به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 50 از 71 نخستنخست ... 10203040414243444546474849505152535455565758596070 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 491 تا 500 , از مجموع 702

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    569
    امتیاز
    8,026
    سطح
    60
    Points: 8,026, Level: 60
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5,009

    تشکرشده 4,547 در 875 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    امید جانم گریه نکن بابا بزرگ قربونت بره .

    اینجوری ادامه بدیم آلاچق پر میشه . اون وقت معاون فرشته مهربون سرو کلش پیدا میشه

    میاد یه کتک حسابی میخوریما.

    اون وقت پشیمون میشی از زن گرفتنا.

    انگاری کارت به من گیره کسی به تو نمیتونه زن پیدا کنه .

    برم بگردم هرچی فامیل مامیل مونده دارم برات کنار بزارم .

    برم بهت پیام خصوصی بدم که تا صاحبش نیومده .



  2. کاربر روبرو از پست مفید پدربزرگ تشکرکرده است .

    پدربزرگ (دوشنبه 23 مرداد 91)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 اسفند 91 [ 18:19]
    تاریخ عضویت
    1390-5-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,779
    سطح
    24
    Points: 1,779, Level: 24
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    742

    تشکرشده 756 در 179 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    امید جان بنا شد شما تمرکزت را نگذاری روی ازدواج بعد میای آلاچیق را پر پست همسریابی می کنی؟!!!

    پدربزرگ شمام کمکش نکن! بفرستش سراغ سرگرمی ها تا تمرکزش از این مساله کم بشه! من شبکه ی پویا را توصیه می کنم!!!

    این خارپشت فکر کنم از من خوشش نمی اومد! از وقتی من اومدم دیگه آلاچیق نیومد! حالا من که برم برمی گرده! :) شایدم زن گرفته!

    فرشته مهربان که سرش خیلی شلوغه بعید می دونم وقت کنه آلاچیق بیاد.

    تالار همیشه شاهد کاربرهای قدیمی ای بوده که می رفتن و کاربرهای جدیدی که می اومدن و کاربرهای قدیمی که برمی گشتن و ... نباید عو

    امید جان بنا شد شما تمرکزت را نگذاری روی ازدواج بعد میای آلاچیق را پر پست همسریابی می کنی؟!!!

    پدربزرگ شمام کمکش نکن! بفرستش سراغ سرگرمی ها تا تمرکزش از این مساله کم بشه! من شبکه ی پویا را توصیه می کنم!!!

    این خارپشت فکر کنم از من خوشش نمی اومد! از وقتی من اومدم دیگه آلاچیق نیومد! حالا من که برم برمی گرده! :) شایدم زن گرفته!

    فرشته مهربان که سرش خیلی شلوغه بعید می دونم وقت کنه آلاچیق بیاد.

    تالار همیشه شاهد کاربرهای قدیمی ای بوده که می رفتن و کاربرهای جدیدی که می اومدن و کاربرهای قدیمی که برمی گشتن و ... نباید عوض شدن دوستان آلاچیق باعث بشه ما احساس غریبگی کنیم.

  4. 10 کاربر از پست مفید بچه مثبت تشکرکرده اند .

    بچه مثبت (سه شنبه 24 مرداد 91)

  5. #3
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    نگران نباش امید همسرم ینی همونی که رفتی حلال ماه درست کنی دوتا خواهر دراه به چه

    نازنینی از هر بند انگشتشون یه هنر میاد بیرون دماغ سربالا مو طلایی چشم آبی قد بلند یه قرار

    ملاقات می ذارم بیا ببینشون هر کدومو پسند کردی با بابابزرگ بیا خاستگاری.

    برات حق انتخاب گذاشتم.

    البته خانم من کزت ـه.

  6. 4 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (سه شنبه 24 مرداد 91)

  7. #4
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 دی 94 [ 22:37]
    تاریخ عضویت
    1391-12-28
    نوشته ها
    868
    امتیاز
    9,210
    سطح
    64
    Points: 9,210, Level: 64
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,872

    تشکرشده 3,054 در 793 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    واااااای دخترای خانم تناردیه. نه نه .

  8. 3 کاربر از پست مفید omid65 تشکرکرده اند .

    omid65 (سه شنبه 24 مرداد 91)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    ای بهار شادییییییییییییییی...منم گریم گرفت
    ااااااااااااا..اها اها اها..ای وای..باغ همدردی...ای خدا...

    خوب دیگه بسه..این بساط ابغوره و فین و فین و فِت و فِت و دستمال کاغذی رو بذارین کنار..

    بیایین خودمون الکی خوش باشیم..انقده حال میده..

    دختر مهربون راس میگه..ما که هستیم..یه لحظه شک کردم نکنه من نیستم..اما دیدم هستم:)

    من هستم..تو هستی..فرهنگ حاضر
    دختر مهربون حاضر
    چشمکم میاد..بذار خوب بشه حالش...
    نازنینم هستن..نازنین بیا الاچیق
    حامدم که فعلا مسافرته...
    پاییزان و بقیه هم میان.

    غیر از اینا بچه های جدید مدید هم داریم..
    معرف حضورتون هستن که.بعضیاشونم قدیمین اما تازه برگشتن.

    راحیل خانوم..بچه مثبت..پدربزرگ..نادیا...امید عزب اوغلی(املاشو نمیدونم)

    بقیه دوستان هم بصورت نمادین حضور دارن و فقط تشکر میزنن مثل مسافر زمان.

    جای خارپشت واقعا خالیه..وقتی نیست نصف سوژه های کل کل میپره.اه برگرد دیگه..خیلی داری خودتو لوس میکنی..واقعا جای نوشته های طنزش خالیه.

    خوب درسته اینجا باید کل کل کرد اما اول یه جشن میگیرم..تا دل بهار شادی شاد بشه بعد میریم تو فاز کل کل.اصلا جشن رو کل کلی میکنیم..خوبه؟؟؟

    این از کیک



    اینم ایشاا... نصیب هیشکی نشه



    .................................................. .......

    امید و فرهنگ..هر وقت عموی من زن گرفت شما هم زن میگیرین..

    بیچاره عموم هی میاد با من صحبت میکنه که من زن میخوام و بی هدفم و از این حرفا..میگه روم نمیشه به پدربرگ و مادربزرگم یا پدرم و عموم بگه..تو بگو.

    منم میرم کلی صحبت میکنم و از مزایای ازدواج میگم و خوب میتونین تصور کنید که با چه لبخند ژکوندی منو نگا میکنن که اره اگه لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمیبره..اما کوچه علی چپ رو واسه همین وقتا گذاشتن دیگه..منم با اعتماد به نفس سخنرانی میکنم..بعد مامان بزرگم میگه عموت زن نمیخواد..میخوای؟؟

    عموی منم سرخ و سفید میشه میگه..نه

    میگم خوب اون روش نمیشه بگه..باز مامان بزرگم میگه واقعا روت نمیشه..زن میخوای؟؟
    باز عموم میگه نه.

    عجبا..

    خلاصه اخرش به این ختم میشه که اگه زن میخواد خوب بره بگیره..

    این بره بگیره مفاهیم عمیقی داره.مثلا برو زن بگیر اما اگه فردا یه چی شد من نیستم.
    برو زن بگیر اما توقع کمک از من نداشته باش.
    برو بگیراما خرج و مخارج پای خودته ها..

    اینجوری اجازه عروسی عموی من صادر شده اما جوری که بنده خدا کلا پشیمون بشه..

    حالا باز زنگ زده به من راجب عروسی..نمیدونه کل اگر طبیب بودی سر خود....حافظا.بگذریم.

    هر چی فکر میکنم دختری که مناسب عموم باشه سراغ ندارم..اونم عین یاکریمه کز کرده یه گوشه.

    خلاصه..اینجا دیگه نبینم کسی زن زن و شوور شوور کنه ها..دههه

    اینجا محیط فقط کل کلیه.


    موفق باشید

  10. 9 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (سه شنبه 31 مرداد 91)

  11. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 اسفند 91 [ 18:19]
    تاریخ عضویت
    1390-5-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,779
    سطح
    24
    Points: 1,779, Level: 24
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    742

    تشکرشده 756 در 179 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    خلاصه..اینجا دیگه نبینم کسی زن زن و شوور شوور کنه ها..دههه

    اینجا محیط فقط کل کلیه.

    راست می گه امید. راست می گه پدر بزرگ جان

    اما خداییش این عروس را (همینی که روی کیکه) خدا نصیب گرگ بیابان نکنه! همون اول زده داماد را هل داده پایین به قتل رسونده!

  12. 8 کاربر از پست مفید بچه مثبت تشکرکرده اند .

    بچه مثبت (پنجشنبه 26 مرداد 91)

  13. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    وای منم خیلی دلم گرفت نوشته بهار شادی رو خوندم
    بازم می رم عروسکمو بغل می کنم

    می دونید درسته که هستیم ولی مثل قبل نیستیم
    منظور بهار هم همین بود دیگه........



    و خارپشت هم که دیگه نیست ولی فکر کنم بعد ماه رمضون بیادش...
    به دلم برات شده می اد
    ------------------------------------------------------------------------------------

    می گم آقا امید جدا معیارهای ازدواجت رومشخص کردی؟>اصلا معیارهات چیه ؟

    فرهنگ بهت بد نگزره ی وقتی ،زنت کوزته
    هم کار کنه هم مظلوم هم نجیبه هم خانوم هم خوشگل هم مهربون


    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27
    نگران نباش امید همسرم ینی همونی که رفتی حلال ماه درست کنی دوتا خواهر دراه به چه

    نازنینی از هر بند انگشتشون یه هنر میاد بیرون دماغ سربالا مو طلایی چشم آبی قد بلند یه قرار

    ملاقات می ذارم بیا ببینشون هر کدومو پسند کردی با بابابزرگ بیا خاستگاری.

    برات حق انتخاب گذاشتم.

    البته خانم من کزت ـه.

    می گم جدا اگر ی دختر به این نازنینی باشه
    فقط به دلیل اینکه دختر تناردیه است نمی گیرینش؟
    یعنی انقدر خانواده مهمه؟؟؟؟

    من پسر بودم می گرفتمش .:)

  14. 8 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (پنجشنبه 26 مرداد 91)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    ای بابا دل گویه ما چه آتیشی به پا کرد :)

    دوستان ... دوستان!

    به گیرنده های خود دست نزنید حال بهار شادی خوب است و ملالی نداشت جز دوری عزیزانش!

    حامد و خارپشت و بی دل و آنی و فرشته هم که بیان جمعمان جمع می شود و ما بسی خوشحالی می کنیم

    خوب مثل اینکه موفق شدم این دختره که مهربونه و نازی عروسک بغل و بچه مثبت و بهار زندگی و اساسی از

    لاکشون بکشم بیرون. اگه می دونستم اینجوری میاین زودتر زنجه موره راه مینداختم :)

    --------------

    بهار جون

    مرسیییییییییییی عزیزم بابت کیک قشنگت فقط بگم من با کیک دوم و اون عروس خشن نسبتی ندارما

    احتمالا دامادش خارپشت بوده که زیاد تیغ انداخته عروسه کلافه شده و کار رو یکسره کرده

    به قول آنی داوری کافریست دوستان! ما که نمیدونم این خارپشت چه به سر عروس آورده :D

    اگه الان بود میگفت بهار دارم برات ، بد آتیشی به جون خودت انداختی :) چه کیفی میده تا کسی

    نیست قدرت نمایی کنی.نه پسرمون مهربونه عروس رو دق نمیده. کلی هم عاطفیه (پاچه خواری مزمن)

    --------------

    جناب مثبت

    اینا همش پالِتیکه ;) شما نگران نباشین برادر!

    --------------

    نازی جون

    منم میخواستم همتون رو دور هم جمع کنم دیگه :) ببین الان همه تقریبا دارن جمع میشن. دختر مهربون اومده.

    خودت اومدی و همین طور بقیه. فقط الان بی دل رو کم داریم بیاد یک نارنجک بندازه وسط مجلس بگه جمع کنین

    این لوس بازیا رو اینجا جای کل کله

    -------------

    آقا امید برادر من

    ازدواج قسمته...به قول دوستان تمرکز زدایی کن تا وقتش خداوند وعدش رو محقق کنه :) تو دنیای واقعی هی ازین

    حرفا میشنویم لا اقل اینجا بیا این مشکلات رو فراموش کنیم. داداش منم مثل تو زن زن می کرد الان میگه وای مجرد

    بودم چه راحت بودم کلا این بشر 2 پا (حالا بعضی اوقات 1 و 3 پا هم داریم) به هیچی قانع نیست! صبور

    باش برادرم. اگر بی دل اینجا بود حسابی قاطی می کرد میگفت جمع کنین بساط زن زن و شووور شوووور رو


    -------------

    راستی پدربزرگ کجایی؟ جات این وسط خالیه ها! یادته میرفتی بالای درخت؟

    ------------

    همینطوری الکی دلم میخواد تشویقتون کنم. به دلیل محدودیت شکلک فقط یک دست کلی میزنم.




    بیاین 1 کار خلاف قوانین مجاز و کوچولو بکنیم فرشته هم بیاد باغ با آنی و پاییزان و چشمک. نظرتون چیه؟ به بهترین

    طرح ها رتبه اهدا می شود.

    (به دلیل محدودیت در شکلک در جاهای مختلف خودتون آیکون خنده تصور کنین )








  16. 7 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (پنجشنبه 26 مرداد 91)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    569
    امتیاز
    8,026
    سطح
    60
    Points: 8,026, Level: 60
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5,009

    تشکرشده 4,547 در 875 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    نقل قول نوشته اصلی توسط bahar.shadi

    راستی پدربزرگ کجایی؟ جات این وسط خالیه ها! یادته میرفتی بالای درخت؟

    [img][/img]


    امید رو هم با خودم بردم بالای درخت دست کسی بهمون نمیرسه .

    ازاین بعد هر جا برم امیدم با من همراهی میکنه .


    امید جان از کناره بابابزرگ تکون نخوریا گم میشی .

    خااااااااااااااااااارپشت اگر تیغ هات انقدر اومدن بالا عمرا هی تیر پرتاب کن.






    نازنین راجب خون دادن گفتی منم یه چیزی یادم اومد بگم. بد نیست .


    دوسال پیش رفته بودیم با پسر خاله مشهد .

    پسر خاله هر وقت میره مشهد خون میده .به منم گفت بیا بریم. منم اولین بارم بود خون میدادم.

    رفتم دراز کشیدم خونسر آقاهه اومد سوزن رو زد دیدم وااااای چقدر سوزنش با سرنگ فرق داره

    چقدر زخیمه مثل لوله خودکاره خلاصه من هی بلند میشدم به کیسه خون نگاه میکردم میگفتم چقدر باید پر بشه
    بسه دیگه خون ندارم.

    خلاصه تمون شد بهمون اب میوه کیک دادن گولمون زدن بایه کیک

    اومدم بیرون احساس سبکی میکردم آخیش چه راحت شدم.

    بعد یک
    نخ سیگار روشن کردم. دومی کام رو زدم. دیگه هیچی متوجه نشدم .

    فقط یادم میاد رو تخت مجددا دراز کشیده بودم. پاهام رو بالا نگه داشته بودن.

  18. 3 کاربر از پست مفید پدربزرگ تشکرکرده اند .

    پدربزرگ (پنجشنبه 26 مرداد 91)

  19. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    نقل قول نوشته اصلی توسط پدربزرگ
    نازنین راجب خون دادن گفتی منم یه چیزی یادم اومد بگم. بد نیست .


    دوسال پیش رفته بودیم با پسر خاله مشهد .

    پسر خاله هر وقت میره مشهد خون میده .به منم گفت بیا بریم. منم اولین بارم بود خون میدادم.

    رفتم دراز کشیدم خونسر آقاهه اومد سوزن رو زد دیدم وااااای چقدر سوزنش با سرنگ فرق داره

    چقدر زخیمه مثل لوله خودکاره خلاصه من هی بلند میشدم به کیسه خون نگاه میکردم میگفتم چقدر باید پر بشه
    بسه دیگه خون ندارم.

    خلاصه تمون شد بهمون اب میوه کیک دادن گولمون زدن بایه کیک

    اومدم بیرون احساس سبکی میکردم آخیش چه راحت شدم.

    بعد یک[/color] نخ سیگار روشن کردم. دومی کام رو زدم. دیگه هیچی متوجه نشدم .

    فقط یادم میاد رو تخت مجددا دراز کشیده بودم. پاهام رو بالا نگه داشته بودن.
    وای پدر بزرگ چه خوب اینو گفتی
    منم دقیقا به همین حالت احساس سبکی کرده و بعدش دیگه چیزی نمی فهمم
    البته من تا حالا خون ندادم همین ازمایش خون معمولیم خیلی بده
    :(
    به خدا از ترسم نیستش
    ی درصد هم نمی ترسم
    وای پدر بزرگ مردم از خنده خیلی بامزه بود
    -------------------------------------------------------------------------------------------------
    بچه مثبت این چع عکسی اخه مردم ازار
    منم دلم خواست خیلی امروز تشنم شده
    افطارم مهمونیم خونه عموم
    حالا اگر اونا هندونه نزارن جلومون من چی کار کنم
    الان به بابام گفتم ی هندونه ام بگیریم ببریم خونه عمو ایناااااا
    حالا خوبه ما هندونه رو ببریم براشون
    ولی اونا نبرنش و نیارنش
    :(


    ای وااای بچه مثبت خان شما من نوشته در مورد خون دادن رو الان خوندم




    بچه ها بازم بیان از خاطراتتون بگید دیگه

    خیلی می خندم


  20. 3 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (پنجشنبه 26 مرداد 91)


 
صفحه 50 از 71 نخستنخست ... 10203040414243444546474849505152535455565758596070 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.