من مانده ام مهجور از او بی چاره و رنجور از او
گویی به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
من مانده ام مهجور از او بی چاره و رنجور از او
گویی به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
ویدا@ (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند زمن
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند زمن
روی رنگین را به هر کس می نماید همچو گل
ور بگویم با ز پوشان باز پوشاند ز من
محمدابراهیمی (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
هان ای شب شوم وحشت انگیز
تا چند زنی به جانم آتش ؟
یا چشم مرا ز جای برکن
یا پرده ز روی خود فروکش
یا بازگذار تا بمیرم
کز دیدن روزگار سیرم
دیری ست که در زمانه ی دون
از دیده همیشه اشکبارم
عمری به کدورت و الم رفت
تا باقی عمر چون سپارم
نیما یوشیج
ویدا@ (چهارشنبه 28 دی 90)
تشکرشده 4,006 در 737 پست
تاریک شد از مهر دل افروزم روز
شد تیره شب، از آه جگر سوزم روز
شد روشنی از روز و سیاهی ز شبم
اکنون نه شبم شبست و نه روزم روز
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی
یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست.
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست
آه از این درد که جز مرگ من اش درمان نیست
![]()
گلنوش67 (چهارشنبه 28 دی 90)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
از مرگ حذر کردن دو روز روا نیست
روزی که قضاباشد و روزی که قضانیست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سودی
روزی که قضا نیست بر او ترس روا نیست
ویدا@ (پنجشنبه 29 دی 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
تو که کیمیا فروشی نظری به قلب ما کن
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم جامی
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی حس جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگر اغاز حیات
تا به جایی که خدا می داند
ویدا@ (جمعه 30 دی 90)
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است
با دوستان مروت،با دشمنان مدارا
گلنوش67 (شنبه 01 بهمن 90)
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
دوران خوش آن بود که با دوست به سر شد ***باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
گلنوش67 (شنبه 01 بهمن 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)