سلام دوستای خوبم
مرسی که برام نوشتین
من همیشه به این فکر میکنم که آدما از دور و برمون پر میکشن ولی ما هیچوقت یاد نمیگیریم قدر زنده ها رو بدونیم
میدونم تنها راه اینکه شوهرم ابراز کنه دوستم داره اینه که منم پر بکشم اونوقت با تموم وجودش عشقشو ابراز میکنه
خیلی ناراحتم از اینکه تو زنده بودنم باید غصه بخورم، مگه من از شوهرم چی میخوام
خیلی سخت بود یه کم مهربونتر باهام حرف میزد؟ خیلی سخت بود ازم میخواست کنارش باشم؟ همونطور که از بقیه میخواد، همونطور که با بقیه مهربونه
ابتسام عزیز میخواستم بگم خودم میام، ولی بغض اجازه نداد، نمیدونستم اینکه برم درسته یا نه
ولی دلم خیلی شکسته، تا شماها جواب بدین کلی گریه کردم و با مامانش حرف زدم، بهش گغتم حالا دیگه میبینی پسرت باهام چکار میکنه، ازش خاستم از خدا بخواد شوهرم این کارهاشو ؛ آتیش زدن دل منو کنار بزاره
خیلی تنهام










علاقه مندی ها (Bookmarks)