به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 56 از 57 نخستنخست ... 6162636464748495051525354555657 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 551 تا 560 , از مجموع 561
  1. #551
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام دوستای خوبم

    این روزا درگیر کارهای مختلفی هستم که باعث میشه تفریح خوبی نداشته باشم . برای همین خیلی سرحال و شاداب نیستم. همسرم هم توی کار جدیدش باید شیفتی کار کنه. این هفته

    شب کار بود و مثل اینکه محیط کارش گردوغبار زیادی داره و خیلی گرم هم هست. من که جیگرم براش کبابه . امروز که کنارم نشسته بود و بهش گفتم محیط کار جدیدت چطوره؟ کارتون

    سخته ؟ برای من بگو؟ با خودداری گفت یه مقدار گرمه و گردوغبارش زیاده من هم بامحبت توی چشماش نگاه کردم و دستاشو گرفتم و بوسیدم و گفتم خداقوت خسته نباشی عزیزم .

    صبح ها که میاد خونه و از بیخوابی و خستگی میخوابه دوست دارم با عشق نگاش کنم . مراقبم تا هیچی خوابش رو به هم نزنه و همه چی روبه راه باشه. وقتی که بیدار میشه هم کلی

    قربون صدقه هم میریم. شرایطمون ایده آل نیست و هردومون مقداری تحت فشار هستیم اما عشقی که بینمون هست باعث میشه خیلی سختی ها رو راحت تر تحمل کنیم. همین که

    همسرم به خاطر من و جگرگوشه تو راهیمون شرایط سخت کاری رو تحمل میکنه و اینکه سعی میکنه آرامش و رفاه ما رو فراهم کنه و در ابراز محبت و عشق چیزی

    برام کم نمیذاره برام یه دنیا ارزشمنده. خدارو به خاطر داشتنش شکر میکنم . به خاطر همراهیش و مهربونیش ازش ممنونم. من هم سعی میکنم تا جایی که بتونم همراهش باشم و براش کم نذارم.

    در مورد خرج کردن پول هامون همیشه باهاش مشورت میکنم چون میدونم خیلی برای بدست آوردن این پول زحمت میکشه اصلا دلم نمیاد خرج الکی بکنم . همسرم هم که معمولا دلش

    نمیاد بگه فلان چیزو نخر نهایتش بگه میشه اگه ضرورری نیست ماه بعد بخری؟ گاهی هم من از فرصت پیش اومده استفاده میکنم و خودمو براش لوس میکنم میگم چشششششم عشق

    من هرچی تو بگی. اصلا این چیزا چه ارزشی داره مهم برام تویی و آرامش توه. بعد چشماش یه برقی میزنه که نگو...میگه نه من حتما برات میخرمش فقط یکم صبر کن.

    از هر فرصتی میشه برای عشق ورزی استفاده کرد حتی فرصت های کوچیک اینچنینی.

  2. 8 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    miss seven (جمعه 08 تیر 97), paiize (جمعه 08 تیر 97), Pooh (جمعه 08 تیر 97), tavalode arezoo (جمعه 15 تیر 97), فرشته اردیبهشت (شنبه 16 تیر 97), آویژه (جمعه 08 تیر 97), بارن (شنبه 09 تیر 97), شمیم الزهرا (دوشنبه 25 تیر 97)

  3. #552
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام به همه دوستان عزیز
    پوه عزیز از خوندن خاطراتت خیلی لذت بردم.امیدوارم همیشه دلت خوش باشه حتی وقتی همه چیز خوش نیست

    خاطره خاصی ندارم.اما دلتنگ همسرم هستم.نمیتونم شرایطم رو باز کنم اما فرصتی برای دلتنگی پیش اومده.ومن شاهد زحمات همسرم هستم،خیلی دلم میخواد واسش جبران کنم اما نمیدونم چطور!؟
    فقط هرروز دارم بهش میگم ممنونم ازت وراضی به این همه زحمتت نیستم.
    دوستش دارم وخداروشکر میکنم که دارمش،امیدوارم سایه اش سالهای زیادی بالای سرم باشه

  4. 9 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Eram (شنبه 09 تیر 97), miss seven (جمعه 08 تیر 97), Pooh (جمعه 08 تیر 97), tavalode arezoo (جمعه 15 تیر 97), فرشته اردیبهشت (شنبه 16 تیر 97), میس بیوتی (یکشنبه 17 تیر 97), آویژه (جمعه 08 تیر 97), بارن (شنبه 09 تیر 97), شمیم الزهرا (دوشنبه 25 تیر 97)

  5. #553
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    117
    Array
    آقای امید، چرا واقعا؟!
    از اونجایی که ما دو عدد آدم تنبلیم که به تور هم خوردیم، یکی از معضلات عمده زندگی مشترک، این بحثه که کی بره چایی درست کنه!!
    یه بار قرار شد قرعه کشی کنیم و من مسئول شدم اسم بنویسم رو کاغذ و همسر انتخاب بفرمایند، من هم از فرصت استفاده کردم و روی هر دو برگ اسم خودشو نوشتم. اون شب که خیلی خوب شد و همه چی به کام فقط چند شب بعد دو تا کاغذ مچاله شده هم‌نام زیر مبل کشف و ضبط شد و آبروی ما رفت.هیچی دیگه! بدبخت شدم رفت. از اون روز به بعد در مظان اتهامم که دیگه کجاها تقلب کردم. بقشو عمرا بگم بهش
    هر چیز که در جُستن آنی، آنی

    مولانا
    ویرایش توسط آویژه : جمعه 15 تیر 97 در ساعت 22:43

  6. 9 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    Eram (پنجشنبه 01 شهریور 97), miss seven (جمعه 15 تیر 97), paiize (جمعه 15 تیر 97), فرشته اردیبهشت (شنبه 16 تیر 97), نیکیا (پنجشنبه 01 شهریور 97), میس بیوتی (یکشنبه 17 تیر 97), بهاره جون (شنبه 16 تیر 97), بارن (شنبه 16 تیر 97), شمیم الزهرا (دوشنبه 25 تیر 97)

  7. #554
    ترنم عشق
    مهمان
    سلام

    هوا خیلی گرم و همسرم هم خسته ! از قبل بهش پیام دادم یه سری برای خونه خرید کنه
    همسرم وسیله ها رو خرید و آورد من اینجا به جای تشکر گفتم کاش نان هم می خریدی!!!!
    (خب اون موقع نانوایی باز بود که من گفتم؟!! ای دختر بی ملاحضه ! حالا خوبه مشاور مامان و مادرشوهرم در زمینه شوهرداری هستما خودم اینجا خراب کردم)
    همسرم ناراحت شد و کمی عصبانی که الآن نانوایی بازه به نظرت!؟
    من ساکت شدم ! تو دلم پی به اشتباهم بردم

    حالا وسیله ها رو که بر می داشتم گفتم دست همسر عزیزم نان اور خونه مون درد نکنه ، خدا حفظش کنه این آقای ما رو! کم کم آروم شد شربت خاکشیر براش بردم گفتم بخور خنک بشی تا دیگه منو دعوا نکنی ! خنده ش گرفت و بغلم کرد گفت ببخشید خسته بودم!
    من هم گفتم نه شما ببخشید که بی ملاحضه حرف زدم

    برای من این خاطره عاشقانه بود!

  8. 4 کاربر از پست مفید ترنم عشق تشکرکرده اند .

    Eram (پنجشنبه 01 شهریور 97), miss seven (یکشنبه 24 تیر 97), tavalode arezoo (یکشنبه 24 تیر 97), بارن (دوشنبه 01 مرداد 97)

  9. #555
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترنم عشق نمایش پست ها
    سلام

    هوا خیلی گرم و همسرم هم خسته ! از قبل بهش پیام دادم یه سری برای خونه خرید کنه
    همسرم وسیله ها رو خرید و آورد من اینجا به جای تشکر گفتم کاش نان هم می خریدی!!!!
    (خب اون موقع نانوایی باز بود که من گفتم؟!! ای دختر بی ملاحضه ! حالا خوبه مشاور مامان و مادرشوهرم در زمینه شوهرداری هستما خودم اینجا خراب کردم)
    همسرم ناراحت شد و کمی عصبانی که الآن نانوایی بازه به نظرت!؟
    من ساکت شدم ! تو دلم پی به اشتباهم بردم

    حالا وسیله ها رو که بر می داشتم گفتم دست همسر عزیزم نان اور خونه مون درد نکنه ، خدا حفظش کنه این آقای ما رو! کم کم آروم شد شربت خاکشیر براش بردم گفتم بخور خنک بشی تا دیگه منو دعوا نکنی ! خنده ش گرفت و بغلم کرد گفت ببخشید خسته بودم!
    من هم گفتم نه شما ببخشید که بی ملاحضه حرف زدم

    برای من این خاطره عاشقانه بود!
    سلام ترنم جان
    وقتی داشتم خاطره ات رو میخوندم واقعا لذت بردم عزیزم
    چقدر خوبه زمانیکه یکی از زوجین به اشتباهش پی میبره عذر خواهی کنه و این خیلی به بیشتر شدن محبت منجر میشه ... من خیلی همسرانی که واقعا به فکر همدیگر هستند و ملاحظه میکنند را دوست دارم
    لحظات شیرینتون پایدار باشه
    در عشق

    اگر طاقت ویرانگی ات نیست
    دلتنگ کسی باش که
    دلتنگ تو باشد . . . !

  10. 5 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    Eram (پنجشنبه 01 شهریور 97), tavalode arezoo (یکشنبه 24 تیر 97), فرشته مهربان (دوشنبه 01 مرداد 97), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 14 مرداد 98), میشل (جمعه 18 مرداد 98)

  11. #556
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    چند روز پیش دوست داشتم برم بازار
    بگردم و بگردم و یه پیرهن خوشرنگ و خوشگل برای خودم بخرم
    ولی اون روز موقعیتشو نداشتم ولی حتما باید میخریدم
    به ذهنم رسید که برم اینترنتی خرید کنم چند تا پیج رو دیدم دنبال چیزی که تو ذهنم بود میگشتم پیرهنی که حتما گل گلی باشه و لطیف و زیبا و با نخ های براق ...
    بعد کلی گشتن یکی رو پیدا کردم و از خوشحالی انچنان ذوق کرده بودم که هرچه زودتر سفارش بدم و زودتر برسه دستم البته خیلی دلم میخواست که تاشب برسه ...
    من دوست دارم اینجوری ذوق کنم حتی برا چیزای کوچیک

    خلاصه رفتم سفارش بدم چند تا راه ارتباطی گذاشته بودن هرکاری کردم نشد که نشد خورد تو ذوقم واقعا ... یه ساعت تلاش کردم ولی نشد و جای دیگه پیداش نکردم... ولی واقعا از ته دلم اونو میخواستم تشنه ی یه حس تازه زیبا با یک لباس نو نوار و بهشتی بودم...

    گوشی رو گذاشتم و رفتم سراغ کارم و یادم رفت ...
    عصر بود که صدای کلید انداختن اومد به خودشم بارها گفتم که عاشق صدای کلید انداختنشم که میاد خونه ...
    مثل همیشه پریدم تا در رو زودتر از کلیدش باز کنم در رو باز کردم اومد و برام کادو گرفته بود ...

    فکر میکنید چی بود؟ همون پیراهنی که میخواستم ... شاید همسرم از دیدن واکنشم خیلی تعجب کرد چون بهش نگفته بودم که چیزی که دنبالش بودمو برام گرفته... اون لحظه حس عجیبی داشتم شادی زیادددد و حیرت...

    بعد یک ساعت یادم اومد که این یه پست خوب برای تاپیک عاشقانه است :) :) :)

    رابطه ما بعد تولد دخترم مثل هوای بهاری شده گاه ارومه گاه تگرگ گاه بارون و ..... ولی هرچه هست زیباست ...
    خدا رو شکر برای لحظه های زیبای زندگی و حتی سختی هاش...

  12. 8 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    Mvaz (دوشنبه 14 مرداد 98), paiize (سه شنبه 15 مرداد 98), فرشته مهربان (پنجشنبه 17 مرداد 98), میشل (جمعه 18 مرداد 98), مدیرهمدردی (دوشنبه 14 مرداد 98), آنیتا123 (دوشنبه 14 مرداد 98), خادم رضا (دوشنبه 14 مرداد 98)

  13. #557
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام

    نیم ساعت پیش ساعت پایان کار همسرم بود. معمولا بعد کار همسرم میره برای کار دومش که وقتش دست خودشه . بهش پیام دادم که بیا خونه...چایی داغ آماده هست ،ناهار هم آماده است، کوچولو هم خوابه
    منتظر بودم بگه چششششششم و زودی بیاد اما در جواب پیامم یه شکلک لبخند فرستاد.
    یعنی زود میاد؟!
    اومدددددددددد

  14. 7 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    Mvaz (سه شنبه 15 مرداد 98), paiize (سه شنبه 15 مرداد 98), فرشته مهربان (پنجشنبه 17 مرداد 98), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 16 مرداد 98), میشل (جمعه 18 مرداد 98), خادم رضا (دوشنبه 14 مرداد 98)

  15. #558
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    امیدوارم همه ابجیای گلم زندگی پر محبت و سراسر مهر داشته باشند
    و باور داشته باشید از خوش بودن شما ماهم خوشیم
    مواظب شوهر زن زندگی بچه هاتون باشید
    میخواستم بگم هر چند من ازدواج نکردم ولی خانواده ای دارم خوب
    آنقدر منو دوست دارن بعضی وقتها وقتی دارم صبحانه میخورم مادرم قربان صدقم میره

    بچه لوسم خودتونید
    قدر پدر و مادر و هر فردی که با شما زندگی میکنه رو بدونید
    آدمای خوب تکرار شدنی نیستن و نبودنشون احساس میشه

  16. 5 کاربر از پست مفید خادم رضا تشکرکرده اند .

    paiize (سه شنبه 15 مرداد 98), فرشته مهربان (پنجشنبه 17 مرداد 98), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 16 مرداد 98), میشل (جمعه 18 مرداد 98)

  17. #559
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام
    دیدید آدم گاهی دلش نمیاد خوبی های زندگی شو بگه،میترسه که چشم بخوره!!!
    من مدتیه اینجوری ام!همسرم بی نهایت شرمنده ام میکنه ‌من نمی‌دونم آیا روزی میتونم جبران کنم واسش
    نه اینکه مشکل نباشه اتفاقا هست ازه‌مون مشکلات اقتصادی که همه باهاش درگیرن!!!اما محبتهای همسرم وقت ناخوشی ِمن دلمو گرم میکنه!هم بیرون ازخونه زحمت میکشه وهم توی خونه مخصوصا از وقتی متوجه شدیم بچه توراهیمون دختره واقعا باباها دختر دوست آن!
    خداروشکر میکنم که هست واینقدر هوای منو دارهاینقدر بهم لطف و محبت داره که هرروزش واسم عاشقانه ست

  18. 7 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Mvaz (سه شنبه 15 مرداد 98), parsa1400 (پنجشنبه 24 مرداد 98), tavalode arezoo (چهارشنبه 16 مرداد 98), فرشته مهربان (پنجشنبه 17 مرداد 98), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 16 مرداد 98), میشل (جمعه 18 مرداد 98)

  19. #560
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 بهمن 99 [ 14:20]
    تاریخ عضویت
    1399-4-26
    نوشته ها
    449
    امتیاز
    6,953
    سطح
    55
    Points: 6,953, Level: 55
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 197
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    194

    تشکرشده 435 در 224 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    71
    Array
    سلام دوستان ، خوبین؟

    خاطرات عاشقانه بخوام بگم بعد از تولد دخترم زیاد هست که فرصت کردم (ماشاءالله اگر وروجک خانم اجازه بدند ) میام می نویسم

    شما عزیزان هم خاطرات خوب تون رو‌ مرور کنید و بیاید بنویسید فکر کردن به خوبی های همسرتون و محبت هاش موجب زیاد شدن علاقه تون به همسرتون میشه

    چند روز بعد از تولد دخترم بود که دست همسرم تو‌ یه حادثه ای شکست اما با همون دست گچ گرفته کمک من بود ظرف ها رو برام میشست بچه رو نگه میداشت تا من کمی بخوابم . از نظر غذایی هم برام هیچی کم‌ نذاشت هر چیزی که دکترم گفته بود برام مهیا میکرد . آب میوه و کمپوت بهم میداد. حواسش بود داروهامو سر وقت بخورم

    اگر بلند میشدم برم آشپزخونه میومد دستمو میگرفت و میگفت شما استراحت کن اجازه نمیداد هیچ‌ کاری انجام بدم

    با همان شرایطی که داشت رانندگی میکرد و‌منو میبرد مطب دکترم بچه رو تو ماشین نگه می داشت و صبوری میکرد تا من برم دکتر.

    ادامه دارد ان شاءالله...

  20. 2 کاربر از پست مفید تبسم آسمانی تشکرکرده اند .

    زن ایرانی (دوشنبه 06 مرداد 99), سحر بهاری (دوشنبه 06 مرداد 99)


 
صفحه 56 از 57 نخستنخست ... 6162636464748495051525354555657 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.