یعنی اون نمی دونه عذاب می کشی و از کاراش ناراحتی؟.به نظرم یه جور باید بفهمونی بهش.چون می ریزی تو خودت حالت تا این حد بد می شه.چرا باید طوری بگی که دعوا بشه.باید راه های گفتگو رو یاد بگیری.شاید اصلاح نشه ولی تو راحت می شی.
می گی فرق بین این دو مسافت چی بود؟به نظرم تو از تفریحش ناراحت نیستی با آدماش مشکل داری.احتمالا در مسافرت اولی افراد ازون دسته بودن که به قول خودت به زنا ارزش نمی دن و ....و حتی خانمها.یعنی تو با خانمهای مسافرت دوم بیشتر بهت خوش می گذشت و کاری به همسرت نداشتی.






دارم از خوشحالی بال در میارم)


علاقه مندی ها (Bookmarks)