من یک مشکل خیلی بزرگ دارم خواهش میکنم کمکم کنید ... من الان 5 ساله که با اقایی دوست هستم و میخواهیم با هم ازدواج کنیم ... هردومون واقعا عاشق هم هستیم ... قبل از این دوستی من فقط به خاطر بچگی با کس دیگه ای هم دوست بودم ولی هیچ چیزی بین ما نبود ... فقط کارهای احمقانه و بچگانه... همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه به طور اتفاقی حرف از گذشته پیش اومد که این اقا گفت که براش گذشته ی من هم مهمه و اگه اون اول میدونست که من با کسی دوست بودم هیچ وقت منو برای ازدواج انتخاب نمیکرد ... الان من عذلب وجدان دارم ... اگه بهش بگم از دستش میدم در حالیکه هردومون واقعا همو دوست داریم ... اگر نگم هم که احساس میکنم بهش خیانت کردم و حق انتخاب رو ازش گرفتم ... من تو این پنج سال هیچ کار خطایی نکردم حتی به گذشته هم دیگه فکر نمیکردم و واقعا دوستش دارم ... نمیتونم از دستش بدم .خواهش میکنم به من کمک کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)