نه دیگه نشد هنو لذت اون کار درت هس تا لذت با اون بودن به خاک سپرده نشه وضع همینه..
فقط به شوهرت بفکر!
تشکرشده 825 در 209 پست
نه دیگه نشد هنو لذت اون کار درت هس تا لذت با اون بودن به خاک سپرده نشه وضع همینه..
فقط به شوهرت بفکر!
tamanaye man(جمعه 07 تیر 92)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
هنوز همسر این آقا هستی و توی زندگی اش هستی اونوقت یا از لذت رابطه با مرد دیگه حرف میزنی یا موضوع نگرانی ات میشه ازدواج ات با مرد دیگه.
هنوز خودت رو همون دختر دبیرستانی می بینی که بی هیچ قیدی بره جلو به یه پسره بگه ازت خوشم اومده و بعدشم رابطه و...
کل زمان ارتباط خیانت آمیزت با اون مرد دوم، دو هفته بوده اونوقت من نمیدونم چطور یک زن متاهل که نه! اصلن یک زن مجرد چطور کلهم توی دو هفته اینطور در برابر یک مردی وا میده!
من کمترین تاسف و پشیمانی از خیانت ات توی کلام ات نمی بینم! کلامت خیلی وقیح و بی پروا و لا ابالی است و هیچ تعهد همسرانه ای توش نیست!
خیانت ات رو سوتی عنوان میکنی!
تو که یه دم بدون مرد و رابطه جنسی نمیتونی زندگی کنی، میترسم از این مرد طلاق بگیری اونوقت ....
متاسفانه این همسر متعهد و مذهبی همانطور که گفتی، از سر تو زیاده!
تو دنبال لذت های آنی و بدون تلاش و بی زحمت هستی، خوب راهش هم همونه که بری توی بساط مردانی که بهت نگاه ابزاری دارند و اتفاقا به لحاظ لذت جنسی چیزی برات کم نمی گذارند اما ...
شاید حقش بود همسرت خیانت ات رو علنی میکرد و خودش رو هم از زندگیت میکشید کنار اونوقت تو * زمان از دست نمی دادی* و میتونستی هر چه سریعتر بری پی خوش گذرانی هات!
اما این مرد اونقدر شرف داره، که حتی به رغم آگاهی از این خیانت، پا روی همه احساس انزجار و تنفرش از رفتار هنجار شکنانه شما بگذاره و آبروی شما رو نبره، شما رو طرد نکنه و صبر کنه ببینه وضعیت این زندگی چی میشه.
شاید اگر میتوانست تاسف و پشیمانی از این اشتباه را در شما ببینه و میتوانستی با رفتارهای عاشقانه به ایشان اطمینان بدهی که امانتدار خوبی برای عشق و همسری ایشان هستی و حریم و چارچوب زندگی را آنطور که شایسته است بعنوان یک زن حفظ میکنی، میشد همان مرد عاشق و گرم سابق که میخواستی.
اما:
اصلا با اون خوب نبودم از لحاظ جنسی ولی پسرای دیگه واسم جذبه جنسی داشتن
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
ویرایش توسط بی دل : جمعه 07 تیر 92 در ساعت 22:09
del (شنبه 08 تیر 92), saraamini (پنجشنبه 13 تیر 92), گل آرا (یکشنبه 09 تیر 92), مسافر تنها (دوشنبه 22 مهر 92), ارمیا (دوشنبه 10 تیر 92), شمیم الزهرا (جمعه 07 تیر 92)
تشکرشده 5 در 5 پست
خودم هم ادم تنوع طلبی هم هستم دوست داشتم پسر باشم یگه داداشم چند تا دوست دختر داشت منم دلم می خواست مثل اون چند تا دوست پسر داشته باشم
تشکرشده 833 در 318 پست
خدا وکیلی حق داره اون بنده خدا(منظورم شوهرتونه)با این یه جمله کل شخصیتتونو نشون دادید،من اگه جای شوهر شما بودم یه ثانیه هم نمیتونستم باهاتون زندگی کنم،حق داره جذبه جنسی هم براش نداشته باشید،همین یه جمله که نوشتید که من ادم تنوع طلبی هستم کافیه که نشون بده مطمئنا به یه نفر وفادار نمیمونید و نه تنها با این اقا بلکه با هر کس دیگه هم ازدواج میکردید زندگیتون میتونست مثل الان باشه،به نظرم فکر تغییر تو شخصصیتتون باشید،شوهر شما بعید میدونم مشکل داشته باشه مشکل از شماست
ارمیا (دوشنبه 10 تیر 92)
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
مهتاب خانم من با یه چنین مشکلی ازنزدیک روبرو بودم.زنی که به شوهرش خیانت کردمثل شما فامیل دختردایی پسرعمه؛توی سن ۱۶ازدواج کردن وبعدش یه دختر دیگه باعث شد تا دوست پسر داشتن برای این زن جذاب بشه.۷سال به شوهرش خیانت کردوخیلی ماجراهای دیگه.اول من متوجه شدم.بعدا خودش با اشتباهاش باعث شد شوهرش بفهمه ولی شوهرش فکردفقط یه ماه بایه نفر رابطه داشته.منم چیزی نگفتم تاباهم زندگی کنن.زنش بهم گفت گریه میکردومیگفت فکرنمیکرده الان روسپی شده او فکرمیکر حق بیشتری از زندگی داشته.اما شوهرش بعد از۶ماه ازاین قضیه گذشت نتونست کناربیادطلاقش داد.به من میگفت بدم ازقیافش میاد براش سخت بود بپذیره یکی دیگه قیافه لخت زنشو(ببخشید فقط خواستم بیشترمشکلتو درک کنی )بعدازکلی سختی وریاضت که کشیدن شوهرش بعدازازدواج با یه دختر دیگه،عاشق زن قبلی شد ازاول هم همدیگه رو دوس داشتن ولی نتونسته بودن درست ابرازکنن. _شماسن کم باهم رابطه داشتید بعدازدانشگاه وبالارفتن سن دست به مقایسه زدیدمردهای شادومنعطف دیگه بایه شوهرمذهبی،ازطرف دیگه متعهد بودن شوهرتون روتحسین میکنید ومیدونید مردهای جذاب دیگه شاید به اندازه شوهرتون متعهد نباشن واینجا تناقض شروع میشه بمونم یانمونم_اون مرد که دوهفته باهاش رابطه داشتید چون تعهدی به شما نداشته خیلی راحت تونسته اونی که نیست روبه نمایش بذاره وقاپ شماروبدزده اگه زنش میشدی شخصیت واقعیش شوکت میکرد._شرایط تلخ فعلی ومحرومیت نسبی سکسی باشوهرت باعث میشه خاطره سکس با اون مردبسیارجذاب ترورویایی ترازواقعیتش بیاد به ذهنت_ظاهرا شوهرت پیش زمینه های سکس رو خوب بجا نمیاره ویه کم نامنعطف هست،الان باهم یک معامله ناخودآگاه کردیداون رازو نگه داره وبکسی چیزی نگه شماهم تحملش کنیدوتغییری این وسط اتفاق نیفته_اوبه زعم خودش به غیرتش برمیخوره بره مشاوره بگه زنم خیانت کرده.تاکید زیادش برچادر برای شمانشانه اینه که هنوزبهت اعتماد نداره وپوشیدنش برای شما نشانه صحه بربی اعتمادی(به زعم شما)به نظرمن هردو شما نیازبه تغییر وتجدیدنظر در رفتارهاتون دارید به هرطریقی شوهرتو راضی کن بره مشاوره حداقل سه ماه به مشاوره مداوم نیاز دارید.بیخیال تنوع طلبی شو عاقبت بسیاربدی داره اینو به تجربه زنی که گفتم باسه زن بسیارزیباوسیاستمدار دیگه که باهم بودن میگم به چشم خودم خواری وخفتشون رودیدم.
ارمیا (دوشنبه 10 تیر 92)
تشکرشده 5 در 5 پست
مشکل اصلی ما هم همین است بدن من جذابیتی برای او نداره اون می گه تلاشمو کردم ولی بیشتر از این زندگی از من انتظار نداشته باش
کوچکترین مشکلی که پیش میاد همه چیز میاد جلو چشممون چادر هم می زنم
من خودم از ته دل به این نتیجه رسید م که این زندگی باید تموم شه چون هم اون هم من فقط داریم خودمون رو اذیت می کنیم
ولی راهی نیست خونواده ها ازمون نمی گذرند من جایی پیش خانوادم ندارم به نظر شما چه بهانه ایی می تونیم بیاریم ما تو شهر کوچیکی هستیم تا حالا یک طلاق هم تو فامیل نداشتیم
- - - Updated - - -
بعد طلاق چی می شه ؟
من می خوا ماین خاطرات و زندگی رو فراموش کنم تنها راحش هم طلاق
می دونم هیچ وقت همسری بهتر از این پیدا نمی کنم ولی ترجیخ می دم با یک کاگر که خودش ازم خواستگار کرده و سوتی از من نداشته باشه زندگی کنم
کارگر هم نمی یاد زن مطلقه بگیره خونوادم پدر برادرام کوچیک می شن با این کار تو فامیل نمی دونم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
- - - Updated - - -
نمیاد هیچ وقت بریم مشاوره می گه در موردش اصلا حرف نزن زندگی کن ولی چه زندگی
- - - Updated - - -
چه بهانه منطقی می تونیم بیاریم که طلاق بگیریم
- - - Updated - - -
همه فکر می کنن ما بهترین زوج عاشقترین زوج همه به زندگی ما غبطه می خورن ما رو مثال می زنن نمی دونن زندگیمون چه زهر ماریه
فقط پارسال 2 تاخونواده خودمون متوجه شدن که مشکل داریم
تشکرشده 5 در 5 پست
محتاجیم به دعا
تشکرشده 825 در 209 پست
مهتاب جان از خودت بگو چه خصوصیات مثبت و منفی داری؟همچنین از همسرت؟
اگه چادر میذاری و حجاب داری پس چی با خواسته ی شوهرت متناقضه؟ چی میخاد ازت؟
رابطت با مردها چطوره؟شوهرت خوشت نمیاد گرم بگیری؟
تشکرشده 825 در 209 پست
ببخشید ک این سوال رو میپرسم یاد گذشته ها میندازمت: یکی از شما مشکل جنسی داشتین ک باعث خیانت شد؟
باید روانکاوی بشین و خاطرات تلختون فراموش شه تا رابطه تون خوب شه..
مهتابجان تا به حال براش نامه عشقولانه نوشتی از خوبیهاش بگی از بدیها و خطاهات و بعدش اجازه برا ساختن زندگی بهتر..خیلی موثره..
خواهش میکنم اشتباه تایپی برا همه پیش میاد..
شما حتما باید مشاوره حضوری برید باید بهش دلگرمی بدی ک روانشناسها راز دارن کمکمون میکنن..
چرا براش توضیح دادی حالا اشکال نداره کاری ک شده.. روانشناسها خوب بلدن همچی بشین انگار اتفاقی نیفتاده..نگران نباش درست میشه فقط صبرکن..
حالا یکم صبرکن کارشناسها فردا بیان کمک کنن..
مهتابجان بهترین کار اینه ک آروم باشی و توکلت به خدا باشه..
شادوموفق باشی عزیزم
تشکرشده 825 در 209 پست
درسته زمان میبره اما همه چی چاره داره جز مرگ..
خدا انقد بزرگ هس ک مشکل به این سادگی رو حل کنه..
مهتاب جان خواهشا دیگه حرف منفی فکر منفی نکن، نمیشه نمیتونم رو خاکشون کن.. مهتابی ک انقد مشکلات رو پشت سر گذاشته و موفقیتهای زیادی داشته بقیشم میتونه..
دیگه اذان شد بریم بنمازیم التماس دعا
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)