امشب چقدر حال و هوای دوستان متفاوته...
آرام دل عزیزم،انشاله دلت همیشه آرام باشه حتی توی مشکلات زندگی
بعضی وقتا پست هایی مشابه پست آقامحمد حال و هوای منو یه جور خاصی میکنه،نمیدونم چرا
امشب با همسری برای زمان عروسی تصمیم قطعیمون رو گرفتیم ،حس خوبی داشتم. خیلی احساس خوبی بود.
وقتی به کارهایی که باید انجام بدی،وسایل خونتو بخری،به لباس عروسی که میخوای بپوشی،به زندگی مستقلی که میخوای تشکیل بدی، همه اینا به آدم احساس خوب و شوق وذوقی میده. که فقط خانما میدونن من چی میگم
منم از این احساس خوب لذت میبرم.اون لحظه فقط گفتم خدایا شکرت
اما نمیدونم چی هست که نمیذاره من ریلکس باشم... چی منو میترسونه، چیه که یکباره این احساس خوب رو ازم میگیره، باز باید با زحمت برگردونمش؟؟ نمیدونم...
کاش میتونستم دلیلش رو پیدا کنم، و از زندگیم هنوز بیشتر از الان لذت ببرم
دقت که میکنم می بینم کلا نسبت به خیلی چیزها ،احساسای خوبم کمتر و کمتر شده، دعا کنید زودتر اون دلیل رو پیدا کنم و احساساتم قوی تر بشن...








....اما نه دیگه این رو هم بیخیال روی اون بیخیالیهای دیگه مارو چه به این حسهای خوب!

برای اونایی که یادم بود ویژه و برای بقیه دوستان گل همدردی هم دعا کردم ایاشلله به همه آرزوها و خواسته هاشون برسن مخصوصا برای دخترهای مجرد تالار ایشالله ازدواج موفقی داشته باشن.خوب بریم سراغ خاطرات مشهد قبلش یکچیزی رو بگم من یه دقتی کردم توی خاطرات مجردی ما مردها به این نتیجه رسیدم اکثرا تخم مرغ آب پز و لوبیا توش نقش اساسی دارن
مرخصی ندارم ....
نه نه خیلیم صدای زیبا و دلنشینی داره ..

علاقه مندی ها (Bookmarks)