به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 68
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 01 تیر 94 [ 17:38]
    تاریخ عضویت
    1393-4-17
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    990
    سطح
    16
    Points: 990, Level: 16
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نمی دونم چرا می نویسم. فقط خواستم بگم بازم زودگذر بود. تغیرش یه روزه بود و از صبح روز بعد ، همون اخم و تخم ادامه داره....

  2. کاربر روبرو از پست مفید وحیدوحید تشکرکرده است .

    meinoush (شنبه 04 مرداد 93)

  3. #42
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    با این تالار آشناش کنید
    یه چند تا مثال بزنید براش
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  4. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 آذر 00 [ 21:47]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    421
    امتیاز
    12,188
    سطح
    72
    Points: 12,188, Level: 72
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 262
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 635 در 275 پست

    Rep Power
    70
    Array
    معمولا اینجا از افراد از کاراشون (خوب یا بد )باید گزارش کار ارایه کنند
    اینجا فقط مشکلات کفته نمیشه
    چی کار کردی که یه معجزه کوتاه رخ داد ؟
    چی کار کردی که بیچاره فکر کرد باید برگرده و بشینه سر جای قبلیش؟
    خدایا کمکم کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد

  5. #44
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 مهر 93 [ 16:46]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    1,226
    سطح
    19
    Points: 1,226, Level: 19
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 74 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقا وحید اگه سر پسرشو ببره آویزون در ورودی بکنه شما آرامش پیدا میکنید؟ به زندگی دلگرم میشید؟ بازداشت و بیکاری رو فراموش میکنید؟ بابا آخه یه کم انصاف داشته باشید.خودتون رو بگذارید جای خانومتون اگه همسر دوم شما میگفت از بچه هات متنفرم از قیافه شون و اخلاقشون و همه چی باید از اینجا برن بعد هم دایم منت بازداشت و بیکاریو خرج خونه و ال وبل رو سرتون بود عاشق اون زن میشدید یا دیگه حتی حوصله شنیدن صداشو غرغراش هم نداشتید.شما هم موقعیت خانمتون رو میدونستید و هم شرایط کارتون رو گناه اون پسر چیه که شما بازداشت شدید؟گناهش به دنیا اومدن و فوت پدرشه؟ من اصلا دلیل این همه خصومت و عصبانیت و جبهه گیری نسبت به یه پسر بچه 18ساله رو نمیفهمم البته حدس میزنم اصلی ترین دلیلش حسادت باشه و اینکه شما دوست دارید همیشه مرکز توجه باشید.به نظر من چیزی که زندگی شما رو از هم میپاشه خودخواهی و یکدل نبودن شماست فکر میکنید چون دارید خرج اون زن رو میدید پس باید فقط برای شما و بچه های از خون شما باشه واسه کسی دیگه باشه ضرره.پسر بچه رو تو بدترین و خطرناک ترین سن از خونه بیرون کردید بعد میگید اونم از من متنفره نه پس عاشقانه دوستتون داره شما رو جای پدرش پذیرفته.نه برادر من شما ناپدری هستی اونم از اون ناپدریاش...دلتون رو صاف کنید و واقعی محبت کنید نه اینکه یه کاری انجام میدید توقع 10خدمت از طرف دیگران داشته باشید.خودخواهی رو کنار بگذارید و یکمی دیگران هم دوست داشته باشید.توقع نداشته باشید وقتی خوشی همه خوش و وقتی ناخوشی همه ناخوش باشند. به خدا پسر خاله من تو سن 18 سالگی با یه خانم ازدواج کرد که 15سال ازش بزرگتر بو د یه بچه 12 ساله داشت یعنی بچه 6سال کوچکتر از پسرخالم بود ولی انقدر دلش بزرگ و پاک بود که هیچ وقت این موضوع رو تو سر خانمش نزد و زندگیشون از تازه عروس دامادا هم عاشقانه تره به قولی ما حسرتشون رو میخوریم .حالا شما میای این نظر منو میخونی بهت بر میخوره و شروع میکنی به عجز و لابه کردن این دفعه یه کمی روش فکر کن بعد بگو کلی بدبختی کشیدم و....موفق باشید

  6. 2 کاربر از پست مفید شقایق تنها تشکرکرده اند .

    واحد (سه شنبه 07 مرداد 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 05 مرداد 93)

  7. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین دوست عزیز اون خانوم جزو گروه هایی بوده که اسیب اجتماعی دیده و قبل از ازدواج باید حتما حتما از سلامت کامل روانیش اطمینان کسب میکردی که چون عاشقی کورت کرده بوده این کار را نکردی احتمالا و اون بنده خدا را قبل از اینکه اسیب ها کاملا التیام پیدا کنه وارد زندگی مشترک کردی. نبود ا.ن هیجاناتم طبق چیزی که خودت میدونی و نوشتی به دلیل سن زیاد ایشونه. مگه خود من و شما با 10 سال پیشمون قابل مقایسه ایم برادر من، عزیز من....
    از امروز ایشون روز به روز که به سن بالاتر وارد میشه وضعیت تمایلات و ... شون افت مبکنه و این برای شما با شیب کمتری افت میکنه.حتا مواردی که زن و مزد همسن هستن این قضیه بعضی وقتها بغرنج میشه (الزام اختلاف سن) و این امر طبیعیه! الان چیو میخوای درست کنی؟
    مورد دیگه اینکه میگی چه لبخندایی به شوهر خدابیامرزش میزده و به شما نمیزده هم نشون میده از اول اون عشق و علاقه ای که شما بهش داشتی را ایشون به شما نداشته ولی به دلیل مشکلاتی که یک زن جوان بیوه تو این جامعه داره تن به ازدواج داده نه از روی علاقه و عشق متقابل بشما! طبیعیه که اون لبخند گم میشه!!!
    به نظر من ایشون هنوز تو فکرش داره با همسر قبلیش زندگی میکنه
    و من هیچ راهکاری به ذهنم نمیرسه فقط بگم به عنوان یک دوست درکت میکنم وباهات همدردی میکنم. به نظرم بهترین کار اینه که تا میتونید ارامشو در محیط حکمفرما کنید و حتی المقدور بهانه واسه بدخلقی دستش ندید و همیشه اول بحث با سیاست بحثو جمع کنید و موضوع را عوض کنید. نمیدونم شاید به مرور زمان رفتار ایشونم بهتر بشه
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  8. 2 کاربر از پست مفید کامران تشکرکرده اند .

    مهربونی... (دوشنبه 06 مرداد 93), بی نهایت (یکشنبه 05 مرداد 93)

  9. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 01 تیر 94 [ 17:38]
    تاریخ عضویت
    1393-4-17
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    990
    سطح
    16
    Points: 990, Level: 16
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزان ممنونم که کمکم می کنید.
    یه چیزی که احساس می کنم باید روش تاکید بشه اینه: من اصلا در مورد پسرش چیزی بهش می گم/
    پسرش صبح تا شب خونه ماست و فقط وقتی من می خوام برم خونه، می ره خونه مادر بزرگش که یه کوچه اونورتره.
    من در مورد خرج یومیه هیچ فرقی بین پسر اون و پسر و دختر خودم قایل نیستم وهرچی برای اینا بخرم، پول به خانومم می دم و برای اونم می گم بخره.
    فراقی رخ نداده که کسی برنجه. نه اینکهخ ایده ال باشه، نه، ولی این تصور که فکر کند پسر این بنده خدا ماه به سالم مامانشو نمی بینه نیست.
    مهمترین نکته اینه زن من قبل از رفتن بچش (اون سه سالی که پیش ما بود) هم همینطوری بود.
    من اول ازدواجم بهش گفتم که فلانی اگر از ازدواج با من پشیمونی، هر چی بگی من همونو می کنم. اما گفت نه چیزیم نیست.
    اینکه پریروزا کمی عادی تر شده بود، دلیلشو نمی دونم ولی این حالات سالی دو سه بار بهش دست می ده.

    من زندگی ایده ال نخواستم.. ولی می گم آخه فلانی، تو که همیشه بچت پیشته، (الان وقته زن گرفتن بچشه)، بزار منو بچه هام از خنده هات سیراب بشیم. این خنده ها رو فقط برای خودتو پسرت نگه ندار..

    بابا درد دلم بزرگه. نمی تونم بریزم بیرون. دردم بچش نیست. نمی دونم چیه... نمی دونم زنم چی می خواد....


    - - - Updated - - -

    کامران جان اینم بهت بگم: اصلا کار ما به بحث نمی کشه که من بخوام با سیاست مدیریت کنم. فقط اولش یا عصبانی می شم یا هیچی پا می شم می رم تو حیات سیگار می کشم و به بخت خودم و بچه هام گریه می کنم. بعدم میام دو رکعت نماز می خونم تا خدا اول مشکلات همه و بعد مال منو حل کنه.
    فکر کنم قشنگترین جواب تا الان مال کامران بوده چون اصلا درد فکر نکنم پسرش باشه. بابا سه سال بچش پیشم بود...
    همین بود... همین بود...
    به خدا سیاست داری تو زندگی خیلی مهمه. تو رو خدا ساده نباشید. شمارو به خدا گول ظاهر رو نخورید

  10. #47
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    چرا با این تالار آشناش نمی کنید ؟
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  11. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 01 تیر 94 [ 17:38]
    تاریخ عضویت
    1393-4-17
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    990
    سطح
    16
    Points: 990, Level: 16
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من از خدامه اشناش کنم. نمیاد. می گه مگه من دیوونم؟ در مورد روانشناسم هم همینطوره

  12. #49
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    اگه دوست دارین یه اشتراک ازاد بگیرین علاوه بر این تاپیک خصوصی هم کارشناسا راهنماییتون کنن
    البته اگه نگرفتین
    موفق باشید

  13. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    mohammad6599 (دوشنبه 06 مرداد 93)

  14. #50
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 01 تیر 94 [ 17:38]
    تاریخ عضویت
    1393-4-17
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    990
    سطح
    16
    Points: 990, Level: 16
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نمی دونم چطوری باید اینکارو کنم ممنون می شم اگه راهنماییم کنین

  15. کاربر روبرو از پست مفید وحیدوحید تشکرکرده است .

    meinoush (دوشنبه 06 مرداد 93)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.