند احساساتشان را در راهنماییشان دخالت ندهند. از دوستان قدیمی‌تر بیشتر تعجب می‌کنم... مریم، این قسمت داخل پرانتز واسه تو نیست، رد شو برو اول پاراگراف بعد// (دوستان گرامی، وقتی پلاکت خون زیر سی قرار بگیره، عملا هیچ زخمی قابلیت بند اومدن نداره. تزریق پلاکت هم باعث بالا آمدن سطحش در خون نمی‌شه. حتی یک فرد دیابتی، که مشکل انعقادی به این شدت نداره، ریسک بارداریش بالاست و تحت مراقبت‌های ویژه قرار می‌گیره. حالا تصور کنید مریم عزیز که الان باید انرژی‌ش رو برای بهبود سلامتی خودش بذاره رو تشویق می‌کنید و هل می‌دید به سمت کشیدن یک بار مضاعف و بسیار خطرناک. امیدوارم احساس مسئولیت بیشتری برای مشاوره داشته باشیم. ..... ) خب کلک خوندیش؟!؛ )


    مریم جان، قبلا هم گفتم، این تصمیم، با تو نیست، با تیم درمانیه. چرا که قضاوت‌های تو در مورد بچه، الان بایاس زیادی داره و تحت تاثیر عواطفت قرار گرفته. حالا برای اینکه کمی مریم منطقی رو بیدار کنیم، یک سوال ازت می‌پرسم، حاضری به همین اصرارت ادامه بدی و بچه‌ای رو بغل کنی که مشکل قلبی داره و تو در ایجاد رنج براش سهیمی؟! مسلما نه! مطمئنم اینو نمی‌خوای. پس در اولین فرصت لطفا از پزشک‌هات بپرس بچه‌ای که دو سال اول پس از درمان‌های شیمی یا پرتو، متولد می‌شه چه ریسک هایی برای سلامتیش متصور هست. حتما بپرس. من کمی در موردش خوندم و .... بهتره خودت دقیق‌ترش رو بپرسی و بدونی.


    اگر کنارت بودم حتما گوشت رو می‌پیچوندم. چه معنی داره آدم این همه با خودش بجنگه. دهه! ؛)
    می‌بوسمت.
    هر چیز که در جُستن آنی، آنی

    مولانا

  14. 10 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    Erica (جمعه 10 آذر 96), hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), maryam123 (جمعه 10 آذر 96), paiize (جمعه 10 آذر 96), tavalode arezoo (جمعه 10 آذر 96), فکور (جمعه 10 آذر 96), بی نهایت (جمعه 10 آذر 96), زن ایرانی (جمعه 10 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (جمعه 10 آذر 96)

  15. #68
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    سلام به همه دوستان و سلام مخصوص به آویژه عزیز

    کجا بودی خانم؟ مدت ها بود که ازتون بی خبر بودیم.

    از مطلبی که گذاشته بودی بر می امد که درگیر بیماری بودی؟ الان خوبی؟

    آویزه جان کسی جز من مریم رو ترغیب نکرد به نگه داشتن بچه ، اون هم به خاطر این بود که لحظه ای خودم را جای مریم جان گذاشتم و سعی کردم احساساتش رو درک کنم ، بعد که پست های بقیه دوستان رو خوندم متوجه شدم که هم من و هم مریم جان درگیر احساساتمون هستیم و خودم اعتراف کردم که نباید اینگونه باشه وباید به حرف دکترش گوش کنه ، و از این ماجرا انگیزه مادر شدن رو به عنوان یک انرژی و امید در نظر بگیره که درمانش رو ادامه بده و ان شاء الله بعد از درمانش اقدام کنه به بارداری.

    و می فهمم که مریم جان چه حس و حال سختی داره و چرا اینقدر تصمیم گیری براش سخته.

    برای من خیلی راحت بود که مجاب بشم نباید احساسی اون پیام رو بدم چون بیرون از گود هستم اما برای مریم خیلی سخته که بخواد یک تصمیم منطقی بگیره.

    مریم جان ، همسرت خیلی دوستت داره ، و خیلی هم تحت فشاره ،

    فیلم سه ماهی را دیدی؟ اگر ندیدی حتما ببینش.ایرانیه و بازیگرش هانیه توسلی هست.

    توی اون فیلم می تونی احساس همسرت رو بهتر متوجه بشی.

    اون می خواد فقط تو باشی . تو از هر چیزی توی دنیا براش مهم تری.

    نسبت به همسرت مهربون باش. ناراحتی و خشمت رو سر اون بی نوا خالی نکن.

  16. 9 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), maryam123 (جمعه 10 آذر 96), paiize (جمعه 10 آذر 96), tavalode arezoo (جمعه 10 آذر 96), فکور (جمعه 10 آذر 96), آویژه (جمعه 10 آذر 96), زن ایرانی (جمعه 10 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (جمعه 10 آذر 96)

  17. #69
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array
    سلام
    مریم جان در نظر داشته باش که اولا اون چیزی که الان شما داری بچه خطابش می کنی هنوز روح نداره و یه انسان واقعی نیست
    در ضمن اینکه شما قطعا نمی تونی پروسه درمان رو به مدت چند ماه عقب بندازی
    البته قطعا اگر الان مثلا ماه چهار یا پنج بارداری هم بودی ممکن بود چاره ای جز سقط جنین نباشه این بستگی به نظر تیم پزشکی داشت

    اینکه شما الان داری فکر می کنی داری خودت رو فدا می کنی که بچه رو سالم نگه داری صرفا یک توهم هست
    اون بچه فقط مشکل ضعیف بودن نخواهد داشت میتونی از اثر این بیماری روی بچه سرچ کنی
    اثر داروهای شیمی درمانی
    حتی اونایی که در آینده مصرف می کنی رو کار ندارم همونایی که تا الان مصرف کردی رو هم در نظر بگیری شاید نتونی به سلامتی اون بچه دلخوش باشی

    توی بارداری حتی خوردن یه قرص سرماخوردگی ساده ممنوعه
    حالا تصور کن این شیمی درمانی چه چیزی از بچه می سازه
    بچه ای که هنوز روح نداره تبدیل میشه به یک انسان دارای روح که ممکن هست چندین مدل معلولیت و کم توانی ذهنی رو با خودش همراه داشته باشه

    همه این موارد رو از تیم پزشکی بپرس و حداقل اگر قصد فداکاری داری ببین اصلا این فداکاری به وجود یک انسان زنده منجر میشه و در درجه دوم اگر یک انسان زنده متولد بشه آیا سالم خواهد بود

    امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیری
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  18. 10 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), maryam123 (جمعه 10 آذر 96), nasimmng (جمعه 10 آذر 96), paiize (جمعه 10 آذر 96), tavalode arezoo (جمعه 10 آذر 96), آویژه (جمعه 10 آذر 96), بی نهایت (جمعه 10 آذر 96), زن ایرانی (جمعه 10 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (جمعه 10 آذر 96)

  19. #70
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    101
    Array
    سلام ، من که نبودم یکی دیگه بود که می خواست این حرف این جا زده بشه تا ان شاء الله به نتیجه برسه . اون چیزی که مسلّم هست این هست که زمان برای شما و تصمیم گیری تون حیاتی هست. این که می گم نسخه پیچیدن برای شما نیست بلکه یه مورد هست که من اگر بودم برای زندگی مون انجامش میدادم.
    اول یه مقدمه بگم بعد اون موضوع رو هم می گم ، یه موضوع هست که خب من بهش مطمئن هستم و اون این هست که دین نسبت به درجه ایمان حقیقی افراد توصیه ها و تکالیف مختلفی قائل هست ولی چون اکثر قریب به اتفاق آدم ها خیلی از مرحله ابتدایی ایمان بیرون نمیرن تکالیف دینی حداقلی مطرح شده (من دارم از تفاوت ایمان در سطح عموم حتی خوب جامعه با افرادی مثل آیت الله بهجت-ر-حرف میزنم).
    این مقدمه رو گفتم که اولا بگم که شما در حالت فعلی تون بدونید وظیفه تون چی هست و خدا چه جور راضی هست . توی چنین وضعیتی ما نمی تونیم مثل اولیاء الله باشیم که چون نفوذ دیدشون به طور عام از پرده های ظاهر فراتر هست یک نوع تسلیم قطعی مثلا برای پذیرش عدم درمان داشته باشیم یا توان درمان هایی به طور ویژه داشته باشیم (رجوع کنید به طور مثال به عمل چشم آیت الله طباطبایی در اواخر عمر شریف شون).

    برای ما حکم خدا که رضایت خدا توش باشه این هست که با تمام وجود برای درمان تلاش و مبارزه کنیم -البته به خاطرش کار منکری انجام ندیم مثلا پول درمان رو از راه غیر حلال کسب نکنیم- و نهایتا کار رو به خدا بسپریم ،پس می خوام بگم که شما برای درمان تون به اسم تسلیم مقدرات شدن نباید دست از مبارزه بردارین ،شما تکلیف تون رو انجام بدین و از خدا هم با دعا خیلی نتیجه بخواین و در نهایت بسپرین به خدا.

    و اما در مورد بچه قاعدتا من هم ابتدا به ساکن ممکن بود پیشنهاد دکتر ها رو بپذیرم ولی اگر همسرم خیلی اصرار داشت هر طور که بود یکی از اولیاء خدا رو پیدا می کردم و ازش کسب تکلیف می کردم چون اگر کسی اولیاء الله باشه نظرش و فعلش کاملا منطبق با خواست خداست در نتیجه اگر اطمینان داشته باشم کسی این قدر با خدا مأنوس هست اگر می گفت خوودت رو بکش و مطمئن بودم که داره جدی می گه نهایتا این کار می کردم .

    در پرده بگم مثلا شما که تهران هستین شاید بتونین از آقا وقت بگیرین یا آیت الله حسن زاده آملی رو پیدا کنین ،نمی دونم دیگه .

    براتون آرزوی سلامتی و عاقبت بخیری در هر دو دنیا رو دارم ،آرزوی قبلی هم کماکان برقرار هست ولی تصمیم گیری در این مورد رو من به شخصه برای حفظ بچه اونجا می تونم بپذیرم که هر چه سریعتر گرفته بشه و این که از جانب یکی از اولیاء الله باشه .

    برای این که دست خالی هم نرفته باشم



    التماس دعا دارم ازتون.

  20. 2 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    گیسو کمند (یکشنبه 12 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96)


 
صفحه 7 از 17 نخستنخست 12345678910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رابطه نامشروع (موضوع فراگیر، راه حلی هست؟)
    توسط رامتین 777 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 اردیبهشت 97, 00:08
  2. پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 تیر 93, 04:32
  3. شروع یک زندگی با شک و تردید؟
    توسط fariborz در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 91, 15:59

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.