به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 65

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    55
    Array
    بنظرم ادامه زندگی با همسرتون باعث میشه:
    1-شما هیچ حسی به ایشون نداشته باشین و فقط از روی ترحم و احساس عذاب وجدان با ایشون همخونه باشین نه زن و شوهر و بدون روابط جنسی
    2-طبق فرمایشات شما همسرتون از قبل همه ماجرا رو میدونستن و براشون مهم نیست که شما عاشق یکی دیگه باشین و ایشون از عشق یکطرفه راضی هستن(در ضمن اصرار همسرتون یکمی غیر منطقیه)
    3-شما همچنان نامزد قبلیتون رو دوست خواهید داشت و طبق شناختی که از شما پیدا کردم نمیتونید ایشونو فراموش کنید و ممکنه برای دوستی هم که شده به سمت ایشون برگردین و اون خانم هم که با همسر دوم شما شدن مشکلی ندارن پس ممکنه با دوستی با شما هم مشکلی نداشته باشن(من احساس یک خانم عاشق رو درک میکنم که کاملا کور و کر میشه و مرتکب هر عملی میشه)حتی ممکنه کارتون به صیغه هم برسه
    البته معذرت میخوام بابت فرضیات صریحم اما چیزی بود که به ذهنم رسید
    علاوه بر غیر معمولی بودن رفتار همسرتون رفتار خانواده شونم عجیبه مثلا پدرشون که شما درمورد طلاق باهاشون صحبت کردین و ایشون عین خیالشونم نیست.چرا همسرتون باکره نیستن؟
    شما در گذشته مرتکب اشتباهاتی از روی بچه بازی و لجبازی شدین که براتون پیامدهای زیادی داشت و گرون تموم شد.راستش این وسط خود شما هم کم اسیب ندیدین و گناهتون تصمیم از روی لجبازی بود
    من مثل دیگر دوستان اونقدر هام شمارو مقصر نمیدونم
    چرا که1-مقصر اصلی نامزدتون بودن که به شما دروغ گفتن و شمارو جریح کردن
    2-مقصر بعدی شمایین که از سر لجبازی تصمیم عجولانه تون رو عملی کردین
    3-همسر فعلیتون که با وجودیکه از همه چیز اطلاع داشتن با شما ازدواج کردن پس حالا باید احتمال هر اتفاقی رو بدن و عواقبش رو هم قبول کنن.خود کرده را تدبیر نیست.ایشون خودشونو وارد یه بازی کردن که میتونه پایان خیلی خوشی نداشته باشه
    راه اول:فکر کنم اگر از همسرتون جدا شین و یک مدتی به قدری که به ارامش برسین و بتونید درست تصمیم بگیرید به خودتون فرصت بدین, وضع رو ازینی که هست بدتر نخواهد کرد.
    راه دوم اینه که اگر میتونید نامزدتون رو فراموش کنین و اینقدر از در عجز و ناتوانی وارد نشین و سعی کنین به همسرتون علاقه مند بشین زندگی خوبی خواهید داشت.
    یک چیزی رو من بگم خدمتتون:عاشق شدن ویژگی منحصر به فرد یک نفر میتونه باشه یعنی اینکه شما زمانی عاشق نامزدتون بودین این عاشق بودنه یکی از خصوصیات شماست و شما قطعا قادرید عاشق هر کسی دیگه ای بشین مثلا همسرتون که خب به گفته خودتون از نظر رفتار و محبت به شماهم هیچ مشکلی ندارن
    فرمودین مثل خانمها احساساتی هستین.خب من میدونم که 90درصد خانمها این ویژگی رو دارن که بعد از یک مدت عاشق کسی میشن که بهشون توجه و محبت داشته باشه حتی اگر اون فرد از نظر ظاهری زشت و از نظر مادی فقیر باشه پس شما میتونید عاشق همسرتون شین فقط اگر بخواین و یکمی همت کنین
    ویرایش توسط ZENDEGIBEHTAR : دوشنبه 21 تیر 95 در ساعت 09:50

  2. 2 کاربر از پست مفید ZENDEGIBEHTAR تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (دوشنبه 21 تیر 95), بارن (دوشنبه 21 تیر 95)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 دی 95 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1394-11-21
    نوشته ها
    112
    امتیاز
    2,480
    سطح
    30
    Points: 2,480, Level: 30
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second Class3 months registered
    تشکرها
    111

    تشکرشده 224 در 94 پست

    Rep Power
    33
    Array
    با هر پستی که میذارید بیشتر آدم رو عصبانی میکنید.

    میشه لطف کنید و تشریف حضوری ببرید پیش روانشناس و اینجا پست نذارید.

    خیلی جالبه که دل یک دختر رو کشتید و بعد الان دنبال راهی برای آرامش خودتون میگردید؟ این واقعا نهایت خودخواهی شما رو می رسونه.

    همسر شما اصلا شرایط یک دختر نجیب رو نداره و بیشتر دنبال شوهر کردن بوده، باباش هم واسه رد کردن دخترش احترام کاذب سر شما گذاشته. شما هم نباشید میره دنبال یکی دیگه.

    پیش بهترین روانشناسها هم که بری، هیچ وقت نمیتونی وجدانت رو ساکت کنی.

    دنبال چی میگردی؟ آرامش؟ آرامش ماحصل چیه؟ آرامش ماحصل کار درسته، ماحصل زندگی درست بر اساس اصول اخلاقی و شرعی است. شما هیچوقت توی زندگیت در آرامش واقعی نخواهید بود چون تو زندگیت یه لکه سیاهی داری که با هیچ آبی پاک نمیشه.

  4. 4 کاربر از پست مفید مهرآیین تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (دوشنبه 21 تیر 95), ارغنون (جمعه 23 مهر 95), بانوی آفتاب (دوشنبه 21 تیر 95), بارن (دوشنبه 21 تیر 95)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 آذر 95 [ 11:32]
    تاریخ عضویت
    1395-2-09
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    2,947
    سطح
    33
    Points: 2,947, Level: 33
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    179

    تشکرشده 278 در 136 پست

    Rep Power
    44
    Array
    دوستان! من به صحبت های ایشون در مورد همسرشون اطمینان ندارم. مشخصه که ایشون از همسرشون خشمگینه و در واقع بار گناه و اشتباهشون بر دوش ایشون گذاشته. تو آخرین پستشون علنا می گن که همه چی به نفع خانمشون شده! انگار که شرایطی که ایشون برای همسرشون درست کردند آرزوی هر زنیه!

    آقای mreza شما طوری حرف می زنید که انگار بهای ظلمی رو که به اون خانم کردید همسرتون باید پرداخت کنه. به این فکر نمی کنید که ظلمی که به همسرتون کردید اگر بیشتر نباشه کمتر از ظلمی نیست که به اون خانم کردید. انتظار دارید که با شما همدردی کنه، برچسب مطلقه بودن رو بپذیره و خانه ی آرزوهاش رو ویران کنه و چون تن به این خواسته تون نداده از ایشون عصبانی هستید و فکر می کنید آدم خوبی نیست. پست اولتون رو که انقدر گفتید برای احساس خانمتون ارزش قائلید با آخرین پستتون مقایسه کنید و به من حق بدید که حرف هاتون رو باور نکنم.

    به توصیه های Blue friend توجه کنید چون واقعا خیلی خوب شما رو توصیف کردند. منم تو پست اولم تو این تاپیک به همین موضوع اشاره کردم. شما دید بسیار بدی نسبت به آدم های اطرافت داری. آدم های دیگه برای این وجود ندارند که به شما خدمت کنند و نیازهای شما رو برآورده کنند. آدم ها مهره های شطرنج نیستند که شما تو صفحه ی زندگیتون حرکتشون بدین.

    شما تا به این نرسی که نمی تونی آدم های دیگه رو کنترل کنی و عزت نفست از کنترل و بالاتر بودن از دیگران نباشه، به آرامش نمی رسی.

  6. 3 کاربر از پست مفید Amina تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (دوشنبه 21 تیر 95), kaspian (سه شنبه 22 تیر 95), بارن (دوشنبه 21 تیر 95)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    دلم نمیاد بهش بگم دوسش ندارم چون دلش میشکنه از طرفی اگر واقع بین باشم تو خونوادش و کنار خودش آرامش دارم چون حس میکنم از خودم پایین ترن( میددنم حرفم درست نیست ولی موثره) و اینکه هیچی ازم نخواستن و از خداشون بود من دامادشون بشم.
    ولی نمیدونم حتی اگه اینو بفهمه که دوسش ندارم چیکار میکنه.


    تو این دوره زمونه نمیشه به کسیمحبت کرد
    حتما باید 4 تا سنگ جلو پاتون بندازن که قدر بدونید و اینطوری راجع بهشون صحبت نکنید
    الان می فهمم چرا همه چی رو بالا می گیرن واقعا که

    خانمم این خصاءلو داره
    1. شیطون
    2. راحت و آزاد و عدم اعتقاد به پوشیدگی جلوی مردای غریبه...بهش گوش زد نمیکنم چون برام اهمیتی نداره در صورتی که اگه نامزد قبلیم بود خیلی بهش ممکن بود گیر بدم
    3. حرف گوش کن
    4. معیارای ظاهریمو حتی 1 درصد نداره و اختلاف قد زیاد ... ایشون 150 من 186. از لحاظ ظاهری بهم نمیایم اصلا

    اینم یادم رفت بگم نامزد قبلیم الان 29 سالشه...خانمم




    اصلا نمی تونم تصورکنم با کسی ازدواج کردین که حتی 1درصد از معیارهای ظاهریتون رو نداره
    تو بی هوشی نبودید که این همه آدم می رن خواستگاری جواب منفی می شنون واکنشهاتون طبیعی نیست
    اول از همه به فکر درمان خودتون باشید
    بعد سراغ تصمیم گیری های بعدی برید تو این شرایط به هیچ عنوان تصمیمی نگیرید
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  8. 5 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (دوشنبه 21 تیر 95), پریا 66 (دوشنبه 21 تیر 95), ZENDEGIBEHTAR (دوشنبه 21 تیر 95), ارغنون (جمعه 23 مهر 95), بارن (دوشنبه 21 تیر 95)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آذر 96 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1395-1-15
    نوشته ها
    136
    امتیاز
    3,315
    سطح
    35
    Points: 3,315, Level: 35
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 225 در 72 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام دوستان این خیلی زشته که فکر کنید پدرش دخترشو غالب کرده و احترام کاذب بذاره چرا خودتون رو یک لحظه جای خانوم این اقا نمیذارید اینقدر سطحی فکر نکنید توی خیلی خانواده ها داماد رو مثل پسر میدونند و واقعا دوستشون دارند

    اگه خانوم این اقا تاپیک میزد با این عنوان"""""شوهرم علاقه ای به من نداره و دلش پیش دوست دختر قبلیش هست""""
    یا
    """ شوهرم باهام سرده و خواستار طلاق هست""""

    و پست میزاشت
    سلام خیلی خوشحالم با اینجا اشنا شدم بعدش میگفت من عقد کرده ام اما شوهرم علاقه ای بهم نداره ازم فراریه و
    میگفت من دوستش دارمدعاشقشم بهش دل بسته ام یا بهش وابسته ام

    بعد میگفت شرایطش رو

    شماها واقعا به اون خانوم چی میگفتید دقیقا
    من نمیگم اینها از هم جدا نشند خانومش رو طلاق نداه یا طلاق بده من مشاور نیستم و روانشاسی نخوندم
    پس نظر نمیدم اما سعی میکنم افکار بسته این اقا رو باز کنم چون همش میگه فلان و بهمان

    خب این اقا میخواد طلاق بده مردونه طلاقش بده
    خانومی که گفتید به عنوان همسر دوم بگیرش
    خدایی کدوم یکی از ما حاضر میشیم همسر دوم کسی بشیم خوب به اونهایی که همسر دوم هستند توهین نمیکنم من نمیدونم شرایطشون چی بوده چی شده
    اما به نظرم خیلی سخته ادم همسر دوم عشقش بشه

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 03 تیر 96 [ 07:33]
    تاریخ عضویت
    1394-4-06
    نوشته ها
    340
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    343

    تشکرشده 431 در 213 پست

    Rep Power
    67
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نو عروسم من نمایش پست ها
    خانومی که گفتید به عنوان همسر دوم بگیرش
    خدایی کدوم یکی از ما حاضر میشیم همسر دوم کسی بشیم خوب به اونهایی که همسر دوم هستند توهین نمیکنم من نمیدونم شرایطشون چی بوده چی شده
    اما به نظرم خیلی سخته ادم همسر دوم عشقش بشه
    مسئله اشون پیچیده است هر راهی رو هم که بروند باز زندگی راحتی نمیشه
    نامزدشون نباید قبل از عقد دل می بست و الان غمگینه
    این آقا نباید قبل عقل رابطه برقرار میکرد و با زندگی اون بنده خدا بازی کرده وقتی دید پدر دختر مخالفه هر دو بایستی رابطه رو تمام میکردن، و وقتی اون دختر رو وابسته کرد و خودش هم وابسته شده باید تلاش برای جلب نظر پدر دختر میکرد

    خانمشون هم که مشکل داشته و میدونسته پای یکنفر دیگه وسطه
    خداییش این سه نفر خیلی ناپرهیزی کردن نباید انتظار داشته باشند با حذف یک نفر از این زندگی هر سه نفر بعدا عذاب وجدان نگیرن!

  11. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 آذر 95 [ 11:32]
    تاریخ عضویت
    1395-2-09
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    2,947
    سطح
    33
    Points: 2,947, Level: 33
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    179

    تشکرشده 278 در 136 پست

    Rep Power
    44
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آخیش نمایش پست ها

    خانمشون هم که مشکل داشته و میدونسته پای یکنفر دیگه وسطه
    خداییش این سه نفر خیلی ناپرهیزی کردن نباید انتظار داشته باشند با حذف یک نفر از این زندگی هر سه نفر بعدا عذاب وجدان نگیرن!
    خانمشون چرا باید عذاب وجدان بگیره؟ مگه ایشون به کسی تعهد داده که حالا از به هم خوردن رابطه ی این آقا و نامزد قبلی شون عذاب وجدان بگیره؟ مگه ایشون رابطه ی این دو نفر رو به هم زده؟ خیلی از آدم ها قبل از ازدواج دوست دختر و دوست پسر دارند، آیا همسر آینده ی این افراد در قبال این دوستان قبل از ازدواج مسئولیتی داره؟!


    آقای mreza برای روان شناس با دانشکده های روان شناسی شهرتون تماس بگیرید و راهنمایی بخواهین.

  12. کاربر روبرو از پست مفید Amina تشکرکرده است .

    mahasty (یکشنبه 27 تیر 95)

  13. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 98 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-11-09
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    7,738
    سطح
    58
    Points: 7,738, Level: 58
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    132

    تشکرشده 652 در 153 پست

    Rep Power
    61
    Array
    دوست عزیز سلام،
    تقریباً پست هاتون رو خوندم و چیزی که دستگیرم شد اینه که شما با توجه به شرایطی که داشتید (خونه، ماشین، کار خوب و ...) دچار غرور کاذب شدید که دست روی هر کسی بزارید جواب می گیرید و با توجه به حرف هایی که بعد ازدواج ، با همسرتون میزنید (اینکه شما از سرشون زیادی هستید و از این حرف هایی که از روی غرور و خود بزرگ بینی هست) دقیقاً تایید کننده همین دیدگاه شما هست.
    اول از همه باید بپذیرید که شما نیز انسانی کاملاً معمولی هستید و هیچ برتری نسبت به دیگران ندارید و خیلی ها توی جامعه هستند که شرایطشون خیلی بهتر از شما هست پس با این دیدگاه به اطراف و بقیه نگاه کنید و نه از بالا به پایین (فراموش نکنید اگه رفتارتون ادامه داشته باشه و خدا باهاتون قهر کنه در کسری از ثانیه همه این چیزایی که به شما غرور کاذب داده ویران میشه و از عرشی که برای خودتون ساختید به فرش میرسید )
    در مرحله بعد بپذیرید که شما ناجی زندگی کسی نیستید و صرفاً می تونید با یه نفر ازدواج کنید، و این انتخاب رو (درست یا غلط) انجام دادید و رسماً وارد زندگی یه نفر شدید پس به زندگیتون و تعهدتون پایبند باشید. و پشیمونی دیگه رو رغم نزنید. و تلاشتون رو برای داشته هاتون بکنید.

    اگه بخوایم واقعه بینانه به ماجرای شما نگاه کنیم، اتفاقی که افتاده قابل برگشت نیست شما خارج از اصول و قواعد عرفی و شرعی با اون خانم رفتار کردید و اینکه به این زودی انتظار آرامش داشته باشید امکان پذیر نیست، بلاخره شما کار نادرست انجام دادید و نتیجه اون هم همین عدم آرامشی هست که دارید. پس دنبال مقصر نگردید که شما خود مقصر بودید، و از طرفی هم برای اون خانم دیگه از دست شما کاری بر نمیاد و شما هیچ گاه نمی تونید منبع آرامش برای ایشون باشید و برای رسیدن ایشون به آرامش، نقش شما صرفاً باید قطع کامل رابطه باشه که این تنفر و گذشت زمان، ایشون رو به ریل زندگی برگردونه. نه نیاز هست برای ایشون خواستگار جور کنید، نه نیازی به همدردی و ... شما هست، فقط و فقط از زندگی ایشون کاملاً بیرون برید.
    برای آرامش یافتن خودتون هم که شده افکار نادرستتون رو دور بریزید و زندگی یکی دیگه رو خراب نکنید.


    - - - Updated - - -

    دل آرام گیرد به یاد خدا
    ویرایش توسط به دنبال خوشبختی : سه شنبه 22 تیر 95 در ساعت 12:06

  14. 3 کاربر از پست مفید به دنبال خوشبختی تشکرکرده اند .

    Amina (سه شنبه 22 تیر 95), fahimeh.a (سه شنبه 22 تیر 95), نیکیا (سه شنبه 22 تیر 95)

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 12:59]
    تاریخ عضویت
    1395-3-06
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    167
    سطح
    3
    Points: 167, Level: 3
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نو عروس من عزیز سلام

    راستش اینکه میگی بعضی خونواده ها دامادو دوست دارن فرق داره با خواستگار.. اینجور که من متوجه شدم ایشون در بدو خواستکاری بوده که پدر خانمشون اینقدر تحویلشون گرفته...من همیشه این رفتار بعضی خونواده ها برام عجیبه...
    چرا از همون اول که هنوز نه به داره نه به بار اینقدر سریع پیشونی میبوسن، میذارن رو سر، همون جلس اول؟ خوب جلسه اول برای دیداره... نه برای اتمام قضیه...
    و یه چیز دیگه... وقتی میگن که همه چیزو روز اول به خانمشون توضیح دادن و خانومشون براشون مهم نبوده و گفتن به جهنم این هم چیز عجیبیه... جون فکر نکردن یه مقدار رفتار آقا خطرناکه (البته اگه اقای mreza71 واقعیتو بگن که همه چیو به خانومشون گفتن روز اول!)


    کاری به ان حرفا ندارم... آقای mreza کلا فکر میکنم خودشون متوجه ایرادای اخلاقی و اشتباه فاجعشون شدن. اما در این مقطع کارشناسا کاش بیان نظر بدن که راه درست کدومه... ادامه زندگی با دلسوزی و در عین حال تلاش برای خودسازی؟ یا فرصت استراحت گرفتن و وارد زندگی شدن بعد از خودسازی

  16. 2 کاربر از پست مفید mehriziaaa تشکرکرده اند .

    مهرآیین (دوشنبه 21 تیر 95), بارن (دوشنبه 21 تیر 95)

  17. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    100% شما به مشورت جناب مدیر همدردی نیاز دارید
    راهکارهای ما فقط برای اینه که هر کدوممون به بخشی از ماجرا توجه می کنیم و سعی می کنیم براتون پررنگش کنیم تا بهترین راه رو برید
    من فکر می کنم خودتون هم باید با خودتون کاملا صادق باشید کاملا کاملا
    مثلا این که یک درصد هم معیار شما رو نداشته نمیشه ..
    به هر حال خوبی هایی هم داشته که شما با اون خانم ازدواج کردید حتی تو ظاهرش
    و اگر روز اول بهش می گفتین که من هرگز نمی تونم شما رو دوست داشته باشم و دلم همیشه پیش نامزدمه ایشون جواب مثبت به شما نمی داد
    پس شما بهش گفتید که با شخصی نامزد بودید حالا به هر دلیلی یا دروغگویی یا هر دلیل دیگه ای کات کردید و الان دنبال کسی هستین که زن زندگی باشه و بتونین باهاش زندگی کنین
    ایشون هم فکر کرده قضیه تموم شده و به شما جواب مثبت داده و صد البته پیش خودش فکر کرده شاید کمی هم هنوز نامزد سابقش رو دوسش داشته باشه که زندگیمون شروع شد همه چی یادش می ره و با عزت و احترام از شما استقبال کردند
    این طور نبوده ؟

    در درجه اول کاملا با خودتو صادق باشید
    به نظرم اشتراک آزاد بگیرید و از مشورتهای مفید مدیر سایت استفاده کنید ایشون خیلی بهتر از ما راهنمایی می کنند
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟
    ویرایش توسط zendegiye movafagh : دوشنبه 21 تیر 95 در ساعت 14:10

  18. 3 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    Amina (دوشنبه 21 تیر 95), آنیتا123 (سه شنبه 22 تیر 95), بارن (دوشنبه 21 تیر 95)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.