شوهرت با زبون بسیار بدی داره میگه بهم توجه کن . منو آدم حساب کن. (این خیلی خیلی مهمه ، اصل قصه همین جاست) ،![]()
![]()
![]()
مرحبا جناب بی بی بخاطر این جمله..افرین.
دقیقا همینطوره..گاهی ما خودمون متوجه نیستیم چه ریزه کاریایی تاثیر فوق العاده عمیقی روی طرفمون میذاره.
من یه مثال از خودمون میزنم برات.وقتی برادرم خونه میاد مامانم سریع میره سراغش براش غذا گرم میکنه،ازش میپرسه میوه خورده یا نه و ...
مادرم برای پدرم هم غذا گرم میکنه اما شور و اشتیاقی که برای نگرانی از غذا نخوردن یا میوه نخوردن برادرم داره خیلی بیشتره.
پدرم تموم این مسائل رو میبینه.و اعتراض میکنه..اون هیچ وقت نمیاد بگه چرا به پسرت بیشتر از من توجه میکنی؟اون هیچ وقت این موضوع رو رک و صریح نمیگه..راه های اعتراضش چیزای دیگه است..اون غر میزنه..ایراد میگیره..بهونه میاره..و مادرم متوجه اصل موضوع نمیشه..اما مایی که از بیرون میبینیم میدونیم چه خبره و انقد به مادرم گفتیم تا کمی قبول کرد.و الان که رفتارشو یه ذره تغییر داده اوضاع خیلی بهتر شده.
مردا مثه ما زنا نیستن که نیازشون به توجه و محبت رو صریح بیان کنن..هزارتا بهونه میگیرن تا متوجهت کنن یه جای کارت ایراد داره.
شوهرت قلبا داره میگه ترانه چرا مواد مغذی پوستت از من برات مهمتره..چرا ظرفش از من برات مهمتره.
مردی که میبینه حتی یه ماده مغذی پوست ساده برا زنش مهمتره از اونه..غرورشو لگد مال شده میبینه...مردونگیشو زیر سوال رفته میدونه.حالا برای اثبات مردونگیش به خودش و همسرش متوسل به زور میشه..
دقیقا...و اون در درون احساس ضعف میکنه و خودشو بدون اقتدار میبینه و اینجا ذهنش بهش الارم خطر میده و به جبران اقتدار از دست دادش متوسل به زور میشه.شما هم به مردت اقتدار نداده ای
میتونم بگم اکثر مردایی هم که زود عصبانی میشن به جز موارد خاص که بیمارن قلبشون رئوفه..شاید راه رسیدن به قلبشون یه کم پیچ و خمش زیاد باشه اما قلبشون مهربونه.
شوهرت هم نیاز به بازنگری رو رفتارش داره..نیاز به مشاوره هم داره..اما قبلش باید با هم همراه باشین تا بتونین.
موفق باشی







علاقه مندی ها (Bookmarks)