به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 63 از 116 نخستنخست ... 132333435354555657585960616263646566676869707172738393103113 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 621 تا 630 , از مجموع 1151
  1. #621
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    مرسی بیبی و گل مریم عزیز

    آره حرف گوش نکردم هم داغون شدم هم کلی احسان دعوام کرد گفت اگه از حال رفته بودی اگه بیهوش شده بودی این بچه که کاری از دستش بر نمی اومدم منم که نبودم چی میشد؟؟؟؟؟؟؟
    واقعا جوابی نداشتم بهش بدم

  2. 2 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (سه شنبه 01 دی 88)

  3. #622
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    الحمد الله که به خیر گذشته . میتونست خیلی بدتر از این اتفاق بیفته .

    خدا هم به خودت وهم به بچه طفل معصومت رحم کرده حتما" یه جایی یه کار خیر کردی که خدا اینجوری جوابشو داده .
    یادتون باشه هر وقت تونستی دو رکعت نماز شکر بخونی

    اما توصیه داداش بزرگه ( baby ) رو جدی بگیرید تا دیگه اوف نشید

    الان حالت خوبه ؟

  4. 4 کاربر از پست مفید m.mouod تشکرکرده اند .

    m.mouod (سه شنبه 01 دی 88)

  5. #623
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    مرسی موعود عزیز بد نیستم
    بهترم خدا رو شکر ولی باران بچم شبش تب کرد از بس ترسیده بود اون لحظه

  6. کاربر روبرو از پست مفید mamfred تشکرکرده است .

    mamfred (سه شنبه 01 دی 88)

  7. #624
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط mamfred
    اول از همه یه توصیه می کنم به همگی وقتی کسی خونه نیست حموم نرین چون به سرنوشت من دچار می شی
    ن

    هفته گذشته یه روز احسان زنگ زد گفت دیر میرسم منم از ظهر می خواستم باران رو ببرم حموم گفتم باشه من می خوام باران رو ببرم حموم اگه زنگ زدی نگران نشو گفت وایسا من بیام بعد برو گفتم باشه
    از اونجایی که من خیلی بچه ی حرف گوش کنی هستم به محض اینکه تلفن رو قطع کردم با بارن رفتم حموم بعد از اینکه از حموم اومدم برون یه لحظه باران رو گذاشتم توی حال تا حولمو بپوشم دیدم باران با پاهای خیس داره می دوه طرفه آشپزخونه سرامیکم لیزه برای اینکه زمین نخوره دنبالش دویدم چشمتون روز بد نبینه خوردم زمین سرم از پش خورد به پره های شوفاژ یه پام پیچ خورد اونیکیم خورد به پایه مبل باران بچم سریع اومدم پیشم زد زیر گریه منم که از درد پاهام نمی تونستم خودم جمع کنم چند ثانیه ای از حال رفته بودم وقتی دیدم باران بغض کرده یکم به خدم مسلط شدم انقدر پام درد می کرد که به چیز دیگه ای فکر نمی کردم یهو دیدم بچم میگه مامانی اوف شده بعدشم جیغ زد یه لحظه احساس کردم پشت سرم داغ شده دستم کشیدم دیدم پر خون شد به خودم اومدم دیدم تمام زمین و حوله و موهام آغشته به خونه سعی کردم آروم باشم چون باران خیلی ترسیده بود گفتم مامانی چیزی نشده بچم از ترس می لرزید با بدبختی لباس باران رو تنش کردم و یه پام که اصلا حرکت نداشت کشون کشون خودمو رسوندم به آشپز خونه یدونه یخ گذاشتم رو سرم یکم جلوی خون ریزی رو بگیره باران رفته بود تند تند از تو کشوم برام لباس بیاره بیشتر از اینکه نگران خودم باشم نگران اون بودم بچم شوکه شده بود
    زنگ زدم آژانس چون میدونسم اگه به احسان زنگ بزنم فقط نگرانش میکنم و راهی که می خواد بیاد اگه بخواد با عجله و نگرانی بیاد ممکنه خطرناک باشه بهش هیچی نگفتم چون گفته بود دیر می آم
    آژانس اومد و من یه ربع طول کشید تا بتونم خودم از در آپارتمان برسونم به در ورودی واقعا نمی دونم چه قدرتی منو رو پاهام نگه داشته بود به آزانسیه گفتم آقا منو به اولین بیمارستان نزدیک برسون
    بیچاره دست پاچه شده بود گفت خانوم چه بلایی سرتون اومده
    احسان ام از همه جا بی خبر اضافه کار واینستاده بود و برگشته بود خونه
    فک کنید اومد با چه صحنه ای رو به رو شد

    خلاصه من رفتم درمانگاه و این بیچاره راننده آزانسم باهام اومد به منشی دکتر گفتم سریع باید دکتر منو ببینه چون هم سرم شکسته هم پام قیافه منشی دیدنی بود
    دکتر اومد منو دید گفت باید برید بیمارستان چون سرتون باید بخیه بشه از پاتونم باید عکس بگیرند
    همون لحظه احسان زنگ زد به گوشیم صداش میلرزید گفت چی شده خونه چرا زمینش پر خونه باران سالمه گفتم آره سالمه بیا من درمانگاه دانشگاهم باید بریم بیمارستان من افتادم سرم یکم خون اومده
    گفت جون من باران چیزی شده ؟؟ گفتم نه بخدا خودم داغون شدم
    خلاصه احسان اومد و منو برد بیمارستن سرم 7 تا بخیه خورد پامم گچ گرفتم تا ساق
    بعدشم مامانم اومد پیشم چند روز استراحت کردم
    دیروز بخیه های سرمو باز کردم ولی پام هنوز تو گچه البته به عمل نرسید ولی گفت باید سه هفته تو گچ باشه

    اینم از دسته گله من که تو این هفته به آب دادم
    مامان گليچه كردي با خودت......؟خيلي ناراحت شدم.....
    قربونت برم بيشتر احتياط كن ......خودتو تقويت كن.سوپ قلم برات خوبه....شكستگيپاتو زودتر خوب ميكنه!!!
    بيشتر مراقب خودت باش عزيزم

    الاهي بميرم براي باران.طفلي چقدر ترسيده!!
    مهم اينه كه الان حالت بهتر شده و برگشتي پيش دوستات

  8. 5 کاربر از پست مفید parnian1 تشکرکرده اند .

    parnian1 (سه شنبه 01 دی 88)

  9. #625
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    مامفرد عزیزم
    چرا اینجوری شدی
    دلم گرفت عزیزم خیلی دلم گرفت
    الهی نازی
    خدا را شکر که الان سالم هستی
    هر روز صدقه بده یادت نره ها
    مواظب خودت و باران هم باش
    الهی خاله فدای اون نی نی خوشگل بشه

  10. 6 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (چهارشنبه 02 دی 88)

  11. #626
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    غزاله جان و بالهای صداقت عزیزم ممنون از اینکه نگران من هستین
    حالم خوبه مشکلی ندارم فقط یکم ناز نازی شدم همین

  12. 5 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (سه شنبه 01 دی 88)

  13. #627
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    مامفرد عزیزم

    این حضور را مدیون محبت دوست مشترک و نازنین و مهربان " بالهای صداقت " هستم که مر ا در جریان کسالت و بیماری و اتفاقی که برای تو نازنینمان روی داده قرار داد .




    و اما مامفرد عزیزم

    هر چند بدنت آزرده است و به هر حال مشکلاتی پیدا کرده ای که امیدوارم هرچه سریع تر بهبودی کامل حاصل شود .


    به واقع از اینکه سلامت هستی و مشگل جدی تری پیش نیامده خوشحالم . امیدوارم همیشه سایه ات بر سر باران نازنینمان باشد و با احسان همسر مهربانت روزها و شبهای متوالی را با دل خوش و سلامت در کنار باران کوچولو به صبح برسانی و ما شاهد پیروزی و موفقیت و خوشحالی نازنین باشیم. امیدوارم تو و خانواده محترمت عمر با عزت داشته باشید خانم گل . مواظب خودت و باران کوچولو باش.


    مهربان خانم تالار ( بالهای صداقت )
    باز هم ممنون نازنینم .




    دوستان هم تالاری ام همه ی شما را صمیمانه دوست دارم و برای همگی ارزوی سلامت و تندرستی دارم . برقرار باشید و دلشاد در جمع خانواده های گرم و صمیمی و مهربان . روزگارتان آفتابی .

    کیوان - نقاب - فرشته - ستاره -طاهره -مامفرد - موعود - محمد ابراهیمی - گل مریم -بی بی -سارا ( خانم دکتر - ارمان - سورنا- آقای سنگ تراشان -لرد حامد - دیجیتال من -دانه - شاد -چکامه - نازنین غ-باران -فیلوسارا - غزاله - شیرین حون - پریوش - بی دل - بالهای صداقت-گرد افرید- صبا -



    *nadia*, *ستاره*, afsoon520, alizadeh, aramesh=zendegi, BABY, bahar_tara, baran, CharlesMA, chashmdarrah, del, digitalman, elina, Emad0098, emtedade_shab, gh.sana, Ghasedak1264, golbon, Hamidam, helenars, hnv, invacepaync, kamran2007, keyvan, khaz@n, kimiakhaton, m.mouod, m25teh, mamfred, mitra33, MOHAMMAD., mohsennaseri, moshaversafdari, mostafa fattahi, nilofar1357, Niloo55, omed, piti, poune, proud_rose, pupak1360, roland, rostamihr, rsrs1380, saba Irani, SaeedGh, sareina, sayehhaye_mah, , shivaghadri, shookan4, simorgh14, sogand66, tanhatarin221, tarane.h, tops_ali2000, , مهناز پويا, , همون شادزی, يادآوران, یاریم کن/یاریت کنم, , wintersun77, zeinab, zendegy, آيسان محمدي, آگرین, ارزو خانم, به دنبال محبت, , , شيدا مقدم, , عیسی پویه پور

    و همه کسانی که امروزو یااساسا آن لاین نشده اند . اگر اسمی جا افتاده ببخشید .

  14. 8 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (یکشنبه 20 تیر 89)

  15. #628
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    سلام مامفرد جان

    دلم ریش شد وقتی ماجرا رو خوندم
    خدا رو شکر که به خیر گذشت .

    و اما یه نکته :

    باید از شما آموخت که در اون شرایط خیلی خوب برخودت مسلط شدی و با وجود آسیب دیدگی با یک بچه راهی درمانگاه شدی و بعد بیمارستان و... و این که نخواستی همسرت رو نگران کنی .

    1 - این درسیه برای کسانی که در برابر حوادث زود دست و پا گم کرده و بدیهی ترین راه رفع مسئله هم به ذهنشان نمی رسد ، پس با حفظ آرامش ، تسلط بر اوضاع و بهترین اقدام پیش می آید .

    2 - درسته که نخواستی همسرت نگرانت بشه ، اما عزیز ، در این گونه شرایط لازمه با شریک زندگی با حفظ آرامش تماس حاصل بشه و وی در جریان قرار بگیره اما بعد منتظر نشد تا حتماً او از راه برسد .... .یعنی در جریان گذاشتن شریک زندگی در اینگونه حوادث حق طبیعیه و اگر چنین نشه گاه ممکنه حتی موجبات اعتراض همسر را در پی داشته باشه ، خدا رو شکر اینجا به خیر گذشت والا اگه در پی گیری روند مراجه به ... اختلال و مشکلی پیش می اومد چه بسا همسرتون گله مند می شد از بی اطلاعی .

    پس دو درس اینجا از ماجرای شما آموختیم ، یکی این که دست پاچه نشده و بهترین اقدام را در موقعیت حادثه انجام دهیم دوم این که حتماً وابسته زندگی و ماجرا را در جریان قرار دهیم و بعد خود اقدام کنیم .

    خلاصه مواظب خودت باش .

    مطمئنم دیگه تا باران بزرگ نشده و برای خودش یه خانم نشه تنهایی با او حمام نمیری . درسته ؟

    باز هم از این که خطر جدی پیش نیومد خوشحالیم رو ابراز می کنم و امیدوارم هیچگاه دچار حوادث خطرناک نشوید



    و اما دوستان !

    حال همه خوبه که ان شاء الله ؟

    از آتنا هم مدتیه خبری نیست .

    مدیران محترم تالار که به آرمان دسترسی دارند لطف کنند از طرف بقیه اعضاء جویای حالش شوند و خبری به بقیه هم بدهند .
    آرمان طاقت قهر طولانی رو نداره چون دل مهربونی داره ، ما نگران سلامتیش هستیم . لطفاً اقدام فرمایید .

    آنی جان !
    شما از گرد آفرید خبر تازه ای دارید ؟ پیامهای ما را منتقل کردید ؟

  16. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه 02 دی 88)

  17. #629
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    آقای آرمان گفته بودند که چند روزی مهمون یکی از دوستان تو تهران بودند ،ایشون که حتما" یکی از برادران ما هستند ، به هر طریقی که خودشون صلاح میدونن مثلا" از طریق مدیران گرامی به ما اطلاع بدن که ایشون حالشون خوبه و ما رو از نگرانی دربیارن

    لطفا" و خواهشا"

  18. 3 کاربر از پست مفید m.mouod تشکرکرده اند .

    m.mouod (چهارشنبه 02 دی 88)

  19. #630
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    آنی عزیزم ممنون
    خیلی لطف کردی که بخاطر من اومدی امیدوارم همیشه زندگیتون اونجوری که می خواین پیش بره من از شما خیلی چیزها تو تالار یاد گرفتم آرزوی بهترین ها رو دارم براتون

    فرشته مهربان عزیز ممنون
    نتیجه گیری هاتون عالی بود چون دقیقا همین اتفاق افتاد و همسرم از اینکه خودم تنهایی رفتم و بهش خبر نداد خیلی ناراحت شد حالا تو تاپیک خودم به پیامدهای اشاره میکنم
    ولی خیلی برام جالب بود که شما دقیقا به همون چیزهایی اشاره کردید که بعدش برام اتفاق افتاد
    ممنونم از توضیحات خوبتون

  20. 2 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (چهارشنبه 02 دی 88)


 
صفحه 63 از 116 نخستنخست ... 132333435354555657585960616263646566676869707172738393103113 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.