به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 6 نخستنخست 123456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 62

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 22:49]
    تاریخ عضویت
    1393-1-04
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    3,729
    سطح
    38
    Points: 3,729, Level: 38
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    193

    تشکرشده 95 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها
    منم هیچ وقت خواستگار رسمی نداشتم
    با وجود اینکه خوش برخوردم ، تحصیلات خوب ، شغل مناسب و ظاهر معمولی و خانواده خوب و .....
    تو که سن و سالی نداری. من داره میشه 29 سالم و فقط یه خواستگار داشتم که نذاشتم بیاد خونه مون. چون ازش بدم می اومد و السلام
    زیاد هم به خوندن دعاها اعتقاد ندارم. خودم با زبون خودم دارم به خدا میگم دیگه. اگه بخواد خودش کاری می کنه ، نخواد هم که ...

    خانواده من هم از این تیکه ها که بهت میندازن زیاد دارن. مثلا بابای منم همیشه میگه دختر فلانی چقدر مشتری داره و ....
    یا اون موقع که خواهرم مجرد بود به مامانم می گفت خودش عرضه نداره بگرده یکیو پیدا کنه و از این حرفا....

    الانم با اینکه من 29 ساه ام ، اون بار که حرف یه خواستگار شده بود ، به مامانم گفته بود ردشون کن. هروقت خودش کار کرد و پول داشت بذاره خواستگار بیاد. من ندارم که براش خرج کنم.

    یه بار هم که با من بحثش شده بود ، می گفت بزرگت کردم دیگه. بذار برو از این خونه .... از این طرفم که خواستگار ندارم و داشته باشم هم فعلا پول ندارم ....

    حساب که کردم باید حدود سی چهل میلیون پول جمع کنم که بتونم ازدواج کنم.
    ازدواج همش خرجه. از اون حلقه خریدن دامادی بگیر تااااااا جهیزیه و .....

    خلاصه اینکه حرفام بی سر و ته بود. فقط درد دل کردم که بدونی وضعیت های بدتر از تو هم زیاده .

    زیاد نگران نباش

    من بعدا میدم این پست رو حذف کنن. چون دوس نداشتم حرفای این مدلی بگم. ولی خب گفتم که شاید آروم بشی.

    - - - Updated - - -

    یادم رفت اینو بگم که با همه اینا به اندازه تو نا امید نیستم.
    حتی چند تا تیکه کوچولو طلا خریدم که اگه ازدواج کردم بدم مامانم اینا سر مراسم عقد و ... بهم بدن . چون می دونم اونا بهم کادو نمیدن. یعنی شاید هم ندارن یه جورایی . به هر حال نمی خوام از اول چهره بدی ازشون تو ذهن همسر آینده م بیاد.
    آخی ،خداییش دلم ریش شد اینایی که گفتی .برات آرزوی بهترینها رو دارم.خدا خودش کمک کنه به همه جوانها.

  2. 2 کاربر از پست مفید myl تشکرکرده اند .

    salehe92 (جمعه 08 فروردین 93), veis (شنبه 09 فروردین 93)

  3. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    شوهر خوبه. یار خوبه. کسی که بشه ارام جان ادم خوبه. ولی فکر می کنی چند تا از این ادمایی که ازدواج می کنن اینطورین؟ می دونی اگه یه بد گیر ادم بیفته ادم مجبور میشه خفه شه هیچی نگه؟ اونوقت این نق هایی که بابات می زنه به چشمت نمیاد. چون مجبور میشه ادم شباشو هم با یکی تقسیم کنه که نامناسبه واسشو به قول حافظ همصحبت ناجنس عذابی است الیم. پس خودتو با فکر سربار بودنو این چرندیات ازار نده. ازدواج خوبه ولی خوبش.
    ببین ما که نخواستیم تو این دنیا باشیم. اونا مارو به دنیا اوردن. اگه ما یه روزی بچه دارشیم مسوول بچه امون میشیم. پدر مادرامونم مسوول مان. پس احساس بدی نداشته باش. اصلا به خودت بگو حالا دو تا نق بابات می زنه جز حقوق پدریشه! ولش کن.
    این احساسی که می گی احساس بدبختی رو من خوب درک می کنم. خوب خوب. ولی یه روزی میاد که ناچار میشی خودت و دلت بشینین با هم صحبت کنین و به دلت برسی. پس از الان اینکارو بکن. نه با خودت نه با دلت نه با خونوادت قهر نکن.
    شوهر کنی هم باز باید با یه ادم دیگه سرو کله بزنی. فکر می کنی شوهره نق نمی زنه؟ فکر می کنی همه ی شوهرا با زناشون همیشه مثل خانم خونه رفتار می کنن؟ اصلا فکر می کنی هر ازدواجی که می بینی خوبه؟ نه.

    اول باید وضعیت موجودمونو درک کنیم و بپذیریم. حقیقت هایی که غیر قابل تغییرنو بپذیریمو باهاشون نجنگیم یا دل ازرده نشیم. بعد با چیزایی که داریم شروع کنیم ذره ذره گام به گام بریم جلو. کسی نمی دونه شاید توی راهمون بتونیم به اون ارامش و خوشحالی که می خوایم برسیم. شاید یه روزی برسه که به خودمون بگیم همه ی رنجایی که کشیدم به این یه لحظه می ارزه.
    تو تلاش خودتو بکن. با خودت دوست باش. تنها کسی که همیشه پیش خودته خود خودتی. عزیزترین کسی برای خودت.
    ویرایش توسط meinoush : جمعه 08 فروردین 93 در ساعت 20:03

  4. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    myl (جمعه 08 فروردین 93), salehe92 (جمعه 08 فروردین 93), veis (شنبه 09 فروردین 93), دختر تنهاا (شنبه 09 فروردین 93)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام دوستم. خوبی؟
    امیدوارم که از دستم ناراحت نشده باشی.
    ببین من انها را برای اینکه مثلا بهت کمک کنم گفتم.!
    ببین بزار یه چیزی بهت بگم, به خدا تو دنیا هر کسی یه جوری مشکل داره....
    و شما تنها نیستی که احساس تنهایی می کنی و.....
    ببین والا خودم هم با پدرم یک سری مشکلاتی دارم و خوشحال نیستم ولی مشکلات من یه مدل دیگه است!!!
    مثلا پدر من با ازدواج کردنم در حال حاضر کاملا مخالف!!!!! فکر کنم می خواد منو ترشی بندازه!!!!!!
    هر وقت صحبت میشه, میگن هنوز زوده و شما به درسات برس و من اصلا جرئت ندارم که چیزی در اینباره بگم... و در نتیجه هیچ خواستگاری هم تا حالا برام نیومده.....
    که البته ایشون هم به دلایلی این را میگن که الان در تاپیک شما جاش نیست و....
    و خلاصه باید بهت بگم که منم خیلی وقتها احساس تنهایی می کنم و....
    ولی زندگی دیگه و پر از فراز و نشیب و کاریش نمیشه کرد و همیشه همه چیز انطور که ما می خوایم نیست و.... سعی می کنم سر خودمو یه جورایی با درس و کتاب و نت و.... گرم کنم....
    که البته مدتی خیلی حال و حوصله درس خوندن ندارم و خیلی خیلی خسته و ناراحتم....
    ببین ولی با وجود همه مشکلات, اگه بخوای خوش بین باشی, باز هم اگه فکر کنی می بینی که ادم خوشبختی هستی و موارد مختلفی هست که می تونی از بابتش خوشحال باشی..
    مثلا اینکه سلامتی و خانواده ات در کنارت هستند و...
    بعضی وقتها بعضی از نعمتهایی که داریم خیلی به چشم نمیاد. مثل همین سلامتی...
    مثلا, من الان خیلی ناراحتم, چون خواهرم خیلی مریضه و کار خاصی نمی تونم براش بکنم و شب و روز وقتی که تنهام براش گریه می کنم و....
    ولی شما باید خدا را خیلی شاکر باشی که خواهرتون سلامت اند و در کنارت هستند و اگه چیزی میگن, از دست شون ناراحت نشو و سعی کن کم کم بهشون نزدیکتر بشی و... به هر حال شما خواهر هم هستین و از گوشت و خون هم هستین و خواهرها هر چه قدر هم که با هم جر و بحث کنند ولی ته دلشون عاشق هم هستند. شما هم اگه سعی کنی, شاید بتونی کم کم با خواهرت رابطه گرم تری را بر قرار کنی....و کمتر احساس تنهایی کنی.....
    و به قول مدیر همدردی: " زندگی مدرسه حل مشکلات" ..... امیدوارم که شاگرد اول این مدرسه بشی...
    و راستی انشالله که زودتر تابلو فرش را هم تمام کنی
    http://i.123g.us/c/flwr_roses/card/306924.gif


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg


  6. کاربر روبرو از پست مفید salehe92 تشکرکرده است .

    دختر تنهاا (شنبه 09 فروردین 93)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 95 [ 21:29]
    تاریخ عضویت
    1392-12-14
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    2,748
    سطح
    31
    Points: 2,748, Level: 31
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 97 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    شوهر خوبه. یار خوبه. کسی که بشه ارام جان ادم خوبه. ولی فکر می کنی چند تا از این ادمایی که ازدواج می کنن اینطورین؟ می دونی اگه یه بد گیر ادم بیفته ادم مجبور میشه خفه شه هیچی نگه؟ اونوقت این نق هایی که بابات می زنه به چشمت نمیاد. چون مجبور میشه ادم شباشو هم با یکی تقسیم کنه که نامناسبه واسشو به قول حافظ همصحبت ناجنس عذابی است الیم. پس خودتو با فکر سربار بودنو این چرندیات ازار نده. ازدواج خوبه ولی خوبش.
    ببین ما که نخواستیم تو این دنیا باشیم. اونا مارو به دنیا اوردن. اگه ما یه روزی بچه دارشیم مسوول بچه امون میشیم. پدر مادرامونم مسوول مان. پس احساس بدی نداشته باش. اصلا به خودت بگو حالا دو تا نق بابات می زنه جز حقوق پدریشه! ولش کن.
    این احساسی که می گی احساس بدبختی رو من خوب درک می کنم. خوب خوب. ولی یه روزی میاد که ناچار میشی خودت و دلت بشینین با هم صحبت کنین و به دلت برسی. پس از الان اینکارو بکن. نه با خودت نه با دلت نه با خونوادت قهر نکن.
    شوهر کنی هم باز باید با یه ادم دیگه سرو کله بزنی. فکر می کنی شوهره نق نمی زنه؟ فکر می کنی همه ی شوهرا با زناشون همیشه مثل خانم خونه رفتار می کنن؟ اصلا فکر می کنی هر ازدواجی که می بینی خوبه؟ نه.

    اول باید وضعیت موجودمونو درک کنیم و بپذیریم. حقیقت هایی که غیر قابل تغییرنو بپذیریمو باهاشون نجنگیم یا دل ازرده نشیم. بعد با چیزایی که داریم شروع کنیم ذره ذره گام به گام بریم جلو. کسی نمی دونه شاید توی راهمون بتونیم به اون ارامش و خوشحالی که می خوایم برسیم. شاید یه روزی برسه که به خودمون بگیم همه ی رنجایی که کشیدم به این یه لحظه می ارزه.
    تو تلاش خودتو بکن. با خودت دوست باش. تنها کسی که همیشه پیش خودته خود خودتی. عزیزترین کسی برای خودت.
    ممنون که همراهیم میکنی
    حرفات درسته دوست خوب من شوهرم باید خوب باشه نه اینکه فقط شوهر باشه
    درسته زندگی بالا پایین داره این نیست بگم من وقتی شوهر کنم همیشه همه روزام خوب وعالی بالاخره تو هر زندگی دعوا وقهر هست ولی اینا خودشم نمک زندگیه وقتی بعدش اشتی میکنی
    من الحمدالله هرازدواجی دوروبرم میبینم شاید ایده ال نباشه ولی تقریبا خوبه از زندگیشون راضین
    البته اگه از متاهلا بپرسی میگن مجردی بهتره چون خودشون خرشون از پل گذشته وگرنه اونا هم مجرد بودن دنبال این بودن که ازدواج کنن
    بالاخره ازدواج یک قسمت از زندگیه وخود خدا اینو قرار داده که مرد وزن درکنار هم به ارامش برسن
    پس باید خودشم شرایط واسبابشم جور کنه
    تا هیچ کی تنها نمونه
    درسته پدر مادر مسئول زندگی بچه هستن ولی خب وظیفشون اینه بچه رو بزرگ کنن وبعدش سروسامون بدن
    چرا باید همیشه جنبه منفی قضیه رو نگاه کنیم اگر بتونی یه ازدواج خوب داشته باشی خیلی بهتر از مجرد بودنه واین ازدواج خوب بسته به انتخابت تحقیقات ویک سری چیزای خوب داره من همیشه جنبه مثبت ازدواجو میبینم که یکی کنارم باشه دوستم داشته باشه بهم محبت کنه باهم همه جا بریم تو همه چیز کنار هم باشیم من اینارو میخام..



    ممنون از حرفات

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط salehe92 نمایش پست ها
    سلام دوستم. خوبی؟

    امیدوارم که از دستم ناراحت نشده باشی.
    ببین من انها را برای اینکه مثلا بهت کمک کنم گفتم.!
    ببین بزار یه چیزی بهت بگم, به خدا تو دنیا هر کسی یه جوری مشکل داره....
    و شما تنها نیستی که احساس تنهایی می کنی و.....
    ببین والا خودم هم با پدرم یک سری مشکلاتی دارم و خوشحال نیستم ولی مشکلات من یه مدل دیگه است!!!
    مثلا پدر من با ازدواج کردنم در حال حاضر کاملا مخالف!!!!! فکر کنم می خواد منو ترشی بندازه!!!!!!
    هر وقت صحبت میشه, میگن هنوز زوده و شما به درسات برس و من اصلا جرئت ندارم که چیزی در اینباره بگم... و در نتیجه هیچ خواستگاری هم تا حالا برام نیومده.....
    که البته ایشون هم به دلایلی این را میگن که الان در تاپیک شما جاش نیست و....
    و خلاصه باید بهت بگم که منم خیلی وقتها احساس تنهایی می کنم و....
    ولی زندگی دیگه و پر از فراز و نشیب و کاریش نمیشه کرد و همیشه همه چیز انطور که ما می خوایم نیست و.... سعی می کنم سر خودمو یه جورایی با درس و کتاب و نت و.... گرم کنم....
    که البته مدتی خیلی حال و حوصله درس خوندن ندارم و خیلی خیلی خسته و ناراحتم....
    ببین ولی با وجود همه مشکلات, اگه بخوای خوش بین باشی, باز هم اگه فکر کنی می بینی که ادم خوشبختی هستی و موارد مختلفی هست که می تونی از بابتش خوشحال باشی..
    مثلا اینکه سلامتی و خانواده ات در کنارت هستند و...
    بعضی وقتها بعضی از نعمتهایی که داریم خیلی به چشم نمیاد. مثل همین سلامتی...
    مثلا, من الان خیلی ناراحتم, چون خواهرم خیلی مریضه و کار خاصی نمی تونم براش بکنم و شب و روز وقتی که تنهام براش گریه می کنم و....
    ولی شما باید خدا را خیلی شاکر باشی که خواهرتون سلامت اند و در کنارت هستند و اگه چیزی میگن, از دست شون ناراحت نشو و سعی کن کم کم بهشون نزدیکتر بشی و... به هر حال شما خواهر هم هستین و از گوشت و خون هم هستین و خواهرها هر چه قدر هم که با هم جر و بحث کنند ولی ته دلشون عاشق هم هستند. شما هم اگه سعی کنی, شاید بتونی کم کم با خواهرت رابطه گرم تری را بر قرار کنی....و کمتر احساس تنهایی کنی.....
    و به قول مدیر همدردی: " زندگی مدرسه حل مشکلات" ..... امیدوارم که شاگرد اول این مدرسه بشی...
    و راستی انشالله که زودتر تابلو فرش را هم تمام کنی
    http://i.123g.us/c/flwr_roses/card/306924.gif
    سلام خانوم خوب خوبی ممنون از اینکه همراهیم میکنی
    ناراحت واسه چی اتفاقا خوشحال میشم دوستان نظر میدن وبه فکرم هستن خیلی هم خوشحال میشم
    میدونم عزیزم همه مشکل دارن وخیلی ها مشکلشون حاد تر ازمنه توهمین مسئله ازدواج ولی خب هرکی میتونه مشکل خودشو فقط بفهمه چون جای دیگری ودر شرایط اون نیست
    مشکل من نداشتن خواستگار هست واین مهمترین مشکل زندگیمه که نمیدونم به چه علته حداقل اگر دلیلشو میدونستم باهاش کنار میومدم ولی دلیلشم نمیدونم
    البته شاید اگر یه رابطه عشقی نداشتم اصلا مجرد بودنم اذیتم نمیکرد
    احساس بدبختی میکنم به خاظر اینکه لااقل نمیتونم تو جمع بین بقیه پز بدم که منم خواستگار داشتمو رد کردم شاید نفهمی من چی میگم مثلا وقتی تو جمع دخترا بحث میشه که مثلا فلان خواستگارمو به این دلیل رد کردم نمیدونم من چی باید بگم ..
    همین چند شب پیش با دختر خاله هام ودختر داییم دور هم بودیم دختر خالم که دوسالی از خودم بزگتره داشت از خواستگاراش میگقت من مونده بودم چی بگم همیناس که اذیتم میکنه
    شاید از نظر شما وبقیه دوستان مسخره هم باشه ولی از نظر من خیلی مسئله داره
    خواهر من تو21سالگی ازدواج کرد دختر خالم ازم پرسید پس چطور تو تا این سن مجرد هستی بهش گفتم قسمتم بوده چی میخاستم بگم بگم خواستگاری ندارم از نظر من اینا واسم مشکله طعنه وکنایه دیگران خانوادم
    من بعضی وقتا با خودم میگم
    نکنه اصلا اخواستگاری نداشته باشم نکنه واسه همیشه تنها بمونم این فکراس که ادمو داغون میکنه به
    ت گفتم شرایط خانواده وفامیل ما جوریه که یه دختر با ازدواج کامل میشه
    وبه یه دختر مجرد تقریبا هیچ بهایی نمیدن درواقع ادم حسابش نمیکنن
    من با خواهرم رابطه خیلی خوبی دارم خیلی با هم خوبیم فقط تو مورد ازدواج مسخرم میکنه که بهم برمیخوره ولی چیزی بهش نمیگم
    ببین ما اکثر دخترامون تو فامیل خواستگار داشتن یا دارن فقط منم که خواستگاری ندارم
    از یه طرف دلم واسه خودم میسوزه از یه طرف واسه مامام بابام که نمیدونن در جواب دیگران چی باید بگن
    به مامانم میگم خب واسم نذر کن دعا بخون میگه به خدا هم نذر میکنم هم دعا میخونم ولی خب قسمت نیست اینجوری بیشتر داغون میشم همیشه میگن دعای مادر رد خور نداره ولی دعای مادر منه بی جواب میمونه
    اینقدر دلم واسش میسوزه که منتظره من ازدواج کنم واسم دعا میکنه ولی جوابی نمیگیره دل اینارو چیکار کنم مگه میشه با درس ومشغول کردن خودم اینارو خوشحال کنم اینافقط با ازدواجه منه که خوشحال میشن ولی خدا نمیدونم چرا جوابی نمیده
    جواب دعای مادرمو
    من از اولین خواستگاری که داشتم الان هفت سال یا هشت ساله میگذره بنده خدا دیگه به چی امید داشته باشن حتما با خودشون میگن اینکه تا این سن خواستگار نداشته حتما دیگه نخواهد داشت
    ایناس که داغونم میکنه احساس بدبختی میکنم

  8. 3 کاربر از پست مفید دختر تنهاا تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 09 فروردین 93), myl (شنبه 09 فروردین 93), salehe92 (یکشنبه 10 فروردین 93)

  9. #5
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    یادم رفت اینو بگم که با همه اینا به اندازه تو نا امید نیستم.
    حتی چند تا تیکه کوچولو طلا خریدم که اگه ازدواج کردم بدم مامانم اینا سر مراسم عقد و ... بهم بدن . چون می دونم اونا بهم کادو نمیدن. یعنی شاید هم ندارن یه جورایی . به هر حال نمی خوام از اول چهره بدی ازشون تو ذهن همسر آینده م بیاد.
    چون گفتی می خوام پست را حذف کنم، بدون اسم نقل قول کردم.
    حیف تو دختر نباشه که پسری بخاطر این که خانواده اش کمک مالی بهش نمی کنند، می رنجوندت و می گه من نمی تونم با تو ازدواج کنم، برو ...
    دختر اینقدر فهمیده و قانع و خانم
    پسر حتی جرات نداره روی پای خودش وایسه و زن بگیره
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  10. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    myl (جمعه 08 فروردین 93), salehe92 (جمعه 08 فروردین 93)

  11. #6
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    این تاپیک از ظرفیت مجاز عبور کرده

    دختر تنها بهتر هست که راهکارهای داده شده را جمع بندی کنی و بهه ربگیری و اگر سئوالی جدی و مهم داشتی تاپیک باز کنی


    موفق باشی





  12. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    sanjab (یکشنبه 10 فروردین 93)


 
صفحه 6 از 6 نخستنخست 123456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.