اهان راستی کیوان جان با عرض شرمندگی بسیار تولدت رو با چندین روز تاخیر ، امروز تبریک میگم ، ایشالله سال بعد با عروس خانومت تولدت رو جشن بگیری
تولد عید شما مبارک
تولد عید شما مبارک
تولد عید شما مبارک
این اخریه رو با آهنگ کلاه قرمزی بخونین
تشکرشده 4,222 در 1,018 پست
اهان راستی کیوان جان با عرض شرمندگی بسیار تولدت رو با چندین روز تاخیر ، امروز تبریک میگم ، ایشالله سال بعد با عروس خانومت تولدت رو جشن بگیری
تولد عید شما مبارک
تولد عید شما مبارک
تولد عید شما مبارک
این اخریه رو با آهنگ کلاه قرمزی بخونین
gole maryam (چهارشنبه 10 فروردین 90)
تشکرشده 323 در 104 پست
به به آقای آرمان! بسی خوشحال شدیم از ملاقاتتان![]()
ashnayedirooz (یکشنبه 15 اسفند 89)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
به به! به جمیع فرصت طلبان گرامی عرض سلام و احترام دارم.
خوشحالم که فرصتی فراهم شد که از احوال همه شما عزیزان خبر دار شدیم.
منهم برای عید و بهار و ...به همتون تبریک میگم و آرزوهای قشنگ قشنگ دارم براتون.
واااااااای خدا عااااااااااشق بهارم من!
دلهای همتون بهاری باشه،
لبتون خندون،
زندگی به کامتون،
و...
مثل صحبتهای مجری های تلویزیون شد نه؟
ولی عوضش از عمق دل بود.
بی دل (چهارشنبه 10 فروردین 90)
تشکرشده 2,054 در 617 پست
خب حالا حتما نباید عقد کنیم یا نامزد باشیم که بیاییم اینجا مطلب بنویسیم. بعضی وقتها یکی مثل آقای آرمان سبب خیر می شه و ...
تا این تاپیک منتقل نشده من هم می خوام سال نو را به همه تبریک بگم. متنی که می ذارم مال خودم نیست. اما چون قشنگ بود کپی کردم اینجا.
دوست ندارم از خدا بخوام که توي زندگي هيچ غمي نباشه،
چرا که شاديها در کنار غمهاست که معنا پيدا ميکنه و زيبا ميشه.
تنها از خدا ميخوام قدرتِ درکِ حضورش رو توي لحظه هاي زندگي به همه ي مخلوقاتش عطا کنه،
اون وقته که هيچ مشکلي توان شکستن ما رو نداره.
سال نو با ديدِ نو به زندگي و فرصتي دوباره براي بهتر زيستن به همه ی دوستان خوب همدردی مبارک باد
---------------------
پاورقی : جهت اطلاع آویژه ی عزیز، پیشاپیش موافقت خودم را با پست بعدی یاسا اعلام می کنم![]()
بهشت (چهارشنبه 10 فروردین 90)
تشکرشده 342 در 91 پست
سلام
عنوان جالبی ایجاد کردی آقا آرمان
من هم پیشاپیش سال جدید رو به همه دوستان تبریک میگم و تولد شما رو هم چنین
ان شاالله در سال پیش رو خدا کمکمون کنه راه درست رو در زندگی بیابیم
من همین جا از فرصت پیش آمده (سوء) استفاده!! می کنم و از آقای سنگتراشان به خاطر سایت همدردی تشکر میکنم و از همه دوستان به خاطر راهنمایی های خوبشون
با اینکه حدود یک ماه و خورده ایست عضو شدم فرصت نشده بود تشکر کنم:D
محمد89 (سه شنبه 09 فروردین 90)
تشکرشده 795 در 162 پست
منم فرصت طلبم دیگه!;)
پیشاپیش عید رو به همتون تبریک می گم و برا تک تک تون آرزوی موفقیت و بهروزی دارم؛
سر سفره هفت سین به یاد اعضای خوب همدردی هم خواهم بود...
راستی تولد جناب کیوان هم مبارک، ایشالا صد ساله شین، نه 120 ساله شین، نه 120 سال کمه همیــــــــــشه زنده باشیـــــن.
کیک یاسا هم خیلی توووپ بود.
تولد جناب آرمان هم پیشاپیش مبارک و هم چنین دوست جدیدمون سینا تولدتون مبارک.
و این که...
پست سارا بانو ، اولین بار که خوندمش برداشتی ازش کردم که ...، شاید حالم خوب نبود و این بدترین برداشت بود،
ولی تنها چیزی که می خوام اینه که برداشتم غلط باشــــــــــــه.
تقصیر خودتونه دیگه!
مدل فیلسوفی می نویسین ...
پست های شادتون همیشه مستدام.
امروز دوستم می گفت این آخرای سال هر چی از خدا بخوای بهت می ده،این فرق می کنه با اون دعای سر سفره هفت سین.
یعنی می شه 2 تا خواسته که قراره خدا بهمون بده، پس تا فرصت هست ازش بخواین که قول داده و گفته زیر قولش نمی زنه.
من که یه لیست برداشتمبهش گفتم یه آرزو دارم اونم این که همه آرزوهای این لیست رو برآورده کنه;)
امیدوارم قد یه دنیـــــــــــا شادی تو دلتون باشه.
با آرزوی بهتریــــــــــن ها برا تک تک تون...
raha (چهارشنبه 10 فروردین 90)
تشکرشده 1,971 در 570 پست
آخـــــــــی بمیرم، کیوان این همه قلمبه سلمبه حرف زد و خودش رو در مظان اتهام قرار داد و همه رو گیج و منگ کرد که بگه " تولدمه"؟
خب هزار بار مبارک باشه![]()
فرانک1389 (سه شنبه 17 اسفند 89)
تشکرشده 4,928 در 1,071 پست
ورود کامران2007 عزیز رو به جمع "بیشترین تشکر شده ها" تبریک میگم.
مدتها بود که این لیست ثابت مونده بود و هیچ تغییر و تحولی از نظر اعضا نداشت.
دست همگی درد نکنه.
![]()
هستی (چهارشنبه 18 اسفند 89)
تشکرشده 12,544 در 2,270 پست
سلام به همگی
امیدوارم حالتون اینقد خوب باشه که فرصت داشته باشید تغییرات زمین رو در نو شدنش متوجه بشید.
اگه بشدت از دست همسرتون ناراحتید ، میخواید که سر به تنش نباشه ، زندگی مشترکتون ابریه.
یه لحظه همه چیز رو فراموش کنید ، پنجره خونه تون رو باز کنید بذارید یه نسیم نوروزی به سرو صورتتون بخوره ، تا دلتون تازه بشه.
این کوله بار رنجش و کدورت رو هم همین الان زمین بذارید و با خودتون حملش نکنید.
دیدید میشه و اینقدرها هم کار سختس نیست. حداقل از حملش راحت تره
امیدوارم ذهن و دلتون همیشه بهاری و تر وتازه باشه
.
baby (یکشنبه 22 اسفند 89)
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
سلام دوستان گل همدردی:
من احساس کردم که بهتره صحبت کنم و دوستان خودمو این نزدیک سال نو نگران خودم نکنم...
شاید اون تاپیک یاسا تلنگری بود برای صحبتم و هنوزم نمی دونم چرا واقعا در تاپیک یاسا عزیزم بعد این همه مدت عدم فعالیت پستی زدم...
راستش می خوام سعی کنم مثل قبل بنوبسم ولی نمی دونم اصلا چه مشکلی با خودم دارم...
از لطف دوستان هم تو پیام و هم ایمیل ممنونم و پست های تالار که دوستان بیان کردند...
خدا رو شکر هیچ مشکلی از نظر زندگی که ندارم...هم همسرم همچنان خوبه و هم خودم سعی کردم به قول فرشته مهربان مشاور خودم باشم ..خدا رو شکر آموخته هام از تالار به محک آزمایش خوب بود...
و من هیچ مشکلی ندارم ...
دوستان بیشتر مشکل من شاید به خاطر این باشه که من و همسرم در حال گرفتن یک تصمیم مهم و بزرگ برای آینده مون هستیم و من می ترسم و با اینکه خوب مسیرو می دونم این هراس کمی اذیتم می کنه....که بیشتر جهت تحصیل هست این تصمیم ....و همچنین من کارم خیلی زیاد شده و تقریبا هر روز 2 شیفت کار دارم و گاهی 8 صبح میرم و 8 شب میام خونه ...و این کار زیاد خستم کرده به خصوص اینکه در جایی هستم که باز مثل دوران دانشجویی بدترین و بد حال ترین مریض ها رو می بینم و صحنه های این افراد برای رو ح حساس من بسیار آزار دهنده است ...وقتی دم عید می بینم چه بسیار خانواده ها که امیدشون اینه که ما کمکی کنیم ولی هیچ کمکی نمی تونیم بکنیم واقعا اذیت میشم دوستان...انقدر تصادفات هولناک دیدم و آنقدر خون و استفراغ ( معذرت می خوام که گفتم) که واقعا فقط اشک میریزم...نه اشک برای این مشکلات چون بهشون عادت کردم ولی اشک برای ناتوانی انسان ..اینکه چقدر ما انسان ها گاهی نادانیم...این جهل انسان های اطرافم از هر نظر منو آزار میده ..نه اینکه من ادم دانایی باشم نه..من تازگی ها فهمیدم هر کس از انسان ها خودش در یک جهل دست و پا می زنه و اینو جهل نمی دونه و ما نمی تونیم ثابت کنیم کی درست می گه....آنقدر کتک خوردن زن ها دیدم..آنقدر جوان تریاکی و شیشه کشیده دیدم..انقدر کراکی دیدم..آنقدر خودکشی دیدم ...که جوان و زیبا خودشونو به خاطر هیچ و پوچ پر پر کردن....
نکنید این کارها رو با خودتون و زندگیتون...
چرا باید یک پیرزن سالم 80 ساله از فرط گشنگی تو خانه سالمندان رئوبروی من بشینه چون از ضعف با سر خورده زمین ..اخه چرا؟یکی نیست جواب منو بده؟
چرا وقت شعار دادن همه ما خوبیم وقت عمل هیچکس پیدا نمیشه...
چرا آنقدر پول شده همه زندگیمون ..حتی خود من ..اخه کو اون ارمان هایی که وقتی کوچیک بودیم برای خودمون نقاشی می کردیم ؟کو؟
.............
ببخشید اگر ناراحتتون کردم ولی وواقعا دلم پره ....
یا شعر نیمایوشیج این روزها بدجور با منه....
-------------
آی آدمها، که در ساحل نشسته شاد و خندانید،
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید،
آن زمان که مست هستند
از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوان را
تا توانایی بهتر را پدید آرید،
آن زمان که تنگ می بندید
بر کمرهاتان کمربند...
در چه هنگامی بگویم؟
یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان، قربان.
آی آدمها که در ساحل بساط دلگشا دارید،
نان به سفره جامه تان بر تن،
یک نفر در آب می خواهد شما را
موج سنگین را به دست خسته می کوبد،
باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه هاتان را ز راه دور دیده،
آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابی اش افزون.
می کند زین آب ها بیرون
گاه سر، گه پا، آی آدمها!
او ز راه مرگ این کهنه جهان را باز می پاید،
می زند فریاد و اُمید کمک دارد.
آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
موج می کوبد به روی ساحل خاموش؛
پخش می گردد چنان مستی بجای اُفتاده. بس مدهوش
می رود، نعره زنان این بانگ باز از دور می آید،
آی آدمها!
و صدای باد هر دم دلگزاتر؛
در صدای باد بانگ او رها تر،
از میان آبهای دور و نزدیک
باز در گوش این نداها،
آی آدمها!
............
دوستان عزیزم ..من خوبم ..خیلی خوبم ..شما خوب هستید؟
سارا بانو (یکشنبه 22 اسفند 89)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)