به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 72
  1. #41
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    سلام

    برای آینده که پیش خودت نگهش داری چه برنامه ای داری؟

    چرا بدون اون نمیتونی؟

    کدوم قسمت اشتباهاتو فهمیدی؟

    این جدایی توی این مدت چه تجربه ای بهت داد؟

    دقیقا پاسخ همین سوالا رو به زبون خودت ، آروم و صادقانه بهش بگو.
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  2. کاربر روبرو از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده است .

    میشل (دوشنبه 11 آبان 94)

  3. #42
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 تیر 95 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    157
    امتیاز
    3,642
    سطح
    37
    Points: 3,642, Level: 37
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 58 در 38 پست

    Rep Power
    30
    Array
    اقای محترم یکم به خودت ارزش بده .فک میکنی با زور نگه داشتن مشکتت حل میشه.ببین میخواد حل کنه طرفت میاد یا نه.اگه فک میکنی اون نمیخوادت ولش کن.بهتر از اینه ک بعد دو سال با یه بچه طلاق بخواد.

  4. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 دی 96 [ 18:47]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    5,847
    سطح
    49
    Points: 5,847, Level: 49
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میشل جان دوست عزیز به نظرت شما که بهم گفتی صبر کن این صبر کردن اگه بخواد موثر باشه حداقل تا چه موقع باید باشه؟ وچگونه باید باشه ؟؟؟ یعنی تو این مدت دیگه نه به کسی زنگ بزنم نه از کسی وساطت نخوام دیگه؟؟؟

  5. #44
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 اسفند 03 [ 13:09]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    119
    امتیاز
    9,933
    سطح
    66
    Points: 9,933, Level: 66
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 81.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    150

    تشکرشده 171 در 76 پست

    Rep Power
    33
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط reza-m نمایش پست ها
    اقای محترم یکم به خودت ارزش بده .فک میکنی با زور نگه داشتن مشکتت حل میشه.ببین میخواد حل کنه طرفت میاد یا نه.اگه فک میکنی اون نمیخوادت ولش کن.بهتر از اینه ک بعد دو سال با یه بچه طلاق بخواد.
    آقا رضا شما اونهمه برای نگه داشتن خانمت تلاش کردی...چه اشکال داره این بنده خدا هم همینکارو بکنه...تا بعدا حسرت کارای انجام نداده رو نخوره...

    وقت برای طلاق و جداشدن همیشه هست
    ویرایش توسط cheshmakk : پنجشنبه 21 آبان 94 در ساعت 16:33

  6. 3 کاربر از پست مفید cheshmakk تشکرکرده اند .

    baitollah-abbaspour (پنجشنبه 21 آبان 94), یه بنده خدا (پنجشنبه 21 آبان 94), میشل (پنجشنبه 21 آبان 94)

  7. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام آقای یه بنده خدا،

    من فکر می کنم اگه بعد از دعوایی که کردید، حدود 2 ماه صبر می کردید (یعنی اصراری بر هیچ چیز نمی کردید و فقط آمادگی خودتون برای بررسی مسائل در حضور مشاور خانواده رو اعلام می کردید)، تنش ها فروکش می کرد، همسرتون و خونوادش خودشون رو برای طلاق و یا ادامه ی زندگی مختار می دیدند، و تصمیم می گرفتند که می خوان چیکار کنن. و به احتمال زیاد آمادگی لازم برای حل مسائل رو پیدا می کردند.

    اما الان به نظر می رسه که حسابی دست و پاهاتون رو زدید، و این ذهنیت رو ایجاد کردید که می تونن تا دلشون می خواد ناز کنن و نیازی به برخورد منطقی و اصولی با مسائل، و پذیرش سهم خودشون از مشکلات پیش آمده ندارند. بنابراین حالا به صبر و تعقل و درایت بیشتری نیاز دارید تا زندگیتون رو از بحران خارج کنید.

    خوشبختانه ماهی رو هر وقت از آب بگیرید تازه ست، و هر زمانی که برخورد سنجیده و معقول رو در پیش بگیریم، به اندازه ی درایتمون، نتایج مثبت می گیریم.

    حالا تعریف کنید که این مدت چه گذشت، چه کارهایی کردید، چی گفتید و چی شنیدید، تا دوستان در جریان باشند و بتونن راهنماییتون کنند.

    پست مدیر همدردی که در صفحه اول براتون گذاشته بودند رو هم دوباره و با دقت بیشتری جواب بدید.

    در ضمن بهتره به مشاور خانواده مراجعه کنید که زندگیتون رو با جزئیات دقیق بررسی کنه و بهتون راهکار بده. چون گاهی مشاورها خبره نیستند، نظر مشاورتون رو اینجا بنویسید و نظر کارشناس های همدردی رو هم ببینید.

    نگران نباشید، همه چی درست می شه.

    یادتون باشه از خودتون با انجام دادن کارهایی که بهتون آرامش و شادی می دن، مراقبت کنید. تا انرژی روانی لازم برای گذروندن این دوره رو داشته باشید.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : پنجشنبه 21 آبان 94 در ساعت 23:02

  8. 2 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    گیسو کمند (یکشنبه 24 آبان 94), یه بنده خدا (جمعه 22 آبان 94)

  9. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 دی 96 [ 18:47]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    5,847
    سطح
    49
    Points: 5,847, Level: 49
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اونشبی که رفتم صحبت کردم نتیجه واضحی نگرفتم خانمم به عموش گفت که دیگه نمیخوام زندگی کنم اما جالبه که تاکنون اسمی هم از طلاق نیورده ولی به خودم گفت پول نیم دانگ خونه ای که توی قباله اش هست رابراش ببرم تا تازه بشینه فکر کنه میتونه زندگی کنه یانه؟؟؟ البته قکر کنم این حرف را فقط برای اذیت کردن خانواده من میزنه
    چند وقت قبلش هم از یکی از دوستاش شنیدم که گفته بوده فعلا میخواد یه مدتی منو بدوونه و بازی بده به تلافی اینکه به قوله اون من دو سال اذیتش کردم اما به چه هدفی نمیدونم....ضمن اینکه همین دوستش میگفت این اواخر هر وقت سراغی از من ازش میگیره به سردی جواب میده
    در جواب مدیر همدردی هم باید بگم من فکر میکنم ریشه مسایل اقتصادی باشه البته من تقریبا یه زندگی متوسط براش فراهم کرده بودم منتها توقعاتشون بالاتره اما در کنار مسئله اقتصادی تا حدی مسئله فرهنگی هم بوده مثلا توخانواده اونا فضای باز تر و آزادتری وجود داشت که به مزاق من و خانواده م خوش نمیومد که البته بعد ار وقوع این مسایل من بصورت لفظی کوتاه اومدم و گفتم توی این مسابل هم آزادتر باشه ولی بعد ار اون دعوا هنوز نشونه ای از کوتاه اومدن اونا ندیدم حتی منزل خودشون را هم عوض کردن و من الان آدرسشون را نمیدونم البته به همه گفتن بخاطر مزاحمتهای داماد اولیشون بوده که میومده تو محلشون و دختر اولیشون را که طلاق هم گرفته بود را اذیت میکرده نه داماد دومی که من باشم
    خلاصه اینکه همه اطرافیانم بهم میگن فعلا همه چیزو رها کن وصبر کن ولی واقعا خیلی سخته پذیرش این مسئله برای من
    ویرایش توسط یه بنده خدا : جمعه 22 آبان 94 در ساعت 08:12

  10. کاربر روبرو از پست مفید یه بنده خدا تشکرکرده است .

    میشل (جمعه 22 آبان 94)

  11. #47
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 دی 96 [ 18:47]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    5,847
    سطح
    49
    Points: 5,847, Level: 49
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بچه ها کسی نبود جوابی بهم بده؟؟؟

  12. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 آبان 96 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-5-30
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    4,001
    سطح
    40
    Points: 4,001, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    33

    تشکرشده 208 در 97 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام جناب بنده خدا
    شما خودت باید تشخیص بدی که خانومت شما رو هنوز دوست داره یا نه
    شما سعی کن تنها با ایشون صحبت کنی و یک تصمیم قطعی بگیری
    خانوما بعضی وقتها خیلی ناز میکنن و بعضی وقتها اصلا اینطور نیست.
    باید این دو حالت رو از هم تشخیص بدی. یکمی به خودت و اون استراحت بده. بعدش خوب فکر کن و اگر صلاح دیدی برو باهاش صحبت کن.
    یه موردو فراموش نکن، اگر خواستی جدا بشی شرافتمندانه جدا شو

  13. #49
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    سلام

    شما خودت یکم همه چیزو کنار هم بچین ببین سهم اشتباهات خودت چقدره، شما توی هر 2پست درمیون میگی خانواده همسرت اشتباهشونو قبول ندارن ، و این درحالیست که شما ، با حضور در همدردی و واضح توضیح دادن اشتباهاتتون از نگاه دوستان ، همچنان اشتباهت خودتونو قبول ندارید!!!

    شما حتی نمیتونی اقرار به اشتباهت کنی چه رسد به اینکه به همسرت راه منطقی نشون بدی، هرچند به نظر میرسه که راه منطقی از نظر شما اینه که همسرت در همین ابتدا به شما صریحا بگن اشتباه کردن!!!
    توخانواده اونا فضای باز تر و آزادتری وجود داشت که به مزاق من و خانواده م خوش نمیومد
    1-مگر طرز فکر خانواده اونها ، به خانواده شما ارتباطی داره که خوششون بیاد یا نیاد؟ مگر همین خانواده خودتون براتون خواستگاری نرفتن، این خانواده همین بودن که الان هستن ، اگه خوششون نمیومد ادامه نمیدادن نه اینکه تازه یادشون بیوفته که آیا برخورد و نگرش خانواده ای که قراره با دخترشون وصلت کنند به دلشون میشینه یا نه .

    برادر من ، موارد زیادی ازین دست اشتباهات هست که به چشم شما ناچیزه ولی زندگی خراب کنه ، من موارد زیادی دیدم مثلا خانواده معتقد آقای معتقد، رفتن خواستگاری دختر بی حجاب و راحت ، بدون درنظر گرفتن اینهمه اختلاف فرهنگی و با این نیت عمدی که بعدا دختر رو مجبور به حجاب کنن و... یعنی یک لحظه به بعدش فکر نمیکنن فقط میخوان به هدفشون برسن، شما خواستگاری رفتی به هرحال متوجه فرهنگ خانواده ایشون بودی حتما پذیرفتین و انتخاب کردین؟


    2-مورد دوم اینه که شما و همسرت باید سریعتر تحت نظر مشاور خبره باشی ، بله در حالت عادی باید فرصت بدید و سراغ همسرتون نرید تا بعدا بعد از فروکش شدن تنش ها و آروم شدن اوضاع پیگیری کنید ، اما اگه همسرت شخصیت هیجانی داشته باشه ، فرق میکنه ، مثلا بعضیها دوست دارن توی اوضاع چنینی با خودشون خلوت کنن بعدا در مورد سوءتفاهمات و.. صحبت کنن

    اما افراد هیجانی به هیچ وجه تحمل این فرجه رو ندارن ، اونها زودتر میخوان بدونن توی چه شرایطی هستن ، با کی طرفن ، اونها این فرصت رو فرصت نمیدونن ، بلکه بی محلی تلقین میکنن و میوفتن روی دور لجبازی و یا کینه و یا...

    پس بهتره زودتر بدون التماس ، بدون توضیح و کش و قوس به یه مشاور خوب مراجعه کنید.

    3- شما باید اونقدر با همسرتون صمیمی باشید که راحت از زیر زبونش بکشید بیرون که چی میخواد نه اینکه بشینید روزها بهش فکر کنید و به نتیجه نرسید.

    یه کتابی خوندم که توش نوشته بود ، نویسنده آزمایشی انجام داده که 2 گروه از دانشجوها رو در 2کلاس مختلف درس میدن ، به یک گروه میگن دست به سینه (دستها گره شده زیر بغل == حالت دفاعی)بشینید و گوش بدید و به گروه بعدی میگن راحت بشینید گوش بدید، بعد از اتمام درس میبینن گروهی که دست به سینه به درس گوش دادن 90% کمتر متوجه شدن ، چرا؟ چون دست به سینه (گره شده زیربغل) یه حالت دفاعیه و ناخودآگاه با اون حالت اونها مقابل استاد مقاومت میکردن ،

    نتیجه: وقتی یه حالت ظاهری جلوی ناخودآگاه ما رو میگیره ، چهطور ممکنه وقتی کسی با حالت دفاعی یا تهاجمی بیاد مشاوره ، بتونه از تجربیات دیگران استفاده کنه؟

    برادر من شرایط همسرتو بپذیر و اول روی خودت کار کن .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  14. کاربر روبرو از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده است .

    sahar67 (سه شنبه 26 آبان 94)

  15. #50
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 دی 96 [ 18:47]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    5,847
    سطح
    49
    Points: 5,847, Level: 49
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نه خیر ایشون هیجانی نیستن و تا حالا عجله برای حل مشکل بیشتر از جانب من بوده و از اونا خبری نبوده یا تمایلی نشون ندادن


 
صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نکات برگزاری مراسم عروسی
    توسط melalceremony در انجمن نامزدی و عقد
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 آبان 95, 13:43
  2. سه ماهه عروسی کردیم و احساسم به شوهرم سرد شده.فقط تظاهر میکنم حالم خوبه
    توسط nasmas در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 اردیبهشت 95, 20:11
  3. قهر خانواده همسرم قبل عروسی و اکنون سعی در برقراری رابطه و آشتی بعد عروسی
    توسط نازگل71 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 22 اسفند 94, 12:20
  4. اختلاف با همسر درمورد محل زندگی بعد عروسی
    توسط بهار67 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 29 بهمن 92, 10:29
  5. مشکلات عروسی
    توسط bita65 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 12 دی 92, 17:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.