تشکرشده 95 در 52 پست
تشکرشده 7,555 در 2,378 پست
شوهر خوبه. یار خوبه. کسی که بشه ارام جان ادم خوبه. ولی فکر می کنی چند تا از این ادمایی که ازدواج می کنن اینطورین؟ می دونی اگه یه بد گیر ادم بیفته ادم مجبور میشه خفه شه هیچی نگه؟ اونوقت این نق هایی که بابات می زنه به چشمت نمیاد. چون مجبور میشه ادم شباشو هم با یکی تقسیم کنه که نامناسبه واسشو به قول حافظ همصحبت ناجنس عذابی است الیم. پس خودتو با فکر سربار بودنو این چرندیات ازار نده. ازدواج خوبه ولی خوبش.
ببین ما که نخواستیم تو این دنیا باشیم. اونا مارو به دنیا اوردن. اگه ما یه روزی بچه دارشیم مسوول بچه امون میشیم. پدر مادرامونم مسوول مان. پس احساس بدی نداشته باش. اصلا به خودت بگو حالا دو تا نق بابات می زنه جز حقوق پدریشه! ولش کن.
این احساسی که می گی احساس بدبختی رو من خوب درک می کنم. خوب خوب. ولی یه روزی میاد که ناچار میشی خودت و دلت بشینین با هم صحبت کنین و به دلت برسی. پس از الان اینکارو بکن. نه با خودت نه با دلت نه با خونوادت قهر نکن.
شوهر کنی هم باز باید با یه ادم دیگه سرو کله بزنی. فکر می کنی شوهره نق نمی زنه؟ فکر می کنی همه ی شوهرا با زناشون همیشه مثل خانم خونه رفتار می کنن؟ اصلا فکر می کنی هر ازدواجی که می بینی خوبه؟ نه.
اول باید وضعیت موجودمونو درک کنیم و بپذیریم. حقیقت هایی که غیر قابل تغییرنو بپذیریمو باهاشون نجنگیم یا دل ازرده نشیم. بعد با چیزایی که داریم شروع کنیم ذره ذره گام به گام بریم جلو. کسی نمی دونه شاید توی راهمون بتونیم به اون ارامش و خوشحالی که می خوایم برسیم. شاید یه روزی برسه که به خودمون بگیم همه ی رنجایی که کشیدم به این یه لحظه می ارزه.
تو تلاش خودتو بکن. با خودت دوست باش. تنها کسی که همیشه پیش خودته خود خودتی. عزیزترین کسی برای خودت.
ویرایش توسط meinoush : جمعه 08 فروردین 93 در ساعت 20:03
myl (جمعه 08 فروردین 93), salehe92 (جمعه 08 فروردین 93), veis (شنبه 09 فروردین 93), دختر تنهاا (شنبه 09 فروردین 93)
تشکرشده 1,336 در 399 پست
سلام دوستم. خوبی؟
امیدوارم که از دستم ناراحت نشده باشی.
ببین من انها را برای اینکه مثلا بهت کمک کنم گفتم.!
ببین بزار یه چیزی بهت بگم, به خدا تو دنیا هر کسی یه جوری مشکل داره....
و شما تنها نیستی که احساس تنهایی می کنی و.....
ببین والا خودم هم با پدرم یک سری مشکلاتی دارم و خوشحال نیستم ولی مشکلات من یه مدل دیگه است!!!
مثلا پدر من با ازدواج کردنم در حال حاضر کاملا مخالف!!!!! فکر کنم می خواد منو ترشی بندازه!!!!!!
هر وقت صحبت میشه, میگن هنوز زوده و شما به درسات برس و من اصلا جرئت ندارم که چیزی در اینباره بگم... و در نتیجه هیچ خواستگاری هم تا حالا برام نیومده.....
که البته ایشون هم به دلایلی این را میگن که الان در تاپیک شما جاش نیست و....
و خلاصه باید بهت بگم که منم خیلی وقتها احساس تنهایی می کنم و....
ولی زندگی دیگه و پر از فراز و نشیب و کاریش نمیشه کرد و همیشه همه چیز انطور که ما می خوایم نیست و.... سعی می کنم سر خودمو یه جورایی با درس و کتاب و نت و.... گرم کنم....
که البته مدتی خیلی حال و حوصله درس خوندن ندارم و خیلی خیلی خسته و ناراحتم....
ببین ولی با وجود همه مشکلات, اگه بخوای خوش بین باشی, باز هم اگه فکر کنی می بینی که ادم خوشبختی هستی و موارد مختلفی هست که می تونی از بابتش خوشحال باشی..
مثلا اینکه سلامتی و خانواده ات در کنارت هستند و...
بعضی وقتها بعضی از نعمتهایی که داریم خیلی به چشم نمیاد. مثل همین سلامتی...
مثلا, من الان خیلی ناراحتم, چون خواهرم خیلی مریضه و کار خاصی نمی تونم براش بکنم و شب و روز وقتی که تنهام براش گریه می کنم و....
ولی شما باید خدا را خیلی شاکر باشی که خواهرتون سلامت اند و در کنارت هستند و اگه چیزی میگن, از دست شون ناراحت نشو و سعی کن کم کم بهشون نزدیکتر بشی و... به هر حال شما خواهر هم هستین و از گوشت و خون هم هستین و خواهرها هر چه قدر هم که با هم جر و بحث کنند ولی ته دلشون عاشق هم هستند. شما هم اگه سعی کنی, شاید بتونی کم کم با خواهرت رابطه گرم تری را بر قرار کنی....و کمتر احساس تنهایی کنی.....
و به قول مدیر همدردی: " زندگی مدرسه حل مشکلات" ..... امیدوارم که شاگرد اول این مدرسه بشی...
و راستی انشالله که زودتر تابلو فرش را هم تمام کنی
http://i.123g.us/c/flwr_roses/card/306924.gif
«آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.
« من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »
« مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »
http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg
دختر تنهاا (شنبه 09 فروردین 93)
تشکرشده 97 در 31 پست
ممنون که همراهیم میکنی
حرفات درسته دوست خوب من شوهرم باید خوب باشه نه اینکه فقط شوهر باشه
درسته زندگی بالا پایین داره این نیست بگم من وقتی شوهر کنم همیشه همه روزام خوب وعالی بالاخره تو هر زندگی دعوا وقهر هست ولی اینا خودشم نمک زندگیه وقتی بعدش اشتی میکنی
من الحمدالله هرازدواجی دوروبرم میبینم شاید ایده ال نباشه ولی تقریبا خوبه از زندگیشون راضین
البته اگه از متاهلا بپرسی میگن مجردی بهتره چون خودشون خرشون از پل گذشته وگرنه اونا هم مجرد بودن دنبال این بودن که ازدواج کنن
بالاخره ازدواج یک قسمت از زندگیه وخود خدا اینو قرار داده که مرد وزن درکنار هم به ارامش برسن
پس باید خودشم شرایط واسبابشم جور کنه
تا هیچ کی تنها نمونه
درسته پدر مادر مسئول زندگی بچه هستن ولی خب وظیفشون اینه بچه رو بزرگ کنن وبعدش سروسامون بدن
چرا باید همیشه جنبه منفی قضیه رو نگاه کنیم اگر بتونی یه ازدواج خوب داشته باشی خیلی بهتر از مجرد بودنه واین ازدواج خوب بسته به انتخابت تحقیقات ویک سری چیزای خوب داره من همیشه جنبه مثبت ازدواجو میبینم که یکی کنارم باشه دوستم داشته باشه بهم محبت کنه باهم همه جا بریم تو همه چیز کنار هم باشیم من اینارو میخام..
ممنون از حرفات
- - - Updated - - -
سلام خانوم خوب خوبی ممنون از اینکه همراهیم میکنی
ناراحت واسه چی اتفاقا خوشحال میشم دوستان نظر میدن وبه فکرم هستن خیلی هم خوشحال میشم
میدونم عزیزم همه مشکل دارن وخیلی ها مشکلشون حاد تر ازمنه توهمین مسئله ازدواج ولی خب هرکی میتونه مشکل خودشو فقط بفهمه چون جای دیگری ودر شرایط اون نیست
مشکل من نداشتن خواستگار هست واین مهمترین مشکل زندگیمه که نمیدونم به چه علته حداقل اگر دلیلشو میدونستم باهاش کنار میومدم ولی دلیلشم نمیدونم
البته شاید اگر یه رابطه عشقی نداشتم اصلا مجرد بودنم اذیتم نمیکرد
احساس بدبختی میکنم به خاظر اینکه لااقل نمیتونم تو جمع بین بقیه پز بدم که منم خواستگار داشتمو رد کردم شاید نفهمی من چی میگم مثلا وقتی تو جمع دخترا بحث میشه که مثلا فلان خواستگارمو به این دلیل رد کردم نمیدونم من چی باید بگم ..
همین چند شب پیش با دختر خاله هام ودختر داییم دور هم بودیم دختر خالم که دوسالی از خودم بزگتره داشت از خواستگاراش میگقت من مونده بودم چی بگم همیناس که اذیتم میکنه
شاید از نظر شما وبقیه دوستان مسخره هم باشه ولی از نظر من خیلی مسئله داره
خواهر من تو21سالگی ازدواج کرد دختر خالم ازم پرسید پس چطور تو تا این سن مجرد هستی بهش گفتم قسمتم بوده چی میخاستم بگم بگم خواستگاری ندارم از نظر من اینا واسم مشکله طعنه وکنایه دیگران خانوادم
من بعضی وقتا با خودم میگم
نکنه اصلا اخواستگاری نداشته باشم نکنه واسه همیشه تنها بمونم این فکراس که ادمو داغون میکنه به
ت گفتم شرایط خانواده وفامیل ما جوریه که یه دختر با ازدواج کامل میشه
وبه یه دختر مجرد تقریبا هیچ بهایی نمیدن درواقع ادم حسابش نمیکنن
من با خواهرم رابطه خیلی خوبی دارم خیلی با هم خوبیم فقط تو مورد ازدواج مسخرم میکنه که بهم برمیخوره ولی چیزی بهش نمیگم
ببین ما اکثر دخترامون تو فامیل خواستگار داشتن یا دارن فقط منم که خواستگاری ندارم
از یه طرف دلم واسه خودم میسوزه از یه طرف واسه مامام بابام که نمیدونن در جواب دیگران چی باید بگن
به مامانم میگم خب واسم نذر کن دعا بخون میگه به خدا هم نذر میکنم هم دعا میخونم ولی خب قسمت نیست اینجوری بیشتر داغون میشم همیشه میگن دعای مادر رد خور نداره ولی دعای مادر منه بی جواب میمونه
اینقدر دلم واسش میسوزه که منتظره من ازدواج کنم واسم دعا میکنه ولی جوابی نمیگیره دل اینارو چیکار کنم مگه میشه با درس ومشغول کردن خودم اینارو خوشحال کنم اینافقط با ازدواجه منه که خوشحال میشن ولی خدا نمیدونم چرا جوابی نمیده
جواب دعای مادرمو
من از اولین خواستگاری که داشتم الان هفت سال یا هشت ساله میگذره بنده خدا دیگه به چی امید داشته باشن حتما با خودشون میگن اینکه تا این سن خواستگار نداشته حتما دیگه نخواهد داشت
ایناس که داغونم میکنه احساس بدبختی میکنم
![]()
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
چون گفتی می خوام پست را حذف کنم، بدون اسم نقل قول کردم.یادم رفت اینو بگم که با همه اینا به اندازه تو نا امید نیستم.
حتی چند تا تیکه کوچولو طلا خریدم که اگه ازدواج کردم بدم مامانم اینا سر مراسم عقد و ... بهم بدن . چون می دونم اونا بهم کادو نمیدن. یعنی شاید هم ندارن یه جورایی . به هر حال نمی خوام از اول چهره بدی ازشون تو ذهن همسر آینده م بیاد.
حیف تو دختر نباشه که پسری بخاطر این که خانواده اش کمک مالی بهش نمی کنند، می رنجوندت و می گه من نمی تونم با تو ازدواج کنم، برو ...
دختر اینقدر فهمیده و قانع و خانم
پسر حتی جرات نداره روی پای خودش وایسه و زن بگیره![]()
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
این تاپیک از ظرفیت مجاز عبور کرده
دختر تنها بهتر هست که راهکارهای داده شده را جمع بندی کنی و بهه ربگیری و اگر سئوالی جدی و مهم داشتی تاپیک باز کنی
موفق باشی
sanjab (یکشنبه 10 فروردین 93)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)