درین غوغا که کس کس را نپرسد
من از پیر مغان منت پذیرم
تشکرشده 116 در 62 پست
درین غوغا که کس کس را نپرسد
من از پیر مغان منت پذیرم
تشکرشده 375 در 164 پست
ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است
خم گو سر خودگير كه خمخانه خراب است
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
تشکرشده 657 در 204 پست
ترسم اين قوم که بر دردکشان میخندند
در سر کار خرابات کنند ايمان را
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
آن شمع سرگرفته دگر چهره بر فروخت
وين پير سالخورده جواني ز سر گرفت
تشکرشده 657 در 204 پست
تو خود وصال دگر بودی ای نسيم وصال
خطا نگر که دل اميد در وفای تو بست
تشکرشده 267 در 64 پست
تو كافر دل نمي بندي نقاب زلف و ميترسم
كه محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
تا ابد بوي محبت به مشامش نرسد
هر كه خاك در ميخانه به رخساره نرفت
تشکرشده 116 در 62 پست
تا کی می صبوح و شکر خواب بامداد
هشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر
تشکرشده 267 در 64 پست
ani عزيز بايد "واو" ميدادي.
رنجت خفته ملولم بود كه بيداري
بوقت فاتحه ي صبح يك دعا بكند
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
پست شما زودتر از من سند شد و من يك كم در برگشت به تالار بعد از ارسال مشكل دارم براي همين اين اتفاق افتاده . به هر حال ببخشيد
رقيبان غافل و مارا از آن چشم و جبين هر دم
هزاران گونه پيغام است و حاجت در ميان ابرو
مشاعره مجازي همين اشكالات را هم دارد
دامني گر چاك شد در عالم زندي چه باك
جامه اي در نيكنامي نيز مي بايد دريد
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)