به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 50
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-12-10
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    161

    تشکرشده 167 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    she عزیز
    بله درست میگی این وابستگی هستش، ولی فکر کنم این اشکالی نداشته باشه که یکی از مشاوران حتی بری یه مدت کوتاه با کسی همراهی کنن تا نکات کلیدی رو یاد بگیره ( یا اینکه نکات کلیدی یاداوری بشه براش)

    اخه من الان اصلا نمیدونم چی درسته و چی غلط
    من نمیدونم
    باید به شوهرم محبت کنم؟
    باید باهاش حرف بزنم یا نه؟
    اینکه میگید رهاش کن من دقیقا نمیدونم چی رو رها کنم، اگه رهاش کنم یعنی اون به کار خودش برسه و منم به کار خودم و فقط روزمره حرف بزنیم؟ خوب اینکه همین زندگی فعلی ماست
    اینکه اهداف مشخص برای خودم تعیین کنم ایا زندگی مون هم جز این اهدافه؟
    با مامانش چطور برخورد کنم؟

    دوستان من واقعا پر از سوالم
    اینقدر توی این چند سال کارای مختلف کردم و از هیچ کدوم نتیجه نگرفتم که نمیدونم توی شرایط فعلی چی درسته و چی غلط، چی برای الان خوبه و چی برای اینده مفیده

    من وقتی به کسی محبت میکنم واقعا اونو سرشار میکنم و واقعا هم اینو از ته دلم انجام میدم، اما نمیدونم چرا چند وقت بعد توی خودم یه انتظاراتی ایجاد میشه که اگه طرف محبت مورد انتظارمنو بهم نداشته باشه بهم بر میخوره و یه دفعه کنار میکشم ، اما در مورد شوهرم بیان میکنم که فلان جا فلان انتظارو داشتم و اونم بیتفاوت

    اصلا من در مقابل این دیده نشدن چه کار باید بکنم؟
    دوستان سوالات و سردرگمی من تمومی نداره

    راستی پرداخت اینترنتی شارژ هم مشکل داره و من نمیتونم از این راه مشترک بشم

  2. کاربر روبرو از پست مفید setayesh92 تشکرکرده است .

    she (سه شنبه 11 تیر 92)

  3. #42
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ستایش جان. شما دو تا مشکل داری. مشکل با خودت و مشکل با همسرت. یادت می آید در جواب تاپیک من گفتی باید فکر کنی اما فعلا می خواهی به خودت برسی؟ پس همین کار را بکن. فعلا در پی مشکلات همسرت نرو. تمرکزت روی خود خودت باشد بعد که روبه راه شدی قدرت این را پیدا می کنی که درباره زندگی زناشویی تصمیم بگیری. من چیزهایی را که درباره ی همسرت به نظرم آمد گفتم. اما نمی خواهم همین الان به این موضوع فکر کنی. الان مشکل خیلی حادی در زندگی شما نیست. یک روال عادی جریان دارد که مطلوب نیست اما مشکل اورژانسی هم ایجاد نمی کند. ظاهرا همسرت هم شکایتی از شما و زندگی ندارد. پس فعلا بگذار روال آرام خانه جریان داشته باشد تا با خیال راحت به خودت برسی. پس فعلا همین روش جواب می دهد. اما چند نکته هست :
    1 - اگر تفریحی را دوست داری به خاطر نبودنت همسرت خودت را از آن محروم نکن. حتی اگر صددرصد خوش نگذرد به یک درصد اکتفا کن. این کار برای شما لازم است. هم ارتباط شما با آدم های دیگر تقویت می شود و وابستگی ات کمرنگ می شود. هم باعث می شود ساعت هایی مغز شما استراحت کند و دائما فکر نکنید.
    2- این مورد را خودت بهتر از من می دانی. به تغذیه ات دقت کن. به هیچ عنوان از وقت غذا پختن و غذا خوردن کم نکن که به کارهای دیگر برسی. پختن غذاهایی هم که دوست داری و چند وقت است نخورده ای بسیار شادی آور است.
    3- اگر نیاز به استراحت داری هرگز به آن بی اعتنا نباش. در وضعیت روحی شما خواب و استراحت بسیار اثرات خوبی دارد. نکند به خودت بگویی من نباید وقتم را صرف استراحت و خواب کنم کار دارم
    4- درس خواند بسیار خوب است. اما مواظب باش درس خواندن به اعصاب شما فشار وارد نکند. به هیچ عنوان فشار اضافه ای نباید به اعصاب شما بیاید. بنابراین در درس خواندن فعالا کمالگرایی را کنار بگذار و تا آنجایی که کاملا راحت هستی و مجبور نیستی از وقت استراحت و تغذیه و تفریحات معقول کم کنی به درس بپرداز. فعالا هدفت شارژ و بازسازی خودت است نه قبول شدن در امتحان تخصص و آیلتس. بنابراین درس خواندن شما فعلا با هدف قبولی در آزمون ها نیست. بلکه برای بهتر کردن حال شما است.
    5- حتما حتما یک نوع ورزش را به برنامه روزانه ات اضافه کن و تاکید می کنم برای شما ورزش روزانه بسیار ضروری است. نکند یک وقت بگویی وقت ندارم !

    - - - Updated - - -

    ستایش جان. این را هم بگویم اگر می خواهی رفتار جرات مندانه داشته باشی اول باید در مقابل خودت این رفتار را در پیش بگیری. یعنی در مقابل کمال گرایی ات با جرات بایستی .

  4. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    she (سه شنبه 11 تیر 92)

  5. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    دلم میخواد بدونم شوهر شما چه جور شخصیتی داره اما از توضیحات شما نمیشه متوجه شد یا من نتونستم.
    .
    ستایش جان هر کاری که خودت دلت میخواد بکن!!! هر کاری که واقعن شادت می کنه. هر کاری تا جایی که آخرش نیازی به تشکر و جبران کسی نباشه!!! یعنی فقط برای دل خودت انجام داده باشی.
    خودت رو پیدا کن! بعد شروع کن به خوشحال کردنش!! بی نیازی ات رو به شوهرت نشون بده از طریق بی تفاوتی!! بذار بفهمه که اگر هم بهش محبت می کنی به خاطر خودته نه به خاطر اون! بذار بفهمه که منتظر واکنش اون نیستی.
    .
    مث پرنده ها باش. آزاد و رها. اگر یه پرنده روی یه شاخه بشینه به خاطر خوبی اون شاخه نیست!!! ضمن اینکه هر لحظه امکان داره از روی شاخه بلند بشه!!
    .
    آیا همسر شما یک در میلیون ممکنه به این فکر کنه که شما رو از دست بده؟؟؟ نه!!! اون زیادی مطمئنه. از وابستگی و نیاز شما.
    نمی گم حرف تلخ بهش بزنی یا برنجونیش! فقط می گم رها باش!! خودت با خودت خوش باش!! با شوهرت بخند بدون شوهرت هم بخند اهمیت نده که اون نمی خنده!!! به شوهرت فکر نکن! اصلن نبین که می خنده یا نمی خنده! بی خیال، سبکبال و خوش باش!
    .
    :)

  6. #44
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 28 مرداد 01 [ 19:21]
    تاریخ عضویت
    1392-3-18
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    7,573
    سطح
    58
    Points: 7,573, Level: 58
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 30 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نمیدونم چی بگم
    بهتون میاد خیلی زن فهمیده ای باشین
    یخورده وضعیت اونو هم درک کن البته توقعاتت کاملا بجاست ولی..
    صبر کنی درست میشه
    توکلت ب خدا
    موفق باشی..

  7. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-12-10
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    161

    تشکرشده 167 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان
    نوپو جان، ممنونم که به تاپیکم سر زدی و نظراتت رو مینویسی
    بله دقیقا مشکل من با خودمه، اسم تاپیکم هم همینو میگه
    بله شوهرم ظاهرا از زندگی راضیه، یعنی راستش خیلی مشکلی نمیبینه که بخواد حتی در موردش حرف بزنه یا حتی بخواد به حرف من گوش بده
    میگه ما مشکلی نداریم و تو بیخودی مسائل رو بزرگ میکنی
    تنها گلایه ش بعد از چند وقت اینه که چرا وقتی مامانم هست تو بهش کم محلی میکنی؟ چرا میری اشپزخونه یا توی اتاق؟، منم گفتم یا غذا درست میکنم یا کار داشتم رفتم توی اتاق
    به شوهرم نگفتم ولی اخه مامانش اینقدر حضور داره که دیگه مهمون نیست که من همش بخوام بشینم پیشش، تازه من خودم هزار تا کار دارم نمیتونم همه ی کارامو ول کنم بشینم باهاشون فیلمای تکراری هزار سال پیش که کانالای استانی میذاره رو نگاه کنم، همین ، وگرنه از نظر پذیرایی چیزی کم نمیذارم
    ( البته راستش با این اوضاع روحی خودم خیلی هم حوصله مادر شوهرو ندارم)

    بله من دارم شروع میکنم که به خودم برسم
    اروم اره تمرینای تنفسو شروع میکنم
    دوستامو دعوت کردم و کلی خندیدیم
    دارم مورچه وار درس میخونم و کنارش زبان

    ولی یه حسی دارم دلم میخواد به شوهرم محبت کنم، دلم میخواد اس عاشقانه بهش بدم، دلم میخواد قربون صدقه ش برم.............. ولی میترسم، میترسم که اشتباه باشه، میترسم که بعد از انجام اینا بازم منتظر جواب اون باشم و سرخورده بشم ف میترسم که بازم بخوام بهش بگم من بهت احتیاج دارم و اون اعتنا نکنه و.......... میترسم که بازم موقع حرف زدنم نگاهشو از تلوزیون نگیره و میترسم که یه دعوای بزرگ سر محبت نکردنش به من اتفاق بیفته

    همه ی اینا باعث شده که تمام سعیم رو بکنم که ساکت باشم و فعلا خیلی محبت نکنم، حتی دارم جلوی محبت کلامی مو میگیرم

    - - - Updated - - -

    SHE عزیز
    تمام تلاشم اینه که از این وابستگی در بیام، برام دعا کن گلم

    شوهرم یه مرد بسیار اروم، بسیار نجیب ، خوش تیپ و خوش قیافه هستش، کلا ساکته، خیلی زود نمیتونه با ادما بجوشه و مچ بشه (برعکس من که با همه زود مچ میشم)، البته بسته به شرایط هم داره توی کارش خیلی سریع تر از روابط خانوادگی با دیگران ارتباط برقرار میکنه، توی کارش خیلی موفقه، فکر کنم اولویت اول زندگیش کارش باشه ( نه من)، به طور ژنتیکی کلا ادمای سردی هستن همه ی خانواده شون ( برعکس من و خانواده م) ، و به طور کلی معتقده که ادما 2 تا گوش دارن و یه دهن، پس باید بیشتر گوش کرد و کمتر حرف زد ( البته معنی این کمتر از نظر من یعنی هیچی ) ، و کلا هم معتقده که من زیاد حرف میزنم
    روی هم رفته اطرافیان معتقدن که ما هر دو مون خیلی ادمای خوب و موجهی هستیم و هر دو مون بسیار بسیار خوش اخلاقیم و هر دومون اروم و صبوریم و هردومون مهربونیم خیلی ولی به درد هم نمیخوریم ( چون همیشه انگار مقابل همیم) انگار هردومون میخواییم حرف حرف خودمون باشه خصوصا شوهرم ( خاواده م معتقدن کنار همه ی این خوبی ها یه مقدار مغروره)، راستش یادم نمیاد توی این 5 سال یه بار هم از من حمایت یا دفاع کلامی کرده باشه ( حتی توی شوخیای خانوادگی و سر به سر هم گذاشتن هم همیشه یا ساکته یا طرف من نیست) البته مامانم میگه روش نمیشه چون کمی خجالتیه نسبت به این همه ادم گرم و اجتماعی که اطرافشن ( توی جمع خانوادگی ما) ولی من اینطور فکر نمیکنم

    - - - Updated - - -

    کامبیز ممونم
    من دارم سعی میکنم اول از این وابستگی در بیام ، ان شاءالله

    دوستان لطفا دعا کنین برام

  8. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-12-10
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    161

    تشکرشده 167 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان من واقعا دیگه نمیتونم محبت کنم به شوهرم

    در لحظه اصلا به این فکر نمیکنم که اون قراره چه عکس العملی نشون بده، خودم دوست دارم وقتی خوابه نوازشش کنم تا بیدار شه و یا حرفای عاشقانه بگم
    ولی وقتی توی موقعیت مشابه چیزی دریافت نمیکنم به شدت دپرس میشم
    حتی اگه در اثر اعتراض من بخواد حرفی بزنه یا کاری انجام بده دیگه به دلم نمیشینه و یا حتی گریه م میگیره

    چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    دوستان چرا متوجه نیست با من و زندگیمون داره چی کار میکنه ؟ با بیتفاوتی و بی توجهیش

    چرا حاظر به حرف زدن نیست؟
    چرا وقتی میپرسم بعضی وقتا که خیلی توی منگنه قرار میگیره میگه منم از زندگیمون راضی نیستم ولی هیچ وقت هیچ اقدامی نمیکنه؟

    خسته شدم از دستش
    چرا یه کم به موقعیت من فکر نمیکنه
    خیلی راحت ممکنه منو از دست بده
    ولی ظاهرا براش مهم نیست یا شاید هم خیلی به من مطمئنه
    نمیدونم

    - - - Updated - - -

    عصبانیم از دست خودم که چرا اون میتونه با بی توجهی ش این قدر راحت منو به هم بریزه

    و چرا من با وجود روزی 7-8 ساعت کار و کارای خونه و این همه سرگرمی که دارم واسه خودم درست میکنم ( درس و زبان و رابطه با دوستام) بازم همش توی فکر اونم

    اخه چرا این همه وابستگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  9. #47
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    احتمالا شما به روش خودت به شوهرت محبت می کنی اونم به روش خودش به شما.

  10. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    yasi_20 (شنبه 23 شهریور 92)

  11. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-12-10
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    161

    تشکرشده 167 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مینوش جان

    بله فکر میکنم درست میگی ، فکر کنم هر کدوم از ما به روش خودش محبت میکنه

  12. #49
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط setayesh92 نمایش پست ها
    و چرا من با وجود روزی 7-8 ساعت کار و کارای خونه و این همه سرگرمی که دارم واسه خودم درست میکنم ( درس و زبان و رابطه با دوستام) بازم همش توی فکر اونم

    اخه چرا این همه وابستگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    افرین بر شما ستایش جان. خوب خوتو مشغول کردی ها. میگم ستایش جان خب باهم پیش یه مشاور برین . سر این قضیه اصرار کن
    نمی دونم براش نامه بنویس ( اگه نمی تونی با حرفات بهش خواستت رو بگی)
    نمیشه که همین طور ادامه پیدا کنه
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون

  13. #50
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ستایش جان من فرصت کوتاهی دارم و نمی توانم خیلی بنویسم. فقط خواستم خیلی خلاصه به شما یادآوری کنم فعلا فقط به فکر مشکل خودت باش و بعدا با هم و با بقیه بچه ها مشکلات شوهرت را حل می کنیم. البته الان از نوشته های شما معلومه یک کمی بهتر شدی اما به این معنا نیست که درمان شده ای و باید روند درمانت را ادامه دهی خانم دکتر! خانم دکتر گل مگر خودت به مریض ها نمی گویی درمان را قطع نکنند و ... پس خودت هم به توصیه های خودت عمل کن! خطری زندگی مشترک شما را تهدید نمی کند و خودت هم گفتی شوهرت کاملا از شما راضی است. می دانی همین چه نعمتی هست که می گذارد به کارهایت برسی و صبح تا شب توی نخ کارهایت نمی رود؟ من که از این نعمت محرومم و همه کارهایم زیر ذره بین است دارم به شما می گویم از این فرصت استفاده کن و به درمان خودت بپرداز و تا جایی پیش برو که کارهایی که گفتم کاملا اثر کند و جزو برنامه روزانه ات دربیاید. آن موقع اثرش کم کم ظاهر می شود. پس باید خیلی مداومت و حوصله کنی خانومی ! فکر کن داری درمان انجام می دی و باید دردش را تحمل کنی. البته واقعا هم همین طور است .!

    - - - Updated - - -

    ستایش جان من فرصت کوتاهی دارم و نمی توانم خیلی بنویسم. فقط خواستم خیلی خلاصه به شما یادآوری کنم فعلا فقط به فکر مشکل خودت باش و بعدا با هم و با بقیه بچه ها مشکلات شوهرت را حل می کنیم. البته الان از نوشته های شما معلومه یک کمی بهتر شدی اما به این معنا نیست که درمان شده ای و باید روند درمانت را ادامه دهی خانم دکتر! خانم دکتر گل مگر خودت به مریض ها نمی گویی درمان را قطع نکنند و ... پس خودت هم به توصیه های خودت عمل کن! خطری زندگی مشترک شما را تهدید نمی کند و خودت هم گفتی شوهرت کاملا از شما راضی است. می دانی همین چه نعمتی هست که می گذارد به کارهایت برسی و صبح تا شب توی نخ کارهایت نمی رود؟ من که از این نعمت محرومم و همه کارهایم زیر ذره بین است دارم به شما می گویم از این فرصت استفاده کن و به درمان خودت بپرداز و تا جایی پیش برو که کارهایی که گفتم کاملا اثر کند و جزو برنامه روزانه ات دربیاید. آن موقع اثرش کم کم ظاهر می شود. پس باید خیلی مداومت و حوصله کنی خانومی ! فکر کن داری درمان انجام می دی و باید دردش را تحمل کنی. البته واقعا هم همین طور است .!


 
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.