به نظر من هم اگه بتونید مدتی مثل اینکه رفتین سر زندگیتون با هم زندگی کنید شاید اون موقع بتونید متوجه بشید که واقعا میتونید با هم خوشبخت بشید یا نه من قبل عقد مثل شما دودل بودم وقتی کسی میگفت تمومش کن مخالفت میکردم به چند دلیل:یک اینکه از حرف مردم و فامیل میترسیدم دو همش خودمو با این چیزا که خانوادش خوبن خودش اخلاقش خوبه اهل هیچ فرقه ای نیست منو دوست داره سه اینکه از خدا میترسیدم ولی حالا ببین به کجا رسیدم که دیگه طاقتم تموم شده دیگه نمیتونم ادامه بدم با اینکه الان وضعیت با اون موقع خیلی فرق میکنه
اگه عروسی کردین و دیگه نتونستین چی آخه به اون هم ظلم میشه مطمئنا اون هم همیشه عاشق شما نمیمونه و اگه وضع همینطوری ادامه پیدا کنه اون از شما متنفر میشه و بعدها سرزنشتون میکنه که لااقل تو دوران عقد هنوز یه دوشیزه بودم اگه باهاش عروسی کردین باید قید طلاق رو بزنید چون اونجوری ظلم بیشتری بهش کردیناگه با این افکار که خدا منو نمیبخشه بخواین ادامه بدین طولی نمیکشه میبرین و دیگه اونم براتون بی اهمیت میشه درسته خرج هایی کردین ولی مادیات جبران پذیره چیزی که جبران نمیشه فرصت هاست که از دست میره.
چی از این بدتر که با کسی یک عمرزندگی کنی که دوستش نداری و باهاش خوشبخت نیستی [align=right]محسن آقا از خدا بخواین اونچه صلاحه براتون همون پیش بیاد ولی به همسرتون زخم زبون نزنید اونجوریه که باید از خدا بترسید نه اینکه اگه ولش کنم خدا منو نمیبخشه چون با این افکار اگه ولش کنید واسش بهتره.
علاقه مندی ها (Bookmarks)