به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 70

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 مرداد 96 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1392-8-30
    نوشته ها
    285
    امتیاز
    4,535
    سطح
    42
    Points: 4,535, Level: 42
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    400

    تشکرشده 440 در 186 پست

    Rep Power
    41
    Array
    تاپیک رو خوندین؟
    من هدفی ندارم؟
    میشل صفحه اخرش برام متن خوبی نوشته
    بخونیدش

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 مهر 97 [ 23:54]
    تاریخ عضویت
    1392-5-21
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    4,488
    سطح
    42
    Points: 4,488, Level: 42
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 19 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مطالبتون خیلی زیاد بو و من خلاصه وار خوندم و متاسف شدم

    - - - Updated - - -

    میتونم بگم شما به نیازهای مختلفتون رسیدگی نشده از جمله نیاز های احساسی و عاطفی و جنسی . البته خیلی از جوونا شبیه شما و بدتر از شما هست شرایطشون ولی خب همه هم که نمیتونن بر نفس خودشون غلبه کنن و مثل شما دچار لغزش میشن. اما خب شما حرفتون با اعمالتون تناقض داره. درهرصورت امیدوارم مشکلات شما هم حل بشه . اما در مورد مشکلتون که بمن شباهت داره همون چیزی رو میگم که قبلا گفتم . یعنی مشکلتون رو در شکستهای احساسی قبل و وابستگیهاتون جستجو کنید. باحل اونا حال امروزتون هم بهتر میشه

  3. کاربر روبرو از پست مفید vahid* تشکرکرده است .

    خانوم مجرد (یکشنبه 17 آذر 92)

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 مرداد 96 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1392-8-30
    نوشته ها
    285
    امتیاز
    4,535
    سطح
    42
    Points: 4,535, Level: 42
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    400

    تشکرشده 440 در 186 پست

    Rep Power
    41
    Array
    خوب شما فکر میکنید امادگیش رو داشتید و با این حال از کسی خوشتون نیومده؟
    امادگی از هر لحاظ
    شما اصلا ادم عاطفی هستید؟

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 مرداد 96 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1392-8-30
    نوشته ها
    285
    امتیاز
    4,535
    سطح
    42
    Points: 4,535, Level: 42
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    400

    تشکرشده 440 در 186 پست

    Rep Power
    41
    Array
    ممنونم
    متن میشل رو خوندین؟
    نه من فکر نمیکنم بخاطر شکست های احساسیم اینطور بی هدف شده باشم
    در واقع من با اون بازی های احساسی یه بخشی خلا وجودم تامین میشد و دیگه به بی هدفیم فکر نمیکردم و با شکست دوباره بی هدفیم خودشو نشون میداد

    من دوست دارم در مورد خودتون تو تاپیکتون بحث بشه نا سلامتی تاپیک واسه شما باز شده
    من حرفامو زدم
    تاپیک منو در مورد بی هدف بودنم بخونید
    دوستان نظر دادن
    شاید مطلب مفیدی بدست اوردین

  6. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 مهر 97 [ 23:54]
    تاریخ عضویت
    1392-5-21
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    4,488
    سطح
    42
    Points: 4,488, Level: 42
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 19 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نوشته های میشل رو تو تاپیک شما خوندم ولی چیزی که هست این صحبتها برای یه جوون بیست ساله شاید خوب باشه ولی برای من کارایی نداره زیاد
    نقل قول نوشته اصلی توسط خانوم مجرد نمایش پست ها
    در واقع من با اون بازی های احساسی یه بخشی خلا وجودم تامین میشد و دیگه به بی هدفیم فکر نمیکردم و با شکست دوباره بی هدفیم خودشو نشون میداد
    این چیزی که شما با تجربه کسب کردید چیزی هست که من بدون تجربه اونو میدونستم و میدونم . یعنی میدونستم که اگه خودمو به اجبار وارد یک رابطه احساسی کنم ، این رابطه بعنوان مسکن عمل میکنه و در واقع فقط منو سرگرم خودش میکنه و با توجه به شناخت خودم میدونستم که بعد از مدتی دوباره به حال و روز الانم میرسم .
    ضمنا داشتن رابطه احساسی یا ازدواج هدف نیست و نمیتونه باشه بلکه قسمتی از جریان زندگیه

    - - - Updated - - -

    کارمن از خوندن کتابای روحیه بخش گذشته وگرنه که تو اولین پستم میگفتم چندتا کتاب معرفی کنن بهم .

    - - - Updated - - -

    من فکر میکنم الان به نقطه صفر و پوچی رسیدم و ادامه زندگی دراین حالت خیلی برام مشکله البته غیر ممکن نیست چون به خودکشی و این حرفا اعتقادی ندارم . و میخوام زندگیمو جهت دار و هدفدارکنم در راستای مسیر هدفی که براش آفریده شدم . پس برای این منظور تا اینجا متوجه شدم که باید یکی اینکه هدف آفرینشو بفهمم و درک کنم و بعد برای خودم در راستای هدف آفرینش هدف گزینی کنم . اونهایی هم که فکر خودکشی میکنن و یا دست به اینکار میزنن در واقع به این مرحله میرسن ولی یا دنبال جواب نمیرن و یا میرن و نمیرسن و یا اشتباه میرسن که منجر میشه به پاک کردن صورت مسئله یعنی همان خودکشی .
    فقط یکم سردرگمم نمیدونم از کجا باید شروع کنم و اینکه عقل ناقص من میتونه این مطلبو و یا حداقل بخشی از اونو درک کنه .
    این خیلی سطحیه که فکر کنیم فقط آفریده شدیم تا از نعمتهای خدا استفاده کنیم و از دنیا لذت ببریم

  7. کاربر روبرو از پست مفید vahid* تشکرکرده است .

    خانوم مجرد (سه شنبه 19 آذر 92)

  8. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 مرداد 96 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1392-8-30
    نوشته ها
    285
    امتیاز
    4,535
    سطح
    42
    Points: 4,535, Level: 42
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    400

    تشکرشده 440 در 186 پست

    Rep Power
    41
    Array
    آفرین
    دقیقا منطق منم همینه اینکه خیلی سطحیه که فکر کنیم فقط آفریده شدیم تا از نعمتهای خدا استفاده کنیم و از دنیا لذت ببریم
    هرچند خدا تو قران میفرماید نصیب خود را از دنیا فراموش نکن
    به علم علاقه نداری؟ که با نشرش به ارامش برسی؟
    کمک به دیگران و گره از کار بنده های خدا باز کردن حالا به هر نحو درستی، چیزیه که توصیه شده و هم میتونه انسان رو به هدف اصلیش نزدیک کنه یعنی رضایت پروردگار و ارامش خود
    این هر جوری میتونه باشه

    یه دوست معتقد و اهل مطالعه و فکر به من میگفت : من معتقدم به این دنیا اومدم تا مثلاً یه روز یه جا رفع نیاز از نیازمندی بکنم و این میتونه رسالت من باشه..
    میبینی؟ کم نیستند ادمهایی که مثل تو پی هدفن، البته شدتش کم و زیاد داره ...
    به هر حال اینو شنیدی که علما گفتن چیزی رو که بلدی انجام بده تا خدا چیزی که نمیدونی رو یادت بده
    برات دعا میکنم برادر محترم
    میدونی من بعضی وقتا انقد غرق گناه میشم ... که خدا میگه تو از اون وضع در بیای شاهکاره! نمیخواد پی هدف باشی!!
    به پدیده های اطرافت بی انگیزه نگاه نکن
    اونها رو کوچک نشمار
    هر رفتاری که میکنی با هر کسی یا در هر جایی.. میتونه مسیر زندگی تو رو ، البته مسیر معنوی و صورت باطنی زندگی تو رو تعیین کنه..

    و در اخر یک سوال
    تا حالا کسی رو دیدی در اطرافت که بخوای جای اون باشی؟
    از علما که گفتی
    حالا از افراد عادی
    مثلا پدرت یا هرکسی که بنظرت در عین سادگی زندگیش اما انسان بوده! دقت کن آدم نه ها! انسان بوده!!

  9. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 آبان 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,447
    سطح
    29
    Points: 2,447, Level: 29
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    48

    تشکرشده 100 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشکل اینه که ما کمالگراها فکر میکنیم حتما باید یه کار خاص انجام بدیم .
    به هر حال هر کس به صورت ذاتی استعدادهایی داره . یکی کمتر یکی بیشتر .
    اگر قرار بود همه ی با بتونیم از 10 درصد مغزمون استفاده کنیم اصلا انیشتینی وجود نداشت .

    فردوسی-نیوتون -بیل گیتس و... مطمئنا اگر ذاتا باهوش نبودن هر چقدر هم تلاش میکردن به جایگاهی که دارن نمیرسیدن .پس ما قراره به اندازه ای که بهمون استعداد داده شده تلاش کنیم و موفق بشیم .

    شما انتظارتون از خودتون چیه ؟ دوست دارید شخصیت بزرگی بشید؟کار خاصی بکنید که همه متحیر بشن؟
    از هز 1000 نفر ممکنه یکی فوتبالیست معروف بشه .یکی بازیگر معروف بشه . دو تا دکتر و 4 تا مهندس موفق . بقیه مثل ما آدمای عادی هستن که میان و میرن . بعضیا بعد رفتنشون یه سری رو خوشحال میکنن بعضیا هم نه .
    به نظر من حالا که نتونستیم آدم خاصی بشیم خوبه هدفمون این باشه که وقتی رفتیم 4 نفر بگن خدا بیامرزه آدم خوبی بود .

  10. کاربر روبرو از پست مفید soheil2 تشکرکرده است .

    خانوم مجرد (سه شنبه 19 آذر 92)

  11. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 مهر 97 [ 23:54]
    تاریخ عضویت
    1392-5-21
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    4,488
    سطح
    42
    Points: 4,488, Level: 42
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 19 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از همدردی و دعای خیرتون خانوم مجرد
    نقل قول نوشته اصلی توسط خانوم مجرد نمایش پست ها
    به علم علاقه نداری؟ که با نشرش به ارامش برسی؟
    کمک به دیگران و گره از کار بنده های خدا باز کردن حالا به هر نحو درستی، چیزیه که توصیه شده و هم میتونه انسان رو به هدف اصلیش نزدیک کنه یعنی رضایت پروردگار و ارامش خود
    این هر جوری میتونه باشه
    به هر حال اینو شنیدی که علما گفتن چیزی رو که بلدی انجام بده تا خدا چیزی که نمیدونی رو یادت بده
    و در اخر یک سوال
    تا حالا کسی رو دیدی در اطرافت که بخوای جای اون باشی؟
    از علما که گفتی
    حالا از افراد عادی
    مثلا پدرت یا هرکسی که بنظرت در عین سادگی زندگیش اما انسان بوده! دقت کن آدم نه ها! انسان بوده!!
    - - - Updated - - -

    در برخورد با علم باید بگم تا مقطع کارشناسی رفتم ولی اصلا منو اغنا نکرد و علم تو دانشگاههای ما تئوری تدریس میشه و یک تئوریسین تحویل جامعه میده . علم تا عمل خیلی فرق میکنه . در واقع ادامه تحصیل یک چرخه دانشجو و استاد ایجاد میکنه ینی دانشجویی که در مقطع فوق و دکترا ادامه میده استاد میشه و برمیگرده همون مطالبی رو که قبلا آموخته به افراد جدید تدریس میکنه که چی بشه خدا میدونه و این چرخه ادامه پیدا میکنه میشه وضعیت امروز جامعه ما که فقط تحصیلکرده تحویل جامعه میده .البته اینکه سطح علمی همه بره بالا بد نیست ولی همین سطح توقع افراد رو هم بالا میبره .

    - - - Updated - - -

    درمورد کمک کردن به دیگران هم عرض کنم که اولا من باتوجه به شرایطم تو مشکلات خودم موندم ولی خب اگر جایی هم کمکی بر بیاد انجام میدم و این یه احساس رضایت گذرا بهم میده

    - - - Updated - - -

    از افراد اطرافم هم کسی نیست که کامل الگو باشه برام . اینجوریه که خصوصیاتی از افراد رو خوشم میاد نه از همه چیه یک نفر

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط soheil2 نمایش پست ها
    اگر قرار بود همه ی با بتونیم از 10 درصد مغزمون استفاده کنیم اصلا انیشتینی وجود نداشت .
    کاملا موافقم . تقریبا عموم افراد استعدادهای نزدیک بهم دارن و تفاوت توی تلاش و پشتکارشونه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط soheil2 نمایش پست ها
    به نظر من حالا که نتونستیم آدم خاصی بشیم خوبه هدفمون این باشه که وقتی رفتیم 4 نفر بگن خدا بیامرزه آدم خوبی بود .
    من نمیخوام آدم خاصی بشم و اینکه آدم کار خوب بکنه که بعدا ازش به خوبی یاد بشه خوبه ولی آیا قضاوت درمورد اعمال آدمهارو باید به حرف مردم در آینده سپرد ؟ پس اینکه هدفت بشه انجام کاری که مردم ازت خوب بگن درآینده زیاد معقول نیست .

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط soheil2 نمایش پست ها
    شما انتظارتون از خودتون چیه ؟ دوست دارید شخصیت بزرگی بشید؟کار خاصی بکنید که همه متحیر بشن؟
    منم همینو نمیدونم ولی اینو میدونم که تا الان از گذشتم و کارهام راضی نبودم و نمیخوام عمر باقیمانده هم همینجور سپری شه . البته نمیتونم بگم در گذشته باید چه میکردم که الان راضی میبودم .

  12. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 مرداد 96 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1392-8-30
    نوشته ها
    285
    امتیاز
    4,535
    سطح
    42
    Points: 4,535, Level: 42
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    400

    تشکرشده 440 در 186 پست

    Rep Power
    41
    Array
    وحید شما به حرف اطرافیانت چقدر بها میدی؟
    مثلا من یه وقتایی کم میارم و همین که مادرم بگه تو تلاشتو کردی یا دوستم یا دختر عموم... واسم کافیه البته بازم گذراست
    احساس میکنم دیگرانی هستند که در مسیرشون قرار گرفتند اما من نه! من که نباید مسیر اونا رو طی کنم ... مسیر خودمم نمیدونم
    مسئولیت زیادی در قبال جامعه حس میکنم اما نمیدونم چکار کنم؟ مثلا باید چکار کنم که رضایت بخش باشه؟

    اینم بگم همه همه همه هر کی پای حرفام نشسته میگه تو کمالگرایی خیلی سخت میگیری در عین حال کارای کوچیکم نمیکنی
    تازه وحید من کمی حس میکنم اگه ازدواج کنم و همسر و مادر خوبی باشم تقریبا از خودم راضی خواهم بود اما در عوض برای انتخاب همسر سخت میگیرم... یعنی اون باید کسی مثل من ارمان خواه باشه و البته عمل کنه و بدونه باید چکار کنه... بعد منم کمکش کنم

    گفتی پیش روانشناس رفتی؟ شاید حداقل اونا بتونن بهمون ثابت کنن اشتباه فکر میکنیم یا زیادی درگیرش شدیم و بتونن راهنماییمون کنن چطور از خودمون، بدون فریب دادن خودمون، راضی باشیم!!!


    حس میکنم کمی تو این پست حرفای بی ربط نوشتم ولی چه کنم مغزم متمرکز نیست
    عذر

  13. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 مهر 97 [ 23:54]
    تاریخ عضویت
    1392-5-21
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    4,488
    سطح
    42
    Points: 4,488, Level: 42
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 19 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نمیدونم باید بگم متاسفانه یا خوشبختانه من مشکلاتمو باکسی مطرح نمیکنم . نه تو این مورد ونه تو موارد دیگه مگر بدونم کاری ازشون برمیاد واگرم چیزی ازمن متوجه بشن خودشون متوجه شدن . با مادرم هم اینچیزارو نمیگم چون کاری ازش بر نمیاد و فقط قصه میخوره . من فقط مشکلمو برای مشاور و روانشناس گفتم ولی اوناهم جز روحیه دادن و حرفای قشنگ زدن کاری ازشون بر نیومده برای همین اینجا مطرح کردم بلکه به جوابی برسم .تو زمینه سخت گیر بودن هم باید بگم نه آدم خوشبینی هستم ونه بدبین ولی خیلی واقع بینم . ینی همه چیزو همونطور که هست میبینم نه بهتر یا بدتر. تا حدودی دیگران از من راضی هستن ولی من از خودم راضی نیستم . آخه رضایت از دید افراد مختلفه . مثلا اینکه من تا حدی اعتقادات دارم و اهل خلاف و این حرفا نیستم و کمی تحصیلکردم از نظر اطرافیان خوبه ولی از نظر خودم هیچه . برای همین وجود این چیزها هم در افراد مختلف برام مهم نیست . اعتقادی که تو عمل نباشه و تحصیلاتی که در شعور و فرهنگ طرف تاثیر نگذاشته باشه بدرد نمیخوره. لااقل بدرد من نمیخوره . افراد مختلف رو میبینی با ادعای معتقد بودن همه جور رفتار و گناهی ازشون سر میزنه و همچنان خودشونو معتقد میدونن و از اون طرف افرادی هستن که بسیار تو عملشون رعایت همه چیو میکنن و ادعای اعتقاد هم ندارن و شاید همینچیزا باشه که مسلمونارو یکم بدنام کرده . تحصیلات و علم هم اگه منیت نیاره و در مسیر شناخت عظمت پروردگار و خدمت به خلق و رضای خدا باشه شاید اجری داشته باشه اونم شاید وگرنه ارزش دیگه ای نداره حداقل برای من نداره .

    - - - Updated - - -

    درمورد سخت گیری درمورد ازدواج بعضا بمن هم گفته شده اما این بخاطر اینه که دیگران از مشکلات من خبر ندارن و اینم بخاطر اینه که معمولا سنگ صبور بودم. بعد هم بستگی داره کی بشما گفته باشه که سخت گیری. اگر چند نفر آدم مسئولیت پذیر و عاقل و منطقی این حرفو زدن خب میتونی قبول کنی و تجدید نظری درخودت بکنی ولی اگه چندتا آدم خوشبین این حرفو زدن خب اونا همه چیو خوشبینانه درنظر میگیرن و نمیشه زیاد رو حرفشون حساب کرد .

    - - - Updated - - -

    درمورد ازدواج قبلا گفتم که هدف نیست و قسمتی از جریان زندگیه که با انتخاب درست میتونه شمارو در رسیدن به هدف جلو بندازه و کمک کنه و با انتخاب نادرست میتونه مانع بشه و مشکل ایجاد کنه. البته بگم اگه ازدواج ناموفق باشه اونوقت چه بخوایم چه نخوایم هدفمون میشه رفع این مشکل و خودبخود سرگرمش میشیم و از رسیدن به هدفهای مهمتر باز میمونیم.

    - - - Updated - - -

    شما اگه فکر میکنی که با همسر شدن و مادر شدن احساس رضایت پیدا میکنی از مواضع قابل گذشت مثل مادیات و چیزهایی که با اصول شما منافات نداره کوتاه بیا تا به هدفت برسی چون بنا به اقتضای سن و جنسیت شما بمرور زمان فرصت براتون کمتر میشه ولی یه توصیه هم میکنم ازدواج موسیقی نیست که اگه رفتید دنبالش و خوشتون نیومد و راضی نشدید رهاش کنید چون پای انسان درمیانه نه ساز پس خوب فکر کنید بعد اقدام کنید.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط خانوم مجرد نمایش پست ها
    گفتی پیش روانشناس رفتی؟ شاید حداقل اونا بتونن بهمون ثابت کنن اشتباه فکر میکنیم یا زیادی درگیرش شدیم و بتونن راهنماییمون کنن
    مشکل اینه که من تا حد زیادی مطمئنم که اشتباه فکر نمیکنم و مطمئنم که عمر رو بخوبی استفاده نکردم وگرنه بله خیلی راه هست که از این تفکر فرار کرد یکیش مقصر دونستن این و اون

  14. کاربر روبرو از پست مفید vahid* تشکرکرده است .

    خانوم مجرد (چهارشنبه 20 آذر 92)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مشکل بی انگیزگی و بی هدفی خستم کرده
    توسط odlar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 دی 93, 11:05
  2. از رویا بافی خسته شدم دلم شور آینده رو میزنه
    توسط پونیو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 مرداد 93, 17:41
  3. بی انگیزگی برای پایان نامه؛خواستگاری و بلا تکلیفی
    توسط مصباح الهدی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 شهریور 92, 00:05
  4. خواهرم مادرمون رو کتک میزنه - چه کار کنم؟ - نگران بقیه خواهرهایم هستم
    توسط کوثر تنها در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 25 دی 91, 03:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.