به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 84

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    2,352
    سطح
    29
    Points: 2,352, Level: 29
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registeredSocial
    تشکرها
    1,083

    تشکرشده 1,447 در 508 پست

    Rep Power
    113
    Array
    پاییزه جان به نظرت باید چیکار کنم که همه چیز خوب پیش بره ...
    آخه ما خونمون کوچیکه یکم خجالت میکشم
    هرکس بخواهد کاری را انجام دهد
    "راهش را پیدا میکن "
    هرکس نخواهد کاری را انجام دهد
    "بهانه اش را"

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    خب خونه ماهم ثلث خونه پدرشوهرم بود!!!
    این چیزهامهم نیست
    الان مهم رفتارتویه...آرامش تو
    حتماتاحالا توی سایت مطالعه کردی...امابازهم بخون که روزخواستگاری چکارکنی!؟چی بگی
    تاپیکهای خانم مصباح الهدی روبخون...نکته های خوبی داره..بخون وبه کاربگیر
    موفق باشی عزیزم
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  3. کاربر روبرو از پست مفید paiize تشکرکرده است .

    maedeh120 (سه شنبه 15 مهر 93)

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 دی 94 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-22
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    3,383
    سطح
    36
    Points: 3,383, Level: 36
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 443 در 158 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام مائده خانم
    بازم که تالارو ریختی به هم
    آخرش یه کاری می کنی منو از محل کارم اخراج کنند
    چرا ناراحتی چقدر صبرت کمه
    اگه دم دستم بودی حسابی میزدمت
    ناسلامتی فردای روزگار باید بشی مدیر یک خانواده
    مادر چندتا بچه که با سختی باید بزرگشون کنی
    شب گریه می کنند نمی گذارند بخوابی
    گرسنه شونه ولی نمی گن و بداخلاق و عنق میشن و تو نمی فهمی چه شونه
    با هزار مدل فامیلو .. با اخلاقهای مختلف طرفی
    و...
    از الان می خوای بشماری تا دوشنبه آینده 550000 ثانیه دیگه مونده؟؟؟؟؟؟
    بعد حرص بخوری ؟؟؟؟؟؟؟
    زندگی گردنه های سخت تر از این داره
    این قسمت خوبه ماجراست
    بگذار یک ماجرا رو که خودم دارم از نزدیک می بینم برات بگم:

    یکی از آشناها همون موقع که پسر دوم من به دنیا اومد باردار بود
    وقتی از اتاق زایمان خبر سلامتی فرزندمو به من دادن به ما گفتند که دیروزش:
    بعد سونوگرافی تو هفته 20 به اون فامیلمون خبر دادند که کام (سقف دهان) نوزادش شکافته است
    یعنی مجرای تنفسی و تغذیه به هم وصل بود
    همه بهش گفتند بچه رو سقط کن
    بچه اش رو نگه داشت
    از شانسش بدش بچه تو ماه هفتم با زایمان طبیعی به دنیا اومد (زایمان زودرس)
    وزن بچه 1 کیلو بود
    با سوزن بهش غذا میرسوندن
    اگه از طریق دهان غذا می خورد شیر وارد مجرای تنفسی می شد که باعث خفگی میشد
    انقدر تو بیمارستان سرم زدن که دیگه این بچه یک کیلویی اب کش شد
    از رگهای سرش تغذیش میکردن
    بهش گفتند باید یک سر شیشه خاص از خارج بخره تا شکاف سقف دهان را پرکنه موقع شیر خوردن
    کل تهرانو گشت تا سر شیشه رو پیدا کرد 300 هزار تومن
    وقتی برد پیش دکتر دکتر گفت این مطابق شکاف دهان نوزاد شما نیست
    باورت نمیشه پدرش وقتی بچه رو دید تا ساعتها گریه میکرد
    تا روزها اجازه نداد کسی بچه شو ببینه
    مادر بچه تا چند روز دلش نمی اومد بچه شوببینه
    الان 2 ماه شه یعنی تازه باید متولد می شد
    یک ماهه دیگه میره زیر تیغ جراحی تا ببینن شکاف سقف دهان رو میتونن ببندند
    فکر نکنم الان هنوز به وزن 3 کیلو رسیده باشه (برای اینکه بفهمی یعنی چی باید بگم بچه های من موقع تولد وزنشون بالای 3.5 بود)
    تو جای اون مادر بودی چیکار می کردی؟؟؟؟

    بعد تو توفکر اینیکه خونتون کوچکه خواستگار داره میاد؟؟؟
    یا خالت چی می خواد بگه ؟؟؟
    یا مامانت چی میپوشه؟؟
    ببین خوشی زده زیر دلت
    به نظرم ازدواج نکن بهتره
    نمی دونم دیگه چی بگم تا به خودت بیایی
    از همین الان تا روز خواستگاری برو به یک خوابگاه بهزیستی مخصوص نگهداری بچه های معلول داوطلبانه کمک کن بعد دوشنبه صبح بیا خونه ، خدا رو به خاطر همه نعمتهایی که بهت داده شکر کن بعد آماده شو برای اومدن خواستگارهات
    شرمنده تند شدم ولی بعضی وقتها لازمه
    بجای اینکارها به خدا توکل کن
    ویرایش توسط آونگ : سه شنبه 15 مهر 93 در ساعت 17:18

  5. 3 کاربر از پست مفید آونگ تشکرکرده اند .

    elham.e (سه شنبه 15 مهر 93), maedeh120 (سه شنبه 15 مهر 93), سلیمانی (سه شنبه 15 مهر 93)

  6. #4
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    2,352
    سطح
    29
    Points: 2,352, Level: 29
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registeredSocial
    تشکرها
    1,083

    تشکرشده 1,447 در 508 پست

    Rep Power
    113
    Array
    مگه من چی گفتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    هر مشکلی جای خودش دردسر و نگرانی داره خب
    اون مادر از اون طرف من از این طرف ...
    میدونید دخالت یعنی چی>؟؟؟؟؟ از نظر من یعنی رسوایی ...
    من از الان باید خودمو سفت کنم نزارم کسی بهم حرف بزنه تو زندگیم دخالت کنه ..
    اگه برن مخ مامانمو شست و شو بدن از اینی که هست بدترش کنن تکلیف من چی میشه ؟؟؟
    هرکس بخواهد کاری را انجام دهد
    "راهش را پیدا میکن "
    هرکس نخواهد کاری را انجام دهد
    "بهانه اش را"

  7. کاربر روبرو از پست مفید maedeh120 تشکرکرده است .

    آونگ (سه شنبه 15 مهر 93)

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 دی 94 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-22
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    3,383
    سطح
    36
    Points: 3,383, Level: 36
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 443 در 158 پست

    Rep Power
    39
    Array
    دوباره سلام
    اینارو گفتم که بدونی مشکلات تو در مقابل بقیه هیچه
    اره میدونم دخالت یعنی چی
    خیلی زحمت کشیدی تا به اینجا رسیدی
    منم هر وقت گیر می کنم تو زندگی یاد این آیه شریفه میوفتم که :"خلق الانسان فی کبد" یعنی ما انسان را در سختی افریدیم
    قبول دارم تحمل بعضی مشکلات برای دختری به سن شما سخته
    اما همیشه در لحظات سخت بعد از توکل به خدا به کسانی فکر کن که زندگیشون از تو سخت تره
    ذهنت رو آزاد کن
    خودت رو به یک کار که دوست داری مشغول کن
    به خدا توکل کن
    سعی کن مادرتو از ارتباط با افرادی که ممکنه تاثیر منفی بگذارند روش دور کنی دورو برش باش حواست بهش باشه
    فعلا به همین جلسه فکر کن برای بقیه اش خدا بزرگه
    ببخشید ماجرای تلخی رو تعریف کردم
    قصدم ناراحت کردن شما نبود
    ولی بعضی وقتها آدمها به تلنگر نیاز دارند
    راستی چند وقته می خوام اینو بگم یادم میره :
    بابت اینکه دوست داری ازدواج کنی خیلی خوشحالم تو این دوره زمونه عجیب و غریب
    بهت تبریک میگم که به جای راه های غلط به روش درست معتقدی و سختی هاشو به جون می خری
    موفق باشی
    برات دعا می کنم
    -------------------------------------
    خوب خودت مدیریتش کن برنامشو فعلا تا دوشنبه پرکن
    ببین ببخشید این جمله رو میگم :
    من بچه ام اذیت میکنه می برشم پارک انرژیش تخلیه بشه شب زود بخوابه (بلا نسبت مادر شما)
    یک برنامه فول و بدون تنفس برای مادرت تا روز دوشنبه بچین
    فعلا فقط به دوشنبه فکر کن نه به بعدش
    پله های اول که خوب پیش ره بقیش هم خودش جور میشه
    خدا محبت خواستگارتو تو دل مادرت میندازه
    -----------------------------------------------
    باید برم
    خداوند می فرماید:
    پس هرکس به خدا توکل کند او کفایتش می کند
    ویرایش توسط آونگ : سه شنبه 15 مهر 93 در ساعت 18:01

  9. کاربر روبرو از پست مفید آونگ تشکرکرده است .

    maedeh120 (چهارشنبه 16 مهر 93)

  10. #6
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    2,352
    سطح
    29
    Points: 2,352, Level: 29
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registeredSocial
    تشکرها
    1,083

    تشکرشده 1,447 در 508 پست

    Rep Power
    113
    Array
    مرسی آونگ جان الهی سایت از سر زن و بچه هات کم نشه ...
    میدونم مشکلم کمه اما چون کسی همراهیم نمیکنه سختمه ... دست تنهام .... من هر چیم به مامانم بگم کمتر رفت و امد نکن قصه زندگیمونو پیش همه نگو به خرجش نمیره بی فایدست .... از اسن میسوزم
    هرکس بخواهد کاری را انجام دهد
    "راهش را پیدا میکن "
    هرکس نخواهد کاری را انجام دهد
    "بهانه اش را"

  11. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    2,352
    سطح
    29
    Points: 2,352, Level: 29
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registeredSocial
    تشکرها
    1,083

    تشکرشده 1,447 در 508 پست

    Rep Power
    113
    Array
    سلام به همگی
    به نظرم بهتره تا قبل از دو شنبه یکبار مامانم و پسره باهم دیدار داشته باشن و یه آشنایی ساده داشته باشن
    نظر شما چیه؟؟؟؟

    - - - Updated - - -

    راستی آونگ جان الحمداله مامانم هر روز تا شب سرکاره
    هرکس بخواهد کاری را انجام دهد
    "راهش را پیدا میکن "
    هرکس نخواهد کاری را انجام دهد
    "بهانه اش را"

  12. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 29 دی 93 [ 13:09]
    تاریخ عضویت
    1393-6-08
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    618
    سطح
    12
    Points: 618, Level: 12
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    9

    تشکرشده 167 در 57 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بنظرم نبینن بهتره یعنی یا یاید زودتر دیدار میکردن یا دیگه الان ضرورتی نداره . همون روز خواستگاری به اتفاق خانوادش بیان. ولی یه نصیحت خواهرانه میکنم هرگز اجازه نده خودش یا خانوادش بفهمن بین شما و مادرتون کوچکترین اختلافی هست . و هرگز فکر نکن کسی در این دنیا بیش از مادرت دوستت خواهد داشت و دلسوزته. همیشه به حمایت و دعای خیر مادر نیازمندی .

  13. کاربر روبرو از پست مفید gelareh55 تشکرکرده است .

    maedeh120 (چهارشنبه 16 مهر 93)

  14. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 95 [ 15:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    3,922
    سطح
    39
    Points: 3,922, Level: 39
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 73.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    94

    تشکرشده 539 در 149 پست

    Rep Power
    43
    Array
    سلام خانوم مائده
    براتون آرزو میکنم بهترینا براتون پیش بیاد... اصلا هم فکر منفی نداشته باش اگر اظطرابت زیاد باشه به مادرتونم منتقل میشه... من نظرم اینه بزار تا دوشنبه با خانوادشون بیان مادرت ببینن ایشونو چیزی نمونده تا دوشنبه... برای این چزا که خونتون کوچیکه و ... هم اصلا نه دربارش فکر کن و نه حساس باش .... هر کسی یه طوری زندگی میکنه خب...بعدشم شما برای این مراسم اینطور استرس داشته باشی به امید خدا همه چیز که خوب پیش رفت واسه مراسمای بزرگتر چی میشی؟؟ پس آروم باش دختر خوب...
    بالاخره الان فامیلا ندونن بعدا که متوجه میشن ... اگر هم خواستن بیان بگین این جلسه صرفا آشناییه ایشالا مراسمای بعدی در خدمتتونیم......... اگر هم نشد و دلخوری پیش اومد شما فقط خونسرد باش چون اگر حساسیت نشون بدی یا غصه بخوری از چهرت مشخص میشه....
    در کل سخت نگیر .. همه دخترا یکم استرسو دارن خلاصه تو این مراسم اما همه چیز خوبه خوب پیش میره ....
    در اخرم امیدوارم هر چی به صلاحته واست پیش بیاد

  15. کاربر روبرو از پست مفید ida bahrami تشکرکرده است .

    maedeh120 (چهارشنبه 16 مهر 93)

  16. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    2,352
    سطح
    29
    Points: 2,352, Level: 29
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registeredSocial
    تشکرها
    1,083

    تشکرشده 1,447 در 508 پست

    Rep Power
    113
    Array
    مرسی دوستای گلم
    گلاره جان ممنون از نظرت اونا میدونن که مامانمو تو ادنیا ازهمه چیز بیشتر دوست دارم
    آیدا جان خیلی لطف کردی ...
    نمیدونم گفتم شاید یه دیدار داشته باشن یه آ؟شنایی ساده زمینه رو بهتر بسازه و فراهم کنه واسه اون شب ...
    به مامانم گفتم استرس دارم گفت نداشته باش بیخودیم به من منتقلش نکن ....
    مامانم این چند روزه برعکس تصورم مهربونه منم سعی میکنم مطیعش باشم
    استرسم بخاطر خانواده هامون ... البته خواهرش که باشه یه دلگرمیه چون خیلی به فکر منه و هوامو داره اون شب نمیدونم چطوی صحبت کرد که مامانم لجازه خواستگاری داد...
    استرس اتفاقایی که نمیدونم قراره بیفته یا اصلا نیفته رو دارم ... مثلا میگم نکنه تا محرم مامانم طولش بده و به بهانه محرم همه چیزو کنسل کنه ...
    هرکس بخواهد کاری را انجام دهد
    "راهش را پیدا میکن "
    هرکس نخواهد کاری را انجام دهد
    "بهانه اش را"


 
صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من شخصیت بسیار ضعیف و بدی دارم
    توسط carameli در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 شهریور 95, 14:30
  2. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 22 مرداد 94, 22:22
  4. به معنای واقعیه کلمه به ته ته خط رسیدم (نمیدونم چرا... )
    توسط Rezaydc در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 بهمن 91, 16:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.