به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 72

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 28 اردیبهشت 98 [ 01:14]
    تاریخ عضویت
    1394-9-11
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    3,516
    سطح
    37
    Points: 3,516, Level: 37
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    8

    تشکرشده 111 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    راستش من از خوندن واکنش ها ورفتار شما حس بدی بهم دست داد چه برسه اونی که با شما زندگی میکنه
    شما خودتون عامل اصلی این برخورد ها هستین چون هیچ ارزشی برای خودتون قایل نیستین و دیگران هم طبق همین اصل با شما برخورد میکنن
    چرا شما باید از مادر همسرتون تمام وقت نگهداری کنید و وقتی هم که فرزندانشون میان ساعتی پیش ایشون باشن تا شما به کارهاتون برسین باید حالت طلبکارانه داشته باشن؟
    چرا برادر همسر شما باید به پدرتون توهین کنه و شما سکوت کنید واونو بسپارید به خدا؟
    و از همه تعجب برانگیز تر اینه که دیدم همسرتون برای روابط جنسی به شما پیام میده که اماده باشین و از قبل تعیین شده رابطتتون .یا اینکه درحالی که شما کنارش خوابیدین به خودش اجازه میده خود ارضایی کنه .من تاپیکای قبلتون نخوندم اما بنظر میرسه روابط دوستی هم داشته. اونوقت شما فقط سکوت میکنید؟
    به نظرتون ازین زندگی چیزی مونده که شما میگین دوست ندارین تاپیکاتون بخونه و بدونه شما از کاراش خبر دارین؟ دیگه بدتر ازین که نمیشه میشه؟
    بهانتون در مورد بچتون هم فقط در حد بهانه چون به نظرم فرزندتون توی این زندگی الانتون ورابطه سرد شما وهمسرتون وکارای همسرتون وافسردگی شما بیشتر ضربه خواهد خورد تا طلاق گرفتن شما
    شیش صفحه فقط از همین تاپیک شما میگذره شما چیکار کردین جز اینکه هر دفعه بیاین شرح حال نویسی کنید؟
    در مورد مارد همسرتون هر کس باید وظیفه خودشو انجام بده ونباید شما وظیفه بقیه گردن بگیرید اگر نمیتونن و وقت ندارن هزینه کنن برای ایشون پرستار بگیرن .در هرصورت شما خیلی قاطع این موضوع مطرح کنید که توان اینو ندارین که از ایشون نگهداری کنید و وظیفه سایر افراد هم یاداوری کنید.
    در مورد همسرتون هم نیاز به یک رفتار قاطع وجراتمندانه حالا یا خوندن این تایک ها همراه با یک نوشته که در صورت ادامه این وضعیت جدا میشم یا صحبت کردن

    اینم بگم که میشه تغیر کرد اگر خودتون بخواهید من خودم تا 18 سالگی بسیار منفعل بودم واکثرا در مواقعی که باید حقمو میگرفتم یا توهینی بهم میشد برخوردی که باید نداشتم وحتی گاهی دوستام بهم میگفتن مثل مجسمه میمونی یا چقدر بی عرضه ای چرا هیچی بهش نگفتی اما الان با مطالعه ویادگیری خیلی تغییر کردم
    شما تا خودت نخوای نمیشه ده تا تاپیکم بزنی چیزی نمیشه.اینجا برای شما شده جایی برای درد ودل کردن نه راهکار گرفتن

  2. 3 کاربر از پست مفید mahtaban تشکرکرده اند .

    baitollah-abbaspour (یکشنبه 09 خرداد 95), nardil (پنجشنبه 29 مهر 95), مهرآیین (دوشنبه 06 اردیبهشت 95)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    113
    Array
    سلام عزیزم متاسفم من از قبل پیگیر بودم اشتباه اصلی شما بیشتر در ابراز نیاز نکردن رابطه حنسی هست شما خیلی شفاف و واضح بگو ایشون که خودارضایی داره پس شما چی مگه فقط رابطه برای مرده که هر طور خاست تامین بشه کامل بگو شما هم نیاز داری حس تامین کنندگی رو در ایشون ایجاد کن بعد یه رابطه خودت رو خیلی شاد و راضی نشون بده تا همسرت احساس قدرت و شکوه تا مین پیدا کنه کلی ازش تشکر کن تا رغبت بیشتری پیدا کنه حتی گاهی خودت پیش قدم شو

  4. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام
    تصمیم گرفتم دیگه نیام بنویسم
    چون من هنوز همون دلسای قبلیم
    مشکلات قبلی که هنوز سر جاش هست به مشکلاتم بازم داره اضافه میشه
    من یک زنم که ازدواج کردم که از شوهرم محبت بگیرم چقدر میتونم خودم را با فعالیت های زیاد سرگرم کنم
    من تشنه محبت همسرم هستم آدم تشنه هم هرچقدر سایر مایعات رو هم بنوشد بازم به آب نیاز دارد.
    اینقدر در حال اذیت شدن بودم که با نگاه هر غریبه دلم لرزید ولی سرم را پایین انداختم و ندیدم.
    اینقدر توی این زندگی همه چیز دیدم که دیگر بقیه مشکلات هم روی من اثر بسیاری نخواهد داشت.
    خیانت، خودارضایی، روابط فراوان، رفیق بازی و ... همه را دیدم فکر نکنم از این بدتر چیزی هم باشد.
    امیدوارم خدا بهم کمک کند تا بتوانم تو آزمون استخدامی قبول بشوم و بتوانم یه تصمیم اساسی بگیرم.
    اینقدر حرف توی دلم تلنبار شده و گفته نشده که همیشه یک بغض توی گلوم هست که فکر کنم همین هم باعث میشود مرتب گلودرد داشته باشم
    . خدا نگهدار.

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 خرداد 96 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    6,293
    سطح
    51
    Points: 6,293, Level: 51
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    312

    تشکرشده 273 در 107 پست

    Rep Power
    41
    Array
    دلسا جان چطوری؟ از خودت بگو...
    عزیزم مدتیه به فکرت هستم...

  6. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 خرداد 96 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    6,293
    سطح
    51
    Points: 6,293, Level: 51
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    312

    تشکرشده 273 در 107 پست

    Rep Power
    41
    Array
    اومدی؟ اما از حالت نگفتی؟

  7. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    62
    Array
    دلسا جان امروز وسط کارهام بودم که نمی دونم چطور شد یهو یاد تو افتادم. حتی اسمت رو هم یادم رفته بودم. کلی سرچ کردم تا تونستم از ارسالهای قبلیم پیدات کنم. دنبال پست جدید بودم ازت. چیکار کردی با مشکلاتت ؟ به جایی رسیدی ؟

  8. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    36
    Array
    ممنون که به فکرم بودید. هکیشه میام میخونم ولی دیگه انگیزه ای ندارم. نه برای نوشتن و نه برای تلاش.
    زندگیم هم خدا رو شکر در ظاهر خیلی هم خوبه.
    چیزهایی که شاید تا چند سال پیش آرزوم بود .شوهرم دیگه با رفیقاش بیرون نمیره. شبا همیشه خونه است. بهمون اهمیت میده. از نظر مالی کمتر از قبل توی فشار هستیم. توی مسافرت همش دوست داشت کاری کنه بهمون خوش بگذره.
    فقط نداشتن روابط خیلی اذیتم میکنه. شوهرم اصلا آدم سردی نیست. گوشیش انواع و اقسام عکس و فیلم، توی مجازی هم می بینه.
    دیگه نمیدونم باید چی بگم و از کجا.

  9. 4 کاربر از پست مفید دلسا تشکرکرده اند .

    hafez2014 (چهارشنبه 24 شهریور 95), Shadi2 (پنجشنبه 25 شهریور 95), veis (چهارشنبه 28 مهر 95), ستاره زیبا (پنجشنبه 25 شهریور 95)

  10. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    62
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسا نمایش پست ها
    ممنون که به فکرم بودید. هکیشه میام میخونم ولی دیگه انگیزه ای ندارم. نه برای نوشتن و نه برای تلاش.
    زندگیم هم خدا رو شکر در ظاهر خیلی هم خوبه.
    چیزهایی که شاید تا چند سال پیش آرزوم بود .شوهرم دیگه با رفیقاش بیرون نمیره. شبا همیشه خونه است. بهمون اهمیت میده. از نظر مالی کمتر از قبل توی فشار هستیم. توی مسافرت همش دوست داشت کاری کنه بهمون خوش بگذره.
    فقط نداشتن روابط خیلی اذیتم میکنه. شوهرم اصلا آدم سردی نیست. گوشیش انواع و اقسام عکس و فیلم، توی مجازی هم می بینه.
    دیگه نمیدونم باید چی بگم و از کجا.
    خیلی خوشحالم که زندگیت بهتر شده و آروم تر . اینا خیلی نکته های مثبتی هستن. امیدوارم این مشکلت هم به زودی حل بشه. همیشه برات دعا می کنم.

  11. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 بهمن 98 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    273
    امتیاز
    7,978
    سطح
    60
    Points: 7,978, Level: 60
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsOverdriveVeteran
    تشکرها
    318

    تشکرشده 381 در 176 پست

    Rep Power
    58
    Array
    دلسای عزیز من تمام پستهات رو خوندم چندنا چیز به ذهنم اومده شاید دوستان گفته باشن اما می خوام بگم بهش فکر کنی .

    اول اینکه - دخترت تو این زندگی بیشتر ممکنه آسیب ببینه می خوای از پدرش جداش نکنی داری حق داشتن یه مادر خوب و خوشحال رو ازش می گیری
    دوم اینکه - فکر می کنم به نویسندگی علاقه داری داستان زندگیت رو بنویس بقیش رو به یه داستان عاشقانه تبدیل کن حالا یا تصور کن دخترت بزرگ شده عاشق شده یا مثلا خودت جدا می شی و بعدش عاشق می شی یا شوهرت یه اتفاقی براش می افته که می فهمه عاشقته و .. اینا بسته به خلاقیت خودته (واسه من جواب داده )
    سوم اینکه - برو مصاحبه واسه استخدام کار هر موقع قبول شدی به همسرت بگو و منتظر موافقت نباش بگو یه ماه مادرت بره خونه داداشت من حقوق بگیرم پول می دم پرستار بگیرید خودتون خواهر و برادرا عرضه همین هم ندارید.
    چهارم اینکه - یه مدت از خونه برو 3 روز 4 روز حتی اگه شوهرت گفت نرو تور ثبت نام کن حالا یا با دخترت یا تنها تورهای 3 روزه با قیمت های مناسب هست تنها برو بذار جای خالیت احساس شه
    پنجم اینکه - اول برو سر کار بعد برو دانشگاه ضمن خدمت بخون نذار دخترت منفعل بودن رو یاد بگیره بذار قوی و جسور بار بیاد . با کارای بیهوده خودتو سرگرم نکن حیف عمرت که بگذره و هیچی بهت اضافه نشه
    ششم اینکه - یکم نگران شدم برات نمی خوام بترسونمت ولی یه نفر من رو ترسوند من به خودم اومدم شایداین به تو هم هشدار بده خیلی از بیماریهای خطرناک مثل ms از عصبی شدن ها و استرس هاست تو که دخترت رو دوست داری نمی خوای خدایی نکرده با روح بیمار جسمت رو بیمار کنی و دخترت ناراحت و عصبی باشه . پس به خاطر اون هم که شده به خودت برس چون چند بار دیدم نوشته بودی انقدر عصبی شدم که سمت چپ بدنم بی حس شد من نگرانت شدم .

    امیدوارم خیلی زود شهامتش رو پیدا کنی و همونقدر که مثل یه مادر صبوری مثل یه مادر قوی بشی و بجنگی نه اینکه تسلیم بشی . اما این سختیها تو رو یه سر و گردن از نظر درک و فهم زندگی بالا می بره به شرطی که از ضعف ها و شکست هات درس بگیری

  12. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    36
    Array
    ممنونم ویس عزیز
    امروز همش دنبال فرصت بودم بیام بنویسم که کمی تخلیه بشم. اینقدر عصبی شدم و فشارهای زیادی رو تحمل می کنم که دلم میخواد از ته دل فریاد بزنم.
    یه مادرشوهر آلزایمری که هر سوالشو باید ده بار جواب بدی ، رسیدگی بهش ماساژ دادن و حمام و غذا دادن بهش یه طرف همینکه همش ناشکری می کنه از طرف دیگه.
    یه دختر بد قلق لجباز که نمیتونم خودمو نگه دارم سرش داد نزنم
    یه شوهری که ماه تا ماه سراغی از من نمیگیره ولی تو صفحات مجازی فقط دنبال ...
    واقعا دیگه کم آوردم اینقدر خسته ام که نه روحی مونده برام نه جسمی
    امیدوارم خدا به لطف دعای شما بهم کمک کنه

  13. کاربر روبرو از پست مفید دلسا تشکرکرده است .

    veis (یکشنبه 16 آبان 95)


 
صفحه 7 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.