به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 6 نخستنخست 123456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 55 , از مجموع 55
  1. #51
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: تلاشهای اخر برای بقای زندگیم

    شوهرت با زبون بسیار بدی داره میگه بهم توجه کن . منو آدم حساب کن. (این خیلی خیلی مهمه ، اصل قصه همین جاست) ،

    مرحبا جناب بی بی بخاطر این جمله..افرین.

    دقیقا همینطوره..گاهی ما خودمون متوجه نیستیم چه ریزه کاریایی تاثیر فوق العاده عمیقی روی طرفمون میذاره.
    من یه مثال از خودمون میزنم برات.وقتی برادرم خونه میاد مامانم سریع میره سراغش براش غذا گرم میکنه،ازش میپرسه میوه خورده یا نه و ...
    مادرم برای پدرم هم غذا گرم میکنه اما شور و اشتیاقی که برای نگرانی از غذا نخوردن یا میوه نخوردن برادرم داره خیلی بیشتره.
    پدرم تموم این مسائل رو میبینه.و اعتراض میکنه..اون هیچ وقت نمیاد بگه چرا به پسرت بیشتر از من توجه میکنی؟اون هیچ وقت این موضوع رو رک و صریح نمیگه..راه های اعتراضش چیزای دیگه است..اون غر میزنه..ایراد میگیره..بهونه میاره..و مادرم متوجه اصل موضوع نمیشه..اما مایی که از بیرون میبینیم میدونیم چه خبره و انقد به مادرم گفتیم تا کمی قبول کرد.و الان که رفتارشو یه ذره تغییر داده اوضاع خیلی بهتر شده.

    مردا مثه ما زنا نیستن که نیازشون به توجه و محبت رو صریح بیان کنن..هزارتا بهونه میگیرن تا متوجهت کنن یه جای کارت ایراد داره.

    شوهرت قلبا داره میگه ترانه چرا مواد مغذی پوستت از من برات مهمتره..چرا ظرفش از من برات مهمتره.

    مردی که میبینه حتی یه ماده مغذی پوست ساده برا زنش مهمتره از اونه..غرورشو لگد مال شده میبینه...مردونگیشو زیر سوال رفته میدونه.حالا برای اثبات مردونگیش به خودش و همسرش متوسل به زور میشه..

    شما هم به مردت اقتدار نداده ای
    دقیقا...و اون در درون احساس ضعف میکنه و خودشو بدون اقتدار میبینه و اینجا ذهنش بهش الارم خطر میده و به جبران اقتدار از دست دادش متوسل به زور میشه.

    میتونم بگم اکثر مردایی هم که زود عصبانی میشن به جز موارد خاص که بیمارن قلبشون رئوفه..شاید راه رسیدن به قلبشون یه کم پیچ و خمش زیاد باشه اما قلبشون مهربونه.

    شوهرت هم نیاز به بازنگری رو رفتارش داره..نیاز به مشاوره هم داره..اما قبلش باید با هم همراه باشین تا بتونین.

    موفق باشی

  2. 4 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (دوشنبه 16 مرداد 91)

  3. #52
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تلاشهای اخر برای بقای زندگیم

    ترانه جان از من دلگیر نشی .من اصلا نگفتم که همسر شما مقصر نیست و همه تقصیر ها به خاطر رفتار خودته .الان طرف صحبت من تویی .اگر دستم به همسرت میرسید که واقعا میدونستم باید چی بهش بگم

    اما عزیزم منم این درگیری و این کتک خوردن ها رو داشتم .

    نادیا جان بله من تجربش رو داشتم عزیزم .اون موقع هم اصلا نمیخواستم قبول کنم که من هم شاید یک جاهایی کوتاهی میکنم .ولی الان که کمی خودم رو تغییر دادم و نتیجه مثبتش رو دیدم متوجه شدم من هم اشتباهاتی داشتم .

    تا نپذیری که خودت هم یک جاهایی میتونستی جلوی اون عصبانیت و اون کتک کاری رو بگیری نمیتونی برای بهبود زندگیت تلاش کنی .
    باید کمی انعطاف پذیر تر باشیم .

    تمنا جان چرا من لیوانو نشونش دادم بهش برخورده ولی اون منو از خونه با لگد اول صبح انداخت بیرون هزار تا فحشم نثارم کرد بهم برنمیخوره

    شما هم باید بهت بربخوره .کسی کار شوهر شما رو تایید نمیکنه .و کسی از این نمونه مردها جانب داری نمیکنه .

    ما نمیگیم کار شوهر شما این کتک زدن ها عادی و بی عیب و نقصه و شما باید قبول کنی و ببخشی؟ عزیزم من کی کار زشت شوهر شما رو توجیح کردم؟هیچ وقت این کارو نمیکنم .

    منم مثل شما تو این موقعیت بودم .بیشتر از این که بدنم درد بگیره وقتی کتک میخوردم .روحم درد میگرفت .قلبم درد میگرفت .آزار روحی که میشدم خیلی بدتر از آزار جسمی بود عزیزم .دعواهای ما هم به خاطر همین حرکات ریز و جزئی بود که بیشتر از لجاجت و عقده کارهای همدیگه و لجبازی و ...بود .که اصلا اصلا خودمون متوجهش نبودیم . شوهر منم فکر میکرد مردانگی به قلدری و پرخاشگری هست .ولی .........این فکر غلط شوهرم به خاطر رفتارای من بود و من ازش بی خبر بودم .

    من اول به خاطر خودم شیوه زندگیم رو تغییر دادم .چرا فکر میکنی اگر گذشت کنی داری به خودت ظلم میکنی؟ یعنی این کتک خوردن ها بهتر از اون گذشتی هست که انجام میدی؟

    شیوه زندگی کردن شما غلط نیست عزیزم ولی برای این مرد جواب نمیده .باید شیوه زندگی کردن با مردت رو یاد بگیری.
    برای اینکه تو زندگیت قدرتمند باشی باید به مردت قدرت بدی .

    اگر شما با مردت مثل یک پادشاه رفتار کنی اون با شما مثل یک ملکه رفتار خواهد کرد ، اون وقت اختیار همه چیز به دست ملکه هست .
    نمیدونم چطوری منظورم رو بهت بگم ، برات یک مثال میزنم:
    وقتی شما از فرزندت خیالت راحت باشه که از شما حرف شنوی داره و رو حرف مادرش حرف نمیزنه ، شما کمی بچه رو به حال خودش میزاری. ولی اگر بدونی بچه شما از حرف شما سرپیچی میکنه و نظر شما اصلا براش مهم نیست همش حواست هست که بهش بگی حرف حرف بزرگترته و باید به شما گوش بده .

    آقایون هم دقیقا همین طور هستند عزیزم .فقط کافیه بهشون ثابت بشه که خانمشون گوش به حرفشون هست .دیگه کاری به خانم ندارن .ولی اگه ببین که خانم داره کار خودش رو میکنه و حرف خودش رو میزنه میخوان باهاش بجنگند تا بهش ثابت کنند که حرف حرف منه .
    این یک جور سیاست زنانه هست که میتونی ازش استفاده کنی .باید یک مدت اون جوری شوهرت میخواهد بهش "چشم "بگی تا دیگه بی خیال این چیزها بشه .

    دیگه نه به درجه یخچال گیر میده و نه به ظرف اون مایع ،و نه لازم میدونه که برای شما تعیین تکلیف کنه یا بهت گوشزد کنه که اونه که وظیفه شما رو مشخص میکنه و یا خیلی چیزهای دیگه .

    این شیوه ای بوده که من به کار گرفتم و خیلی هم موفق شدم و بهت توصیش میکنم .حالا شما هم با هنرمندی خودت یک جور این رو بهش ثابت کن .

    مثلا وقتی با جدیت چیزی از شما میخواد که احساس رئیس بودن میکنه شما این احساس رو بهش بده .با لبخند و دلبری بگو چشم قربان. خیلی کیف میکنه ولی برات جبران میکنه ....بهت قول میدم .







  4. 6 کاربر از پست مفید tamanaye man تشکرکرده اند .

    tamanaye man (سه شنبه 17 مرداد 91)

  5. #53
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: تلاشهای اخر برای بقای زندگیم

    تمنای من، خیلی ممنونم که پستهای منو مطالعه میکنیو و خیلی جاها دیدم که از من و نظراتم تشکر کردی...بازهم سپاسگذارم.
    در جایی فرمودید:

    ولی اگه ببین که خانم داره کار خودش رو میکنه و حرف خودش رو میزنه میخوان باهاش بجنگند تا بهش ثابت کنند که حرف حرف منه .
    باید خاطر نشان کنم که در رابطه با من و زندگی مشترکم به هیچ وجه این امر مصداق نداشت و بنده حتی 1بار هم کار خودم رو نکردم و همیشه همیشه همیشه همه چیز در زندگی مشترک ما نظر ایشون..خواست ایشون..سلیقه ایشون بود و بنده در اون زندگی فقط یک برده بودم که باید کلفتی میکرد و بچه میورد.

    چیزی غیر از این نبود.

  6. 3 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (سه شنبه 17 مرداد 91)

  7. #54
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: تلاشهای اخر برای بقای زندگیم

    این تاپیک امروز ساعت ده صبح در تاپیک " تاپیک های نیازمند به حضور کارشناسان تالار" معرفی شده .

    دقیقا دیروز باز شده و امروز تا این ساعت به 53 پست رسیده !!

    فکر می کنید تاپیکی که چنین سرعتی داره می تونه به همین سرعت هم به نتیجه برسه ؟!‌

    ترانه اگر مایلی خلاصه ای از مشکل را جمع بندی کن و بنویس تا .......



  8. 4 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (دوشنبه 16 مرداد 91)

  9. #55
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تلاشهای اخر برای بقای زندگیم

    سلام،

    پیشنهاد من این هست که با توجه به اینکه تاپیک شما از ظرفیت تاپیک های مشاوره ای که 50 پست هست گذشته، یک تاپیک جدید بزنید. مشکلتون رو دوباره مطرح کنید و خلاصه ای از راهکارهایی که در این تاپیک مطرح شد رو بنویسید تا دوستانی که فرصت خواندن این 50 پست رو ندارند هم بتوانند به شما کمک کنند. می توانید لینک این تاپیک رو هم در پستتون قرار بدهید.

    و دقت کنید که در این تاپیک دوستان پست های زیاد و مفیدی ارسال کردند که حیف است سریع از اینها بگذرید و روی راهکارهای ارائه شده تمرکز نکنید.


    دوستاني كه قصد كمك دارند، اين تاپيك جديد خانم ترانه هست:
    http://www.hamdardi.net/thread-23898.html

    با تشکر.

  10. 3 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (سه شنبه 17 مرداد 91)


 
صفحه 6 از 6 نخستنخست 123456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.