یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از چشم حسود چمنش
تشکرشده 715 در 251 پست
یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از چشم حسود چمنش
تشکرشده 9 در 6 پست
دوشم چه خواب خوش که شب غم سرآمدی
خورشیدباشکوه شگفتی درآمدی
تشکرشده 715 در 251 پست
آقا رضا مثلاً مشاعره هستش. شما با چه حرفی شروع کردین؟
یک شب از آن سوی باران آمدی همچون نسیم
یک شبی هم عاقبت با غم رها کردی مرا
بعد تو من ماندم و یک جاده بی انتها
هان ببین آواره این ناکجا کردی مرا
تشکرشده 41 در 27 پست
آن سفر کرده که صد غافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
تشکرشده 3,584 در 906 پست
شادی مجلسیان درقدم و مقدم توست
جای غم باد مر ان دل که نخواهد شادت
تشکرشده 2,234 در 570 پست
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
تشکرشده 72 در 33 پست
تا دنیا نباشد زندگی بی معنیست
تشکرشده 715 در 251 پست
......
تو دیوونه رفتی یه شب بی نشونه
تو خواستی که قلبم پریشون بمونه
واسه ات گریه من دیگه بی امونه
دل از درد عشقت یه دریای خونه
تشکرشده 3,584 در 906 پست
هزار شکر که دیدم بکام خویشت باز
زروی صدق و صفا گشته با دلم دمساز
تشکرشده 79 در 55 پست
ز چشمت چشم آن دارم که گاهی
کند سوی گرفتاری نگاهی (جامی)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)