به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 100
  1. #61
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1389-3-04
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    2,922
    سطح
    33
    Points: 2,922, Level: 33
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 222 در 93 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: مشکلات روحی همسر من

    مشاوره های خصوصی هم که هزینه های بالایی دارند و مشکلت با یک جلسه هم رفع نمی شه چون تا بخوای مشکلت را مطرح کنی خودش یک جلسه زمان می گیره و کلی باید هزینه کنی حداقل مراکز دولتی هزینه ی کمتری دارند. البته من خصوصی هم رفتم ولی چون هزینه اش بالا بود فقط یک جلسه تونستم برم و متاسفانه نتیجه لازم را نگرفتم.

  2. 2 کاربر از پست مفید ستاره1388 تشکرکرده اند .

    ستاره1388 (سه شنبه 11 آبان 89)

  3. #62
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: مشکلات روحی همسر من


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    شما می توانید به مراکز ذیل در تهران مراجعه فرمائید:
    مرکز مشاوره پویا
    تهران خيابان انقلاب، ابتداي خيابان وصال شيرازي، جنب بيمارستان البرز، پلاك 23
    تلفن 66963946 ، نمابر 66963947


    مرکز مشاوره توحید
    تهران خیابان نصرت شرقی - روبروی دانشکده پرستاری شماره تلفن66938833

    مرکز مشاوره راه بهتر
    چهارراه پاسداران خیابان دولت خیابان شهید کلاهدوز- خیابان شهید یارمحمــــــدی بن بست بهار تلفن 22541434

    این مراکز متخصصین برجسته ای در مورد مشاوره خانواده دارند به خصوص مرکز مشاوره پویا.
    در ضمن بنده خانم دکتر اسماعیلی که از اساتید برجسته دانشکده هستند و از نظر سابقه و تخصص بسیار حاذق بوده، را در مراکز فوق می شناسم و به شما معرفی می کنم.

  4. کاربر روبرو از پست مفید سارا بانو تشکرکرده است .

    سارا بانو (سه شنبه 11 آبان 89)

  5. #63
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 آذر 90 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1389-6-30
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    2,305
    سطح
    29
    Points: 2,305, Level: 29
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 89 در 33 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات روحی همسر من

    ممنون دوستای خوبم

    فعلا از همون مرکز دانشگاه بهشتی شوهرم وقت گرفته

    پنجشنبه صبح وقت داریم
    برم ببینم چه طوریه

    می رم و می یام براتون تعریف می کنم

    ممنون دوستای خوبم

  6. 2 کاربر از پست مفید negaar تشکرکرده اند .

    negaar (سه شنبه 11 آبان 89)

  7. #64
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1389-3-04
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    2,922
    سطح
    33
    Points: 2,922, Level: 33
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 222 در 93 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: مشکلات روحی همسر من

    یک توصیه که من برای تو دارم اینه که حتماً قبل از مشاوره موضوعاتی را که می خوای مطرح کنی یادداشت کن

  8. 2 کاربر از پست مفید ستاره1388 تشکرکرده اند .

    ستاره1388 (چهارشنبه 12 آبان 89)

  9. #65
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1389-3-04
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    2,922
    سطح
    33
    Points: 2,922, Level: 33
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 222 در 93 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: مشکلات روحی همسر من

    چی شد نگار جان رفتی مشاوره به چه نتیجه ای رسیدید امیدوارم که همه چیز به خوبی پیش رفته باشه

  10. 3 کاربر از پست مفید ستاره1388 تشکرکرده اند .

    ستاره1388 (سه شنبه 25 آبان 89)

  11. #66
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 آذر 90 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1389-6-30
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    2,305
    سطح
    29
    Points: 2,305, Level: 29
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 89 در 33 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات روحی همسر من

    سلام به دوستای خوبم

    می دونید هر روز به اینجا سر می زدم ببینم کسی پیگیر هست یا نه ؟
    امروز که دیدم ستاره جان پرسید بهتون می گم چه اتفاقاتی افتاد

    من روز چهارشنبه که قرار بو پنجشنبه بریم مشاوره با بابام رفتیم تهران

    البته اون بهش برخورده بود که چرا من با بابام رفتم و تنهایی نرفتم که شب برم پیشش فردا ساعت 10 صبح هم می گفت وقت گرفتم
    ساعت 11 شب بود که بهم اس ام اس داد که من فردا نمی تونم بیام و برام کار واجب اداری پیش اومده

    بهش گفتم چه کار واجبی که ساعت 11 شب واجب شده تازه فردا هم که پنج شنبه است ادارات تهران تعطیله

    گفتم من خواستم به زندگیمون یه فرصت بدم اما تو نخواستی حالا که زندگیت برات مهم نیست پس تکلیف من مشخص شد و دیگه حرفی باهات ندارم

    کلی قسم و آیه که به خدا برام کار پیش اومده اما من حسابی عصبانی بودم
    خانواده ام هم مخصوصا بابام می گفت : دیدی اینا همش فیلم بود این نمی خواد زندگی کنه

    بابا و مامانم رفتند بیرون که دوباره زنگ زد چرا باور نمی کنی برام کار پیش اومده نهار بیا با هم باشیم
    قبول کردم و رفتم که بابام کلی شاکی شد

    موقعی که اومد من رو برسونه پیش بابا اینها
    از ماشین پیاده شد و به مامان و بابام سلام کرد بابام جواب سلامش رو داد ولی مامانم روش رو بر گردوند و ناراحت شد
    که گفتم خوب بهشون حق بده ناراحتند
    با هم که صحبت کردیم م یگفت تو یا جهیزیه ات رو ببر تو یه پارکینگ بریز و برو خونه مامانت تا مشکل کارت درست بشه(آخه من کارمد دولتی هستم و مشکل انتقال به تهران داریم )
    اما گفتم این که بخوام یکسال خونه مامان اینها باشم برام سخته و روی روحیه ام تاثیر م یزاره قرار شد بیام و یه خونه با قیمت مناسب پیدا کنم

    برگشتیم و دنبال خونه گشتیم یه روز

    یههفته بعد که اومد گفت آخه چه لزومی داره خونه بگیریم و پول اجاره بدیم وقتی من نیستم و تو هم قراره خونه مامانت اینها باشی چون نمی تونی که تو خونه تنها بمونی

    از من اصرار و از اون انکار بالاخره راضی ام کرد که خودش یه پارکینگ پیدا کنه تا وسایل رو ببریم

    اومدم خونه بابام گفت این کار یعنی چی ؟

    اون فقط م یخواد تو خونه رو خالی کنی تا اون اون پول پیش رو که توقیفه بگیره و بره پشت سرش رو هم نگاه نکنه

    گفت : بگو برات خونه بگیره
    گفتم اصلا بهش م یگم بیاد اینجا خودت باهاش صحبت کن

    بهش گفتم که یک سری بیا خونه ما اما قبول نکرد و گفت من باتو صحبت کردم و تصمیم گرفتیم و حرفی با بابات ندارم

    خلاصه باز داد و بیداد و دعوا شد گفتم یا برام خونه می گیری اجاره اش رو هم من م یدم فقط پول پیشش رو تو بده
    یا اگه نم یگیری یعنی زندگیت برات مهم نیست پس من می رم

    دعوا شد و گفت باشه بریم دادگاه گفتم باشه و گوشی رو خاموش کردم

    فرداش که می شد چهارشنبه هفته پیش رفتم اداره که زنگ زد که کجایی بیام دنبالت بریم دادگاه ؟
    گفتم تو برو ساعت 10 اونجا باش من با بابام می یا م

    تو دادگاه هم گفتم من م یخوام زندگی کنم اما نه تو هتل یا خونه مامانم می خوام از خودم خونه بگیرم

    م یگفت من تهران خونه گرفتم و لزومی نداره 2 جا اجاره خونه بدم

    گفتم پس نم یخوای زندگی کنی پس بریم

    کارهای طلاق توافقی در عرض 1 ساعت انجام شد و حکم ها رو دادند دستمون

    پیش قاضی بابام گفت اصلا اجارهخونه شون رو من می دم اما میگفت لزومی نمی بینم

    البته قرار شد 5 تومن از هزینه هایی که کردم بهم بده(بیشتر از پولی که قرار بود واسه پول پیش خونه بده که راضی نشد) من هم کلیه مهریه ام رو بخشیدم(414 سکه ) و حکم طلاق توافقی رو گرفتیم و قرار شد جهزیه ام رو ببرم و خونه رو خالی کنم و بریم محضر

    جمعه جهزیه ام رو بردم

    بعد از این که دید نه جدی جدی همه چیز تموم شده دوباره شروع کرد به گفتن این که من دوستت دارم و از حرفها که بیا بیشتر فکر کنیم و واسه محضر رفتن عجله نکنیم

    گفتم دیگه واسه فکر کردن خیلی دیره روز دادگاه باید فکر می کردی

    از اون طرف هم خانواده ام دیگه م یگفتند باید جدا شی

    گفتم دیگه راهی نمونده و بادی جدا شیم

    روز 2 شنبه قرار شد بریم محضر

    اما من مشکل شرعی داشتم و گفت که صیغه طلاق جاری نم یشه و باید برید شنبه بیاید

    تو محضر دو تایی داغون بودیم تمام مدارک رو دادیم و قراره شنبه بریم

    برگشتم اداره اما داغون بودم اساسی همش می خواستم بهش زنگ بزنم تو همین افکار بدم که دیدم خودش اس ام اس داد که می خوا م ببینمت

    گفتم که بیاد دم اداره دنبالم و رفتیم بیرون و با هم صحبت کردیم

    گفت که ته دلش من رو دوست داره و میخواد یکبار دیگه تلاش کنیم

    ولی خانواد ه من دیگه راضی نیستند و اصرار دارند که هرچه زودتر تموم بشه

    و من بین دلم و عقلم و خانواده ام موندم

    خانوادهام میگن این مرد یه عمر زندگی نیست زودتر تمومش کن

    قبول دارم اما میگم شاید سرش به سنگ خورده باشه

    حرمتها هم از بین رفته

    یک جلسه مشاوره رفتیم و قراره امروز هم بریم

    اما خانواده ام فشار زیادی گذاشتند که تومش کنم و می گن این فقط می خواد اون 5 تومن رو نده

    واقعا گیجم

    م یگن اگه برگردی دیگه اسم ما رو نباید بیاری

    نم یدونم چیکار کنم

  12. 2 کاربر از پست مفید negaar تشکرکرده اند .

    negaar (شنبه 29 آبان 89)

  13. #67
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 89 [ 21:45]
    تاریخ عضویت
    1389-8-25
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,758
    سطح
    24
    Points: 1,758, Level: 24
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    83

    تشکرشده 84 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات روحی همسر من

    سلام نوشته هاي شما رو با دقت خوندم


    اين مشكل خيلي از زن و شوهر هاست از طرفي مرد يك همسر كاملا مطيع ميخواد واز طرفي هم زن آزادي كافي براي يك زندگي كه توش بتونه ارامش داشته باشه

    به نظر من اين كار شما كه خونه رو ترك كرديد غلط بوده الانم اگه بخوايد برگرديد ممكنه از به بعد بيشتر به شما فشار بياره

    طلاق هم راه حل مناسبي نيست چون شما هم زندگيتونو دوست داريد و هم مشكلي جديده

    بهترين راه اينه كه شما يكيو واسطه كنيد تا با همسرتون حرف بزنه يكي كه حرفاش براي شوهرتون ارزش داشته باشه در مورد اينكه به شما وخانوادتون بيشتر اهميت بده و اگر دوست داريد براي هميشه كنار اون زندگيكنيد مطمئن باشيد هيچوقت نميتونيد حساس بودن اونو تغيير بديد

    اگه توضيح بيشتري خواستيد تو نوشته هاي بعدي براتون ميفرستم

  14. کاربر روبرو از پست مفید جلال تشکرکرده است .

    جلال (شنبه 29 آبان 89)

  15. #68
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1389-3-04
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    2,922
    سطح
    33
    Points: 2,922, Level: 33
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 222 در 93 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: مشکلات روحی همسر من

    نگار جان
    به نظر من برای طلاق شما هنوز زود است چون شما تواین مدت که آمدی تهران انگار فقط جر و بحث کردی باید حتماً پیش مشاوره برید اینکه کجا سکونت داشته باشی مهم نیست این مهم است که این آقا از نظر خودت می تونه تورا خوشبخت کنه یا خیر نه اینکه در محل سکونت فقط مشکل داشته باشید این با گذشت یک نفرتان حل می شه باید به مسائل دیگه ای فکر کنی و از همه مهتر این هست که این آقا را چقدر دوست داری و می خوای بقیه عمرت باش بگذرونی و چه قدر همراه هم هستید حتماً حتماً پیش مشاور برو و برای طلاق عجله نکن ولی اگر دیدی که عمرت با زندگی با این آقا تلف می شه بهتره که زودتر تصمیم خودتو بگیری سعی کن منطقی فکر کنی تا احساساتی به خدا توکل کن برایت بهترین راه را آرزو می کنم.

  16. 2 کاربر از پست مفید ستاره1388 تشکرکرده اند .

    ستاره1388 (شنبه 29 آبان 89)

  17. #69
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 آذر 90 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1389-6-30
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    2,305
    سطح
    29
    Points: 2,305, Level: 29
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 89 در 33 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات روحی همسر من

    سلام و ممنون که این مدت پیگیر مشکلات من بودید

    متاسفانه همسرم خودش نمی خواد زندگی کنه
    پنجشنبه که باز قرار بود بریم مشاوره ساعت 4 وقت داشتیم

    بهم اس ام اس داد که هر چی فکر م یکنم م یبینم نم یتونم با کسی که اومده تو خونه ام داد زده بتونم روبرو شم حتی بخوام باهاش رفت و آمد کنم

    گفتم چه زود از تلاش دست برداشتی پس دوست داشتن ته قلبت فقط حرف بود

    حالا م یخوای چیکار کنی ؟

    گفت با وجود اینکه نمی خوام اما جدا شیم بهتره

    گفتم باشه اگه تو نمی خوای من حرفی ندارم چون یک طرف این زندگی تو هستی اگه نخوای کاری از دست من برنمی یاد

    دوباره گفت حاضری از همه چیت به خاطر زندگیت بگذری ؟(خانواده ات و کارت )

    گفتم پس تمام این حرفها برای این بود که برام شرط بزاری؟

    من حاضرم به شرط این که از زندگیم مطمئن باشم

    گفت اگه اطمینان نیست که ولش کن

    گفتم تو زندگی برات مهم نیست تو فقط می خوای به خواسته های خودت برسی
    اون حتی به مشاور گفته بود من از روی ترحم باهاش ازدواج کردم

    خدایا کمکم کم 2 سال تمام احساس و زندگیم رو به پاش گذاشتم و آخرش این رو شنیدم

    امروز شنبه مورخ 29 آبان 1389 صیغه طلاق خونده شد و همه چیز تموم شد

    از همه دوستان که این مدت پیگیر بودند و راهنمایی کردند ممنون اما متاسفانه اون خودش نخواست زندگیشو دوباره بسازه و از دست من کاری بر نمی اومد

  18. 2 کاربر از پست مفید negaar تشکرکرده اند .

    negaar (شنبه 29 آبان 89)

  19. #70
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: مشکلات روحی همسر من

    سلام:

    وای نگار عزیزم....
    اومدم به امید اینکه اتفاق شیرینی افتاده باشه و حالا می بینم که امروز ....
    ببخش عزیزم الان احساس می کنم نمی تونم هیچی بگم....
    توکل به خدا داشته باش عزیزم..حتما صلاح در این بوده ...
    برات صبر می خوام و استقامت....
    بازم میام فقط خودتو اذیت نکن ..باشه؟

  20. 2 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (شنبه 29 آبان 89)


 
صفحه 7 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.