به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 64
  1. #41
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    خلاصه کلام اسم این قضیه رو تو خانوادتون هیچ کی نمی ذاره عاشقی
    و اگر هر کسی بو ببره واژه هایی رو به شما نسبت می دن که این به اصطلاح عشق از سرتون بره
    فرض کنید مادر شوهر یا خواهر شوهر یا شوهرتون بفهمه یا بچه هاتون در آینده
    بچه هاتون در آینده اگر در مسائل عاطفی نیاز به راهنمایی داشته باشن به هیچ عنوان رو شما حساب باز نمی کنن

  2. 3 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    کامران (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92), دختر بیخیال (جمعه 04 مهر 93), شیدا. (سه شنبه 24 اردیبهشت 92)

  3. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 07 تیر 92 [ 19:48]
    تاریخ عضویت
    1392-2-18
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    258
    سطح
    5
    Points: 258, Level: 5
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 27 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چه راهنمایی های جالبی!!!!!!
    همچین حرف می زنین انگار ما روزی چند بار دست در دست هم قدم می زنیم و از عشق و عاشقی حرف می زنیم. همچین م یگین انگار من به او گفتم و او هم به من علاقمند شده و دو خانواده در خطرن؟؟؟
    چرا موضوع رو کامل نمی خونین بعد نظر بدین؟
    حسین 40 عزیز ممنون از لطفتون. خدا کنه راهنمایی های شما دوستان باعث بشه من از این فکر و خیال دست بر دارم.
    مشکل من اینه که با فکر خودم در گیرم. لطفا این جمله رو بخونین و دقت کنین. با فکر خودم در گیرم.
    من با او هیچ رابطه ای ندارم. اعتماد به نفسمم کم نیست که بخوام با رو اوردن به عشق و عاشقی خودم و جوون نشون بدم. هر چند که معتقدم 31 سالگی میان سالی نیست و هنوز جوونیه. البته نه جوونی خام جوانی پخته .
    4 تا اسمس خطا بوده که اونم تو 70 روز یا شایدم بیشتر 4 تا اس ادبی بود نمی خوام بگم درست بود ولی اونقدرم خطا نبود که زندگی من و جاریم و مادر شوهر و...... به قول شما ها بخواد از هم بپاشه.

  4. 4 کاربر از پست مفید سوگند32 تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 24 اردیبهشت 92), golbarg40 (دوشنبه 20 خرداد 92), کامران (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92), نگاه (دوشنبه 06 خرداد 92)

  5. #43
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    آفرین سوگند عزیز؛ شما یک قدم اومدید جلو و اون همون شناسایی مشکل در درون خودتون و در واقع حرف دلتون بود که اینجا زدید. بله؛ درسته شما احتیاج به جسارت و جرات مند بودن دارید و بعد از اون هم هیجان. چیزی که سالهاست دارید سعی میکنید پنهانش کنید.
    شما به یه تنوع و هیجان رمانتیک احتیاج دارید.
    خودتون آرومید و دلتون میخواسته که جذب آدمی بشید که پراز تنوع و شور باشه. شاید هم این خواسته ی قلبی شما از اول بوده. اما با ازدواج با - همسرتون که اتفاقا ایشون دارن طبق روال عادی خیلی از زندگی ها زندگی میکنند و مرد خوب و نجیبی هم هستند- نتونستید این نیاز درونی تون رو ارضا کنید.
    راستش قبلا هم برات نوشتم. مدیر همدردی عزیز؛ تاپیکی دارن با موضوع شناسایی نیازهای خودمون. این تاپیک میتونه خیلی به امثال من و تو و خیلی های دیگه کمک کنه!
    خواهش میکنم سوگند جان! شروع کن به خوندن اون تاپیک و پاسخ دادن به سوالات اون. مطمئنم که خیلی میتونه برات مفید باشه.
    برادر شوهر فقط یه بهونه ست برای اینکه نیاز درونیت رو پنهان کنی. شما خودت خوب میدونی نیازی داری که باید توی چارچوب درست عرفی و قانونی و شرعیش؛ باید ارضا بشه!
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  6. 2 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    کامران (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92), سوگند32 (دوشنبه 20 خرداد 92)

  7. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 30 شهریور 98 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1390-10-26
    نوشته ها
    711
    امتیاز
    11,022
    سطح
    69
    Points: 11,022, Level: 69
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,196

    تشکرشده 1,600 در 571 پست

    Rep Power
    106
    Array
    یه چیز رو فرشته مهربان می گه ، همیشه ملکه ذهنم کردم

    فریب ویترین زندگی مردم رو نخوریم .

    اینقدر مثال هست که زن و شوهر در ظاهر و پیش بقیه قربان صدقه هم می رن و ... که همه حسرت می خورن بهشون ! ولی باطن ماجرا دعوا ها و خیانت هایی هست که اتفاق می افته ، «می گم برادر شوهر شما هم اینطوره ! ولی فریب تعریف زن و مادر رو نخورید !
    شاید از 100 تا مادر 5 تا مادر باشن ( یکیش مادر خودم ) که واقیعت رو بگه و حتی تعریف نکنه ، بقیه بلا استنثا تعریف و تمجید زیاد و دروغین ! خانم ها هم همینطور که دوس دارن همسرشون رو بزرگ کنند .
    مطمئن باشید اون رویایی که ساختید نیست ، به خصوص که ما ایرانی ها که تخصص زیادی در ظاهر سازی داریم

    پ.ن : 7 8 سال پیش ، دبیرستان ، مادرم رفته بود مراسم ختم یه جوان ، مادرش چقدر از خوبی های پسرش و .... می گفت و گریه می کرد .
    مادرم اومده بود می گفت واقعا حیف شده ، چه پسر خوبی بوده و کلی ناراحتی !
    حالا طرف کی بود ؟ وسط تزریق سنگ کوب کرده بود .:)

  8. کاربر روبرو از پست مفید داود.ت تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (دوشنبه 20 خرداد 92)

  9. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 07 تیر 92 [ 19:48]
    تاریخ عضویت
    1392-2-18
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    258
    سطح
    5
    Points: 258, Level: 5
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 27 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    افرین دل عزیز. بخشی از حرف دل من و زدی. کاش ادرس این تایپیک و می ذاشتی! چطوری پیداش کنم؟
    داوود عزیز من به حر دیگران که عاشق نشدم. من اون چیی که ازش دیدم و جزءی از علاقمندیهای من بوده رو گفتم وگرنه اگه می خواستم با حرف مادر شوهرم عاشق بشم خب عاشق شوهرم می شدم که بهم نزدیکتره و خیلی خیلی خیلی هم دوستش دارم.
    دل عزیز می خوام برادر شوهرم و تو ذهنم رها کنم. ولی این حس و داشته باشم. البته قطعا تو زندگی خودم. ولی نمی دونم چجوری ؟ این عشق بازی و لذت از غم عشق و دوست دارم. هیجان و شور و نشاط و خیلی دوست دارم. شای باور نکنین ولی مدام طرح یک برنامه می ریزم تا همه رو دور هم جمع کنم دلیلش اون نشاطی هست که میخوام باشه و کم رنگ شده. مدام تو اینترنت دنبال غذاها و دسر های زیبا می گردم و تو مهمونی هام درست می کنم و از لذت بردن دیگران لذت می برم. بنده خدا شوهرم می گه من نخوام تو خانوادم و دعوت کنی کی و باید ببینم؟
    دلیل دعوت کردن خانواده او هم پر جمعیت بودنشون و دور هم بودنه. اشتباه فکر نکنین چون من خودم همش یه خواهر دارم با شوهرش

    - - - Updated - - -

    افرین دل عزیز. بخشی از حرف دل من و زدی. کاش ادرس این تایپیک و می ذاشتی! چطوری پیداش کنم؟
    داوود عزیز من به حر دیگران که عاشق نشدم. من اون چیی که ازش دیدم و جزءی از علاقمندیهای من بوده رو گفتم وگرنه اگه می خواستم با حرف مادر شوهرم عاشق بشم خب عاشق شوهرم می شدم که بهم نزدیکتره و خیلی خیلی خیلی هم دوستش دارم.
    دل عزیز می خوام برادر شوهرم و تو ذهنم رها کنم. ولی این حس و داشته باشم. البته قطعا تو زندگی خودم. ولی نمی دونم چجوری ؟ این عشق بازی و لذت از غم عشق و دوست دارم. هیجان و شور و نشاط و خیلی دوست دارم. شای باور نکنین ولی مدام طرح یک برنامه می ریزم تا همه رو دور هم جمع کنم دلیلش اون نشاطی هست که میخوام باشه و کم رنگ شده. مدام تو اینترنت دنبال غذاها و دسر های زیبا می گردم و تو مهمونی هام درست می کنم و از لذت بردن دیگران لذت می برم. بنده خدا شوهرم می گه من نخوام تو خانوادم و دعوت کنی کی و باید ببینم؟
    دلیل دعوت کردن خانواده او هم پر جمعیت بودنشون و دور هم بودنه. اشتباه فکر نکنین چون من خودم همش یه خواهر دارم با شوهرش

  10. کاربر روبرو از پست مفید سوگند32 تشکرکرده است .

    کامران (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92)

  11. #46
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 30 شهریور 98 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1390-10-26
    نوشته ها
    711
    امتیاز
    11,022
    سطح
    69
    Points: 11,022, Level: 69
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,196

    تشکرشده 1,600 در 571 پست

    Rep Power
    106
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سوگند32 نمایش پست ها
    افرین دل عزیز. بخشی از حرف دل من و زدی. کاش ادرس این تایپیک و می ذاشتی! چطوری پیداش کنم؟
    داوود عزیز من به حر دیگران که عاشق نشدم. من اون چیی که ازش دیدم و جزءی از علاقمندیهای من بوده رو گفتم وگرنه اگه می خواستم با حرف مادر شوهرم عاشق بشم خب عاشق شوهرم می شدم که بهم نزدیکتره و خیلی خیلی خیلی هم دوستش دارم.
    دل عزیز می خوام برادر شوهرم و تو ذهنم رها کنم. ولی این حس و داشته باشم. البته قطعا تو زندگی خودم. ولی نمی دونم چجوری ؟ این عشق بازی و لذت از غم عشق و دوست دارم. هیجان و شور و نشاط و خیلی دوست دارم. شای باور نکنین ولی مدام طرح یک برنامه می ریزم تا همه رو دور هم جمع کنم دلیلش اون نشاطی هست که میخوام باشه و کم رنگ شده. مدام تو اینترنت دنبال غذاها و دسر های زیبا می گردم و تو مهمونی هام درست می کنم و از لذت بردن دیگران لذت می برم. بنده خدا شوهرم می گه من نخوام تو خانوادم و دعوت کنی کی و باید ببینم؟
    دلیل دعوت کردن خانواده او هم پر جمعیت بودنشون و دور هم بودنه. اشتباه فکر نکنین چون من خودم همش یه خواهر دارم با شوهرش

    - - - Updated - - -

    افرین دل عزیز. بخشی از حرف دل من و زدی. کاش ادرس این تایپیک و می ذاشتی! چطوری پیداش کنم؟
    داوود عزیز من به حر دیگران که عاشق نشدم. من اون چیی که ازش دیدم و جزءی از علاقمندیهای من بوده رو گفتم وگرنه اگه می خواستم با حرف مادر شوهرم عاشق بشم خب عاشق شوهرم می شدم که بهم نزدیکتره و خیلی خیلی خیلی هم دوستش دارم.
    دل عزیز می خوام برادر شوهرم و تو ذهنم رها کنم. ولی این حس و داشته باشم. البته قطعا تو زندگی خودم. ولی نمی دونم چجوری ؟ این عشق بازی و لذت از غم عشق و دوست دارم. هیجان و شور و نشاط و خیلی دوست دارم. شای باور نکنین ولی مدام طرح یک برنامه می ریزم تا همه رو دور هم جمع کنم دلیلش اون نشاطی هست که میخوام باشه و کم رنگ شده. مدام تو اینترنت دنبال غذاها و دسر های زیبا می گردم و تو مهمونی هام درست می کنم و از لذت بردن دیگران لذت می برم. بنده خدا شوهرم می گه من نخوام تو خانوادم و دعوت کنی کی و باید ببینم؟
    دلیل دعوت کردن خانواده او هم پر جمعیت بودنشون و دور هم بودنه. اشتباه فکر نکنین چون من خودم همش یه خواهر دارم با شوهرش
    مطمئن باشید اگر همسرشون نمی اومدن اون صحبت ها رو بکنند کار شما اینجا نمی رسید

  12. کاربر روبرو از پست مفید داود.ت تشکرکرده است .

    سوگند32 (دوشنبه 30 اردیبهشت 92)

  13. #47
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 آبان 92 [ 12:40]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    601
    سطح
    12
    Points: 601, Level: 12
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    22

    تشکرشده 74 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array
    " اصولاً قطع کاری که بصورت مخفیانه و توأم با هیجان باشد، کار سختی است. بنابراین قطع بی وفایی و خیانت مرد یا زن به همسر خود بواسطه آنکه کاری مخفیانه است و از ویژگی هیجان آور بودن و هیجان زده شدن برخوردار است، امری سخت و دشوار است. البته به این ویژگی ها باید وابستگی عاطفی را نیز افزود. "

    - - - Updated - - -

    بطور کلی 3 نوع خیانت و یا رابطه پنهانی وجود دارد:

    رابطه عشقی
    رابطه جنسی
    رابطه اینترنتی


    عمده نیازهایی که فرد در یک رابطه نامشروع و پنهانی سعی در تامین آنها دارد به قرار زیر میباشد:

    مورد نیاز بودن -رفاقت-درک شدن-از سوی فردی دوست داشته شدن-یک ریسک لذت بخش و مفرح-احساس آزادی - استقلال-سرگرمی- برآورده ساختن نیازهای جنسی-تقویت اعتماد بنفس-سلطه جویی-تجربه تازه-ماجراجویی-القاء داشتن استحقاق و شایستگی-رقابت-شیطنت-پر کردن خلاء تنهایی-برتری جویی-انتقام جویی-تعلق پذیری-احساس امنیت-مورد پذیرش واقع شدن-هیجان-لذت جویی-احساس جوانی کردن-تنوع طلبی-خود شناسی.

    خیانت عشقی: این نوع رابطه پنهانی در ابتدا از یک صحبت کوتاه آغاز شده و به تدریح به یک رابطه عمیق و شدید بدل میگردد. در پایان نیز چیزی جز ندامت و از هم پاشیدن زندگی فرد ثمری در پی ندارد. انگیزه اصلی آن افزایش اعتماد بنفس فرد میباشد اما بطور کاذب. به انواع رابطه عشقی خیانت آمیز توجه کنید:

    رابطه عشقی کورکورانه: در این نوع رابطه پنهانی فرد به نوعی به عشق اعتیاد دارد. وی به احساسی که در هنگام عاشق شدن به وی دست میدهد که همان افزایش ترشح آمفیتامین در بدنش میباشد اعتیاد دارد. که معمولا فرد را غیر منطقی و شیفته میگرداند. یک شهوت کورکورانه نسبت به یک فرد میباشد که در آن عشق بصورت وسواسی، غیر واقعی، آتشین و بی پروا نمود پیدا میکند. فرد در این نوع عشق خود را به مخاطره انداخته و به آب و آتش میزند که به وصال معشوق خود برسد. هنگامی که معشوق در کنار فرد عاشق نباشد احساس عذاب میکند و هنگامی که معشوق حضور دارد احساس وجد. این نوع رابطه عشقی میتواند از چند هفته تا چند چندین سال بطول انجامد. اما پس از گذشت زمان هر دو فرد پی میبرند که آنطور که تصور میکردند یکدیگر را نمیشناسند و با یکدیگر سازگاری و تفاهم ندارند. در این نوع رابطه فرد از همسر و یا شریک پیشین خود معمولا جدا میگردد.

    رابطه عشقی تفننی: این نوع رابطه پنهانی بر مبنای دوستی، تفاهم و مراقبت دو جانبه از یکدیگر شکل میگیرد. این نوع رابطه به نوعی گریختن از وظایف، مسئولیتها و فشارهای زندگی روزمره و پناه آوردن به یک فرد جدید میباشد. در این نوع رابطه دو فرد بطور قابل ملاحظه ای احساساتی میباشند و ممکن است که با هم رابطه جنسی برقرار کنند و یا هیچگونه رابطه جنسی با یکدیگر نداشته باشند. در این نوع رابطه دو فرد اعتقاد دارند که فرصتی برای خود شناسی، رابطه جنسی، تجربه اندوزی، مشاوره و مورد پذیرش قرار گرفتن در اختیار آنان قرار میدهد. دو فرد در این نوع رابطه بسیار محرم یکدیگر بوده و رازدار میباشند. میتواند سالها بطول انجامد و یا حتی مادام العمر ادامه یابد. فرد ممکن است از همسر و یا شریک پیشین خود جدا نگردد و حتی اعتقاد داشته باشد که رابطه پنهانی وی و برآورده گشتن نیازهای وی از این طریق سبب تحکیم زندگی مشترکش میگردد.

    رابطه عشقی مقطعی: این نوع رابطه پنهانی در دوران تغییر و تحول و عبور از یک مقطع به مقطع دیگر زندگی فرد به وقوع می پیوندد. میان دو فردی که خواهان تجارب غیر جدی، سرگرم کننده و افزایش دهنده عزت نفس میباشند. بیشتر در هنگام رویدادهای مثبت مانند ارتقاء مقام، ترفیع، پاداش، یافتن شغل جدید توسط همسر، فرزند دار شدن و یا نقل مکان به یک خانه جدید حادث میگردد. در زمان موفقیت در فرد نوعی احساس شایستگی و کفایت پدید می آید که در فرد توقع یک پاداش ویژه را ایجاد میکند. مانند رابطه برقرار کردن با یک فرد تازه که هم سرگرم کننده باشد و هم زیاد سختگیر و مشکل پسند نباشد. این حالت در زمانهای ناخوشایند نیز میتواند به وقوع بپیوندد. زمانی که فرد خواهان فردی است که قادر باشد ناکامی، شکست و ناراحتی وی را درک کرده و تسلی خاطر و پشتیبان وی باشد. این نوع رابطه کلا زود گذر میباشد و عمرش کوتاه است. شاید کمتر از یک سال و بندرت زندگی مشترک فرد را از هم میگسلد. این رابطه برای فرد نیازهای امنیت، اختیار داشتن، تعلق پذیری، عاشق و معشوق بودن، مورد پذیرش بودن و اعتماد بنفس را تامین میکند.

    رابطه عشقی انتقامجویانه: برخی از زنان از مردان و برخی مردان نیز از زنان نفرت دارند. آنها لذت را در آزار دادن، فریب دادن و بازی دادن دیگران میبینند. آنها دروغگویان ماهری نیز میباشند. آنها قربانیان خود را معمولا از میان افراد آسیب پذیر، ساده لوح و معصوم شناسایی و انتخاب میکنند. آنها در ابتدا وعده های خوشایندی به طرف مقابل میدهند اما در انتها چیزی جز ناکامی، رنجش خاطر و تحقیرشدگی برای قربانی باقی نمیگذارند. فرد ابتدای آشنایی خیلی با حیله گری و ظرافت به قربانی نزدیک میگردد. ممکن است خود را فرد بسیار موفق و یا سرشناس معرفی کند و یا آنکه خود را یک قربانی رقت انگیز جا زده و حس ترحم قربانی را بر بینگیزد. اما پس از گذشت زمان بتدریج قربانی را نا امید، تحقیر و مطیع خود میگرداند. پول، وقت، انرژی و اعتماد بنفس قربانی خود را میگیرد. در اینگونه افراد با سلطه جویی و کنترل کردن فرد دیگر نوعی احساس امنیت در فرد پدید می آید. فرد در این رابطه پنهان از همسر و یا شریک پیشین خود جدا نمیگردد.

    منبع: ایران ناز دات کام


    - - - Updated - - -

    ویرایش توسط قاصدکی در باد : چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 در ساعت 10:35

  14. 4 کاربر از پست مفید قاصدکی در باد تشکرکرده اند .

    golbarg40 (دوشنبه 20 خرداد 92), tamanaye man (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92), کامران (پنجشنبه 02 خرداد 92), سوگند32 (دوشنبه 30 اردیبهشت 92)

  15. #48
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    سوگند جان! عزیزم؛ حتما این تاپیک رو مطالعه کن و از فرشته ی عزیز هم بخواه که کمکت کنه!
    یه کم همت کن. خیلی هم نگران نباش، وقتی به دریا برسی خودبخود یه لیوان آبی که دستت هست رو زمین میذاری! (نگران فراموش کردن برادر شوهرت نباش)
    hamdardi.net/thread7955-3.html خودآگاهی کاربردی، آغازی برای تغییر خویشتن



    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  16. کاربر روبرو از پست مفید del تشکرکرده است .

    سوگند32 (دوشنبه 30 اردیبهشت 92)

  17. #49
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    سوگند عزیز یه خصلتی که تو کاربری قبلیت بوده و الان هم میبینم که داری کمی خودبرتر بینی و نپذیرفتن انتقاده.

    مثه اینکه هنوز به عمق اتفاقی که افتاده نرسیدی.و ذهنت مدام داره برات توجیه میکنه.

    چه راهنمایی های جالبی!!!!!!
    همچین حرف می زنین انگار ما روزی چند بار دست در دست هم قدم می زنیم و از عشق و عاشقی حرف می زنیم. همچین م یگین انگار من به او گفتم و او هم به من علاقمند شده و دو خانواده در خطرن؟؟؟
    از نظر تو فقط دست همدیگه رو گرفتن بده؟
    نه مسئله اینه که دلِ تو همین دوری و بقول خودت زجر عشق کشیدن و از توجه مرد غریبه لذت بردن میخواد تو همینو براش فراهم کردی.
    شاید اگه دلت وصال و دستشو گرفتن میخواست اینکارم میکردی.

    منظورم اینه که اگه اتفاق خاصی بینتون نیفتاده دلیلش خودکنترلی و منطقی بودن تو نیست.دلیلش اینه که توهمین دوری و هجران رو ترجیح میدی.
    پس توجیه کردن رو بذار کنار.تا وقتی بخوای واقعیتو توجیه کنی بیشتر هم ضرر میکنی.

    در مورد زندگی مشترکت نقل قولهای زیر رو بخون.من فکر میکنم تو اگه ایرادای رابطه خودت و همسرتو رفع کنی(هرچند میگی خوبه ولی معلومه یه ضعفایی داره) خود به خود مسئلت با برادرشوهرت حل میشه.

    يادمه يكبار توي كلاس آشنايي با كمپرسور شركت كردم. كمپرسور رو چند مرحله اي مي سازند و راندمان هر stage كمپرسور هميشه از قبلي كمتره. استاد سر كلاس از ما پرسيد چرا اين راندمان هر بار كمتر ميشه؟ ما جواب خاصي نداشتيم. اون يك نكته گفت كه هميشه توي گوشمه. گفت سير لذت در دنيا نزولي هست. اين يك قانونه. مثلا شما يك بشقاب غذاي خوشمزه رو براي بار اول با لذت زيادي مي خوريد، براي بار دوم هي! بازم مي خوريد. بار سوم با اكراه و بارهاي چهارم و پنجم ديگه دور از جون مي خواهيد بالا بياريد!
    اين اتفاقي هست كه در هر لذت دنيوي ميافته. حالا يكي زودتر يكي ديرتر.
    در پستي اشاره كردم كه عشق هم مثل يك موجود زنده مي مونه. رشد مي كنه و قد مي كشه.
    متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟
    از نوزادي تا نوجواني تا جواني و حتي پيري! عشق تغيير مي كنه و شكل ديگري به خودش ميگيره و لازمه در هر سن عشقت، به فراخور همون حال و هواش رفتار كني
    و مثلا سعي نكني پستونك فرو كني توي حلق يك جوون 20 ساله!
    اتفاقی که برای تو و همسرت افتاده همین سیر نزولی لذت هست که باعث شده تو تشنه بمونی.به عبارت دیگه هنوز پرورش دادنِ علاقه بین خودت و همسرت رو یاد نگرفتی.


    نقل قول نوشته اصلی توسط سرافراز نمایش پست ها
    من كاملا شمارو درك مي كنم و مي دونم چه حسي داريد. مي خوام واقعيتي رو بهتون بگم كه علت اين حس خودتون رو پيدا كنيد.
    وقتي زن و مرد با يك نيروي عشق با هم ازدواج مي كنند تصور مي كنند كه اين عشق همونجور به همون شكل مي مونه و تغييري نمي كنه و حتي اگر اينجور فكر نكنند توي ذهن همه اونها هست كه تا وقتي كه حس اونها به اين شكل باشه زندگيشون دوام داره و عاشقانه باقي مي مونه.
    نكته جالب و مهم اينه كه عشق هم مانند هر موجود زنده اي رشد مي كنه و تغيير شكل مي ده. زن و شوهر هم در طي دوران مختلف زندگيشون رشد مي كنن و تغيير شكل مي دن. آيا شما همون آدم 18 سالگي تون هستيد؟ مسلما نه!
    اتفاقي كه الان در زندگي شما رخ داده بخاطر اينه كه شما يا همسرتون تغييرات همديگر رو نپذيرفتيد و يا متوجه نشديد. سلايقتون متفاوت شده و بالطبع اولين خانمي كه در اين برهه از زمان با سلايق و خواسته هاي شما مطابقت مي كنه توجه شمارو به خودش جلب مي كنه. و صد البته نياز به توضيح نداره كه اين خانم جديد هم بعد از چندسال به سرنوشت الان همسر شما دچار مي شه چون اصولا شما در مورد اين حس خودتون ريشه يابي نكرديد.
    اما چاره كار چيه؟
    چاره كار اينه كه بنشينيد و از اول زندگي تا الان تغييراتي كه خودتون و همسرتون داشتيد و خواسته هايي كه از اول زندگي داشتيد و حالا فرق كرده دوباره مرور كنيد. با هم ديگه زمانهاي بيشتري رو صرف كنيد و از حرف دل همديگه باخبر بشيد. همسر خودتون رو به عنوان يك آدم جديد كه انگار تازه باهاش ازدواج كرديد بپذيريد و سعي در برآوردن خواسته هاي جديدش كنيد. همسر شما هم متقابلا بايد همين كارها رو براي شما انجام بده، تغييرات شمارو بپذيره و براي اونها فكري كنه.
    نكته: وارد كردن فرد سوم در زندگي اي كه نياز به بازبيني داره فقط اوضاع رو سخت تر و پيچيده تر مي كنه.
    موفق باشی
    ویرایش توسط بهار.زندگی : پنجشنبه 26 اردیبهشت 92 در ساعت 16:06

  18. 8 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 26 اردیبهشت 92), del (شنبه 28 اردیبهشت 92), golbarg40 (دوشنبه 20 خرداد 92), mohammad6599 (دوشنبه 17 تیر 92), shabe niloofari (پنجشنبه 26 اردیبهشت 92), taraneh89 (پنجشنبه 26 اردیبهشت 92), کامران (پنجشنبه 02 خرداد 92), سوگند32 (دوشنبه 30 اردیبهشت 92)

  19. #50
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 اسفند 93 [ 18:59]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    2,769
    سطح
    32
    Points: 2,769, Level: 32
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    92

    تشکرشده 345 در 153 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    اگه می شد یه مدت برین سفر تنهایی و از شوهرتون دور باشین شاید دوباره عشق تون پر شور و هیجان تر بشه آخه آدما تا وقتی یه چیزی یا کسی رو دارن قدرشو نمی دونن ولی وقتی نباشه می فهمن چقدر جاش خالیه

  20. 2 کاربر از پست مفید ahuman تشکرکرده اند .

    کامران (پنجشنبه 02 خرداد 92), سوگند32 (دوشنبه 30 اردیبهشت 92)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.