به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 127
  1. #61
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 تیر 99 [ 14:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,678
    سطح
    58
    Points: 7,678, Level: 58
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 116 در 79 پست

    Rep Power
    31
    Array
    خطاهاش قبول نداره چون تو هم خطات را قبول نداری. توهم دآری حق به خودت میدی و حتی. نمیگی شاید من باعث پنهان کاراشم شاید. برخوردم بهش بر خورده و اصلا توقع نداشته شک کنی.... دو سیمکارت ده سیم کارت ده بار هم ببینی. حول شده یه چیزای نگفته..... یا... فک نکنم اجازه داشته باشی اینقدر متمعا حرف بزنی مهدی هر کی جای تو بود شک میکرد.. داغون میشد... به خدا تا چند شب اول خواب نمیرفت .... اما همه بهانه طلاق... یا استپ محبت یا چون نمیخواد حرف بزنه چکارش کنم هم نمیگفت... اگه متمعا هستی برا رسیدن مثلا به معشوقش اصرار بر طلاق داره خوب طلاق. شاید راحتره.
    که بعید میدونم!.....
    میگی محبتم نمیکنه من میگم شاید چون از جانب تو از محبت اشباه میشده. انگیزه برا محبت زیاد نداشته یه جورای وقت دلتنگی یا ابراز محبت. نداشته چون مداوم ازجنب تو سرویس میشده دیدی وقتی یکی کهذدوسش داریم یه کم سرد میشه چقدر دلمم میخواد با ابراز محبتموناونو گرم و متوجه حضور مون کنیمش؟ ولی هی که بیشتر بهمون نزدیک میشه نا خواسته سرد میشیم... و یه چیز هم که خودت میگی ذاتا سرد بوده. پس تقصیری نداره جز اینکه به کمکت و شناخت زبان محبتت بهت نزدیک بشده که خودش شاید یه پروسه شش ماهه شاید باید طی کنه.
    مهدی میدونی تو زندگی های عادی چقدر این مشکل های ریز و درشت هست مهدی بعضی مشکلات وقتی آدم بر میگرده نگاهشان. میکنه همون یاد اوردیش چنان تیری در قلبت حس میکنی که نفست بالا نمیاد. یا وقتی یادت میآد جاهای که همسرم با ید بود. ولی نبود.... حرفای که باید بزد اما نزد. و برعکسش به خدا حتی یاد اوردیش ناتوانمون میکنه
    پس میبینی خیلی مسایل میشه چشم پوشی کرد بخشید و. یا گاهی گرچه سخته فراموش کرد


    میگی پس چرا الان پا جلو نمیذاره حل کنیم به همین دلیلی که. تو الان به خودت استپ دادی...! شاید میخواد هم اما نمیتونه

    مهدی اون ذاتا سرد بود اما تو زندگی با تو با سردیش باعث میشد تو بیشتر بهش محبت کنی انگار ترو تشنه تر میکرد و از سردیش داشت لذت میبرد اصلا باید میفهمید اگه ترو تایید نکنه تو انگیزه نداری اگه برات تولدت تبریک نگه ناراحت میشی اگه. محبتت با تندی جواب بدهعصبی بی میشی اگه جواب تلفنت تندی بده از یه چیزای محروم میشد اگه کادو گرفتی استقبال گرم نکرد نمیگیری دیگه یا کمتر.میگیری. با هم زبان هم عمل هم زبان بدن.

    .باید خط قرمزات را واضح تر میدید.

    میگه وظیفت بوده.... بگه ناراحتی نداره آره خیلی هاش وظیفه انسانی ست. خیلی هاش قانونی. خیلی هاش هم همسر دوستی.
    تو دوست داشتی چی بگه.... خوبه که نمیگه نکردی چون میدونه. میکردی(در حد توان سعی می کردی اما صد در صد هیچ کس نمیتونه ادعا کنه)
    انتظار نداشته باش حرفاش سنجیده باشه چون گیری دارید

    - - - Updated - - -

    خطاهاش قبول نداره چون تو هم خطات را قبول نداری. توهم دآری حق به خودت میدی و حتی. نمیگی شاید من باعث پنهان کاراشم شاید. برخوردم بهش بر خورده و اصلا توقع نداشته شک کنی.... دو سیمکارت ده سیم کارت ده بار هم ببینی. حول شده یه چیزای نگفته..... یا... فک نکنم اجازه داشته باشی اینقدر متمعا حرف بزنی مهدی هر کی جای تو بود شک میکرد.. داغون میشد... به خدا تا چند شب اول خواب نمیرفت .... اما همه بهانه طلاق... یا استپ محبت یا چون نمیخواد حرف بزنه چکارش کنم هم نمیگفت... اگه متمعا هستی برا رسیدن مثلا به معشوقش اصرار بر طلاق داره خوب طلاق. شاید راحتره.
    که بعید میدونم!.....
    میگی محبتم نمیکنه من میگم شاید چون از جانب تو از محبت اشباه میشده. انگیزه برا محبت زیاد نداشته یه جورای وقت دلتنگی یا ابراز محبت. نداشته چون مداوم ازجنب تو سرویس میشده دیدی وقتی یکی کهذدوسش داریم یه کم سرد میشه چقدر دلمم میخواد با ابراز محبتموناونو گرم و متوجه حضور مون کنیمش؟ ولی هی که بیشتر بهمون نزدیک میشه نا خواسته سرد میشیم... و یه چیز هم که خودت میگی ذاتا سرد بوده. پس تقصیری نداره جز اینکه به کمکت و شناخت زبان محبتت بهت نزدیک بشده که خودش شاید یه پروسه شش ماهه شاید باید طی کنه.
    مهدی میدونی تو زندگی های عادی چقدر این مشکل های ریز و درشت هست مهدی بعضی مشکلات وقتی آدم بر میگرده نگاهشان. میکنه همون یاد اوردیش چنان تیری در قلبت حس میکنی که نفست بالا نمیاد. یا وقتی یادت میآد جاهای که همسرم با ید بود. ولی نبود.... حرفای که باید بزد اما نزد. و برعکسش به خدا حتی یاد اوردیش ناتوانمون میکنه
    پس میبینی خیلی مسایل میشه چشم پوشی کرد بخشید و. یا گاهی گرچه سخته فراموش کرد


    میگی پس چرا الان پا جلو نمیذاره حل کنیم به همین دلیلی که. تو الان به خودت استپ دادی...! شاید میخواد هم اما نمیتونه

    مهدی اون ذاتا سرد بود اما تو زندگی با تو با سردیش باعث میشد تو بیشتر بهش محبت کنی انگار ترو تشنه تر میکرد و از سردیش داشت لذت میبرد اصلا باید میفهمید اگه ترو تایید نکنه تو انگیزه نداری اگه برات تولدت تبریک نگه ناراحت میشی اگه. محبتت با تندی جواب بدهعصبی بی میشی اگه جواب تلفنت تندی بده از یه چیزای محروم میشد اگه کادو گرفتی استقبال گرم نکرد نمیگیری دیگه یا کمتر.میگیری. با هم زبان هم عمل هم زبان بدن.

    .باید خط قرمزات را واضح تر میدید.

    میگه وظیفت بوده.... بگه ناراحتی نداره آره خیلی هاش وظیفه انسانی ست. خیلی هاش قانونی. خیلی هاش هم همسر دوستی.
    تو دوست داشتی چی بگه.... خوبه که نمیگه نکردی چون میدونه. میکردی(در حد توان سعی می کردی اما صد در صد هیچ کس نمیتونه ادعا کنه)
    انتظار نداشته باش حرفاش سنجیده باشه چون گیری دارید

  2. کاربر روبرو از پست مفید hana 68 تشکرکرده است .

    M.E.H.D.I (چهارشنبه 08 آبان 92)

  3. #62
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 فروردین 93 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-24
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    640
    سطح
    12
    Points: 640, Level: 12
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    68

    تشکرشده 32 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگه سرده پس چرا فقط برا من سرده ؟؟؟چرا مثلا با داییش با پسرخالش ویابا بقیه خیلی خوبه میگه میخنده ولی به من که میرسه سرد میشه؟؟؟؟؟؟
    یه زمونی بود که وقتی بیرون میدیدمش قلبم تاپ تاپ میزد ومیخواستم نگاش کنم،ولی بعد اینکه باهام این رفتار هاروکرد دیگه همون حس قبلی رونسبت بهش ندارم.اونروز تو دادگاه که یه لحظه دیدمش دیگه مثل گذشته ها نبودم دیگه قلبم براش تاپ تاپ نکرد.چرا دروغ بگم رومو ازش برگردوندم واصلا نگاش نکردم.مگه میشه دله یه آدم ازیه نفر دیگه اینجوری بشکنه مگه میشه اونهمه عشق جاشو به چیزهای دیگه بده.آدما فقط با کارای خودشونه که خودشون روپیش بقیه بد یا خوب میکنن.
    تو خواب میدیم که بهم میگفت مهدی توجلو بیا توجلو بیا،میخواست که اینبارم من پا جلو بذارم.ولی منم یه اخلاق دارم همیشه 99درصد با طرف مقابلم راه میام ولی 100 که شد دیگه منم کاملا عوض میشم وکینه ای میشم. اگه اون یه ذره یه ذره هم که شده منو یا زندگیشو دوس داشته باشه خودش باید پا جلو بذاره وبخواد که همه چی رو درس کنه.
    ولی اصلا فک نمیکنم اون همچین تصمیمی بگیره.منم تلاش خودم رو برای نگه داشتن این زندگی کردم بیشتر ازاین نمیتونم کاری بکنم
    بازدوستان اگه هرراهنمایی یا چیزی داشتن دریغ نکنن مررسی
    ویرایش توسط M.E.H.D.I : چهارشنبه 08 آبان 92 در ساعت 09:52

  4. 2 کاربر از پست مفید M.E.H.D.I تشکرکرده اند .

    kamr (چهارشنبه 08 آبان 92), mercedes62 (جمعه 13 دی 92)

  5. #63
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 فروردین 93 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-24
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    640
    سطح
    12
    Points: 640, Level: 12
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    68

    تشکرشده 32 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان فقط دعا کنید این زندگی تموم شه تا نجات پیدا کنم
    الان که یواش یواش همه دارن میفهمن که ازهم داریم جدا میشیم تازه دارم چه حرفهایی میشنوم!!!!! یواش یواش دارن حقیقت ها روبهم میگن.خودش توزمون دوستیمون وحتی بعد عقد بهم یه چیزایی میگفتا خودش بهم یه کدهایی میداد ها ولی منه ... نمیخواستم بشنوم وفک میکردم دروغه .شایعاتی که یکی دوتا از دوستای صمیمیم دربارش گفته بودن انگار حقیقت داره خودش همیشه عذاب وجدان داشت وبهم میگف که مهدی من لیاقت تو رو ندارم خودش یه چیزی از خودش میدونست ولی منه ... نخواستم زیربااین حرفا برم وگفتم که دروغه.الان تازه دارم میفهمم چه اشتباه بزرگی کردم که عاشقش شدمو خواستمش.همه همیشه میخواستن بهم یجوری حالی کنن ها ولی من قبول نمیکردم .به قرآن من نمیتونم زیر بار حرف اینواون بمونم که بگن مهدی بی غیرته ویا(سرپوشیده میگم)زنش توگذشته هاش رابطه های خارج از دوستی هم داشته.عشق به معنی واقعی کلمه چشامو کور کرده بود وحقیقتا رو نمیخواستم ببینم
    خداجونم ازسادگیم هر اتفاقیم سرم بیاد حقمه چون خودم این راهو انتخاب کردم خودم حقیقتا رومیدیدم ولی مثل کبک سرمو زیربرف کرده بودم ولی الان سرم بدجوربه سنگ خورده فهمیدم که چه اشتباه بزرگی کردم.میدونم خودتم راضی به این ازدواج نبودی ولی اصرار من ... باعث این وصلت شد.
    من خودم روبه خواب زده بودم ومیدونمم خودت جلومو نگرفتی تا بهم بفهمونی که همیشه تصمیم هام درس نیست.خدااااااااااااا الان با زبون خودم میگم من ازخواب پا شد من سرم به سنگ خورده خواهش میکنم ازت کمکم کن،این زندگی رو تموم کن خواهش میکنم
    ویرایش توسط M.E.H.D.I : پنجشنبه 09 آبان 92 در ساعت 17:18

  6. #64
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 20:00]
    تاریخ عضویت
    1392-7-24
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    211
    سطح
    4
    Points: 211, Level: 4
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    63

    تشکرشده 27 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مهدی جان .بازم داری اشتباه می کنی.من برات دعا می کنم خدا هرچی که صلاح تو هست رو برات مقدر کنه و تو خوشبخت بشی و خانومتم خدا هدایتش کنه...ببین مهدی عصبانی هستی و به تو حق میدم ...حالا باید خودتو از نو بسازی... خدا دلای شکسته رو میخره...قدر دل شکستت رو بدون و هر چیزی از خدا نخواه و فقط واگذارش کن به خدا...خدا انقد توانایی داشته که همه جهان رو آفریده،به نظرت نمی تونه (نعوذباا...) مشکل تو رو حل کنه؟ فقط از خودش بخواه....

  7. 3 کاربر از پست مفید سپیدقلب تشکرکرده اند .

    kamr (شنبه 11 آبان 92), M.E.H.D.I (پنجشنبه 09 آبان 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 09 آبان 92)

  8. #65
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقا مهدی ، من موضوع شما رو دنبال میکنم درکتون میکنم چون خودم همچین چیزی قبلا تجربه کردم خیلی سخته . شما در این مدتی که وقت دارید به این سوال باید پیش خودتون جواب بدین ، درسته شما گفتین خدا یا شکرت که داره تمام میشه ، اما خودت هم میدونی عشق این چیزها حالیش نمیشه عشق از همه چیز قوی تره ، اگه تو این مدت یا حتی روز دادگاه با اینکه کلی حرف هم در موردش شنیدی اگه ایشون به شما بگن که " دوست دارم طلاق نمی خواهم" شما چه جوابی میدی ؟ خوب فکر کن.

  9. کاربر روبرو از پست مفید alireza35 تشکرکرده است .

    M.E.H.D.I (پنجشنبه 09 آبان 92)

  10. #66
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 فروردین 93 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-24
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    640
    سطح
    12
    Points: 640, Level: 12
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    68

    تشکرشده 32 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza35 نمایش پست ها
    سلام آقا مهدی ، من موضوع شما رو دنبال میکنم درکتون میکنم چون خودم همچین چیزی قبلا تجربه کردم خیلی سخته . شما در این مدتی که وقت دارید به این سوال باید پیش خودتون جواب بدین ، درسته شما گفتین خدا یا شکرت که داره تمام میشه ، اما خودت هم میدونی عشق این چیزها حالیش نمیشه عشق از همه چیز قوی تره ، اگه تو این مدت یا حتی روز دادگاه با اینکه کلی حرف هم در موردش شنیدی اگه ایشون به شما بگن که " دوست دارم طلاق نمی خواهم" شما چه جوابی میدی ؟ خوب فکر کن.

    سلام به همه
    علیرضاجان نه اصلا نمیتونم چون دوتا دلیل داره. یک اینکه دلم کامل ازش شکسته بخاطرحرفاش به خاطرکارش به خاطراینکه قدرمحبتامو ندونس وبااینکاراش دلمو له کرد.دوم اینکه چون سیمکارت دوم روازش دیدم والانم یه چیزای خیلی بد درباره رابطه خارج ازدوستی بایدونه ازدوست پسرای قبلیش شنیدم دیگه اصلا نمیتونم ادامه بدم.تازه دارم ازخواب خوشی که توش بودم بیدارمیشم.یه راه دیگم هس اونم اینکه روغیرتم پابذارم وهمه حرفای پشت سرشوبه جونم بخرم وتاآخرعمرم پیش همه سرشسکته باشم .فقط دعام کنید ازاین چاهی که خودم برا خودم کندم بیرون بیام.
    سپید قلب عزیزبا اینکه روحیم داغونه داغونه بااینکه از نزدیکترین کسم ضربه خوردم ولی میسپارمش بخدا تا خدا حقمو ازش بگیره ومیدونمم میگیره.تو بیای زندگی یه جوون رو اینجوری بازیچه خودت کنی آخرشم بهش نامردی کنی وخدا هم چیزی بهت نگه؟؟؟ نه نه نه خدا خیلی جاها خوشو بهم نشون داده اینجا مطمعنم نشون میده فقط باید دووم بیارم وصبر کنم. باورکنید خدا خودش چند ماه پیش آینده دختره رو تو خواب بهم نشون داده ومیدونم اون اتفاق می افته.
    اااااااااای خدا به حرمت عشق پاکی که بهش داشتم بخاطر اون محبتهایی که درحقش کردم و قدر ندونست،حقمو ازش بگیر میسپارمش به تو
    ویرایش توسط M.E.H.D.I : پنجشنبه 09 آبان 92 در ساعت 21:10

  11. #67
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    سلام مهدی جان. بابت تجربه شما خ متاسفم و از یه طرف خ خوشحال. شما بسیار خوشبخت هستین که در زمان عقد متوجه این مسایل شدین.



    دوست عزیز من ما ادمها به خاطر کسی عاشق نمیشیم به خاطر کسی محبت نمی کنیم جز خودمون. ایا غیر از این است! خودمان عاشق شدیم خودمان دوستش داریم خودمان حاضریم تمام و کمال هر انچه داریم صادقانه در طبق اخلاص بگداریم. خودمان می خاهیم که همه چی رو فدا کنیم؟ پس چرا طلب کار دیگران می شویم! مگر کسی مارا مجبور کرده بود که دوستش بداریم!! اینا رو نمی گم که ناراحت ترت کنم! میگم که بابت تمام محبتهای عاشقانت پشیمان نباشی. شما به خاطر خودت کردی و در تمام اون لحظات خوشحال بودی! به قول جناب اس سی ای لازم نیست که واسه کسی که یه قدم واسمون بر می داره یک کیلومتر پیاده روی کنیم!
    سلمت د ر رعایت اعتداله: نه در عشقت زیاده روی کن نه د رتنفرت!

    اجازه نده خ احساساتی بشی می دونم خ سخته! اما به قول دوستمون سعی کن بهترین راه رو انتخاب کنی! اون خطاهایی که باعث شدن این ازدواج سر بگیره حالا دارن باعث میشن طلاق سربگیره!
    ================================
    البته من به حس دلشکسته شما رو درک می کنم . نمی دونم ولی به نظر من نمیشه جلوی کسی رو که می خاد بره گرفت!

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331


  12. کاربر روبرو از پست مفید مهرااد تشکرکرده است .

    M.E.H.D.I (پنجشنبه 09 آبان 92)

  13. #68
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 10 آبان 92 [ 11:51]
    تاریخ عضویت
    1392-3-10
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    310
    سطح
    6
    Points: 310, Level: 6
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانم مهراد - من تازه عضو این سایت شدم اما مدت زیادی است که مطالب این سایت را دنبال می کنم. از آنجاییکه در اکثر موارد دیدم که نظرات شما شبیه به نظرات من است می خواهم اگر امکانش هست بدون اینکه مشکلم را در سایت بنویسم با شما و از طریق پیام خصوصی مشکلم را مطرح کنم. ضمنا من دخترم و 34 سالمه . از شما ممنون می شوم اگر کمکم کنید.

  14. #69
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ، این شرایط شما خیلی سخته فقط کسی درک میکنه که خودش تجربه کرده. این که در مورد ایشون هنوز عصبانی هستی یعنی هنوز برات مهمه ، وقتی دعا میکنی که جواب این کاراش رو ببینه یعنی مثلا از خدا میخوای که یک اتفاق بدی براش بافته یا مثلا سرش به سنگ بخوره و اصلاح بشه یا مثلا اون هم درد بکشه که دل شما خنک بشه همه اینها یعنی ایشون هنوز برای شما مهمه مگرنه شما اصلا نباید برات مهم باشه که ایشون چی میشه چه اتفاقی براش میافته سرش به سنگ میخوره یا نه ، خوش بخت بشه یا بد بخت چه اهمیتی باید برای شما داشته باشه ..... فقط وقتی اینها اهمیت داره که خودش هم هنوز اهمیت داره . این که فکر کنی شما بخاطر وقت و انرژی که براش مصرف کردی الان از دستش ناراحتی این دلیل اصلی ناراحتی تو نیست اون وقت و انرژی دیگه رفته. حالا آقا مهدی مطمین هستی اگه بگه " دوست دارم من اشتباه کردم ، قسم میخورم دیگه تکرار نمی کنم و...... " باز هم میگی نه ؟؟ جواب این ها رو باید پیش خودت داشته باشی . برای خیلی ها قبل از تو این سیکل توبه و گناه چند بار تکرار شده.

  15. کاربر روبرو از پست مفید alireza35 تشکرکرده است .

    M.E.H.D.I (پنجشنبه 09 آبان 92)

  16. #70
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 فروردین 93 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-24
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    640
    سطح
    12
    Points: 640, Level: 12
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    68

    تشکرشده 32 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگه اینجوری بگه نمیتونم بگم باشه وقبول کنم.الان همه ماجرا ها روفهمیدن وخودمم درباره گذشته هاش چیزهای تازه ای شنیدم که دیگه نمیتونم بیخیال شم چون چیزی نیس که آدم بیخیال شه.نه نمیتونم راضی شم حسی هم بهش ندارم.ولی اینو مطمعن باشید اون این حرفا رونمیزنه و خودش طلاق میگیره.
    من فقط میخوام که سرش به سنگ بخوره و جواب این کارشو ببینه بفهمه که مهدی هم خدایی داره .دوستان باور کنید من توخواب آیندشو مثل روز دیدم که قراره چه اتفاقاتی سرش بیاد.واگذارش کردم به همون خدا
    مهرااد عزیز همون محبت هاست همون عشق پاکی که بهش داشتمه ،که ناراحتم میکنه.آخه یکی نیس بگه دخترچه انتظاری دیگه ای ازمن داشتی که برآوردش نکردم پول نداشتم کارنداشتم بهت عشق وعلاقه نداشتم مهربون وخوب نبودم؟؟؟؟
    تیکه کلامت این بود که مهدی توخیلی خوبی خیلی مهربونی و... پس آخه چرااااااااااااااا چرابا من اینکارو کردی؟؟؟
    خدا ازت نگذره
    ویرایش توسط M.E.H.D.I : پنجشنبه 09 آبان 92 در ساعت 22:53

  17. کاربر روبرو از پست مفید M.E.H.D.I تشکرکرده است .

    mercedes62 (جمعه 13 دی 92)


 
صفحه 7 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.