به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 80

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    تلاش برای زندگی و دوست داشتن زندگی مشترک، از خودگذشتگی و ... لازمه زندگی مشترکه.
    ولی این که یک طرف فکر کنه هر بلایی سر طرف مقابلش بیاره چیزی تغییر نمی کنه، نتیجه گیری جالبی نیست.

    این چیزیه که از همون ابتدا توی رابطه تون به همسرت نشون دادی
    از دوستی و نامزدی و عقد و ... همیشه و همه جا دم دستش بودی و منفعل!

    تزت کی تموم می شه؟
    فعلا جایی نرو (قهر خونه مامان و ... )
    کار خاصی هم نکن
    زندگی معمولیت توی خونه مشترکتون را داشته باش و زودتر تزت را تموم کن.

    وقت نداری مشاوره حضوری بری؟
    چرا وقت دارم، ولى پول ندارم، اما اشكال نداره، از مامانم ميترنم پول بگيرم و برم مشاوره. تزم بايد قيلا تحريل ميدادم كه تا الان مونده، اما ديگه نميخوام به خاطر كاراى شوهرم باز غقب بندازمش و ميخوام تحويلش بدم و راحت شم،
    اره، من اصلا نميتونم از حقم دفاع كنم، از بچه گى همينطور بودم، تا ميخواستم حقمو بگيرم عذاب وحدان ميگرفتم كه ولش كن شايد اونم حق داره....
    امروز ظهرم كه اومد باهام قهر بود و حرف نميزد، مطمعنم شبم اگه نره و بياد خونه م باز باهم قهر ميكنه، كلا اون عادت داره همه چيزو با زور بدست بياره،
    توروخدا يكى بهم قاطعيت چجوريه؟! مثلا امشب كه نيومد خونه من چه برخوردى بايد بكنم بعدش؟!

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    سلام دوست عزیز

    نمیدونم نظرم درسته یا نه.چون مدت زیادی از زمان ازدواجم نگذشته . ولی احساس میکنم شما باید خیلی قاطع رفتار کنید.

    حرفی که اون زده خیلی چیزها رو نشون میده.اینکه فکر میکنه شما اونقدر دوستش دارین که هر شرایطی رو تحمل می کنین اصلا خوب نیست.

    اون باید ترس از دست دادن شما رو احساس کنه.

  3. کاربر روبرو از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده است .

    Somebody20 (شنبه 10 بهمن 94)

  4. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    قاطعيت جرات ميخواد ك من ندارم، در ثانى پدرم حمايتم تميكنه، ميگه هرچى كه هست باهاش بساز

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    اول باید روی خودت کار کنی .اونم کم کم تغییرات تو رو متوجه میشه.

    تو برای قاطع بودن به حمایت کسی از جمله پدرت احتیاج نداری.

    منم با شیدا موافقم .سعی کن زودتر تزت رو تموم کنی. برای آیندت برنامه ریزی داشته باش.

    ما آدمها خیلی قابلیت ها توی وجودمون داریم که از اونا بی خبریم.

    تا وقتی خودت رو به عنوان یک زن قوی و قابل باور نداشته باشی فکر نمیکنم اوضاع زندگیت تغییری کنه .

    زنی که به موقع خودش از هنرهای زن بودن و ظرافت و لطافتش استفاده می کنه و به موقع قاطعیت و قدرتش و اتکا به نفسش رو نشون میده.

    منتظر نباش کسی برات کاری بکنه.خودت دست به کار شو.

  6. 4 کاربر از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده اند .

    abs (یکشنبه 11 بهمن 94), khaleghezey (یکشنبه 11 بهمن 94), Somebody20 (یکشنبه 11 بهمن 94), شیدا. (یکشنبه 11 بهمن 94)

  7. #5
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    الهام جان

    شما الان از خودت ناراضی هستی ( تزت ناتمومه، زندگی مشترکت اونطور که می خواستی نشده و ...)
    از مادرشوهر و خانواده شوهر ناراضی هستی
    از پدر و مادرت ناراضی هستی

    این نارضایتی ها توی رفتارت منعکس می شه.

    اولین قدم این هست که یه کم روی آرامش خودت کار کنی.
    به نظر من یه مدت به همسرت فکر نکن
    مداوم و پیوسته روی خودت کار کن.

    ورزش برو ... حتما حتما حتما
    تزت را تموم کن
    روزی چند بار به مدت خیلی کوتاه تمرینهای تمرکز و آرامش داشته باش. چند تا 5 دقیقه.

    برنامه حال خوب
    روزهای فرد
    شبکه سلامت
    ساعت 21-22

    این برنامه را ببین.

    یه کم که آرومتر شدی، گامهای بعدی را برمی داری.

    --------
    با همسرت نمی خواد برخوردی کنی.
    فکر کن همخونه ات هست.

    مستقله برای خودش.
    هر وقت دوست داشت اومد خونه، دوستته. باهاش برخورد خوب و عادی داشته باش
    هر وقت هم نیومد زندگی خودشه، کاریش نداشته باش.
    واقعا فکر کن هم خونه است و زندگیش به شما ربطی نداره. گیر بهش نده. حتی توی فکرت.
    باج و امتیاز هم بهش نده.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : یکشنبه 11 بهمن 94 در ساعت 14:05

  8. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 12 بهمن 94), Somebody20 (یکشنبه 11 بهمن 94), الهام 5566 (دوشنبه 12 بهمن 94)

  9. #6
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    من خودم فك ميكنم راقعا الان خييييييلى بهتر از يه ماه پيشمم، واقعا كمتر غصه ميخورم و گير ميدم و عصبانى ميشم، يغتى جز اين مورد كه شوهرم ميخواس خونه نياد به هيچييييش گير ندادم.
    كه اونم ديشب اومد، سر سنگين بود اما اومد. بهدشم گف فردا ناهار با يكى از دوستام ميرم بيرون از شهر ديگه اومده ميخوام مهمونش كنم، گفتم اگه بخواى بيارش اينحا، گف اگه نبودى مياوردم ولى تو هستى نميشه، گفتم ميخواى ناهار واستون ميذارم ميزم خونه مامانم، اول ك گف نميخواد، باز گف باشه، منم ناهار درس كردم، اونم با دوستش و چن تا بطرى مشروب اومد خونه و منم رفتم. در همين حد كه شب لطف كرده برگشته بايد سپاسگذارش باشم.

    راجه به اين كه ميگين همخونه ته، خيييلى سخته، ادم از شرهرش هيييچ توقعى نداشته باشه اما باهاش زندگيم كنه، واقعا به حرف اسونه، بالاخره تو زندگيته، مى بينش، بعدشم من ميترسم به خمين شرايطم عادت كنم، همونطور كه الان به خيييلى چيزاى بدش عادت كردم و پديزفتم، هيچى خطرناكتر از عادت به بدبختى نيس


    الان دارم تزمو پيش ميبرم، نميخوام بيشتر ازين زندگى شخصيمو ببازم

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  10. کاربر روبرو از پست مفید Somebody20 تشکرکرده است .

    khaleghezey (دوشنبه 12 بهمن 94)

  11. #7
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Somebody20 نمایش پست ها

    راجه به اين كه ميگين همخونه ته، خيييلى سخته، ادم از شرهرش هيييچ توقعى نداشته باشه اما باهاش زندگيم كنه، واقعا به حرف اسونه، بالاخره تو زندگيته، مى بينش، بعدشم من ميترسم به خمين شرايطم عادت كنم، همونطور كه الان به خيييلى چيزاى بدش عادت كردم و پديزفتم، هيچى خطرناكتر از عادت به بدبختى نيس

    آره سخته.

    ولی الان یه کم سعی کن بی خیال بشی.
    اگه در ادامه همون تفکراتت بری جلو، بازی به همین شکل ادامه پیدا می کنه.

    یه مدت متوقف شو و فاصله بگیر
    از فکرهات
    از قضاوتها و برداشتهات

    تمرکز کن روی یه موضوع دیگه ( مثل تزت )
    تموم که شد و برگشتی به موضوع می بینی می شه از یه دید دیگه هم بهش نگاه کرد

    الان اصلا به اس ام اس هاش فکر نکن
    کاریش نداشته باش

    فقط خودت ...
    همه فکرت به خودت و کارهای شخصیت باشه.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  12. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 12 بهمن 94), Somebody20 (دوشنبه 12 بهمن 94), گیسو کمند (سه شنبه 13 بهمن 94)

  13. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    شوهرم كلى اس ام اس راحع به اينكه زن و شوهر به تنهايى نياز دارن، ب دوست احتياج دارن، زنها بايد ياد بگيرن به تنهايى شوهراشون اخترام بذارن و .... اينا فرستاده واسم.
    واقعا منظور ازين حرفا چيه؟! من فك ميكردم همين كه ادم شام يا ناهار ميره با دوستش بيرون يعنى تنهايى، يا اينكه صب تا شب تنها خونه مامانشه يعنى ازادى، نميدونم، ميشه بگين ايا من بازم توقع بيجا دارم؟

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  14. کاربر روبرو از پست مفید Somebody20 تشکرکرده است .

    ستاره زیبا (دوشنبه 12 بهمن 94)

  15. #9
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    سلام دوستاى خوبم، امشب نشستم كل تاپيكو از اول خوندم و نت بردارى كردم، دلم نيومد نيام اينجا ننويسم كه حالم خيلى بهتره، وقتى پستاى اولمو ميخوندم حس ميكردم چقد بچه بودم، ميدونم ادم تو اين زمان كم نميتونه خيلى بزرگ شده باشه اما من هيلى حس خوبى دارم،

    شوهرم هرروز با دوستاشه اما خداروشكر شبها مياد خونه، منم به توصيه شيدا. جان خودمو درگير تز كردم، يه كلاس نقاشيم زدم تنگش كه ديگه اصلا فرصت غصه خوردن نداشته باشم...

    خواستم بگم چن بارى خونوادم اومدن اينجا و شوهرم خيييلى خوب برخورد كرد، هرچند بعدش يه شب كه مست بود بهم گف " مكه نگفتم اين گشنه ها رو حمع نكنى اينحا؟ گفتم نميخوام ببينمشون" و من ازون به بعد ديگه زياد نداشتم خواهر و داداشم بيان اينحا، اونم شبا چك ميكنه يه جورايى اگه اونا هستن نياد و اين حرفا...

    مادر همسرم همچنان مارو دعوت نميكنه نميدونم چرا، حنى چن شب پيش شوهرم يه جيگره كوساله گرفت برد اونجا و باهاش مهمونى داد اما يه تعارفم به من نكردن. و من بعدا فهميدم
    ظهر روز بعد شوهرم گف اگه دوسسسس دارى، ناهار زياد درس كن بريم خونه مامانم همه بخوريم، اگه م نه بيخيال.
    منم گفتم درس ميكنم ببر واسًشون، يا يه روز ناهار بگو بيان اينحا، گف پس بيخيال.

    ميدونم الان همه تون ميگين چرا درس نكردى؟؟؟؟ اما من برا اولين بار در زندگيم عذاب وحدان ندارم چون حس ميكنم با اينكار غرور خودمو حفظ كردم، من هميشه برا پدرشوهرم غذا ميفرستم، اما اينكه سفره مو ببرم خونه كسى پهن كنم كه كيخواد يه چيزى كه نميفهممو بهم بفهمونه رو دوس ندارم، و نميدونم چرا ازين كارم ناراحت نيستم.

    شوهرمم همچنان خونه مامانم نميادو من اصلا اصرار نميكنم

    ورابطه ما باهم فوق العاده خوبه و با اينكه اوضاع همونه، اما ما هرشب با هم ميگيم و ميخنديم. منم سعععععى ميكنم غصه نخورم
    مثلا با اينكه امروز جمعه رو كامل با دوستاش بوده و شب مست اومده خونه، اما من همين كه اومده خونه و به من كمك كرده لباس پهن كنم به فال نيك ميگريم و به روش ميخندم

    خواستم از حال خوبم خبردار باشين ❤️
    خوشحالم كه دارم تزمو تموم ميكنم و نقاشى رو از سر گرفتم

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت
    ویرایش توسط Somebody20 : شنبه 17 بهمن 94 در ساعت 01:55

  16. 5 کاربر از پست مفید Somebody20 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), mohi (دوشنبه 26 بهمن 94), گیسو کمند (شنبه 17 بهمن 94), شیدا. (شنبه 17 بهمن 94), شمیم الزهرا (شنبه 17 بهمن 94)

  17. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    سلام دوست عزیز

    خیلی خوشحال شدم پستتون رو خوندم.شما دارین تبدیل به یک زن قوی میشین.

    حداقلش اینه که اگر کارهاتون هم نتیجه نداد شما میدونین که کارهای درست و اصولی رو برای بهتر شدن این زندگی و حال خودتون انجام دادین و بعدش میتونین بهترین

    و منطقی ترین تصمیم رو بگیرین. چون معمولا تصمیماتی که در حالت ضعف و انفعال گرفته میشن نمیتونن تصمیمات درستی باشن.

    اینکه اینقدر انعطاف پذیر بودین که تونستین راهنماییهای دلسوزانه بقیه رو تو زندگیتون پیاده کنین نشون دهنده قدرت درونی بالای شماست.

    اگر هم یه جاهایی نشد که بهترین رفتار رو داشته باشین ناامید نشین.

    چون شما دارین در مسیر درست قدم برمیدارین و روز به روز بهتر میشین.

    داشتن قاطعیت بدون غر غر کردن و ضعف نشون دادن ، در عین حال سعی در جذاب و خواستنی بودن برای همسر ، نشون دادن همه عشق و علاقه به همسر

    و در عین حال عدم وابستگی به اون از ویژگی های یه زن قوی و جرات منده.

    سعی کنین دیگه این حس رو به همسرتون انتقال ندین که بدون اون نمیتونین زندگی کنین و تحت هر شرایطی باهاش میمونین .البته این رو بهتره عملی نشون بدین

    یعنی همون کارهایی که الان دارین انجام میدین.

    من با طرح نیاز به همسر مخالف نیستم ولی این کار هم روش های خودش رو داره.

    براتون بهترین آرزوها رو دارم.

  18. کاربر روبرو از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده است .

    شیدا. (شنبه 17 بهمن 94)


 
صفحه 7 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اوراکا ... اوراکا: من، اكنون و اينجا تغيير مي كنم.
    توسط بالهای صداقت در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 دی 89, 12:09
  2. چرا تغيير نمي كنيم؟
    توسط Niloo55 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 23 بهمن 88, 16:24
  3. کمک درتغيير روش
    توسط نگين در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 17 خرداد 87, 19:31
  4. +آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 10 اسفند 86, 20:52
  5. آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 اسفند 86, 08:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.