ریحانه عزیز
شما اکثریت جامعه رو که میل به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک دارند رو رها کردید و سه چهار نفری که چنین تمایلی ندارند رو مثال می زنید . باید واقع بین بود .
از نوشته هاتون اینطور پیداست که شما هم ازدواج کردن و زندگی مشترک رو دوست دارید اما در بعضی پست ها انکار می کنید و در بعضی پست ها به این میل اشاره می کنید . احساس می کنم شما می خواید ثابت کنید که در زمان مجردی فرد میتونه رابطه ای بدون تعهد رو داشته باشه .
شما به دنبال مجوزی برای برقراری چنین روابطی وقتی که امکان ازدواج نیست (عدم مسئولیت پذیری و تعهد فرد یا انزوا طلبی) می گردید .
احساس می کنم که شما به کسی دلبستگی دارید که حالا به هر دلیل امکان ازدواج با این فرد رو ندارید و می خواید اینجا تایید بشید که اگر امکان ازدواج نیست پس میشه رابطه داشت .
به قول کامران گرامی فرق داشتن رابطه اما ازدواج نکردن پذیرفتن مسئولیت و تعهد است و تنها وجه تشابه اونها روابط جنسی است . اگر کسی فقط برای روابط جنسی ازدواج کند بهتر است که اصلا ازدواج نکند . ازدواج اهداف والاتری دارد و کسی که توانایی پذیرش مسئولیت و تعهد را ندارد و یا انزوا طلب باشد و تحمل اینکه برای همیشه در کنار کسی زندگی کند را ندارد ، بله بهتر است ازدواج نکند چون هنوز به بلوغ فکری نرسیده و آمادگی ازدواج ندارد .
اما این هم مجوزی برای داشتن روابط آزاد با جنس مخالف نیست .










خود این آمارها و مراکزی که آمارها را اعلام می کنند جای بحث دارند. بالا بودن آمار دختران مربوط به دختران ده 50 است و در مورد جمعیت پسران ، پسران دهه 60 بیشتر از دختران هستند. گذشته اینها این مسئله ای هست که هر کدام از ما در محل زندگی و یا کار براحتی و به وضوح مشاده می کنیم و چیز قابل انکاری نیست. در هما مقاله ای که شما ارسال کردید. نوشته است:
علاقه مندی ها (Bookmarks)