به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 17 نخستنخست 12345678910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 162

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    خانم اویژه دوست خوب و قدیمیم...از دیدن اسمت نمیدونی چقدر خوشحال شدم و چقدر پستت حالم رو بهتر کرد...میدونی الان که گذشته رو مرور میکنم( زندگی قبلیمو) خیلی خودمو سرزنش میکنم که چرا انقدر غصه میخوردم...خب دستپختمو نمی خورد به درک...بغلم نمیکرد به درک...سرکار نمیرفت به درک...از دانشگاه کشیدم بیرون به درک...نمیذاشت برم بیرون به درک.....قهر میکرد به درک....و هزار تا از این به درک ها....دلم میخواد غصه نخورم اما نمیتونم.نمیتونم راحت بگم به درک...ولی دوست دارم بتونم بگم به درک که این مریضی اومده سراغم...یه لحظه ته دلم انگار شاد میشم و فکر میکنم چند وقت دیگه با تولد بچه ام کاملا خودمم خوب میشم اما وای از لحظه ای که فکرهای بد هجوم میاره تو ذهنم....میگم نکنه حتی وقت نشه ببینمش.دکتر به همسرم گفته اگر بیهوش بشه با این وضعیتش و خونریزی داشته باشه امکان نداره به هوش بیاد.قطعا میمیره.

    اقای یه دوست عزیز
    ممنون که اومدین به تاپیکم.همین دو جمله تون هم برام عالی بود.خداروشکر که الان خوبین.
    ضمنا دوست خوبم اویژه و اقای یه دوست، نمیدونم چرا دکمه تشکر و لایکم فعال نیست.به محض فعال شدن ازتون هرچند کوچیک، اما قدردانی میکنم.
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.

    ویرایش توسط maryam123 : چهارشنبه 08 آذر 96 در ساعت 00:24

  2. 12 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    ammin (چهارشنبه 08 آذر 96), deljoo_deltang (چهارشنبه 08 آذر 96), Erica (پنجشنبه 09 آذر 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), nazaninIT (یکشنبه 12 آذر 96), paiize (چهارشنبه 08 آذر 96), Pooh (چهارشنبه 08 آذر 96), فکور (چهارشنبه 08 آذر 96), نیلوفر:-) (چهارشنبه 08 آذر 96), بی نهایت (چهارشنبه 08 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (چهارشنبه 08 آذر 96)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    118
    Array
    ممنونم ازت که نوشتی، دقیقا اون لحظه‌هایی که می‌گیم «به درک» ... دقیقا همینا.... دیدی گفتم خودت هم اینها رو فهمیدی، خوشحالم که این شجاعت رد شدن رو داری. هیچ رنجی نمی‌تونه اراده آدم برای زندگی رو متوقف کنه، مگر اینکه خودت بهش پر و بال بدی.
    در مورد بچه، گمان کنم بهتر باشه اجازه بدی تیم درمانت تصمیم بگیره، اصلا شاید اون فسقلی دلش نخواد الان بیاد، دلش بخواد یه کم صبر کنه. هوم؟! گمان می‌کنم اوایل بارداریت هم باشه، اون چیزی که الان بهش می‌گیم بچه، حتی سیستم عصبی هم هنوز نداره. بنابراین به خودت سخت نگیر برای تصمیم. اولویت ، الان زندگی توئه. به خاطر بچه هیچ تصمیمی نگیر،فقط و فقط به خاطر خودت بگیر.( بهت می‌خوره از اون مامانا بشی که گلومپ گلومپ می‌کوبن تخت سینشون که این بچه قدر زحمتای منو نمی‌دونه، والا:) )
    خودت چی فکر می‌کنی؟
    هر چیز که در جُستن آنی، آنی

    مولانا

  4. 10 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (چهارشنبه 08 آذر 96), Erica (پنجشنبه 09 آذر 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), maryam123 (چهارشنبه 08 آذر 96), nazaninIT (یکشنبه 12 آذر 96), paiize (چهارشنبه 08 آذر 96), اثر راشومون (چهارشنبه 08 آذر 96), بی نهایت (چهارشنبه 08 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (چهارشنبه 08 آذر 96)

  5. #3
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام دوستان با مرام و با وفایم

    ممنونم از همه تون....نمیدونید چقدر حالم دگرگون و خرابه....میخوام غذا بخورم، میخوام قوی باشم، میخوام روی پای خودم بایستم اما نمیشه.این بدن لعنتی باهام راه نمیاد....همه چی رو پس میزنه....نمیدونم چه باید کنم....دوستان من یکبارم قبلا در ازدواج قبلیم به دلیل کتک هایی که خوردم یه بچه ام سقط شد..دیگه توان ندارم.دیگه نمیخوام این اتفاق بیفته...از جلوی لباس فروشی بچه رد میشم بغضم میگیره....

    بی نهایت عزیز با چند تا دکتر متخصص المانی هم از طریق عموم صحبت کردم و همه شون گفتن اشتباهه محضه و مادر رو نابود میکنه.ولی من نمیتونم...شاید خدا کمک کرد...شاید به این موجود معصوم رحمی کنه...

    صبا جان خیلی خیلی فشار رومه.اصلا نمیتونم توصیف کنم که چه درد و رنجی رو دارم میکشم.خدا فقط خبر داره قلبم چطور میزنه و انگار میخواد از تو سینه ام بپره بیرون.

    فکور جان خیلی کار دشواریه برام..امروز دلم خواست یهو رفتم یه پستونک خریدم....نمیدونم.خیلی شرایطم بده.امروز داشتم براش اسم انتخاب میکردم اما یهو به خودم نهیب زدم شاید هیچوقت نبینمش...

    من فردا میرم زیر نظر یک تیم پزشکی : متخصص زنان( 2 نفر)، انکولوژیست(2نفر) و روانپزشک (3 نفر).
    حضور این روانپزشکا حس خوبی بهم نمیده.انگار دارن بهم تلقین میکنن که قراره روحیه ات رو ببازی و اینا هستن که کمکت کنن....

    اما من تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم این کارو بکنم..یعنی قدرتش رو ندارم ..همسرم به شدت مخالفت میکنه و میگه باید سقط بشه.چون سلامتی تو مهم تره.من قبول نمیکنم و همین موضوع شده جنگ و دعوا و همسر من که اصلا اهل قهر و کینه نبود باهام یک کلمه حرف نمیزنه....
    میبینید که چقدر فشار رومه...از سمت خانوواده دو همسرم...از سمت بیماریم....فکرهای عجیب و غریبم...و این طفل معصوم....خدایا بهم کمک کن..
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  6. 7 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (چهارشنبه 08 آذر 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), paiize (چهارشنبه 08 آذر 96), Pooh (چهارشنبه 08 آذر 96), گیسو کمند (یکشنبه 12 آذر 96), نیلوفر:-) (چهارشنبه 08 آذر 96), صبا_2009 (چهارشنبه 08 آذر 96)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 آبان 97 [ 18:56]
    تاریخ عضویت
    1395-7-29
    نوشته ها
    594
    امتیاز
    9,965
    سطح
    66
    Points: 9,965, Level: 66
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    646

    تشکرشده 951 در 409 پست

    Rep Power
    116
    Array
    سلام

    حرفی زیادی برای گفتن ندارم. فقط اینکه زمان دانشجوئی من هم دچار بیماری شدم و دکترها گفتند احتمال مردن زیاده و ... شکر خدا هنوز بعد از اون همه مدت زنده و سالم هستم.
    حرف دکتراتون رو عمل کنید. انشاا... شما هم شفا پیدا می کنید. ما هم براتون دعا می کنیم.

    التماس دعا برای بیماران

  8. 11 کاربر از پست مفید Ye_Doost تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (چهارشنبه 08 آذر 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), maryam123 (چهارشنبه 08 آذر 96), nazaninIT (یکشنبه 12 آذر 96), paiize (چهارشنبه 08 آذر 96), Pooh (چهارشنبه 08 آذر 96), tavalode arezoo (چهارشنبه 08 آذر 96), گیسو کمند (یکشنبه 12 آذر 96), نیلوفر:-) (چهارشنبه 08 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (چهارشنبه 08 آذر 96)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    118
    Array
    مریم گرامی،امیدوارم احساسات بهتری رو تجربه کنی. قراربود دکترهای جدید رو ببینی، برامون بگو که چطور پیش رفت.
    چقدر خوبه که الان یک همسر عاقل و فهمیده کنارت هست که مثل ما احساساتی نمیشه و قاتی نمی‌کنه! همسرت دقیقا داره درست می‌گه، من جات بودم همین الان می‌رفتم بغلش می‌کردم و بهش می‌گفتم «چقدر بچه دوست دارم، اما خودمو و سلامتی اون بچه رو بیشتر از همه چیز دوست دارم».
    دوستانی که شما رو به نگه‌داشتن بچه تشویق کردند و از اتفاقاتی گفتند که برای آشنایان یا خودشان پیش آمده، در جریان دقیق مشکل شما نیستند. حتی تصور نزدیکی هم ندارند، صرفا نتوانسته‌اند احساساتشان را در راهنماییشان دخالت ندهند. از دوستان قدیمی‌تر بیشتر تعجب می‌کنم... مریم، این قسمت داخل پرانتز واسه تو نیست، رد شو برو اول پاراگراف بعد// (دوستان گرامی، وقتی پلاکت خون زیر سی قرار بگیره، عملا هیچ زخمی قابلیت بند اومدن نداره. تزریق پلاکت هم باعث بالا آمدن سطحش در خون نمی‌شه. حتی یک فرد دیابتی، که مشکل انعقادی به این شدت نداره، ریسک بارداریش بالاست و تحت مراقبت‌های ویژه قرار می‌گیره. حالا تصور کنید مریم عزیز که الان باید انرژی‌ش رو برای بهبود سلامتی خودش بذاره رو تشویق می‌کنید و هل می‌دید به سمت کشیدن یک بار مضاعف و بسیار خطرناک. امیدوارم احساس مسئولیت بیشتری برای مشاوره داشته باشیم. ..... ) خب کلک خوندیش؟!؛ )


    مریم جان، قبلا هم گفتم، این تصمیم، با تو نیست، با تیم درمانیه. چرا که قضاوت‌های تو در مورد بچه، الان بایاس زیادی داره و تحت تاثیر عواطفت قرار گرفته. حالا برای اینکه کمی مریم منطقی رو بیدار کنیم، یک سوال ازت می‌پرسم، حاضری به همین اصرارت ادامه بدی و بچه‌ای رو بغل کنی که مشکل قلبی داره و تو در ایجاد رنج براش سهیمی؟! مسلما نه! مطمئنم اینو نمی‌خوای. پس در اولین فرصت لطفا از پزشک‌هات بپرس بچه‌ای که دو سال اول پس از درمان‌های شیمی یا پرتو، متولد می‌شه چه ریسک هایی برای سلامتیش متصور هست. حتما بپرس. من کمی در موردش خوندم و .... بهتره خودت دقیق‌ترش رو بپرسی و بدونی.


    اگر کنارت بودم حتما گوشت رو می‌پیچوندم. چه معنی داره آدم این همه با خودش بجنگه. دهه! ؛)
    می‌بوسمت.
    هر چیز که در جُستن آنی، آنی

    مولانا

  10. 10 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    Erica (جمعه 10 آذر 96), hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), maryam123 (جمعه 10 آذر 96), paiize (جمعه 10 آذر 96), tavalode arezoo (جمعه 10 آذر 96), فکور (جمعه 10 آذر 96), بی نهایت (جمعه 10 آذر 96), زن ایرانی (جمعه 10 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (جمعه 10 آذر 96)

  11. #6
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array

    سلام

    خیلی متاسف و ناراحت شدم از شنیدن خبر بیماریتون
    احساسی که به ما دست میده مطمئنا با احساس خودت فرق داره من جای شما نیستم و نمیتونم با عمق وجودم بفهمم چه حسی دارید.

    این که هنوز دارید مقاومت میکنید بچه رو سقط نکنید به نظرم تا حدودی طبیعیه.هم نکته مثبتی داره هم یه نکته نگران کننده .نکته مثبتش اینه که امید قوی ای دارید و این جای تحسین داره.تا یه نیروی نجات بخشی در وجود شما نباشه این روزنه امید در شما ایجاد نمیشه.اما بالاخره سعی کنید در آینده تصمیم منطقی رو بگیرید.

    اگه بتونی تمام نگرانی های دیگه و افکار ذهن سطحیتون رو کنار بذارید کمک زیادی به خودت کردی مطمئنا با تجاربی که اینجا ودر زندگیتون داشتید میتونید این کار انجام بدید.نیاز نیست شما کامل باشید و به همه چی در حال حاضر رسیده باشید.کافی بودن شما مهمتره.

    الان نیازه یه بار دیگه ریست کنی همه دغدغه هات رو کنار بزن .بذار خودت بمونی و خودت اجازه بده روحت یه هوای تازه بخوره.با استرسهات مبارزه نکن بذار به ارامی از جلو چشمت عبور کنن و فقط رفتنشون رو مشاهده کن.

    به این فکر کن از وقتی اینو شنیدی چقدر حالت بدتر شده ذهن به سرعت دست به کار میشه و هجم زیادی از نگرانی و استرس و پیش بینی های عجیب و عجولانه وارد میکنه.

    میتونی در موردش با هر کی دوست داری حرف بزنی.یا پزشکی پیدا کنی که جواب همه سوالاتت رو بدهد تا بتونی آمادگی برای درمان موثر پیدا کنی.
    همه راههایی که در بحرانهای گذشته ت کارساز بوده الان میتونه کمکت کنه.

    براتون دعا میکنم هر چه زودتر شفا پیدا کنید

    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
    ویرایش توسط ammin : چهارشنبه 08 آذر 96 در ساعت 02:00

  12. 13 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (چهارشنبه 08 آذر 96), Erica (پنجشنبه 09 آذر 96), lord.hamed (جمعه 06 بهمن 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), maryam123 (چهارشنبه 08 آذر 96), nazaninIT (یکشنبه 12 آذر 96), paiize (چهارشنبه 08 آذر 96), Pooh (چهارشنبه 08 آذر 96), فکور (چهارشنبه 08 آذر 96), نیلوفر:-) (چهارشنبه 08 آذر 96), بی نهایت (چهارشنبه 08 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (چهارشنبه 08 آذر 96)

  13. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    امضات رو دوست دارم.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  14. 3 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    maryam123 (چهارشنبه 08 آذر 96), بی نهایت (چهارشنبه 08 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 14:41]
    تاریخ عضویت
    1393-10-05
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    13,113
    سطح
    74
    Points: 13,113, Level: 74
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,148

    تشکرشده 151 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    چند روز پیش برنامه ای در تلویزیون دیدم که راجع به زنبور عسل بود و شهد انگبین(ژل رویال)
    مثل اینکه برای سیستم ایمنی بدن مفیده(ضد سرطانی:ماده (HAD10) به ژل رویال خاصیت ضد سرطانی بخشیده است. همچنین از طریق خاصیت ضد فعالیت استروژن، این ژل مانع رشد سلولهای سرطانی در سرطان پستان میشود. این ماده میتواند سلول های ایمنی را وادار به تولید مواد و عوامل ضد تومور در بدن کند. از جمله این مواد می توان به عامل نکروز دهنده تومور و اینترفرون گاما اشاره کرد. در مشاهدات آزمایشگاهی افزایش مواد فوق در کشت سلول همراه با ژل رویال تایید شده است.
    این ماده بسیار مغذی، تاثیر خوبی بر بهبود بیماران سرطانی بعد از پرتو درمانی و شیمی درمانی دارد و باعث افزایش سرعت تولید گلبولهای سفید (WBC) در خون میشود.)

    آشنایی با خواص ژل رویال

  16. 6 کاربر از پست مفید بارن تشکرکرده اند .

    Erica (پنجشنبه 09 آذر 96), maryam123 (چهارشنبه 08 آذر 96), Pooh (چهارشنبه 08 آذر 96), گیسو کمند (یکشنبه 12 آذر 96), بی نهایت (چهارشنبه 08 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96)

  17. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    با سلام
    مریم جان من احساس شما رو درک می کنم
    اینکه جنبه های مثبت مادر شدن اونقدر برات جاذبه دارن که نمیخوای و نمی تونی ازش چشم پوشی کنی
    راستش خودم سر اولین بارداری به دلیل یک آزمایش که البته اشتباه شده بود یه مدت احتمال نیاز به سقط رو می دادم و حال روحی الان شما رو درک می کنم
    احساس می کردم دنیا روی سرم خراب شده
    ولی باز هم با خودم تصمیم گرفته بودم که اگر همه شواهد اون نقص رو تایید کرد من هم تسلیم بشم و مقاومت نکنم و حال روحی همسرم هم که بهتر از من نبود ولی هر دو منتظر تصمیم پزشکان بودیم و البته مطمئن بودم که اگر پزشک خودم هر نظری بده فقط به نظر همین یک نفر بسنده نکنم و نظر چندین متخصص دیگه رو هم جویا بشم ولی اگر نظر همه بر سقط بود مقاومت نکنم
    ولی خوب بعدا مشخص شد آزمایشگاه اشتباه کرده و اون فاکتور خونی رو اشتباه زده و دیگه اون موضوع ادامه پیدا نکرد

    اولا در نظر داشته باش که اون بچه الان طبق نظر دین ما روح نداره و یک انسان نشده
    دوم اینکه باید دید آیا شما میتونی محیط مناسبی برای رشد اون جنین فراهم کنی

    من یک بار در مطب یک پزشک با خانمی هم صحبت شدم می گفت کم خونی شدید داره و دقیقا به همین دلیل بچش انواع مشکلات رو داشت از مشکل قلبی تا مشکل ذهنی
    اینکه شما دقیقا میتونی محیط مناسبی برای رشد و نمو اون بچه فراهم کنی یا خیر خودش یه بحث حائز اهمیت هست
    جدا از اینکه ممکن هست جان خودت در خطر باشه
    با چندین متخصص علاوه بر این تیم پزشکی مشورت کن
    ولی خیلی زود
    واجازه بده اونها تصمیم بگیرن

    اگر گفتن امکان داشتن یه بارداری سالم هست که ادامه میدی ولی اگر گفتن امکانش نیست سعی نکن خودت رو درگیر احساس کنی
    ذهنت رو درگیر نکن بهش فکر نکن ذهنت رو منحرف کن
    ضمن اینکه پزشکان توی کشور ما زیر نظر مراجع تقلید کار می کنن اگر قانونا امکان سقط بچه ای فراهم هست یعنی اینکه شرعا هم مراجع تقلید به دلایل مختلف اجازش رو دادن و شما گناهی رو مرتکب نشدی

    امیدوارم هرچی صلاحه برات پیش بیاد
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  18. 12 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    Erica (پنجشنبه 09 آذر 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), maryam123 (چهارشنبه 08 آذر 96), nazaninIT (یکشنبه 12 آذر 96), Pooh (چهارشنبه 08 آذر 96), tavalode arezoo (چهارشنبه 08 آذر 96), گیسو کمند (یکشنبه 12 آذر 96), بی نهایت (چهارشنبه 08 آذر 96), بارن (پنجشنبه 09 آذر 96), زن ایرانی (چهارشنبه 08 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (چهارشنبه 08 آذر 96)

  19. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 خرداد 97 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1392-9-10
    نوشته ها
    79
    امتیاز
    4,906
    سطح
    44
    Points: 4,906, Level: 44
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    122

    تشکرشده 156 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مریم جان من فکر میکنم خودخواهیه که شما با وجودی که میدونی مادرشدنت دراین مقطع میتونه به قیمت جونت تموم بشه به حرف دکترت گوش نمیدی. یه لحظه خودتو بزار جای شوهرت که انقدر نگرانته. واقعا حالشو خوب درک میکنم . خیییلی شرایطش سخته.
    حتی اگه اونجور که خودت میگی انقدر برات خطرناک باشه که نتونی بچه ات و ببینی در حق فرزندت هم ظلم کردی که هیچ وقت نمیتونه لذت داشتن مادر رو بچشه.
    خواااهش میکنم به حرف دکترت اعتماد کن و بچه دار شدن رو بزار برای وقتی که روند بهبودت کامل شد انشالله.
    راستی پروفسور نصرت الله فیروزیان بهترین دکتر متخصص آنکولوژی ایرانه که فقط یک هفته در ماه برای ویزیت بیماراش از آلمان به ایران میاد. مطبش پر از آدماییه که سالها پیش پزشکای دیگه ازشون قطع امید کرده بودن اما الان حالشون خوبه خدا رو شکر.
    پروفسور فیروزیان - فوق تخصص خون و آنکولوژی - سایت اون با من

  20. 12 کاربر از پست مفید S.H.I.D.E.H تشکرکرده اند .

    Erica (پنجشنبه 09 آذر 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), maryam123 (چهارشنبه 08 آذر 96), nazaninIT (یکشنبه 12 آذر 96), Pooh (چهارشنبه 08 آذر 96), tavalode arezoo (چهارشنبه 08 آذر 96), فکور (چهارشنبه 08 آذر 96), نیلوفر:-) (چهارشنبه 08 آذر 96), بی نهایت (چهارشنبه 08 آذر 96), بارن (پنجشنبه 09 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (چهارشنبه 08 آذر 96)


 
صفحه 6 از 17 نخستنخست 12345678910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رابطه نامشروع (موضوع فراگیر، راه حلی هست؟)
    توسط رامتین 777 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 اردیبهشت 97, 00:08
  2. پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 تیر 93, 04:32
  3. شروع یک زندگی با شک و تردید؟
    توسط fariborz در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 91, 15:59

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.